En mars 1918, la Grande Guerre est tout près d'être perdue, sous les coups de l'armée allemande rassemblée pour un dernier assaut. Au même moment, le gouvernement belge demande au gouvernement français de lui prêter la guillotine et le bourreau de Paris pour exécuter à Furnes, en zone d'occupation allemande, un condamné à mort. Voici plus de cinquante ans que la Belgique n'exécute plus ses criminels, mais le roi des Belges a décidé de faire un exemple. La France accepte. Deibler, " l'exécuteur des hautes œuvres ", se met en route vers Furnes, avec sa machine démontée et rangée dans des caisses, sous la protection d'une petite escorte. Il leur faudra traverser la ligne de front, munis de sauf-conduits délivrés par tous les belligérants. Les Etats se sont mis d'accord, non pour arrêter la tuerie, mais pour permettre à un bourreau d'exécuter un homme de plus. S'inspirant de faits réels,
"سرسپردگی" روایت یه داستان واقعی در خلال جنگ جهانی اوله. زمانی که پادشاه بلژیک برای اعدام یه سرباز، از فرانسه درخواست میکنه تا گیوتین و جلاد مخصوصش رو موقتا به بلژیک بفرسته اما چون راه ها تحت کنترل آلمان بودن باید از ارتش آلمان اجازه ی عبور جلاد و گیوتین گرفته میشد. نتیجه اینکه برای اعدام یک سرباز سه کشور درگیر میشن. اینکه چرا خودشون اون سرباز بخت برگشته رو اعدام نکردن؟ چرا از فرانسه چنین درخواستی کردن؟ و فرانسه چرا قبول کرده که گیوتین و بهترین جلادش و چندتا از بهترین سربازاشو به چنین ماموریت مضحک و خطرناکی بفرسته؟ سؤالهاییه که در کتاب پاسخ روشنی بهشون داده نمیشه. در واقع تمرکز نویسنده روی سرسپردگی و اطاعت بی چون و چرای آدما از مقام بالاتر و قانونه. افسرهای نظامی که وقتی این ماموریت بهشون محول میشه بی هیچ سوالی به دنبال انجام وظیفه هستن و حتی براشون مهم نیست که این سربازی که برای اعدامش دارن این راه خطرناکو میرن جرمش چیه؟ کسانی که تنها دغدغهشون اجرای دستور و حفظ ساختار رسمیه، نه سنجش درستی یا نادرستی اون دستور. البته کاراکترای سرسپردگی، کور نیستن. اونا میدونن درگیر چه بازی مضحکی شدن و حتی اواخر کتاب برای سرباز اعدامی که بعد ازون همه خدمت لیاقت اعدام بهتری از گیوتین داره، دل میسوزونن. ولی خب این هیچ خللی در انجام وظیفشون ایجاد نمیکنه.
روایت کتاب ترکیبی از چند راوی اول شخص و نامه نگاری های اداریه. این نوع روایت خلاقانه بود و من دوسش داشتم اما تعداد زیاد راوی ها گاهی آزاردهنده میشد. داستان جذاب بود اما روایت کشش نداشت و بخش میانی کتاب خسته کننده شده بود. علی رغم فضای سیاه و تاریک داستان، یه شوخ طبعی و طنز ملایمی هم درش جریان داشت که جذابش کرده بود. و در نهایت پایان غیرمنتظره و جالبی داشت که با توجه به پیام نویسنده، معنادار بود.
۲.۵/۵ ادبیات داستان خیلی منو گیج کرد. اما وقتی از تمام این به هم ریختگیها میگذشتی، داستانی عجیب و تاریخی رو در خودش پنهان کرده بود. داستانی که اگر بهتر گفته میشد، خب قطعا خیلی اثرگذارتر بود.
تاریخ انسانی همواره با خون و کشتار و چپاول گره خورده است؛ اما مسألهای مهم این است که آیا حاکمان تنها عامل این همه خونریزی و جنایتند؟ و یا اینکه سرسپردگی مردمان است که دو چندان بر قدرت خونخواری حاکمان افزوده است؟ کتاب روایت آدمیانیست که با سرسپردگی و انتخاب بندهبودن، برابر جبّاران تاریخ سر خم کرده و میکنند در جایی از کتاب میخوانیم : جباران تاریخ، نمونههای مجسم بلاهت، ما سرسپردگان مطیع را روی انگشتان خود میچرخانند و با رفتارهای خود ما را میفریبند. آنها تنها ژست میگیرند و به افتخار ما که کارگران بیجیره و مواجب جنگ هستیم، گیلاسهایشان را بالا میبرند. آنها تنها تظاهر میکنند اما در واقعِ امر ما را چیزی جز عروسکان خیمهشببازی نمیبینند...
مارس 1918 بود؛ درست در بحبوحهی پایان جنگ جهانی اول. در این میان پادشاه بلژیک از دولت فرانسه درخواستی عجیب داشت. او از این دولت تقاضا کرد که جلاد و گیوتینش را به او قرض دهد تا به ورن، که یکی از شهرهای اشغالی بلژیک بود بیاید و سر از تن یکی از سربازان جدا کند! مکاتبات طولانی میان دو کشور شکل گرفت. درنهایت یک جوخه سوارهنظامِ فرانسوی دیبلر، جلاد پاریس، را از میان خون و آتش جنگ عبور دادند و درست زمانی که چیزها حداقل در ظاهر طبق برنامه پیش رفته بود و گیوتین در میدان اصلی شهر نصب شده بود، ورق برگشت و همه چیز دگرگون شد... درواقع از اینجاست که اصل داستان کتاب سرسپردگی شکل میگیرد.
Un téléfilm a été tiré de cette histoire sous le titre "Le voyage de la veuve".
Quelle singulière histoire présentée sous la forme de missives et de récits par ses divers protagonistes. On s'y perd un peu dans qui est qui (d'où le 3/5).
Je ne manquerai pas de mettre la main sur le film afin de compléter le livre.
راستش ۲.۵ از ۵ نمره این کتابه. و البته منم خسته شدم از ادبیات جنگ اما این یکی یه داستانی داشت که در خلل جنگ و لابلای نیروهای نظامی اتفاق میافتاد و در مورد جنگ و جنگیدن نبود. اگرچه همه چیز در فضای جنگی رقم میخوره اما شخصیت پردازی در حد خودش خوب بود اما تعداد شخصیت ها به نظرم برای این داستان که همه راوی هستن زیبا نبود.