واکاوی روایتهای گاه متناقض برای پایان بخشیدن به قصههای ناتمام و تلاش برای کشف واقعیاتی که در سایهی خیال و وهم پنهان شدهاند، راوی «ایشان» را در مسیر افشای حقایقی قرار میدهد که در گوشه و کنارِ باورهای عامیانه، رازهای خانوادگی و تاریخِ شهر نهاوند پنهان شدهاند.
سینا بهرهمند، نوهی حکیمحافظ بهرهمند قهرمان نبرد با «ایشان»، رودرروی مادربزرگش، پدرش و دوستان پدربزرگش ایستاده تا بداند حکیمحافظ واقعاً چگونه آدمی بوده است؟ حقیقت ماجرای «باغ کوهانی» چیست؟ چرا نهاوندیها از «خانهی سیدان» میترسند؟ راز محلهی «گوشهی هفتآسیابه» چیست؟ و… «ایشان» روایتِ جذاب و پرکششی است شکلگرفته از خاطرات و داستانهایی که سینا بهرهمند آنها را با ما در میان میگذارد. جوان سیوپنجسالهای که پروردهی قصههای مادربزرگش، سنگینبانو است و حالا به نبرد با قصهها و باورهای مادربزرگ رفته است.
احمد ابوالفتحی که پیش از این در مجموعه داستانِ «پلها» و رمان «سال سی»، توانمندیاش در روایتِ تنهاییها، غمها و شادیهای ایرانیان معاصر را دیدهایم، در داستانهایش به برقراری همنوایی میان ساختهای مدرن داستاننویسی و شیوههای قصهپردازی ایرانی توجهی ویژه دارد. او اینبار با رمانِ پرقصه، پرکشش و اندیشهورزِ «ایشان» از نسبت میان اسطوره، خیال و تاریخ میگوید و از نوع مواجههی انسان ایرانی با این سه.
کتاب "ایشان" هم مانند کتاب "سال سی" از ابوالفتحی داستان غبارزدایی است از گذشتهای دور و خاکگرفته در تاریخ. روایتی از تاریخ نهاوند با نقش آفرینندگانش که در آن دورانِ فراموش شده نفس میکشیدند و قصهشان ایدهای بوده برای نویسنده. رمان "ایشان تعلیقی پررنگ دارد و نقش اساسی و پیشبرندهای در روندِ آن. نویسنده در روایت های خود از گذشته نیز از تعلیق استفاده نموده. شیوه و روش تعلیقی که ابوالفتحی در رمان "ایشان" از آن استفاده کرده بهترین قلاب است برای به دام انداختن مخاطب و کشاندن و همراه کردن او با سینا بهرهمند، قهرمان داستان. "ایشان" روایتی پرکشش دارد. از خرافات و موهومات باطلی میگوید که همیشه با هر میزان از اثبات واقعیت و حقیقت با انسان و زندگی او همراه بوده است، انسانی که مدعی عقل و منطق است. جهانی که قهرمان داستان، "سینای بهرهمند" در آن بزرگ شده جهانی مرموز است. جهانی از باورهایی وهم شده که سینه به سینه و دهن به دهن در اهالی شهر و دیارش رواج یافته و جان گرفته و مکرر شده است. فضای داستان رمان در شهر نهاوند است، شهری با تمدنی قدیمی و تاریخی، با روایتی از خان و خانزاده و مردم ستمدیده از ظلم آنان. سینا، قهرمانِ "ایشان" خوش سخن و خوش لحن است. او در فرایند شکل گیری و روند داستان و با تدبیر نویسنده، مشتاق کشف و مواجهه با ایشان می شود تا جوانمردی و قدرت خود را به خود و به دیگران اثبات کند و او هم بتواند مثل همان پدربزرگ از کشف و دریافت حضور ایشانها بهرهمند شود. سینای جوینده یابنده میشود. یابندهی حقیقتی تلخ که در پشت نقابی قدرتمند از همان خرافات و موهومات قرار داشته و عمری از او و امثال او را به هدر داده است. ابوالفتحی گام به گام قهرمانش را جوری پیش میبرد تا مسئولیت جادوزدایی و خرافهزدایی را بر عهده قهرمان رمانش بگذارد قهرمانی که نویسندهی دیگر "ایشان" هم هست که ادعا میکند بیقصه هیچ است و شروع و قوت قصهی خود را در قصههای مادربزرگ خود میداند و روایت میکند. مهمترین ایده برای خلق داستان از زبان قهرمان. قصه نثری پاکیزه و بدون سکته دارد. تصویرسازی داستان به اندازه و در حد نیاز بدون شلوغ کاری صحنه انجام شده است. نویسنده ساده و سلیس داستانش را به تحریر در آورده. جوری که در هیچ کجای داستان خواننده نیاز به خواندن دوبارهی جملههای کتاب را ندارد. یکی دیگر از جذابیتهای رواییِ رمان "ایشان" نامگذاری شخصیت های داستان است. نامهایی خاص و تکرارنشدهتر که خوانندهی کتاب را مشتاق می کند تا شخصیت او را دریابد. مثل نام "سنگینبانو" که نام مادربزرگ سینا بهرهمند است یا "مظاهر" نگهبان باغ "کوهانی"، باغی مرموز که مردآزما دارد. راوی در رمان "ایشان" با صداقت و شجاعت از تقدس کلیشهایِ روابط خانوادگی می گذرد و به چالش می کشاند. تقدس رابطه ی پدر و پسر. پدر را با منطق و بی هیچ غرضی واکاوی سینا روبروی پدر می ایستد و با او وارد چالش میشود. رمان "ایشان" داستانی است تکرار شده در هر زمان از تاریخی که بر این سرزمین می گذرد. تاریخی که از ظالم بالادست و مظلومیت فرودست روایت میکند. در آخرین فصل از کتاب "ایشان" نویسنده، هوشیاری و اتحاد کسانی مثل سینا بهرهمند را متذکر و یادآور میشود که نسبت به دغدغههای مردم سرزمینشان تصمیم به کاری موثر میگیرند تا برای آیندگان قصه ای بهتر را برای نوشتن مهیا کنند.
رمان "ایشان" روایتی پر کشش و راز آلود ، وهمناک و باورهای خرافاتی پیشینیان با گویش محلی را به تصویر کشیده است . و رگه هایی از تاریخ در آن دیده می شود . مکانهای داستان به گونه ای فضاسازی شده که با سبک گوتیک هم خوانی دارد . مواردی چون حوادث ماوراء الطبیعه مانند حضور مردآزما ، دیو و ایشان ... واقع انگاری آنها ، زمان کشی ، پیشگویی و نفرین، سخن گفتن از آینده ، درگیری ذهنی بین دنیای درون و بیرون و حضور شخصیتهای شرور دیده می شود ، و آن که دیدن مردآزما در "شب" اتفاق می افتد در داستان های گوتیک نویسنده مسائل غیرمنطقی و غیرواقعی را واقعیت می انگارد و خواننده در اینکه آیا این ها واقعیت یا رؤیا هستند در تردید است. در افسانه ها و داستانها مرد آزما ظاهری هیکلی و بز مانند و شاخ دار ، عموماً افراد شجاع و مدعی پهلوانی را به مبارزه میطلبد و به اصطلاح آنها را محک میزند تا ثابت شود که واقعاً پُر زور هستند ؟ همچنین در مواردی گفته شده که اگر کسی با مردآزما دوست شود میتواند استفاده های فراوانی از آن ببرد یا به نقل از نویسنده بهره مند شود. و بازنگری های عمیق ِ پدر و پسر نشانه آن است که گذشته ایی داشته اند و آنها دارای نقاط قوت ، ضعف بودند . با خودشان مکالماتی درونی ، روابط و دنیای پیرامون خود دارند . "ایشان" برایم یاد آوری از شاهنامه بود در شاهنامه ؛ تهمورث دیوهای زیادی را اسیر می کند و از دیوها بهره میبرد ، حدود سی زبان را از آنها یاد میگیرد . و نبرد رستم با دیو ؛ «اکوان دیو» از دیوهای مشهور شاهنامه است که به شکل یک گورخر ظاهر میشود. رستم تعقیبش میکند و بعد از چهار روز گیرش میآورد، ولی گورخر فوراً ناپدید میشود و رستم میفهمد که او همان اکوان دیو است. و در این نبرد پیروزی با رستم است .
یک قصه به شدت تکراری دم دستی که نویسنده زور زده مثلا سختش کنه. زهی خیال باطل. بدبخت نویسنده ای که آرزو داره رمان به اصطلاح سخت خوان و خاص پسند بنویسه. این رمان سخت خوان نبود اما حتما خاص پسنده. اون خواص هم رفقا هستند. مهیار رشیدیان و هادی تقی زاده و دو سه تا دیگه. واقعا تر زدید به ادبیات مملکت با این گنده گو...ی ها به قول گلشیری داستان نوشتن سواد میخواد. سوادش نباشه با ادا و اصول هیچ جا نمیرسی