Jump to ratings and reviews
Rate this book

Modern Film Scripts

Il settimo sigillo

Rate this book
Sulle rive di un inquieto mare incolore, il Cavaliere gioca a scacchi con la Morte. L'ha incontrata al ritorno dalla Crociata in Terra Santa, dove aveva creduto di poter trovare uno scopo alla sua vita nell'azione eroica al servizio di Dio. È tornato amaro e disilluso, con il cuore vuoto, tormentato dalle stesse domande con cui era partito. Per questo ha chiesto una dilazione, sfidando la Morte a una partita che sa di perdere, ma che gli lascerà forse ancora un'occasione per compiere almeno un'unica azione che abbia un senso. I vari personaggi, il Cavaliere, il quasi falstaffiano scudiero Jons, Fattore Skatt, il fabbro Plog e la moglie Lisa, il farabutto Rayal, la Strega-bambina condannata al rogo, vanno incontro al loro destino sullo sfondo dell'eterno scontro tra luce e tenebre, bene e male. Soli superstiti Mia e Jof, la felice coppia di giocolieri che incarna quell'amore, quella semplicità delle piccole cose, quel frammento di serenità che il Cavaliere riesce a sottrarre alla Morte. Scrivendo una sceneggiatura, dice Bergman, si vorrebbe avere a che fare, invece che con le parole, con qualcosa che somigli a una partitura musicale e conservi il ritmo, il tono, ogni minima sfumatura di quelle visioni che sono la vera sostanza da cui nascono i film. Ed è proprio la resistenza delle parole a tradursi in immagini che rende la sceneggiatura del “Settimo Sigillo” indipendente dalla realizzazione scenica, restituendoci quella parte delle visioni che il cinema non può dare: i profumi, gli odori, i sapori, o la malinconia del sole “che rotola sul mare nebbioso come un pesce gonfio d'acqua”.

117 pages, ebook

Published May 17, 2017

10 people are currently reading
652 people want to read

About the author

Ingmar Bergman

164 books600 followers
Ernst Ingmar Bergman was a nine-time Academy Award-nominated Swedish film, stage, and opera director. He depicted bleakness and despair as well as comedy and hope in his explorations of the human condition. He is recognized as one of the greatest and most influential filmmakers in cinematic history.

He directed 62 films, most of which he wrote, and directed over 170 plays. Some of his internationally known favorite actors were Liv Ullmann, Bibi Andersson, and Max von Sydow. Most of his films were set in the stark landscape of his native Sweden, and major themes were often bleak, dealing with death, illness, betrayal, and insanity.

Bergman was active for more than 60 years, but his career was seriously threatened in 1976 when he suspended a number of pending productions, closed his studios, and went into self-imposed exile in Germany for eight years following a botched criminal investigation for alleged income tax evasion.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
228 (45%)
4 stars
173 (34%)
3 stars
88 (17%)
2 stars
11 (2%)
1 star
1 (<1%)
Displaying 1 - 30 of 46 reviews
Profile Image for Rêbwar Kurd.
1,030 reviews89 followers
May 20, 2025
شوالیه ای به نام «آنتونیوس» که از جنگهای صلیبی باز میگردد و از میان سرزمینی طاعون زده که جادوگران را در آن زنده زنده میسوزانند، میگذرد تا به خانه برسد ،‌در میان آشفتگیهای مذهبی،شک و ترید و اخلاقیاش، «آنتونیوس» با مرگ در قامت مردی که شنلی سیاه برتن دارد و میخواهد او را به دنیای مردگان ببرد مواجه میشود.‌ «آنتونیوس» جهت رسیدن به پاسخ پرسشهای خویش و رسیدن به آگاهی و یقین، مرگ را به یک مسابقۀ شطرنج دعوت میکند و پیشنهاد میدهد که تا پایان مبارزه مرگش به تعویق بیفتد و مرگ هم میپذیرد.

اما سوالات شوالیه که نماد بارز انسان در دورانی است که در آن خدا مرده چیست؟!

آیا خداوند وجود دارد؟
حقیقت هستی چیست؟‌
پس از مرگ چه بر سر انسان می‌آید؟
‌اگر مرگ تنها قطعیت ممکن است ، پس جایگاه خداوند در این میان چیست؟

مُهر هفتم اثری در رابطه با دغدغه های انسانی در رابطه با اثبات وجود خدا،هستی، فلسفه، مذهب، معنی زندگی، مرگ و جهان بعد از مرگ است.‌

از نقطه نظری دیگر اعلام جنگ #برگمان علیه کلیسا، ایمان مذهبی، خشونت مذهبی و سو استفاده ی سردمداران مذهبی از ترس و ایمان مردم عامه است.‌‌

اهمیت مهر هفتم به عنوان اولین اثر #اگزیستانسیالیست در سینما و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینما در معرفی سینما به عنوان فضایی برای مطرح کردن دغدغه های فلسفی و سوالات انسان معاصر است.‌
سینمایی که از آن به عنوان سینمای هنری یاد میشود.‌

برگمان که بی شک با فلسفه، روانشناسی و آثار کسانی همچون #سورن_کیرکگور آشنا است سعی در مطرح کردن دغدغه ی خویش که همان هراس از مرگ و در مرحله ی بعد وجود خدا و یافتن پاسخی برای خود و بیننده است.

راه حل های مختلفی برای رسیدن به خوشبختی، رهایی از هراس از مرگ و تفکر درباره ی آن و نهایتا رسیدن به معرفت از جانب وی مطرح میشود که بدین قرار است:‌‌

اتکا به زندگی عاشقانه‌ و فارغ از تفکر‌
لذت جویی‌
ایمان‌ و مذهب
غرق شدن در کار‌‌

‌اما اگر خدایی وجود نداشته باشد و قطعیت مرگ را که به همگان ثابت شده است بپذیریم پس چگونه باید این زندگی را تاب آورد؟ ‌
برگمان می‌گوید با هنر!‌

وی تلویحا میگوید هنر مناسب ترین ابزار برای چیرگی بر واقعیت مرگ است.‌
‌گویی تنها آفرینش هنر است که درد واقعیت مرگ و فانی بودن انسان را کاهش میدهد.‌
‌هر چند در جایی از فیلم به صورت هوشمندانه ای عنوان میکند که هنر پَست، محکوم به نابودی است.‌

دیالوگ آنتپنیوس و مرگ که خود را به جای کشیش جا زده است عمیق و تکان دهنده است.‌

آنتونیوس :‌ می‏خواهم تا جایی که برایم ممکن است با شما صادقانه سخن بگویم، اما قلب من تهی است.
– مرگ پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: این خلأ، چون آیینه‏ ای در برابر من است. می‏توانم خود را در آن بنگرم، حس می‏کنم از تنفر و ترس لبریزم.
– مرگ پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: به ‏خاطر بی‏ تفاوتی‏ ام در برابر دیگران، منزوی شده ‏ام. حال در دنیای ارواح زندگی می‏کنم. اسیر رؤیاها و تخیلات شده ‏ام.
مرگ: و هنوز هم قصد مردن نداری؟
آنتونیوس: آری دارم!
مرگ: و منتظر چه هستی؟
آنتونیوس: آگاهی، می‏خواهم آگاه شوم.
مرگ: در جستجوی یقین و اطمینان هستی.
آنتونیوس: هرچه می‏‏خواهید آن‏را بنامید. این واقعاً ناممکن و باورنکردنی است که خدا را بتوانیم با حواسمان درک کنیم؟ چرا او باید در هاله‏ ای از وعده‏ های ناقص و معجزاتی نامعلوم، پنهان شده‏ باشد؟
– مرگ پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: چگونه می‏توانیم آنهایی را که ایمان دارند باور کنیم؛ در حالی‏که خود را باور نداریم. بر آن دسته از مردم که مایلند باور داشته ‏باشند اما نمی‏توانند، چه خواهد رفت و بر آن دسته که نه می‏خواهند باور داشته ‏باشند و نه می‏توانند چه؟… چرا نمی‏توانم خدای درون را بکشم؟ چرا او به حضور در این دنیای محنت‏ بار و حقیر ادامه می‏دهد؟ کفر می‏گویم و می‏خواهم با انگشتانم او را قطعه قطعه از قلبم بیرون بکشم. چرا علی‏رغم همه اینها، او وهمی واقعی است که من قادر نیستم خود را از او برهانم؟ به من گوش می‏کنیـد؟
مرگ: گوش می‏کنم!
آنتونیوس: من معرفت می‏خواهم نه ایمان، نه انگاشت، معرفت! می‏خواهم خدا دستش را بر من بگشاید. خود را بر من آشکار کند و با من سخن بگوید.
مرگ: اما او خاموش است!
آنتونیوس: من او را در تاریکی صدا کرده ‏ام اما به نظر کسی آنجا نیست.
مرگ:‌ شاید کسی آنجا نیست!
آنتونیوس: پس زندگی خوفناک است. هیچ‏کس نمی‏تواند در انتظار مرگ زندگی کند و بداند که همه‏ چیز، هیچ است.
مرگ: بیشتر مردم هرگز به فراسوی مرگ و پوچی زندگی نمی ‏اندیشند.
آنتونیوس: اما روزی نوبت آن‏ها نیز خواهد رسید و در مقابل تاریکی قرار خواهند گرفت.
مرگ: حال تا آن روز برسد!
آنتونیوس: در بطن ‏‏ترس‏هایمان تصویری می‏سازیم و آن‏را خدا می‏نامیم.‌
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
May 28, 2016
در سکانس اعتراف آنتونیوس، که مرگ در شکل راهبی در جایگاه، برای شنیدن اعتراف قرارگرفته است:



آنتونیوس:‌ می‏خواهم تا جایی که برایم ممکن است با شما صادقانه سخن بگویم، اما قلب من تهی است.
مرگ: پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: این خلأ، چون آیینه‏ ای در برابر من است. می‏توانم خود را در آن بنگرم، حس می‏کنم از تنفر و ترس لبریزم.

مرگ: پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: به ‏خاطر بی‏ تفاوتی‏ ام در برابر دیگران، منزوی شده ‏ام. حال در دنیای ارواح زندگی می‏کنم. اسیر رؤیاها و تخیلات شده ‏ام.

مرگ: و هنوز هم قصد مردن نداری؟
آنتونیوس: آری دارم!
مرگ: و منتظر چه هستی؟
آنتونیوس: آگاهی، می‏خواهم آگاه شوم.
مرگ: در جستجوی یقین و اطمینان می‏باشی.
آنتونیوس: هرچه می‏‏خواهید آن‏را بنامید. این واقعاً ناممکن و باورنکردنی است که خدا را بتوانیم با حواسمان درک کنیم؟ چرا او باید در هاله‏ ای از وعده‏ های ناقص و معجزاتی نامعلوم، پنهان شده‏ باشد؟

مرگ: پاسخی نمی‏دهد.

آنتونیوس: چگونه می‏توانیم آنهایی را که ایمان دارند باور کنیم در حالی‏که خود را باور نداریم. بر آن دسته از مردم که مایلند باور داشته ‏باشند اما نمی‏توانند، چه خواهد رفت و بر آن دسته که نه می‏خواهند باور داشته ‏باشند و نه می‏توانند چه؟

شوالیه با سکوت، منتظر پاسخ می‏ماند. اما کسی سخنی نمی‏گوید. سکوتی کامل برقرار می‏شود.

آنتونیوس: چرا نمی‏توانم خدای درون را بکشم؟ چرا او به حضور در این دنیای محنت‏ بار و حقیر ادامه می‏دهد؟ کفر می‏گویم و می‏خواهم با انگشتانم او را قطعه قطعه از قلبم بیرون بکشم. چرا علی‏رغم همه اینها، او وهمی واقعی است که من قادر نیستم خود را از او برهانم؟ به من گوش می‏کنیـد؟

مرگ: گوش می‏کنم!
آنتونیوس: من معرفت می‏خواهم نه ایمان، نه انگاشت، معرفت! می‏خواهم خدا دستش را بر من بگشاید. خود را بر من آشکار کند و با من سخن بگوید.

مرگ: اما او خاموش است!
آنتونیوس: من او را در تاریکی صدا کرده ‏ام اما به نظر کسی آنجا نیست.
مرگ:‌ شاید کسی آنجا نیست!
آنتونیوس: پس زندگی خوفناک است. هیچ‏کس نمی‏تواند در انتظار مرگ زندگی کند و بداند که همه‏ چیز، هیچ است.
مرگ: بیشتر مردم هرگز به فراسوی مرگ و پوچی زندگی نمی ‏اندیشند.
آنتونیوس: اما روزی نوبت آن‏ها نیز خواهد رسید و در مقابل تاریکی قرار خواهند گرفت.
مرگ: حال تا آن روز برسد!
آنتونیوس: در بطن ‏‏ترس‏هایمان تصویری می‏سازیم و آن‏را خدا می‏نامیم
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
567 reviews137 followers
August 11, 2019
درعنفوان جوانی ، فیلم مهرهفتم رادرتلویزیون دیدم و گیج ومیخکوب شدم. حتی ترسیدم !
ازبهترین ، عمیق ترین و اندوهبارترین های اینگماربرگمن است . کتابش هم طراز فیلمش.
Profile Image for Barışcan Bozkurt.
75 reviews12 followers
May 27, 2017
Baştan belirteyim bu kitap önsöz ve filmin senaryosundan oluşuyor. Filmi beğenmeyen birinin okumasına gerek yok. Filmi yeni izlemiş birisinin de okuması anlamsız olur.

Bergman'ın film yapmaya bakış açısını anlatan bir önsözle karşılaşıyoruz. Filmi edebiyattan daha çok müziğe yakın bulan biri olarak Bergman'ın da aynı şeyi düşünmesi hoşuma gitti. Bu önsözden sonra da direk senaryo ile karşılıyoruz. Her şey aynı olmasına rağmen senaryoyu okurken aldığım tad, filmi izlerken aldığımdan çok daha fazlaydı. Birincisi filmi izlerken fark etmediğim göndermeleri senaryoyu okurken fark ettim. Bu bazı eserleri -örneğin Cyrano de Bergerac- henüz okumamış olmamla alakalıydı ve ayrı bir keyif verdi. İkincisi de sahneleri daha farklı hayal ettim. Film düşük bütçeli olduğundan yapılamayacak atmosferi aklımda tamamladım. Yoksa Bergman'ın yönetmenliğiyle alakalı bir durum değil. Örneğin oyuncuları çok iyi seçmiş ve senaryoyu okurken onları hayal etmek tüm detayları akla oturtuyor.

Filmi izlediğim sıralarda daha Martin Scorsese'in The Silence filmi çıkmamıştı. Ama senaryoyu okurken ister istemez o filmde aklıma geldi. Çünkü belli açılardan benziyorlar. The Silence'ın ana odağı olan "Tanrı neden bu kadar sessiz?" olayını bu eserde de görüyoruz.

Martin Scorsese, The Silence ismini Tanrı'nın sessizliğine istinaden mi aldı yoksa yine Bergman'a ait olan 1963 yapımı The Silence'a gönderme mi yaptı bilmiyorum. Ama şunu söyleyebilirim: Bergman Tanrı ve insan üzerine deneme yapmayı seven, insan durumuyla ilgili belirsiz gerçeği yakalamayan çalışan birisi. Bu yüzden Yedinci Mühür çok daha başarılı bir eser.

Sonuç olarak filmi zaten seviyordum, böylelikle daha çok sevmiş oldum.

(http://bariscanbozkurt.blogspot.com.t...)
Profile Image for Davide Cipriani.
16 reviews21 followers
December 14, 2025
Non una semplice trascrizione dell'omonimo capolavoro cinematografico, bensì un'esperienza di lettura profonda.
Bergman offre la struttura scheletrica della sua opera, trasformando la visione attiva del film in un'ottica passiva ed introspettiva, in cui il lettore stesso è chiamato ad essere il regista della propria immaginazione. La potenza dei dialoghi e le chiarezze didascaliche costringono ad una maggiore riflessione più intima e personale sui temi della fede, del dubbio, della mortalità e ricerca del senso.
Profile Image for Fabio.
468 reviews56 followers
February 25, 2020
Il bolero di Raval
In questo caso, cinema batte carta stampata abbastanza agevolmente. 5 a 3, direi. La media può andare.

MORTE: Ti ascolto.
CAVALIERE: Io voglio sapere. Non credere. Non supporre. Voglio sapere. Voglio che Dio mi tenda la mano, che mi sveli il suo volto, mi parli.
MORTE: Ma Lui tace.
CAVALIERE: Lo chiamo nelle tenebre, ma a volte è come se non esistesse.
MORTE: Forse non esiste.
CAVALIERE: Allora la vita è un assurdo orrore. Nessuno può vivere con la Morte davanti agli occhi sapendo che tutto è nulla.[*]
MORTE: La maggior parte della gente non pensa né alla Morte né al nulla.


[* o forse si può, basta che ci siano fragole e latte, una bella moglie e un adorabile figlio. O perché la vita, nonostante tutto, nonostante pestilenze e roghi, amori e tradimenti, recite e risse da taverna, continua]

Raval, dal seminario di Roskilde, Doctor Mirabilis, Coelestis et Diabolicus, già spingitore di crociati, ora razziatore di villaggi abbandonati.

https://youtu.be/2M85W1l83jg
Author 2 books461 followers
Read
January 19, 2022
Oldukça eğlenceli bir kitap. Ah şu Bergman'ın hayalleri, düşleri...
Profile Image for Bettie.
9,977 reviews5 followers
March 2, 2015
Description: A Knight and his squire are home from the crusades. Black Death is sweeping their country. As they approach home, Death appears to the knight and tells him it is his time. The knight challenges Death to a chess game for his life. The Knight and Death play as the cultural turmoil envelopes the people around them as they try, in different ways, to deal with the upheaval the plague has caused.

Far better to watch the film, it is superbly done
Profile Image for alexandra.
9 reviews
June 24, 2024
”My little stomach is my world, my head is my eternity, and my hands, two wonderful suns. My legs are time’s damned pendulums, and my dirty feet are two splendid starting points for my philosophy.”


This screenplay makes me wish that The Seventh Seal was not only created as a movie, but turned into a novel as well.
Profile Image for Ugur Kaya.
70 reviews9 followers
August 20, 2022
Devinim içinde akan müthiş bir senaryo metni. Öndeyiş’de, bizzat kendimle olan muaşakamda Bergman’ın açıklamalarıyla beraber bir çok done buldum. Edebiyatı, sinemayı, hayatı, makus ve hüzünlü addedebileceğimiz tümden bir dünya ahvâlini dem almış fikirleriyle inşa ediyor Bergman ve yılgıların, korkuların gölgesinde bu kitapta serdettiği gibi, dünya hiç değişmiyor. Ölüm mezarlardan, izbe köşelerden, harabelerden, ıssızlıklardan seslenmiyor, bizzat yaşamın içinde, bizimle.
Profile Image for Vite da Lettore.
58 reviews6 followers
Read
February 4, 2020
Le immagini evocate dal nome Ingmar Bergman sono probabilmente tra le più pittoresche della storia del cinema. Da ciò ne è nata una parvenza composita dell’autore: morbosa, sensazionale, ossessionata in maniera neurotica dall’orrore e dall’anomalia, ma con una certa intensità e potenza, dono per creazioni sorprendenti che trascendono il giudizio di chi afferma che la cinematografia sia mera creazione d’un mondo personale coerente, sufficiente per rendere chiunque un grande artista.
La presenza dell’estremo in un opera, non significa necessariamente che non si occupi dell’esperienza umana universale, al contrario, è possibile affermare che la maggior parte dei film di Bergman ne affronta temi o preoccupazioni assolutamente centrali, i più fondamentali o i più banali, a seconda della risposta dell’artista ad essi.
L’illusione è un argomento che permea il lavoro del regista, ed il cui apice viene raggiunto tra il 1950 ed il 1960, col superamento di nozioni fisse di identità, esistenza , suggerendo una molteplicità sé e realtà. Al centro dell’illusione c’è una grande attenzione alla forma del film e agli sviluppi stilistici, che adducono ragioni alla duplice tesi secondo cui le sostituzioni tematiche di più verità sono rispecchiate materialmente da sostituzioni formali che la rendono irraggiungibile.
Un interesse per il significato culturale della forma del film e per le relazioni intime, complesse, spesso contraddittorie e ambivalenti tra i film di Bergman e aree chiave come genere, arte, modernismo e postmodernismo aiutano a riflettere sui vari modi in cui le opere cinematografiche sono state considerate. Visioni e illusioni – apparizioni, sogni e fantasmi psichici – sono spesso trasmesse come parte di una realtà quotidiana, assumendo un significato diverso se vista alla luce di argomentazioni altre legato ad esperienze quali la professione di ideali.
La religione stesa è stata una delle maggiori preoccupazioni durante la carriera dell’artista di Uppsala, ma è diventata l’obiettivo principale dei film della seconda metà del secolo scorso, in coincidenza con il periodo in cui Bergman diviene noto al di fuori dalla Svezia. Mentre film della fine degli anni ’50 sono critici nei confronti del rituale religioso obsoleto, c’è comunque la ricerca di una fede più intima ed originale.

Il settimo sigillo: nuvole temporalesche trafitte da una luce, improvvisa mentre si odono voci che intonano canti provocatori, quindi la prima immagine nitida del film: proiettata da un angolo basso, un uccello rapace pende minacciosamente, pronto a piombare :– E quando l’Agnello aprì il settimo sigillo, si fece nel cielo un profondo silenzio di mezz’ora– La citazione apocalittica evoca l’idea di giudizio; l’uccello rapace è sospeso come un’ombra sull’intera foresta: l’ombra della morte. Mare e cielo, rocce su cui battono le onde, erose lentamente attraverso i secoli. Nel contesto dell’infinità, o almeno della vastità, Bergman colloca due uomini, un cavaliere Antonius Block (Max von Sydow) e uno scudiero Jöns (Gunnar Björnstrand), distesi sulla spiaggia in atteggiamento di sfinimento prostrato. Entrambi armati: il Cavaliere la sua spada, mentre siede poggiato a una roccia, gli occhi aperti, forse perennemente in vigilanza; lo Scudiero col pugnale sguainato, in un sonno tormentato. Il Cavaliere va verso il mare, si bagna la faccia, si inginocchia per pregare: una ripresa lo colloca nuovamente nel contesto dell’Assoluto dell’ambiente naturale. Un taglio al primo piano mostra l’inutilità della sua preghiera: il suo viso rimane teso e amaro, lascia cadere le mani. Un susseguirsi di colpi di onde che si infrangono, con volume crescente, poi improvviso silenzio innaturale. Appare la Morte (Bengt Ekerot), col suo pallido volto accompagnata da una partita a scacchi materializzatasi in una sorprendente immagine quasi surrealista, transitoria e fragile come il gioco della vita caduca contro l’eternità. La Morte lambisce il Cavaliere, arbitraria come il giungere d’un predatore agli occhi della sua vittima.

Mentre i due iniziano a giocare, una lenta dissolvenza conduce lo spettatore oltre, poi su per un sentiero incorniciato da scogliere minacciose ed ombreggiate dove Block e Jöns cavalcano una macchia di luce solare, ridotta a meri punti. Il Dies Irae risuona, un frammento distorto nella colonna sonora, mentre lo scudiero esprime un’accettazione stoica della morte e dei valori puramente materialistici. I cavalli che accompagnano i viaggiatori, forniscono il collegamento con ulteriori personaggi, Jof (Nils Poppe), Mia (Bibi Andersson)e Mikael (Tommy Karlsson )una carovana di saltimbanchi che riposa nella brughiera. La luce del sole, ingentilisce il gioco delle ombre; gli uccelli cinguettano sostituendo il grido rauco e inquietante dei gabbiani. La disposizione di alberi e rami rende la composizione scenografica eccezionalmente aggraziata, nel quale drappeggi e scialli appesi sull’albero si adattano armoniosamente, come se l’essere umano fosse qui una continuazione del naturale anziché un’anomalia discordante.
L’atteggiamento di Jof è rilassato e spontaneo; vorrebbe poter mangiare erba come il suo cavallo. Mentre la Morte, in lontananza appare a Block tra rocce e ciottoli, la visione di Jof della Vergine che insegna a Gesù Bambino a camminare è incastonata in una crescita naturale profusa, incorniciata da rami di alberi in primo piano nell’immagine. L’opposizione delle due serie di personaggi viene confermata pochi minuti dopo dall’apparizione di un ulteriore attore della compagnia Jonas Skat (Erik Strandmark) che lancia su d’un ramo la maschera indossata, raffigurante un teschio: l’idea della morte pervade l’intero film, ma per gli attori, accettandone l’ indiscussa presenza mietitrice, il terrore provato può essere schernito.

Una caratteristica allettante è che Il settimo sigillo è uno dei film più agevoli da illustrare con immagini fisse: interrompendolo in quasi tutti i fotogrammi è possibile ritrovarsi a guardare una composizione sorprendente, distinta. Se si pensa al film, la prima cosa che viene in mente è probabilmente un’immagine o un insieme di immagini precise: la scacchiera sul mare, la carovana degli attori nella sua cornice di alberi che si ramificano con grazia, la prima apparizione della processione dei flagellanti, la giovane “strega” (Maud Hansson) in procinto di bruciare. Questa qualità visiva sorprendente è, ovviamente, la forza peculiare del film, le cui immagini spesso raggiungono una grande forza emotiva. Si consideri come esempio uno scatto nei quali viene fatto uso della profondità del fuoco, quello in cui il Cavaliere in primo piano conduce il suo cavallo oltre un arco attraverso il quale si vede, a distanza, la strega nelle riserve che emette lamenti di dolore animaleschi ed un monaco che le oscilla accanto il suo incensiere fumante. Coloro che vedono il cinema come un’estensione glorificata dell’arte della fotografia continueranno senza dubbio a considerare Il settimo sigillo uno dei più grandi film di Bergman. Coloro che invece lo giudicano essenzialmente come una questione di movimento – non solo il movimento fisico ma il moto interiore del pensiero e il sentimento che incarna, il movimento, si potrebbe dire, dell’essere del regista – è probabile che abbiano riserve abbastanza restrittive.

Il coinvolgimento personale di Bergman ne Il settimo sigillo è evidente soprattutto nella rappresentazione del Cavaliere e nella sua relazione con la Morte. Abbastanza chiaro, inoltre, che in questi due film Bergman usa questi attori per proiettare un conflitto interiore. Nella scena del rogo della strega, la Morte chiede a Block quando smetterà di fare domande. “Mai”, risponde il Cavaliere. L’ossessione di Bergman per il problema della fede e la sua incapacità di risolverlo in modo decisivo aiuta a spiegare la natura essenzialmente statica di molti dei film di questo periodo. Parte dell’insoddisfazione de Il settimo sigillo sembra dovuta all’ambizione di Bergman di creare un grande affresco che contrapponesse molti atteggiamenti diversi in un momento in cui un singolo dilemma particolare inevitabilmente attirava le sue principali energie creative.
Lo sviluppo di un artista raramente si muove in linea retta: ci si aspetta di trovare movimenti e impulsi contrari ma coesistenti, anticipi sorprendenti seguiti da sguardi retrospettivi inattesi. Il settimo sigillo, offre una progressione sovrapposta, ma invece di raggiungere il culmine, la spinta creativa qui sembra costantemente diminuire, il flusso prosciugarsi o congelarsi. Quel che colpisce dell’interrogatorio del Cavaliere è il senso riconosciuto dell’impossibilità di progredire, dimostrando in modo abbastanza conclusivo che il dubbio religioso è solo la manifestazione superficiale dei problemi di Bergman in questa fase del suo sviluppo, la formulazione semplificata ed esplicita di un intero complesso di paure, tensioni, e incertezze riguardanti la validità della sua arte, nonché la sua stessa persona. Ma man mano che il regista avvicina al nocciolo, la sua capacità di gestire la propria materia liberamente e spontaneamente diminuisce, erige sempre più elaborate facciate ed effetti di distacco attorno ad essa; si è consapevoli di un vincolo doloroso.

Occasionalmente Il settimo sigillo allude ad una forma inconcludente di esistenzialismo attraverso i cambiamenti che si verificano nel corse delle riprese rivolte al cavaliere. Durante la scena della confessione si verifica una transizione: il Cavaliere rivela le sue recenti ansie sull’esistenza di Dio e dei fantasmi e fantasie, delle aspettative della sua vita. Egli pretende una prova dell’esistenza divina, trasmettendo di nuovo una variazione sulla controparte del gioco della moralità: è così crudelmente inconcepibile afferrare Dio con i sensi? Perché dovrebbe nascondersi in una nebbia di promesse a metà e di miracoli invisibili? La possibile conseguenza delle domande senza risposta del cavaliere è che tutto è nulla; come suggerisce la Morte. Il cavaliere ipotizza che Dio sia un’illusione forgiata dalla paura, è questo sviluppo interno che lo conduce, almeno temporaneamente, al punto di vista filosofico del dover agire in modo significativo. Questo intento non è collegato ad alcuna idea di redenzione personale, salvezza o approvazione. In una certa misura, le domande di Block rappresentano i primi passi nella scoperta filosofica verso aspetti dell’Essere, mettendo in relazione Il settimo sigillo con l’esistenzialismo degli anni ’40 come l’essere ed il nulla di Jean-Paul Sartre, che stabilisce una cognizione radicale della libertà umana. Tuttavia, la teoria di Sartre è più complessa di così. Ad esempio, la coscienza può assumere un’idea di se stessa come simile a una cosa, di natura fissa e determinata. Sartre sfida questo come una forma di falsa coscienza, un’evasione della libertà e una negazione della verità contenuta nel concetto stesso di per sé. Tuttavia, ciò non significa che la coscienza possa negare la sua relazione intrinseca con l’in sé. La negazione è posta al centro dell’essere e il modello sartiano crede che la conoscenza richieda l’impegno con una divisione inestensibile all’interno della natura umana.

Un cavaliere medievale potrebbe aver sollevato la questione della salvezza a causa della sua indegnità, sollevando il dubbio angosciato: esiste un Dio? Qui viene adattata la struttura allegorica di un gioco morale adattatosi alle domande contemporanee del dubbio piuttosto che della colpa. Prima di questo, mentre gli altri personaggi affrontano la Morte, Block si inginocchia, la testa rivolta verso l’alto verso l’unico barlume di luce dalla finestra lontana, egli in procinto di raggiungere un’illuminazione arrogantemente illusa. Mentre Block ha visione della visione metafisica della morte, Jöns avvista un vero cadavere. Entrambi sono ciechi l’uno con l’altro dell’altrui ottica. Jöns però mentre schernisce il fato dei cadaveri, poi domanda da bere, per paura piuttosto che per gola. Ha una posizione sociale inferiore rispetto al cavaliere, ma il suo cinismo riflette un acuto senso dell’apprendimento. Nonostante siano opposti, Jöns e Block lavorano insieme e si rispecchiano a vicenda, ma alla fine, tuttavia, viene nuovamente enfatizzata la loro estrema opposizione reciproca. Mentre l’eroismo e l’edonismo dello scudiero, che ricordano un antieroe di Albert Camus, sono piacevolmente umoristici, il suo successivo maltrattamento della ragazza muta e la sua cattiva opinione delle donne, complicano la sua posizione come personaggio. Egli diviene una preziosa controparte del suo padrone, denunciando la fede religiosa come un’illusione. La “Danza della morte” finale e la salvezza della sacra famiglia composta da Jof, Mia e Mikael servono come risoluzione per il film e una rielaborazione delle rivelazioni, adattandola al punto di vista più umanistico che il paradiso esiste sulla Terra, al contrario di l’arrivo di Dio sulla Terra. Significativamente, il film termina con gli angeli che cantano “Soli Gloria Deo”, facendo eco all’angelo che intona alla gloria della rivelazione di Dio in contrasto con il “Dies Irae” dell’apertura.
Profile Image for Realini Ionescu.
4,077 reviews19 followers
June 29, 2025
The Seventh Seal, written (play and screenplay) and directed by Ingmar Bergman
10 out of 10


This is not just one of the best films of all time, as attested among others by The New York Times, with its list of Best 1,000 Movies Ever Made - https://www.listchallenges.com/new-yo... - it is a classic that is presented within other motion pictures and some scenes have become iconic, part of the History of Cinema, just like the genius film maker Ingmar Bergman, author of other masterpieces, such as Fanny and Alexander - http://realini.blogspot.com/2017/05/f... - a work of art that struck the under signed as the best ever, when seen for the first time.

We could argue that most of the films that Ingmar Bergman has written, directed or both are such wonderful achievements as to be used in Art School…think of Through a Glass Darkly - http://realini.blogspot.com/2019/05/t... - or the remarkable feature that proves that the Master can create both drama and comedy, Smiles of a Summer Night - http://realini.blogspot.com/2017/02/s... - or to stop here with examples, The Virgin Spring - http://realini.blogspot.com/2017/05/t......
Aside from the tremendous skill of the incredible writer-director, The Seventh Seal benefits from a superb, divine cast, with legendary Max von Sydow as Antonius Block, The Knight, resplendent Gunnar Bjornstrand as The Squire, Jons, the amazing Bibi Andersson as Mary, symbolically the mother of an infant, the archetype of life, set against Death, the character that haunts The Knight, shows on the screen from the very first scenes, plays chess with the main personage, engages in sophisticated, philosophical exchanges with Antonius Block, the one who has the chance to postpone with some moves on the table the fate and might remind one of the hilarious Monty Python’s Meaning of Life - http://realini.blogspot.com/2017/05/m... - wherein ‘a Mr. Death shows up at a party where he has to take guests and hosts alike, presumably on account of some poisoned salmon or another dish, but he is aghast at the manner in which he is addressed by Americans and others…’Well, you are dead, so shut up!’

Evidently, The Seventh Seal is the opposite of any Monty Python production, glorious and intelligent as they are, in that the tone is grave, depressing, the film is black and white, the attitude is gloomy, though we have inserted mirthful moments, such as when the blacksmith is fooled – yet again – into believing the man who had run with his wife is in such dire straits, let us not reveal details, that he comes to feel pity and sorry for the one whom he had just wanted to kill and before that torture…

It is a ‘rara avis’, one of those few magnum opera that deals with the most important questions of all, Meaning of Life, does the devil know, talk to God – the Knight tries to help a witch (well, what idiots that would vote with Trump today consider to be a witch and in fact a handsome, young woman) that is condemned to be burned at the stake, giving her water and something to alleviate, even make her pain disappear, perhaps with some herbs, opium from the Orient, where he had been traveling for ten years, with his Squire, during the Crusades, and he tells her that he would like to talk with the Devil, with whom she is supposed to be acquainted and in cahoots.
We can think of The Polyglots by William Gerhardie - http://realini.blogspot.com/2020/01/t... - and the question ‘why do men have to die’ and the answer that ‘they have to, to make room for other people’, which invites alas the other question of ‘what are the ‘other people’ for…and look at the presence of Death, the skeletons used by the travelling troupe of actors, the bones that the Squire asks about the way ahead – he had not known these are the remains of a dead man, when he approached them…

Men are very cruel in this film and we could argue that it is the middle ages, the dawn of time, when people were not ‘civilized’, but we can see this kind of behavior even today – again, The joker that sits on top of the world and his millions of fans come to mind as the most grotesque representation, a replica of the primitives from The Seventh Seal and the caves of the primordial people – and in an inn, they take a poor actor, Jof, and make him dance like a bear, well beyond the point where he is exhausted and they would have killed him, were it not for the intervention of the Squire, who punishes the ring leader, a demonic, vile scoundrel that had been on the point of raping an august, seraphic, admirable woman, when again, this same angel of Hope would have interfered…
The plague has been killing men, women and children in droves – we are much better off today, for there are means to stop the calamity that the Coronavirus would have provoked in another age, Insha’Allah – and it seems to be hitting even the land where the characters roam, some of them trying to act in a play for the community, interrupted when the procession of the Witch to be Burned is approaching – as a consequence of a ‘Real Witch Hunt’, not the phony scenario promoted by a deranged old fool, sitting in a White House and complaining all day long, when not showing disturbing, massive symptoms of Narcissistic Personality Disorder, Dementia and Paranoia combined, all in full display, for quite a few times during almost every day, but alas, not for the fans and the senators and leaders of a party that is so decadent and decaying now that it may never be resurrected…

The stupendous Seventh Seal has won the Jury Special Prize at the Cannes Film Festival in 1957, when it was not even considered for an Oscar or a Golden Globe, proving yet again that the French festival is the real thing, the one promoting the real, eternal values, while the Oscars are so much less relevant and sophisticated in terms of value…
Profile Image for Matt.
1,142 reviews758 followers
March 2, 2015

Obviously a near-cliche of philosophical, allegorical, Existential, Swedish, artsy-fartsy Foreign Film (with a capital-F).

Not so obviously, a consistently entertaining, vibrant, witty, thoughtful, engaging Movie (with a capital-M).

Woody Allen (a Bergman disciple if ever there was one) liked to point out that while they were filming all these heavy scenes with Death and the Knight and all that, the actors were gossiping in full costume between takes about each other's sex lives and who got sloshed on vodka the night before....

There's more of that in this film than you might have been led to believe. It's ribald. TSS is not necessarily the greatest of Bergman's films, occupying maybe a Led Zeppelin II-like place in Bergman's filmography, but it's definitely a worthy entrance point.

Profile Image for Jas.
155 reviews2 followers
August 13, 2012
I read it as a play from the script before I saw it.
Profile Image for Emre Yalabık.
101 reviews53 followers
December 25, 2014
Ölüm ile satranç oynama fikri için bile okunabilecek bir kitap, daha doğrusu senaryo metni. Keşke biraz daha uzun olsaydı dedim bittiğinde.
Profile Image for jpm.
167 reviews12 followers
March 16, 2018
Terminata la lettura di questo libro pensavo che se in una pausa pranzo, si ordina un caffè (magari ristretto così contiene meno caffeina) e si inizia a sorseggiare la 'nera bevanda', probabilmente si finisce prima di leggere Il settimo sigillo e poi si termina il caffè.
Si termina prima il libro sia perché breve, sia perché appassiona nella sua stesura simil-fiaba, un po' macabro ma con un messaggio straordinario: la vita continua, va avanti, nonostante tutto e tutti. Nonostante il dolore, i flagelli, le sventure e nonostante la morte, la speranza riesce sempre a trovare il modo di affermarsi e insieme alla speranza rinasce la vita.
Profile Image for AliReza Sha.
89 reviews22 followers
March 27, 2019
مهر هفتم بیشترین فيلمنامه برگمان است که در آن در مورد دین صحبت شده
مهر هفتم داستان شهسواری را بازمیگوید که از جنگ های صلیبی اروپای طاعون زده بازآمده است. وقتی مرگ، به هیئت آدمی، برای ستاندن جان او می آید، شهسوار او را به مبارزه در بازی شطرنج دعوت میکند که بارها در طول فیلم تکرار میشود. اگرچه او ناگریز از شکست در بازی است، با این بازی زمان بیشتری به دست می آورد تا در برابر دهشتی که در زندگی اش با آن مواجه بوده معنایی بجوید و بکوشد جایگاه خدا در چنین جهانی را دریابد. فیلم بیشتر از اینکه پاسخ دهد سوال طرح میکند که به تعبیر پامرلو سوال های بسیار خوبی هستند.
Profile Image for Cem Mustafa Demir.
224 reviews
April 5, 2025
Yedinci Mühür Ingmar Bergman'nın izlediğim ve yanımda daima taşıdığım mükemmel bir filmidir. Siyah Beyaz ve eski olması bahsettiği konuları çok ötesine taşımaya engel olamamıştır; insanlık görmek istemediği tek gerçekle her an yüz yüze ve tutunması gereken bir dünya ile baş başadır.

Bu kitaba edebiyat bakımından bakılacak olursa sinemadan uyarlanmış bir kitap demek doğru olacaktır. Filmin üstüne çok bir şey vadetmiyor ama filmin etkisini tekrar yaşamak, okuyarak hissetmek isteyenler için eşsiz bir kitap.
Profile Image for Sara.
163 reviews3 followers
November 20, 2023
Sarei curiosa di vedere la realizzazione in film. L'idea di un cavaliere che gioca a scacchi con la morte è molto carina e in generale (benché un po' di banalità ci siano) le riflessioni mi hanno colpito. I personaggi alla Calvino vivono i loro drammi esistenziali con grande serietà, sviluppando ciascuno risposte diverse. Tutto però rimane aleatorio, in un clima di nebuloso dubbio, impossibile da colmare.
Profile Image for Regulus.
50 reviews
April 7, 2024
might be one of the best scripts I've ever seen in my life, there is nothing without meaning in it- no fillers no anything. I started watching this movie as background noise for my studying but I was captured by it instantly. It managed to have my eyes glued to the screen for every single second of it.
Profile Image for Enya Vergara.
6 reviews
April 2, 2025
“I shall remember our words and shall bear this memory between my hands as carefully as a bowl of fresh milk. And this will be a sign of great contentment. “

I absolutely loved this movie, the script is absolutely fantastic!
Profile Image for Elisa.
209 reviews3 followers
Read
April 24, 2020

"Medita, o stolto, la legge data:
sottile è il filo della vita,
breve sarà la tua giornata."

Profile Image for Haley.
103 reviews4 followers
April 20, 2023
One of my all-time favorite films. I was curious to see how it would feel to experience it on the page, and I was not disappointed. Absolutely brilliant.
Profile Image for mick_paolino.
304 reviews8 followers
July 13, 2023
Chi dice che le sceneggiature sono noiose da leggere dovrebbe rivedere le proprie idee… qua si vola alto.
Displaying 1 - 30 of 46 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.