Jump to ratings and reviews
Rate this book

خمینیسم: جستارهایی درباره‌ی جمهوری اسلامی

Rate this book
اصطلاح نچسب «فوندامنتالیست» بسیار بیش از آنکه در خور خمینی باشد به او اطلاق شده است؛ تا آنجا که حتی پیروانش در ایران وقتی معادل مناسبی در فارسی یا عربی برای این اصطلاح نیافتند با ترجمه واژه به واژه‌ی فوندامنتالیست، با افتخار کلمه‌ی «بنیادگرا» را برای او جعل کردند. این برچسب‌گذاری طنزآمیز نیز هست، چون پیروان خمینی هرگز از متهم کردن مخالفانشان با برچسب‌های التقاطی و غربزده دست برنداشتند [حال آنکه خود، چنین واژه‌ای را از غرب به عاریت گرفته بودند]. به‌‌رغم استفاده‌ی گسترده از این برچسب، نگارنده بر این باور است که اطلاق اصطلاحی که برای فرقه‌ای از پروتستان‌های ابتدای قرن بیستم به کار می‌رفت، به یک جنبش سیاسی در خاورمیانه‌ی امروز، نه تنها نارسا و گمراه‌کننده، بلکه به دلایلی که در پی می‌آید، مطلقا نادرست است

259 pages, ebook

First published January 1, 1993

9 people are currently reading
484 people want to read

About the author

Ervand Abrahamian

19 books302 followers
Ervand Abrahamian (B.A., M.A., Oxford University; Ph.D. Columbia University), an Armenian born in Iran and raised in England, is well qualified by education and experience to teach world and Middle East history. He has published Iran Between Two Revolutions, The Iranian Mojahedin, Khomeinism, Tortured Confessions, and Inventing the Axis of Evil. He teaches at the CUNY Graduate Center, and has taught at Princeton, New York University, and Oxford University. He is currently working on two books: one is The CIA Coup in Iran; and another, A History of Modern Iran, for Cambridge University Press.

یرواند آبراهامیان (متولد ۱۳۱۹ در تهران) تاریخ‌نگار ارمنی ایرانی است. او در سال ۱۳۲۹ به بریتانیا مهاجرت نمود و به سال ۱۳۴۲ درجهٔ کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد. آبراهامیان پس از مهاجرت به آمریکا موفق به گرفتن دکترای خود، در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه کلمبیا شد.
وی در دانشگاه‌های پرینستون و آکسفورد به تدریس «تاریخ ایران» پرداخ] و هم‌اکنون در کالج باروک دانشگاه شهر نیویورک (CUNY) به تدریس تاریخ جهان و خاورمیانه مشغول است. آبراهامیان در مقوله «تاریخ ایران معاصر»، از برجسته‌ترین تاریخ‌نگاران محسوب می‌شود.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
39 (23%)
4 stars
78 (46%)
3 stars
43 (25%)
2 stars
7 (4%)
1 star
1 (<1%)
Displaying 1 - 27 of 27 reviews
Profile Image for Nariman.
86 reviews119 followers
February 6, 2017
یکی دیگه از کتاب های خوندنی آبراهامیان که از 5 مقاله تشکیل شده. در مقاله اول تلاش می کنه خمینی رو به عنوان یک پوپولیست معرفی کنه نه یک بنیادگرای مذهبی، در مقاله دوم عقاید خمینی در مورد دولت، مالکیت خصوصی و کشمکش طبقاتی رو مورد بررسی قرار میده.مقاله سوم به بررسی روز کارگر پس از انقلاب می پردازه و این که چگونه رژیم جمهوری اسلامی اون رو از یک راهپیمایی با شعار های رادیکال کارگری تبدیل کرده به یک گردهمایی بی خطر و تا حد توان از اهمیتش کاسته.
در مقاله چهارم که بیشتر از همه به دل من نشست و به سوال های زیادی که در ذهنم بود پاسخ داد به بررسی تحریف های جمهوری اسلامی درباره تاریخ معاصر ایران پرداخت. شیخ فصل الله نوری شخصی است که جمهوری اسلامی تلاش زیادی برای تطهیر او دارد.در حالی که این فرد جهت گیری های آشکاری به سمت روسیه داشته، اجازه تخریب قبرستان مسلمانان برای احداث بانک روسی را به آنان داد و در درگیری های بین محمد علی شاه و مشروطه خواهان نه تنها آشکارا سمت سلطنت را گرفت، بلکه با بابی و کافر خواندن مشروطه خواهان عملا حکم مرگ آنان را داد.
مدرس شخصیت دیگری است که حکومت تلاش زیادی می کند تا او را شخصی ضد جکومت رضا خانی و به شدت حامی مذهب و اسلام معرفی کند. حقیقت این است که مدرس هم به وزیر جنگ شدن و هم به پایان قاجاریه و سلطنت رضا شاه رای مثبت داده بود. و از طرفی همواره شخصیت لیبرالی داشته است و از طرفداران دور نگه داشتن دین از سیاست بوده است. ملک الشعرای بهار همواره او را به دلیل این که از مذهب بر علیه دشمنان خود استفاده نمی کند می ستود.
شخصیت دیگری که بسیار بر روی او مانور می دهند میرزا کوچک خان جنگلی است. از دید حکومت وی یک "روحانی" مبارز تصویر می شود که پرچم اسلام را برافراشته و بر علیه قدرت های خارجی مبارزه کرد. این در شرایطی است که روابط او با چپ های ایران و شوروی همواره با معما های بسیاری همراه بوده است .همچنین بزرگنمایی های بسیاری درباره جنبش جنگل پس از انقلاب اسلامی انجام گرفته است در حالی که جنبش جنگل در دوران اوج خود بیش از 2000 مرد مسلح در اختیار نداشت.
آیت الله کاشانی، ستارخان، نواب صفوی و... از شخصیت های تاریخی دیگری هستند که در جمهوری اسلامی اعمالشان بزرگنمایی شده است و از طرفی کاراکتر های چپ و لیبرال همچون مصدق، سلیمان میرزا اسکندری، کسروی و ... همواره تخریب می شوند.
مقاله پنجم به بررسی تئوری توطئه در ایران می پردازد که بسیار خواندنی است. این مقاله ابتدا ریشه ها و دلایل این مساله رو آشکار می کنه و سپس بررسی می کنه که چجوری تئوری توطئه مانع شکل گیری پلورالیسم در سیاست ما شده و هیچ جناح سیاسی تحمل شنیدن حرف مخالف رو نداره و به سادگی گروه مخالف رو به عنصر بیگانه بودن متهم می کنه. نتایج این تئوری توطئه در بین سیاستمداران و مردم ما بعد از انقلاب به فجایعی همچون کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت و قتل های زنجیره ای منجر شد.


کتاب ترجمه نشده و نسخه انگلیسی رو هم به سختی گیر آوردم. اگر می خواید کتاب رو بخونید اون رو اینجا براتون آپلود کردم.

Profile Image for Mostafa.
433 reviews51 followers
November 9, 2022
4 stars
در این اثر نویسنده یک سوال مطرح میکند که آیت الله خمینی پوپولیست بود یا بنیادگرا؟
او ضمن ارائه پاسخ این سوال در ابتدای کتاب، در ۵ فصل و یک نتیجه گیری به اثبات پاسخ اولیه اش می پردازد
او میگوید که آیت الله خمینی یک پوپولیست بود علی رغم اینکه بسیاری ممکن است نظام سیاسی او را بنیادگرایی معرفی کنند

آیت الله خمینی در دیدگاه هایش در مورد دولت، جامعه، مالکیت، کارگر و... دیدگاه های متضادی داشت به غیر از نظراتی که در مورد مالکیت و حمایت از مالکیت خصوصی ارائه میکرد، بسیاری از نظرات ایشان در موارد فوق در طول زمان با توجه به شرایط تاریخی و موقعیت سیاسی ایشان تغییر می کرد
مثلا در مورد جامعه سه دیدگاه متفاوت داشتند

تا قبل از سال ۴۰:: محافظه کارانه و سنتی بود اینکه قائل به طبقه( نه از نوع کمونیستی اش) بودند و اینکه هر یک از طبقات جامعه به فراخورِ خود اهمیت دارند .... در این دوره روحانیون وظیفه گوشزد کردن خطای حاکمان به آنها را دارند( نگاه آیت الله بروجردی و سیستاتی) و انقلاب امری مذموم و ناپسند است ......... تاکید بر مشی علمای پیشین مانند علامه مجلسی بود که به پیرویِ مردم از حکومت اشاره می کردند و اگر هم نقدی بود نقد به شخص خاص بود و نه به نهاد پادشاهی ... در کتاب کشف الاسرار ایشان درخواست هایش را از حاکمیت و پادشاه این گونه مطرح می کند... لزوم احترام پادشاه به مذهب،، اجازه ورودِ بیشتر علما به مجلس و انطباقِ قوانین با شریعت

از سال ۴۰ تا اوایل دهه ۶۰:: بیان مقابله جو

جامعه به دو طبقه مستضعف و مستکبر تقسیم می شود........طیف مستضعف که دقیقا معلوم نیست اما عموما به افراد فقیر یا به اصطلاح پابرهنگان دلالت دارد و طرف دیگر شامل ثروتمندان، استثمارکنندگان، قدرتمندان، سرمایه داران، کاخ نشینان، اعیان و اشراف و... است که در این میان اقلیت های دینی در سمت مستکبران طبقه بندی می شدند
او برای توجیه تاریخی این دوگانگی( مستضعف و مستکبر) از تاریخ وام می گرفت و به پیامبر، حضرت موسی، حضرت علی و... اشاره میکرد که انسانهایی فقیر بودند در این میان
البته همواره تاکید می کردند که ""اسلام قدرتش را از تو ده های فقیر یافته است و شهدای ۱۵ خرداد ۴۲ همگی از فقرا بودند!!ر

از سال ۶۰ تا ۶۷::: رویکرد کمتر تهاجمی

بدین گونه که در این دوره بیانش تلطیف می یابد و کمتر تهاجمی است
اقلیت های دینی را به دلیل تقدیم شهید در دوران انقلاب تقدیر میکند و در اینجا ( در یک رویکرد پوپولیستی در به خدمت گرفتنِ تاریخ) اشاره می کند که حضرت علی تفاوتی بین یهودی و مسلمان نمی گذاشت.. در صورتی که معلوم نیست چرا از شهدای اقلیت ها در دوره ای که جامعه به دو گروه عمده مستضعف و مستکبر تقسیم شده بود تقدیر نمی شد ... اقلیت های دینی در اوایل انقلاب و ابتدای جنگ شرایط نامطلوبی در جامعه مذهبی ایران داشتند زیرا از لحاظ فقهی نجس بودند و لزوم احتراز از آنها بر مسلمانان واجب بود.....ر
نویسنده اشاره می کند که در این دوره(از سال ۶۰ تا ۶۷) ما شاهد سه طبقه هستیم
ثروتمندان، افراد متوسط که شامل روشن فکران، روحانیون، کارمندان دولت، بازاریان می شد و افراد فقیر که البته در این میان بازاریان،،، قشری که ایشان بسیار به آنها توجه داشتند و همواره تاکید می کردند که اگر بازاریان از حاکمیت رو گردان شوند، حکومت به مویی!! بند است وارد در طبقه بندی می شود

حکومت پوپولیستی ایران که نویسنده از آن به خمینیسم یاد میکند، حکومتی از نوع حکومت های عوام فریبانه آمریکای لاتین است
ویژگی و شاخصه بارز این حکومت ها این است که حاکمان تصمیمی میگیرند و برای اثبات درستی و صِحت آن تصمیم به تاریخ و ( در جوامع مذهبی) به منابع دینی مثل کتاب مقدس و سیره بزرگان متوسل می شوند تا بتوانند تصمیمی که گرفته اند را توجیه و مُدلل کنند

از نظر خمینیست ها، امامان معصوم شیعه در تفسیر اجتماعی و سیاسی اوایل انقلاب و در جامعه دو قطبی مستضعف- مستکبر افرادی فقیری هستند که دائما به آنها ظلم و تعدی می شود اما همین امامان در دوره بعد از سال ۶۷ و به قدرت رسیدن میانه روها و محروم کردن رادیکال ها از قدرت ( افرادی مثل آقای خلخالی و... که در آزمون مجلس خبرگان پذیرفته نشد در صورتیکه آزمون سابقا گرفته نمیشد) امامانی ثروتمند، باغ دار، تاجر و... بوده اند

یا در برداشتی دیگر در دو قیام سال ۱۹۹۰ و ۱۹۹۵ مردم عراق علیه رژیم بعثی صدام خصوصا در قیام دوم که حاصل مبارزات شیعیانِ جنوب عراق بود، طه یاسین رمضان الجرزاوی برای سرکوب قیام شیعیان، مامور بمباران نجف و... می شود و حاکمیت ایران تمایلی به دفاع از حرم!!! ندارد ولی چند سال بعد در زمان آشوب در رژیم بشار اسد از ناحیه مخالفانش، حاکمیت ایران به بهانه دفاع از حرم حضرت زینب اقدام به حضور نظامی در آنجا می کند

بنا به تعبیر نویسنده، حکومت های پوپولیست ید طولایی در استناد به تاریخ برای اثبات نظریاتشان دارند و در اینجا مردم و شهروندان آن حاکمیت می بایستی خود را به سلاح علم و آگاهی مسلح کنند تا بتوانند دقیق و صحیح وقایع را تحلیل کرده و از افتادن در دام عوام فریبان بر حذر باشند، حاکمان عوام فریبی که می دانند چگونه میتوانند توجه و میل و اشتیاق مردم را جلب کنند تا به اهداف خود برسند
Profile Image for Ardavan Bayat.
367 reviews65 followers
December 6, 2022
پایان خوانش: 1401.09.14

فهرست:
مقدمه
1. بنیادگرایی یا پوپولیسم
2. دیدگاه‌های خمینی درباره‌ی مالکیت، جامعه و دولت
3. جشن اول ماه مه در جمهوری اسلامی
4. استفاده و سوءاستفاده از تاریخ
5. سوءظن بیمارگونه در سیاست ایران
پی‌گفتار
121 reviews2 followers
August 16, 2022
کتاب خیلی جانبدارانه و به نفع چپ نوشته شده. و تقریبا همه را زیرسوال می‌برد (ستارخان و کوچک خان و مدرس و...) غیر از چپ.
بخش‌هایی از کتاب را در جاهای دیگر خوانده بودم
فصل تاریخ برگزاری روز کارگر جالب بود، در واقع کتاب مجموعه مقاله است و انسجام کافی ندارد. فصل انتهایی کتاب نیز رقابت‌ها و تغییراتی که بعد از فوت خمینی در سیاسیون اتفاق افتاده را روایت کرده
ولی ارزش خواندن دارد
Profile Image for Homa.
30 reviews40 followers
December 27, 2017
کوتاه و مفید بود و باعث شد در مورد تاریخ معاصر ایران کنجکاوتر شم و بخوام که بیشتر بخونم.
1 review
February 16, 2019
Decent overview of the populist and working class character of the Islamic Revolution during Khomeini's time but readers should defer to the book Islam and Revolution as it is written by Khomeini itself and isn't saddled with some analysis that occasionally borders on patronizing and even orientalist. Chapters 4 and 5 in particular are weak in comparison to the chapters preceding them in this respect. Gaslighting the Iranian government calling them "paranoid" for daring to mention the threat posed by the west despite support for royalists and terrorist cults like MEK that seek the destruction of their society is rather irritating. Nevertheless it is informative in parts and an overall interesting read.
Profile Image for Shawn.
341 reviews7 followers
October 20, 2022
Hm. Clearly a scholarly book, a composition of essays, and mostly informative & illuminating. It does dispel a great deal of fuzziness for those entirely baffled by Iranian politics & government. Each essay is composed with care and serious attention to the substance of things, and there are many comparisons between the Orient & the Occident, the East & the West. For example, Khomein and his rhetoric are compared to the rhetoric and the movements of Latin American countries such as Cuba (Che Guevara) and Argentina (Juan Peron). This facet of the presentation was really effective & interesting, for many Western readers like myself need a foothold of understanding & comparison in order to attempt to sift through and comprehend the political science of Iran. This book is a political science book through & through.

It's good, and kinda deserves more than three stars. But you hafta be interested in this stuff to appreciate it. Much of the reading consists of wide-eyeing at the ignorance, at the hostility, at the paranoia, and at the, well, the backwardness. Khomein, the subject of it all, is not so enigmatic when ya put him in a room full of all the world's politicians. This dude basically shifted & adapted, trumpeted some things, messaged stuff, and appealed as best he could for the sake of influential power, for the sake of having a (sovereign) say in the direction and the affairs of his country. But he really did write a lot. And if you didn't know already, Iran combines both political (secular) might with religious (theological) might, so the effect of someone like Khomein, is really apart from anything that exists in, say, USA or Australia. The West has no religious idols except the most obvious, Jesus Christ, the emblem of perfection and the Spirit of God, and His mother, Mary. But in Iran, they've martyrs, imams, and a concourse of saints, jurists & leaders. There's also a great deal about both revolutions and labor. The latter received much attention and the book shines for its treatment of the subject, for it was the everyday person that Khomein sought to appeal to. The book has excellent images of stamps & posters, it's not long and can be taken in a day or two, and it is well-organized and coherent. It's pretty tough to make it all coherent. Lastly, the book is quite helpful in understanding one's own nation. Readers will see how media is used, how enemies are labelled, how people jockey for political positions, how international influences overwhelm domestic issues, etc.. I recommend it for people trying to make sense of Iran, or for those poli-sci students out there who are brave enough to focus on the Islamic Republic.
Profile Image for Sepehr Keshanchi.
56 reviews8 followers
August 20, 2019
کتاب شامل مجموعه مقالاتی است که چند محور اساسی تاریخ سیاسی معاصر ایران رو شامل میشه و و محوریتش برخورد ایدئولوژی جمهوری اسلامی در مواجه ، تفسیر و ایجاد روایت مطلوب تبلیغی نظام برآمده از انقلاب اسلامی سال 57 در مورد مقاطع تعیین کننده سیاست معاصر ایران میباشد . بصورت خلاصه فضای کتاب مانند سایر کارهای آبراهامیان در فضایی بسیار پژوهش محور شکل میگیره و اگر تجربه مطالعه سایر کارهاشون رو داشته باشید از این کتاب هم لذت میبرید . شاید با توجه به تنوع مقالات کتاب و اینکه در سایر کارهای آبراهامیان هم رد پای بسیاری از جملات این کتاب رو بشه پیدا کرد بهترین ریویویی که بشه از کتاب نوشت برآمده از متن باشه : (( مسلماً جمهوری اسلامی تاریخ را انباری از اسناد و مدارک در نظر نگرفته است و برای بدست آوردن حقیقت تاریخی با وسایلی تا این حد غیر مجاز به دردسر افتاده است . کتاب سه هدف عمده رو پیگیری میکند که اول شرح این نکته است که رژیم از چهار مقطع مهم تاریخی شامل انقلاب مشروطه ، جنبش جنگل ، سلطنت رضاخان و دوران نخست وزریری مصدق و کودتای 28 مرداد به عنوان لحظات تعیین کننده استفاده کرده است . لحظاتی که در آنها گویا چپ به ملت ایران خیانت کرده ، در صورتی که روحانیون در مقابل امپریالیسم ، فئودالیسم و استبداد ایستادگی کرده اند . این مقالات نشان میدهند که چه جهاتی از این مقطع تاریخ برجسته شده و چه جهاتی کم رنگ و نادیده گرفته شده است . همچنین موارد سواستفاده از تاریخ در جهت ایجاد نوعی مشروعیت دینی و ملی نموده است . ضمناً تلاش در جهت جداسازی نیروهای چپ از نیروهای ملی گرای غیر مذهبی برای تضعیف هر دو گروه دارد و در نهایت اینکه با مجموعه این تلاش ها به روحیات طبقات پایین تر جامعه متصل تر شود .))
Profile Image for Dariush.
4 reviews1 follower
April 21, 2022
شاید اغلب ما بر اساس تجربه ی زیستمون در ایران، ج.ا و موسسش آیت الله خمینی رو بنیادگرایانی افراطی بدونیم. خصوصا حالا که طالبان بار دیگه بر افغانستان حاکم شده و بازار قیاس اونها با انقلابیون 57 (با عناوینی مثل طالبان ایران) داغه. با این حال آبراهامیان نظر دیگه ای داره. اون خمینی رو نه یک بنیادگرا، که یک پوپولیست میدونه. چیزی شبیه انقلابیون آمریکای جنوبی.
آبراهامیان تو اولین و مهمترین فصل کتاب ابتدا میگه چرا خمینی بنیادگرا نیست. دلایلی مثل ستیز خمینی با اخباریون (روحانیونی که فقط به قرآن و حدیث استناد میکنن و جایی برای استدلال و فلسفه قائل نیستن) یا انعطاف هایی که خمینی در فتواهای دینیش بر اساس اقتضائات دنیای جدید داشته.
در ادامه تعریفش از پوپولیسم رو بیان میکنه: به خروش اوردن طبقه ی تهی دست و متوسط علیه استعمار و سرمایه داران داخلی و ساختن رویای کشوری مستقل و عادلانه.
بر اساس همین تعریف آبراهامیان خمینی و جنبش رو مشابه جنبش های سوسیالیستی آمریکای جنوبی میدونه. نه جنبش های افراط گرایانه ی اسلامی مثل اخوان المسلمین.
یکی دیگه از شواهدی که برای اثبات ایدش و در فصل دوم کتاب میاره چرخشی هست که خمینی پیش و پس از انقلاب نسبت به حق حاکمیت خصوصی داره. از نظر آبراهامیان خمینی مثل یک سیاستمدار کارکشته میدونست که پیروزی انقلاب با خروش تهی دستان ممکنه اما حفظ حکومت با راضی نگه داشتن طبقه ی متوسط. پس پیش از انقلاب جامعه رو به دو بخش مستکبر و مستضعف تقسیم کرد و از ساقط کردن مستکبرین گفت و شعارهای مارکسیستی رو به عاریه گرفت، اما با پیروزی انقلاب و تشکیل حکومت با به رسمیت حق مالکیت خصوصی اون رو از خطوط قرمز اسلام برشمرد.

فصل 3 و 4 و 5 مقالات نسبتا مستقل اما جالب توجهی هستن درمورد رابطه ی ج.ا و کارگران و روز کارگر، روایت ج.ا از تاریخ و در نهایت بدبینی معاصر، طولانی و گسترده ی ایرانیان به "توطئه ی خارجی ها"
Profile Image for Hussain Txomin  Ali.
5 reviews
December 3, 2023
A pretty good intro to the Islamic Republic for the typical westoid brainwashed by decades of the dumbest propaganda against it, I suppose. Puts recent history into bite-sized context. However, the author is clearly of the trot chomskyite typical western ‘leftist’ variety who view da REYGEME of Iran as a MULLAHOCRACY which uses POPULISM to rule over its simple backward subjects, if you know what I mean. Take it with a lump of salt.
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
507 reviews1 follower
Read
July 26, 2025


خمینیسم همچون دیگر انواع پوپولیسم، رهبرش را به جایگاه نیمه‌خدایی بر فراز سرِ مردمانش برکشید؛ رهبری که نمادی از ریشه‌های تاریخی، تقدیرِ مقدّر و شهدای انقلابی بود. در این رویکرد به‌رغم همۀ سخنان ستایش‌آمیز دربارۀ مردم، قدرت از رهبر عظیم‌الشأن ساطع می‌شود... از این‌رو عنوان امام را نه فقط به‌عنوان یک لقب خاصّ مذهبی، که گونه‌ای دیگر از عنوان‌هایی چون رهبر بزرگ، راهبر عظیم‌الشأن، رئیس بزرگ و پدر فقرا در آمریکای لاتین باید دید (آبراهامیان، ۲۰۱۹: ۷۱).

کتاب «خمینیسم: جستارهایی دربارۀ جمهوری اسلامی»، نوشتۀ دکتر یرواند آبراهامیان، اثری متشکّل از پنج فصل است که متن کامل آن توسط کسری امیرشاهی به فارسی ترجمه شده است. ایدۀ اصلی این کتاب این است که اصطلاح پوپولیسم بیشتر می‌تواند توصیف‌گر خمینی و اندیشه‌های او باشد تا اصطلاح بنیادگرایی که بر طرد و نفی دنیای مدرن دلالت می‌کند. به‌عنوان مثال بااین‌که خمینی سالیان متمادی برای غیراسلامی بودن حقّ رأی زنان حجّت آورده بود، در دوران انقلاب استدلال می‌کرد که محرومیّت زنان از حقّ رأی، غیراسلامی است (همان: ۱۷-۶۴).

روح‌الله خمینی از مادری اصفهانی - دختر مجتهد معروف ملاحسین خوانساری - و گویی اجداد پدری اصالتاً نیشابوری و مرفّه، در خمین، متولّد شد. پدرِ پدربزرگ او از نیشابور به کشمیر مهاجرت کرده بود و پدربزرگ او، سید احمد، که با لقب هندی شناخته می‌شد، در کشمیر به‌دنیا آمد و بعدها برای تحصیل به نجف رفت و سپس در شهر خمین سکونت گزید (همان: ۲۱-۲۲).

سید روح‌الله خمینی در چهار ماهگی، پدرش، سید مصطفی، و در پانزده سالگی مادرش را از دست داد (همان: ۲۳). او در ادامه‌ با خواندن دروس مرسوم حوزه در نزد آیت‌الله حائری و آیت‌الله بروجردی و همچنین حضور در درس عرفان آیت‌الله شاه‌آبادی به نوشتن کتاب‌های مختلف و سرودن شعرهای عرفانی،
که پس از مرگ او در یک مجلّد به نام دیوان شعر به چاپ رسید، پرداخت (همان: ۲۵).

خمینی بااین‌که خواسته‌های حداقلی خود را در کتاب «کشف‌الاسرار» مطرح کرده بود، اما برخلاف آنچه شنیده می‌شود ایده‌های اصلی و مباحث کلیدی وی مانند انقلاب، جمهوریت، شهادت، مستضعفان و حتی ولایت فقیه را در آن نمی‌توان یافت (همان: ۴۵-۴۶).
یرواند آبراهامیان نشان می‌دهد که چگونه جمهوری اسلامی سعی می‌کند تا با سوءاستفاده از تاریخ برای خود مشروعیت دینی و مردمی دست‌وپا کند. به‌زعم او جمهوری اسلامی سه تن از مهم‌ترین چهره‌های حزب توده یعنی نورالدین کیانوری، احسان طبری و محمود اعتمادزاده (به‌آذین) را شکنجه کرد تا در نمایشی تلویزیونی سخن خود را با سلام و درود به امام خمینی، رهبر بزرگ انقلاب، شروع کنند و ضمن ستایش و تمجید از روحانیون به‌عنوان قهرمانان مبارزه با ظلم و فساد، به توطئۀ بیگانگان اعتراف کرده و از گذشتۀ اشتباه خود توبه نمایند (همان: ۱۵۲-۱۵۳).
جمهوری اسلامی همچنین به تبلیغ و ستایش از چهره‌هایی مانند شیخ فضل‌الله نوری، آیت‌الله مدرس، آیت‌الله طباطبایی، آیت‌الله بهبهانی، آیت‌الله کاشانی، میرزاکوچک‌خان جنگلی و ستارخان پرداخت و بدون آن‌که به دفاع آنان از نظام شاهنشاهی و یا رابطه‌شان با بیگانگان اشاره‌ای داشته باشد، اقدام به جعل و افسانه‌سرایی‌های پوپولیستیِ مذهبی کرد. شیخ فضل‌الله نوری با روسیه روابط حسنه‌ای داشت و از حامیان سلطنت بود به‌شکلی‌که از محمدعلی‌شاه به‌عنوان نگهبان اسلام تمجید کرد و اطاعت از سلطان را حکم واجب الهی شمرد و جان مشروطه‌خواهان را با تکفیر و اتّهام‌هایی از قبیل بی‌خدایی، شرک و بابی‌گری به خطر انداخت و سبب قتل عدّه‌ای از آنان شد (همان: ۱۵۷-۱۶۱-۱۶۲).

ملک‌الشعرای بهار در ستایش از مدرس، او را فرد سکولاری خواند که خواهان جدایی مذهب از سیاست است (همان: ۱۷۳). چنان‌که طباطبایی نیز نه تنها لیبرالیسم اروپایی را تحسین می‌کرد که عضو نه چندان مخفی لژ فراماسونری تهران بود (همان: ۱۶۳). بهبهانی هم آشکارا در کنار شاه و سلطنت‌طلبان قرار گرفت و در مقابل دکتر مصدق ایستاد (همان: ۱۷۹). کاشانی از دربار، انگلیس و آمریکا حمایت کرد و شاه ایران را با صفاتی همچون نیک‌طبع و بسیارمردمی ستود (همان: ۱۸۰-۱۸۲). و آیت‌الله بروجردی نیز با ممنوع شمردن ورود به سیاست عملاً از رژیم سلطنتی پشتیبانی می‌کرد (همان: ۱۷۹-۱۸۰).

از ارتباط نزدیک میرزاکوچک‌خان جنگلی با روسیه (همان: ۱۶۹) و راهزن و غارت‌گرِ دائم‌الخمر خوانده شدن ستارخان از سوی بسیاری از هم‌رزمانش نیز نمی‌توان چشم‌پوشی کرد (همان: ۱۶۳). چنان‌که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت شاه به ایران، روزنامۀ فدائیان اسلام کودتا را قیامی مقدّس خواند، خواستار اعدام مصدق شد و از محمدرضا پهلوی به‌عنوان قهرمان جهان اسلام ستایش کرد (همان: ۱۸۲).

دکتر آبراهامیان در فصل پایانی این کتاب باآن‌که دخالت قدرت‌های خارجی همچون روسیه، انگلیس و آمریکا در سیاست ایران را می‌پذیرد (همان: ۱۹۴)، به مسئلۀ پارانوئید پرداخته و معتقد است که توهّم توطئه هرچند مشکلی جهانی است و مختص به ایران نمی‌باشد، اما شیوع و گستردگی آن در کشور ایران بیشتر از جوامع غربی است (همان: ۱۸۹).

حاکمان انقلاب همواره از توطئۀ دشمنان خارجی علیه کشور و اسلام سخن گفته و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بر آن باور بود که دنیا علیه آنان است (همان: ۲۰۳). چنان‌که محمدرضاشاه پهلوی نیز در آخرین خاطرات سراسر شبح‌گونۀ خود که با عنوان پاسخ به تاریخ به چاپ رسیده است، اذعان می‌کند که انگلیس در ساختن حزب توده دست داشته و مصدق و بختیار از عوامل انگلیس بوده‌اند. و انگلیسی‌ها، روس‌ها، آمریکایی‌ها و روحانیون محافظه‌کار در اعتلافی عجیب به‌دنبال برکناری و ترور او بودند. و شاید این‌قبیل سخنان سبب شد تا یک لطیفه پس از انقلاب در میان سلطنت‌طلبان همه‌گیر شود و آنان به یکدیگر بگویند اگر ریش خمینی را کنار بزنند می‌بینند که در پشت آن ساخت انگلیس حک شده است (همان: ۲۱۰-۲۱۱).

منبع:
آبراهامیان، یرواند، ۲۰۱۹، خمینیسم: جستارهایی دربارۀ جمهوری اسلامی، ترجمه کسری امیرشاهی، هلند، روناک.
Profile Image for Bahram Zaeri.
37 reviews5 followers
May 16, 2020
مفید و مختصر آنچه که از خمینی باید بدونیم توضیح میده. شاید مهم ترین نکته کتاب اینه که خمینی یک عوام گرا بود نه بنیادگرا. اصولا انقلاب ایران کمتر زمینه بنیادگرایی داشت و بیشتر در مسیر مدرن شدن قرار می‌گرفت. به نظرم تنها انتقادی که میشه کرد اسم کتابه. ما چیزی به خمینیسم هیچوقت نداشتیم. مخصوصا در مقایسه با مائویسم یا مارکسیسم و ...
Profile Image for T.J. Petrowski.
Author 1 book9 followers
November 8, 2022
In “Khomeinism: Essays on the Islamic Republics,” Iranian historian Ervand Abrahamian offers a superb analysis of the ideology and complexities of Khomeini.

Abrahamian argues in this book that Khomeini’s ideology, rather than being Islamic fundamentalist, not unlike the Afghan mujahideen, as he is frequently depicted in the West, is akin to that of a Third World populist.

According to Abrahamian, populism “is a more apt term for describing Khomeini, his ideas, and his movement because this term is associated with ideological adaptability and intellectual flexibility, with political protests against the established order, and with socioeconomic issues that fuel mass opposition to the status quo.” In contrast to ‘populism’, the term ‘fundamentalism’ “implies religious inflexibility, intellectual purity, political traditionalism, even social conservatism, and the centrality of scriptural-doctrinal principles.”

Through an analysis of Khomeini’s shifting views on issues such as private property, the state, and society, Abrahamian demonstrates how “Khomeini broke sharply with Shii [sic – Shia] traditions, borrowed radical rhetoric from foreign sources, including Marxism, and presented a bold appeal to the public based not on theological themes but on real economic, social, and political grievances. In short, he transformed Shiism from a conservative quietist faith into a militant political ideology that challenged both the imperial powers and the country’s upper class. The final product has more in common with Third World populism — especially that of Latin America — than with conventional Shiism” or Islamic fundamentalism.

An excellent book for students of the Middle East and Islam!
Profile Image for Alireza.rsd.
41 reviews
January 17, 2025
طی سال ها سخنرانی های مسئولان٬ امام علی٬ سقای تهی دست بدل به مالک نخلستان شده بود. این جمله تمام جوهره ی کتاب آبراهامیان است.
هر چند آبراهامیان به عنوان یک متفکر چپ٬ خیلی محبوب من نیست اما به عنوان محققی نسبتا منصف٬ بسیار قابل احترام است.
هرچند در همین مقالات کتاب مذکور هم میتوان احترام زیاد برای مصدق را دید که در گوشه هایی از باب انصاف خارج شده است.
امیدوارم روزی بررسی دهه ی ۸۰ و ۹۰ خورشیدی را بتوانم با قلم آبراهامیان بخوانم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمتی از کتاب:
تصویب قانون کار مدت زیادی به طول انجامیده بود. واقعیت این بود که جمهوری اسلامی ۱۱ سال پس از تاسیس خود٬ هنوز قانون کار نداشت.
تصویب نشدن چنین قانونی خود نشان دهنده جوهره پوپولیستی رژیم بود. نمایش پر سر و صدا از وعده های رادیکال اما عملکردی اندک در عرصه عمل برای بهبود وضعیت زندگی کارگران.
حتی نماد های رادیکال نیز از توان خود تهی شده بودند. روزنامه های رسمی به جای یک گل میخک سرخ و سرزنده٬ دسته گل های بزرگ و پر تجمل به چاپ رساندند٬ از آن نوع دسته گل هایی که در مراسم ختم یا خانه های بورژواها میتوان یافت. در غروب آن روز یک گروه تئاتر کارگری نمایشی تحت عنوان «هر روز مثل روز دیگر است» به اجرا گذاشت.
1,610 reviews24 followers
January 24, 2023
This book, published soon after Khomeini's death, argues that Khomeini was more of a political populist than a religious fundamentalist. The author provides insight into Iranian life and politics (throughout the 20th century, but particularly focusing on the 1980s). Not all of the author's observations/predictions have been bourn out, but he does provide some insight into Iran's current political/factional system.
Profile Image for C. B..
482 reviews81 followers
December 2, 2019
A wonderfully concise take-down of the characterisation of the Islamic Republic as immovably fundamentalist. Abrahamian shows how malleable Khomeini's sense of the relationship between state and religion was throughout his writings, as well as during his rule.
253 reviews12 followers
Read
July 3, 2021
توجه و تمرکز فراوان بر مالکیت خصوصی کمی بر کل کتاب سایه افکنده است اما دو فصل پایانی بسیار سودمند است به ویژه درباره کودتا و باقی قضایا. البته که مهمترین موضوع کتاب گفتن این است که خمینی یک پوپولیست فرصت طلب بود نه یک بنیادگرای رادیکال.
Profile Image for Joe Ballschneider.
41 reviews
April 9, 2025
Pretty enlightening to see how you can completely flip your propaganda around over the course of just a few years as it suits you. Don't worry about any sort of consistency or integrity 👍

Sweat for God!
Profile Image for Danny.
128 reviews5 followers
February 10, 2020
Great argument about the nature of the Islamic Revolution.
Profile Image for Bookworm.
181 reviews1 follower
May 23, 2021
Very interesting book! Highly recommend! Need to be read more than once.
Profile Image for Ali.
14 reviews
October 29, 2021
به نظرم فقط دو فصل انتهایی ارزش خواندن داشت.
Profile Image for Tirdad.
101 reviews47 followers
October 10, 2022
کل کتاب یک طرف، پی‌گفتار انتهای کتاب طرف دیگر؛ متنی بسیار روشنی‌بخشی برای فهم «اکنون». ای کاش آبراهامیان تاریخ دههٔ ۸۰ به بعد را هم با همین چارچوب فکری روایت کند و به دست ما برساند.
Profile Image for Jeff.
206 reviews54 followers
June 17, 2023
Not meant as an intro to Iran, but absolutely incredible if you know the basic history and want details on the rhetoric of Khomeini and his rivals for power before, during, and after the revolution
Profile Image for Chris Kelly.
37 reviews17 followers
May 8, 2012
There are few political figures who inspire more emotional reactions in the modern world than Ayatollah Ruhollah Khomeini and there are few events that have garnered more divisive analyses than the Iranian Revolution of 1978-79. Whether receiving the blind support of followers or the derision of detractors, Khomeini and the movement that he led into power, has often been reduced to a singularly uncomplicated phenomenon, guided too often by the content of his rhetoric and not by the many nuances of his writings and the reality of the policies of the Islamic Republic of Iran.

Ervand Abrahmian seeks to cut through the simplistic labels of "fundamentalist" or "black reactionary" that are often heaped onto Khomeini by western policy makers and journalists, to paint a picture of a more complex figure. Abrahmian argues in these five essays that Khomeini's long public record of writings and speeches show a man whose political views changed over time in response to the varied political circumstances that he faced. From an elite cleric critical of the policies of the Pahlavi monarchy, to a radical revolutionary who spoke out on behalf of the "mostazafin" (the oppressed), to a national leader who sought to defuse revolutionary furor in favor of bolstering the propertied middle class, Khomeini has behaved, in Abrahamian's view, more like any populist third world leader than a religious fundamentalist. He rejects the view of Khomeini as a backwards looking religious fanatic - arguing that in fact Khomeini's guiding political ideology of "velayat-e fagih" (guardianship of the jurist) was a radically new concept in Shi'i Islam and not an attempt to turn the clock back to the seventh century as some critics have suggested.

The five essays in this book examine Khomeini's and the Islamic Republic's record in both theory and practice on issues such as tradition vs. radicalism, property, worker's rights, the use of history, and the "paranoid style" of Iranian politics, noting along the way that the behavior of the regime has been more rational than radical. Implicit in Abrahamian's argument is a strong criticism of the regime and its raison d'etre, illustrating that behind the strong rhetoric used by the revolutionaries of the 1970's, the Islamic Republic has behaved much more like a government of men rife with compromise than like the utopian representative of God's will that it promised to deliver.

This is a slim volume, and it would have benefited by the inclusion of essays on a wider range of topics - Khomeini's complex view of women's rights, Iran's foreign policy since 1979, and education and technical training in Iran all come to mind. Nonetheless, Abrahamian's objective look at the reality of the complexities of Ayatollah Khomeini and the Islamic Republic is a welcome one in an era of reductionist and simplistic analysis of Iran. It is noteworthy, that the book was published in 1993 during the "moderate" presidency of Rafsanjani. It would be interesting to see how Abrahamian would update the book to cover the past twenty years that have included the rise and fall of the reformist movement and the election of Ahmedinijad in 2005.
Profile Image for Narges Shegeft.
297 reviews4 followers
June 4, 2023
شاید متناقضیسم عنوان بهتری باشه برای این کتاب.

این کتابم از چیزی صحبت میکنه که همه می‌دونیم. اینکه ج.ا قولی نیست که داده باشه، صحبتی نیست که کرده باشه، اعتقادی نیست که لاف داشتنش رو زده باشه، و قانونی نیست که وضع کرده باشه و بلافاصله خودش اون رو نقض نکرده باشه.

«اگرچه خمينی اغلب مدافع توده‌های محروم توصيف ميشـد، سـخنانش او را بيشتر سخنگوی طبقه متوسط مرفه نشان ميداد. اين موضوع دليلی كافی برای آن است كه انقلاب اسلامی انقلابی بورژوايی به شمار آيد. … سوءظن شاه وقتی در رابطه با انقلاب ١٩٧٩ سخن مـيگويـد، بـه اوج خـود ميرسد. او ادعا ميكند كه بركناری او از تاج و تخـت از جانـب يـك ائـتلاف عجيب صورت گرفته است. از نظر او اين ملغمه نه فقط از روحـانيون، حـزب توده و كمپانی‌های نفت تشكيل شده، بلكه رسانه‌هـای غربـی و البتـه دولـت كارتر و حتي تاچر نيز در آن مشاركت داشته‌اند. یک لطيفه كه پـس از انقلاب در ميان سلطنت‌طلبان همه‌گير شد، ميگويد كه اگر ريش خمينی را كنار بزنند، ميبينند كه پشت آن حك شده «ساخت انگليس» … خمينی هـم بـه انـدازه شاه به سادگی توانسته بر سوءظن عمومی سوار شود و مخالفان خـود را وابسته به اين يا آن كشور خـارجی بداننـد. در همـين راسـتا، هـر دو رژيـم پهلوی و خمينی در راستای حذف مخالفان به راحتی توانسته‌انـد آنهـا را بـه حداكثر جرايم سياسی، متهم كنند. جرايمی همچـون خيانـت، جاسوسـی و خرابكاری به نفع دشمن خارجی. اين شيوه تفكر باعـث شـده كـه سياسـتمـردان نتواننـد بـا «خائنـان و جاسوسان» مذاكره و مصالحه كنند بلكه يا بايد آنها را دربنـد كـرده و يـا بـه آنها شليك كنند. سوءظن بيمارگونه در سياست ايران مسير كشتار جمعـی مخالفـان را در سالهـای ٨٢-١٩٨١ همـوار كـرد. وقتـی در ژوئـن ١٩٨١ (خـرداد ١٣٦٠) مجاهدين تلاش كردند جمهوری اسلامی را براندازند، خمينی ادعـا كـرد كـه CIA تكرار كودتای ١٩٥٣ را طرح‌ريزی كرده و همه اپوزيسيون و نـه فقـط مجاهدين در اين «توطئه بزرگ بين‌المللـی» حـضور دارنـد. در عـرض فقـط شش هفته جمهوری اسلامی هزاران زندانی را اعدام كرد. قربانيـان نـه فقـط اعضاي مجاهدين خلق بلكه سلطنت‌طلبان، بهائيان، يهوديان، كردها، بلوچها، عـربهـا، قـشقاييهـا، تـركمنهـا، جبهـه ملـيچـيهـا، مائوئيـستهـا، ماركسيستهای ضد استالينی و حتی دختران نوجوان غيرسياسی بودند، كـه در لحظه اشتباه در محلی اشتباه حضور داشـتند. در تـاريخ ايـران هـيچگـاه جوخه‌های آتش اين تعداد انسان را به اتهامـاتی چنـين بـی‌اسـاس تيربـاران نكرده بودند. ترس‌های واقعی همگام با هراس‌های غيرواقعـی پديـدار شـده و سوءظن بيمارگونه يك تراژدی توأمان با كمدی را خلق كرده بود.»

تاریخ ج.ا همیشه پُر بوده از تیرباران انسان‌ها با اتهاماتی بی‌اساس؛ پُر بوده از ریا، قتل، تجاوز، دزدی، فساد و لاف؛ پُر بوده از تناقض، تناقض و تناقض.
Profile Image for پوریا حسنی.
Author 6 books4 followers
April 5, 2025
این کتاب از ارواند آبراهامیان، همون‌طور که ازش انتظار می‌رفت، نگاهی چپ‌گرایانه و تقریباً همدلانه به پدیده‌ی «خمینیسم» داره؛ یعنی تلاش می‌کنه ظهور خمینی و انقلاب اسلامی رو در چارچوب مفاهیمی مثل «پوپولیسم»، «ضد امپریالیسم» و «سیاست توده‌ای» تحلیل کنه. خب برای کسی که دنبال روایت بی‌طرف یا ملی‌گرا از این دوره‌ست، طبیعتاً این نوع نگاه نه‌تنها قانع‌کننده نیست، بلکه گاهی تو ذوق می‌زنه.

آبراهامیان سعی می‌کنه نشون بده که خمینی یک رهبر سیاسی-ایدئولوژیک با درکی مدرن از بسیج اجتماعی بوده، ولی خیلی از جنبه‌های تندرو، خشونت‌بار، یا واپس‌گرایانه‌ی پروژه‌ی خمینی‌گرایی رو یا نادیده می‌گیره یا خیلی نرم ازش عبور می‌کنه. از نقد جدی به سرکوب، ولایت مطلقه، و حذف نیروهای مختلف در سال‌های اول انقلاب خبری نیست.

تحلیل‌های کتاب از نظر تاریخی گاهی دقیق‌ان، ولی به‌شدت متأثر از رویکرد کلاسیک چپ. به عبارتی، «اسلام سیاسی» اینجا یک ابزار ضدامپریالیستی تصویر می‌شه، نه یک پروژه‌ی تمام‌عیار قدرت‌طلب و ضد تجدد. حتی گاهی حس می‌کنی نویسنده داره ناخودآگاه خمینی رو در قامت یک ناسیونالیست ضدغربی با دغدغه‌ی عدالت بازسازی می‌کنه، نه کسی که ساختار حقوقی و اجتماعی ایران رو به قرون وسطی پرتاب کرد.

در کل، کتاب برای شناخت ذهنیت آکادمیک چپ درباره‌ی انقلاب ایران مفیده، ولی به‌هیچ‌وجه تحلیل نهایی یا همه‌جانبه نیست. بیشتر مناسب دانشجوهایی‌یه که بخوان بدونن غربی‌های چپ‌گرا چطور انقلاب اسلامی رو توجیه می‌کنن.

امتیاز من: ۳ از ۵.
نه واقعاً بد، ولی یک‌طرفه و گزینشی.
Displaying 1 - 27 of 27 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.