اعترافات گرگ تنها صرفاً یک کتاب خاطرات نیست، بلکه ناصر ایرانی در عین روایت زندگی شخصی و ادبی خود مکرراً به بستر تاریخی حیات خویش نظر می¬افکند و به این میاندیشد که مهمترین وقایع تاریخ ایران از سرگذشت حزب توده تا کودتای 28 مرداد تا انقلاب اسلامی چگونه در زندگی فردی او پژواک یافتهاند و در آینه آثار او بازتاب پیدا کردهاند و از همین رو به تحلیل تاریخی و سیاسی و نقد ادبی هم میپردازد. ایرانی رویکردی انتقادی به همه شخصیت¬های کتابش دارد – بیش و پیش از همه نسبت به خودش، به همین دلیل نام «اعترافات» را برای کتابش برگزیده است.
کتاب به معنی واقعی وقایع نگاری زندگی نیست. انگار پای صحبت پیرمردی گران جان نشسته ای که پراکنده از زندگی اش می گوید و سیال ذهنش تو را این سو و آن سو می برد. بسیاری صفحات ناچاری تحلیل یا حتا غر و لند های پیرمرد را گوش کنی و بخوانی. تلخی هایی که پس یک عمر فراز و فرود در جانش ته نشین شده و رسوب کرده. خیلی صفحات حرف ها و بیانیه سیاسی است تا سرگذشت نامه. دو قسمت کتاب ممکن است برای مخاطب علاقه مند به دانستن راجع به تهران قدیم و زندگی بچه ها در تهران قدیم و دیگری راجع به حزب توده و حال و هوای پیوستگان به حزب توده جالب باشد و برای کسی که به این مضمامین علاقه مند نیست ملال آور. آن طور که برخی گفته اند قلم جذابی دارد هم نیست و شیرینی خواندن متن از نویسنده ای که می شناسیمش هم دست کم برای من محسوس نبود. گه گاه خاطراتی نقل شده مثل آذرخشی که در آسمان تاریک شب می می درخشد و تمام می شود؛ آن ها جالب بود. در مجموع با تصور و انتظاری که از چنین کتابی معمولا در ذهن متبادر می شود فاصله داشت.
خواندن زندگینامه ناصر ایرانی، یکی از مشهورتریننویسندگان و فعالان فرهنگی معاصر، فینفسه جذاب است چه رسد به آنکه بدانیم کتاب خاطرات او مدتها در سد مجوز انتشار گیر کرده بوده و حالا هم فقط بخشهای پیش از انقلابش منتشر شده است. خودِ کتاب اما به جذابی عنوان و ماجرای انتشارش نیست. آنجا که ایرانی از شرح حوادث زندگیاش میگوید، همان است که میخواهیم اما هر گاه به توضیح علل رفتارهایش میپردازد و صفحهپشتصفحه از آثار چاپشده و نشده اش نقل و آنها را تفسیر میکند گرفتار ملال میشویم. کتاب البته در همان بخشهای درونکاوی شخصی نویسنده نیز جذابیتهای خاص خود را دارد اما طولانیشدن این بخشها و بیان مکرر یک مطلب، این جذابیت را تا حدودی ضایع میکند. ناگفته نماند که یکی از بهترین بخشهای کتاب، روایت دستاولی است که ایرانی از ماجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بهدست میدهد.
پدر بزرگ مادر بزرگ هارو دیدید تشنه ی شنیده شدن هستن، و از روی علاقه و احترام پای صحبتشون میشینی، دوست دارن از گذشته بگن اما اتفاقات و خاطرات محدوده و ناچار بارها و بارها همون روایت هارو تکرار میکنن! کتاب هایی که ناتمام گذاشتم به اندازه ی انگشت های یک دست نیستن، اما این شکنجه رو نمیشد بیشتر تحمل کرد!
عجب کتابی. فقط کمی تاکید میکنم کنی اطناب دارد و میشد برخی خاطرات را که دو بار تعریف شدهاند حذف کرد اما این نکته هیچ اهمیتی در مقابل روایت، زبان و نکتهسنجی ناصر ایرانی ندارد.
یکم طولانی بود و گاهی وقتا حوصله بر ولی حاوی اطلاعات مهمی از انحرافات حزب توده و جنبش چپ بود.قلم نویسنده زیبا و چابک و روایت او از اوضاع اجتماعی گذشته و حال ایران تا حدودی نزدیک ب واقعیت بود. کاش جلدهای بعدی هم در دسترس علاقمندان قرار گیرد