Jump to ratings and reviews
Rate this book

تندتر از عقربه ها حرکت کن: روایت حرکت به سوی یک اتفاق بزرگ

Rate this book
تندتر از عقربه ها حرکت کن؛ روایت حرکت به سوی یک اتفاق بزرگ کتابی از بهزاد دانشگر است که زندگی مدیر جوان موفق یک شرکت دانش‌بنیان به نام نوید نجات‌بخش را روایت می‌کند

این کتاب حاصل گفت‌وگوهای دانشگر و نوید نجات‌بخش و دیدارهای مکرر دانشگر از بهیار صنعت سپاهان در سال ۱۳۹۵ است.

شرکت دانش بنیان بهیار صنعت سپاهان با بیش از بیست سال سابقه در زمینه تولید تجهیزات پزشکی با فناوری بالا در شهرک علمی و تحقیاتی اصفهان مشغول به فعالیت است.

تندتر از عقربه‌ها حرکت کن روایتی از مسیر پر فراز و نشیب و پر چالش جوانی است که در جامعه امروزی نه ارثیه چندانی دارد و نه حاضر است برای موفق شدن شرکتش به احدی باج بدهد و رشوه بگیرد. چارچوب‌های خودش را دارد و با همان چارچوب‌ها که برگرفته شده از روایات بزرگان دین اسلام و راهنمایی های علما و رهبر انقلاب است، تلاش می‌کندتا شرکتش را گسترش دهد. اما همه اطرافیان او و مدیران دولتی دیگر چنین کاری را غیرممکن می‌دانند.

304 pages

Published January 1, 1399

8 people are currently reading
22 people want to read

About the author

بهزاد دانشگر

14 books4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (40%)
4 stars
12 (30%)
3 stars
8 (20%)
2 stars
3 (7%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 20 of 20 reviews
Profile Image for Mohaddeseh.
60 reviews17 followers
June 12, 2023
بجای خواندن کتاب‌های رموز موفقیت در نظام سرمایه داری لیبرال
تجربه های موفق بومی میهن مان را بخوانیم
لذت بردم :)
Profile Image for Masoud.
138 reviews2 followers
Read
December 17, 2025
بروزرسانی: این مرور به‌هیچ‌عنوان دیگر مورد تأیید نیست و صرفاً برای یادگاری باقی‌مانده.

بنظرم هر کسی که می‌خواد راجع به وضعیت امروز ایران اطلاعات کسب بکنه، بهتره این کتاب رو مطالعه بکنه. اگر کسی حس می‌کنه این کشور به بن‌بست رسیده و می‌خواد مهاجرت بکنه، بهتره این کتاب رو بخونه. اگر کسی دوست داره برای مردم کشورش کار کنه و برای جامعه مفید باشه، باید این کتاب رو بخونه.
مهندس نوید نجات‌بخش، مدیر یکی از مهم‌ترین شرکت‌ها در حوزۀ تولید لوازم پزشکی است. سرگذشت ایشون واقعاً جذابه و می‌تونه به افراد زیادی تلنگر بزنه. روحیه و منش مهندس نجات‌بخش بهترین راه برای خروج ایران از وضعیت فعلیش است. این روحیه چیه؟ بی‌تفاوت نبودن و تلاش کردن برای حل مشکلات کشور.
شاید خیلی از افراد تصور می‌کنند که حل مشکلات ایران در گرو تصمیمات مسئولینه و مردم نقش خاصی ندارند. اما با نگاه به این کتاب متوجه می‌شیم که کار و تلاش برای آبادی کشور در هر حوزه‌ای می‌تونه به بهتر شدن اوضاع کشور کمک بکنه. ما شهروندها نسبت به وضعیت کشورمون مسئول هستیم و باید برای حل مشکلات ایران تلاش کنیم. اصلاً راه توسعه پیشرفت کشور همینه. کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی همین‌جوری به این نقطه نرسیدند. افراد زیادی، از نخبگان تا مردم عادی تلاش کردند تا کشورشون به این نقطه از رفاه رسیده.
خلاصه که ما به این روحیه و این تفکر نیازمندیم و از این لحاظ مطالعۀ این کتاب رو به همه پیشنهاد میدم.
در آخر یک نکته راجع به نویسنده بگم. آقای دانشگر نثر خیلی خوبی دارند و نحوۀ روایت‌شون خواننده رو خسته نمی‌کنه. اما کتاب چند تا ایراد داره. یکی این که بعضی از اتفاق‌ها چند بار تکرار می‌شوند و این نکته مخاطب رو خسته می‌کنه. همچنین گاهی بخش‌هایی از کتاب حالت «منبرگونه» پیدا می‌کنه و توی ذوق مخاطب می‌زنه. ایراد آخر هم اینه که کتاب روایت منسجمی نداره. ابتدا کتاب با یک روایت خطی شروع میشه اما با رسیدن به میانه، خیلی شلخته میشه و روایت حالت نامنظمی به خودش می‌گیره. البته این ایرادات خیلی جزئی هستند و به مطلب اصلی و نکتۀ اصلی کتاب آسیبی وارد نکردند اما بهتره اصلاح بشن.
Profile Image for Mohammad reza khorasanizadeh.
793 reviews66 followers
January 20, 2023
کتابی بسیار عالی در مورد نوید نجات بخش مدیر عامل شرکت بهیار صنعت سپاهان
از شروع کار کردنش تا نحوه گسترش و رشد خودش و شرکتش و دستگاه هایشان و همچنین توکل او در این مسیر همه و همه خیلی عالی در این کتاب بیان شده اند
از بهترین کتب روایت پیشرفت بود که خواندم
Profile Image for آبی.
5 reviews20 followers
March 21, 2024
از معدود کتاب‌هایی که صرفا خواندنش، آدم را چنددرجه بزرگ‌تر می‌کند.
Profile Image for MohammadHossein Khoshmehr.
45 reviews3 followers
June 10, 2023
خبر ندارم امروز نوید نجات‌بخش کجاست و داره چی کار می‌کنه، امیدوارم هر جا هست موفق باشه.

موفقیتی که من را از اطرافینام جدا کند یا از مردمم، موفقیت نیست. موفقیتی که من در آن تنها باشم و یکه، بیشتر خودخواهی است تا موفقیت.

از قبل‌تر هم با "موفقیت" و نمونه‌های موفق غربی، به خصوص معاصر‌هاشون، مشکل داشتم. موفقیتی که سراسر بیشتر خواستن و رقابت با دیگرانه. اما بیرون از کله‌م، نمی‌تونستم نمونه‌ش رو پیدا کنم. تنها جایی که ذهنم می‌رفت، می‌رسید به علمای دین و اساتید اخلاق و دیگه یه ذره قابل فهم‌ترش، روایت شهدا. اما تو این کتاب یه نمونه از این حرکت رو تو متن زندگیِ امروز دیدم.
تجربهٔ خوندن کتاب خیلی شبیه به کتاب‌های سرگذشت شهداست. تصویری که تو کتاب از نوید نجات‌بخش ارائه شده، یه شهید زنده‌س. امیدوارم همیشه شهید و زنده بمونه.

تو عموم دین‌دارهای روزگار فعلی، دین‌داری به نماز و روزه و چند تا مراسم مذهبی محدود میشه. تو حساب‌کتاب و برنامه‌ریزی، مخصوصا تو بحثای مالی، خدا جایی نداره. بدهی‌ها به تعداد ماه‌ها تقسیم میشه؛ قسط‌ها از درآمد‌ها کم میشه؛ اگه پولی بمونه جایی که سود بیشتری هست سرمایه‌گذاری میشه. همون حساب‌کتاب‌هایی که یه بی‌دین می‌کنه.
اما تو نگاه «نجات‌بخش»، خدا وجود داره. صحنه‌گردان خداست. مدیریت نجات‌بخش سکولار نیست. دخل‌وخرجِ کار و کاسبی و زندگیش رو با معادلاتِ دنیاییِ صرف محاسبه نمی‌کنه.
البته که هستن افرادی که با شعار و ظاهر دینی می‌خوان کارشون رو جلو ببرن اما هم‌چنان معادلات زندگی خودشون رو طبق فرمول‌های دنیایی حساب می‌کنن.

وقتی می‌گوییم [حرکت اقتصادی] رنگ دینی داشته باشد، منظورم برگزاری نماز جماعت یا نوشتن حدیث در کارگاه نیست. این‌ها هم خوب‌اند. این‌ها هم به کار برکت می‌دهند؛ ولی رنگ دینی در کار اقتصادی به نظر من یعنی این که نیتت کسب پول یا رشد سرمایه نباشد. حواست باشد بخشی از خواست الهی برای مشغول کردن انسان‌ها به کار و شغل این بوده که نیاز‌های یکدیگر را تأمین کنند. در چنین فهم و باوری، عالی‌ترین نیت، خدمت به بندگان خداست.

این حرفا رو کی داره می‌زنه؟ اینا حرفای یه روحانی که منکر فواید علمه و به نظرش برای شفای بیمارا فقط باید دعا کرد نیست. کسی داره اینا رو میگه که داره پیشرفته‌ترین دستگاه‌ها توی تکنولوژی‌های روز دنیا رو می‌سازه. یه شرکت چندصد نفره رو راه انداخته و اداره می‌کنه و محصولاتش و تکنولوژیش رو به خارج از ایران هم صادر می‌کنه. کسی که علم و ابزارهاش رو انکار نمی‌کنه؛ بلکه داره با کمترین امکانات و هزینه، کاری که بزرگترین شرکت‌ها تو دنیا می‌کنن رو انجام میده. کاری می‌کنه که هیمنهٔ خیلی از شرکت‌ها و کارهای علمی فرومی‌ریزه. «مگه میشه بدون پنجاه سال سابقه و کلی سرمایه‌گذاری و ده‌ها سال کار تحقیق و توسعه، شتاب‌دهنده خطی درست کرد؟» بله، میشه. ولی راهش اونی نیست که به طور معمول آموزش میدن.

این کتاب پره از کم‌کاری مسئولین و اشکالات توی سیستم. با این که با خوندن کتاب من امیدم نسبت به ساختار کمتر شد، اما امید به آینده رو تو من تقویت کرد. شاید بالاترین حدی که تا به حال بوده.

وقتی شما تجارت می‌کنی و حواست فقط به پول درآوردن است، این پول است که تو را مدیریت می‌کند. یعنی این میزان پول توست که تصمیم می‌گیرد تو کجا و چگونه کار کنی. به خصوص این سال‌ها، پول است که سبک زندگی تو را تعیین می‌کند؛ این که توی چه خانه‌ای با چه امکاناتی زندگی کنی و چه ماشینی سوار شوی. حتی غذا خوردنت را میزان پولت تعیین می‌کند. این که با چه کسانی ارتباط داشته باشی و رفت و آمد کنی. یعنی اگر پولت کم باشد، یک نوع محصول تولید می‌کنی و اگر پولت زیاد باشد، یک نوع محصول دیگر. بعد این پول، همیشه به تو هشدار می‌دهد اینجا خرجم نکنی. اگر اینجا خرج کنی، تمام می‌شوم. پول است که شیوهٔ تولید و تجارتت را تعیین می‌کند. چون تو به گونه‌ای کار می‌کنی که بیشتر و راحت‌تر سود ببری. مثلا الان به ذهنت رسیده چراغ اتاق عمل بسازی؛ اما وقتی فقط دنبال پول درآوردن باشی، به تو می‌گوید این چراغ را نمی‌خواهد بسازی. چرا بی‌خودی برای خودت دردسر جور می‌کنی؟ بخش‌های ساده‌اش را درست کن؛ بخش‌هایی را که پیچیده‌تر است، بخر و بیا سرِهم کن.
این مناسبات همیشه دارد به تو تحمیل می‌کند زندگی کردنت چه شکلی باشد؛ حتی کارکردنت چه شکلی باشد.


این حرف‌ها شاید شعار به نظر برسد؛ ولی مبنای زندگی کردن همه‌مان همین شعارهاست. مگر وقتی یکی می‌گوید در این مملکت داریم تباه می‌شویم، شعار نمی‌دهد؟ یا می‌گوید در این مملکت به کسی اهمیت نمی‌دهند. این هم یک نوع شعار است؛ شعاری که عمر و استعداد آدم‌ها را تباه می‌کند؛ چون در این شعار تو همیشه منتظری کسی بیاید کشفت کند. کسی بیاید امکانات بدهد، سرمایه بدهد به تو تا کاری راه بیندازی؛ ولی شعار من می‌گوید مهم‌ترین سرمایه خود تویی. خدای توست؛ خدایی که در حال تربیت توست. کاری که می‌کنی، شغلی که راه می‌اندازی هم بخشی از تربیت توست. پس حتما خدا برایت برنامه دارد. خدا برایت جایگاهی در نظر گرفته. تو که راه بیفتی و پا در مسیر بگذاری، به مرور با نشانه‌هایش راه درست را نشانت می‌دهد.

همهٔ کتاب این حرفای کلی نیست. کلی تجربهٔ کوچیک و بزرگ و خوندنی توشه. این کلیات بدون اون جزئیات و روایت با بقیهٔ شعارها فرقی ندارن. اما تو بستر روایت معنا پیدا می‌کنن. پشت هر کدوم از این جملات کلی تجربه هست. راوی اینا رو با تمام وجود درک کرده و داره تعریف می‌کنه. همراه شدن باهاش، تجربهٔ پرکشش و آموزنده‌ای بود.

https://khoshi.net/faster-than-hands....
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
October 9, 2022
https://delsharm.blog.ir/1401/07/17/tnd

در این روزها که در هجمهٔ خبرها و تحلیل‌هایی هستیم که بالا و پایینِ همهٔ رنگ‌ها را سیاهی می‌بینند، حال قفسهٔ کتابم هم تعریفی نداشت: مشتی کتاب علوم اجتماعی در مورد ایران و مشکلاتش، کلی رمان و داستان در مورد دردهای عمیق بشر و چند کتاب دیگر؛ برخی انگلیسی و برخی فارسیِ یادگار از سفرم به ایران. یک‌هو یاد این کتاب افتادم که سیدمجتبی قافله‌باشی، هم‌دانشگاهی سابق و مستندنگار شرکت‌های دانش‌بنیان، در سفر اخیرم به ایران طی دیدار در کافه-کتاب‌فروشی خیابان انقلاب به من هدیه داده بود. طبق معمول از چنین کتاب‌هایی برکنارم چرا که تجربه نشان داده است این کتاب‌ها تصویری غیرواقعی از زیست ایرانی را بازنمایی می‌کنند. اما باید اعتراف کنم حداقل در مورد این کتاب سخت در اشتباه بودم.

این کتاب روایت بی‌واسطهٔ «نوید نجات‌بخش»‌ کارآفرین ایرانی مؤسس شرکت «بهیار صنعت سپاهان» است که به کوشش «بهزاد دانشگر» به شکل ناداستان (نان‌فیکشن) گردآوری شده است. در این کتاب آن چیزی که به چشم می‌آید صداقت است و صراحت است و شهامت. دقت نظر گردآوردنده را نیز نباید نادیده گرفت که با وجود حفظ تکه‌کلام‌های اصفهانی، خوب مطلب را درآورده است. دقیقاً ۲۴ ساعت پیش کتاب را باز کردم و ۳۰۴ صفحه را کمتر از یک شبانه‌روز تمام کردم.



نجات‌بخش با الهام از زندگی پرتلاش پدرش که متخصص قلب و رییس بیمارستان بود، به تلاشی شبانه‌روزی در جهت استفاده از تخصص‌اش یعنی مهندسی برق در زمینهٔ تجهیزات پزشکی رو می‌آورد که یکی از چندین برکاتش ساخت شتاب‌دهنده‌های مخصوص پرتودرمانی برای سرطان است. شرکت او حالا وسعت چندصد نفره پیدا کرده است، شریک روسی و چینی دارد، و سود چندمیلیاردی در سال دارد. در این قصه اما نجات‌بخش در مورد مشکلات کم نمی‌گوید و اصلی‌ترین مشکلات خود دولت و مهم‌تر از هم شرکت‌های خصولتی (خصوصی در واقع دولتی) است.



جنبهٔ‌ دیگر این روایت آن است که شخصیت اولِ روایت با نگاهی غیرسرمایه‌داری به مسألهٔ پیشرفت نگاه می‌کند. او خدا را در مسائل زندگی‌اش وارد کرده است و همین او را از قهرمانانی که دنیای غرب برای ما ساخته است و آخرش بسیاری‌شان خانم‌باز و روان‌پریش از آب درمی‌آیند متمایز می‌کند (همین را که نوشتم یاد رسوایی اخلاقی بیل گیتس و رفتارهای روان‌پریشانهٔ ایلان ماسک افتادم).



در تمام این روایت جاهایی با راوی هم‌داستان نیستم. با وجود آن که سبک کاری‌اش را می‌ستایم ولی آن را سبکی پایدار برای عموم نمی‌بینم (این که مثلاً سه شبانه‌روز مهندس‌ها را نگذاری بروند خانه تا کار جواب بدهد). نقدهای وی به دانشگاه را به‌جا می‌دانم اما نباید این نکته را فراموش کرد که بخشی از رسالت دانشگاه کار روی مسائل ظاهراً انتزاعی است که شاید بعدها از میان آن همه مسألهٔ انتزاعی یکی کاربستی پیدا کند. البته می‌دانم بسیاری از پایان‌نامه‌های مهندسی در ایران خسر الدنیا و الآخره هستند تازه اگر کپی‌کاری محض و متقلبانه نباشند. و دیگر آن که این سبک از مجاهدت را نسخهٔ همگانی نمی‌بینم و کشور برای حرکت رو به جلو نیاز به تغییرات ساختاری بنیادی‌تری دارد.



در پایان در وصف این حرکت یاد این آیه از سورهٔ‌ نسا افتادم:


لَّا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً ۚ وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا



Profile Image for Mahshad.
85 reviews109 followers
Read
May 7, 2025
اساسا این کتابی نیست که من تو محیط معمولم چشمم بهش بخوره. اگر هم اتفاقی جایی می‌دیدمش یا توضیحی راجع بهش می‌خوندم، امکان نداشت انتخابش کنم و پول و وقتم رو براش صرف کنم. در واقع این کتاب تو یه مراسمی بهم هدیه داده شد. موند ته کیف اون‌روزم و فراموشش کردم تا چندوقت پیش. یه نگاه به جلدش انداختم و می‌خواستم بندازمش دور، اما قبلش چندخط خوندم و کنجکاو شدم. فکر کردم کمی می‌خونم، اگه خوب نبود ولش می‌کنم و می‌ندازمش دور و ؟ تا آخر خوندمش! و نه به خاطر اصرار وسواس‌گونه‌م روی تموم‌کردن هر چیزی که شروع می‌کنم، بلکه فکر کردم حالا که اتفاقی به دستم رسیده و شروعش کرده‌م، ارزش خوندن داره و چیزایی درش هست که تا آخر نگهم داره. پشیمون هم نیستم. این روایت در نهایت یه زاویه‌ی دید به من نشون داد که به نظرم لازم بود ببینم.
با وجودی که الان اوضاع خیلی تغییر کرده و بدتر شده، جدا از مخالفت‌ها و زاویه‌ای که با خیلی از اعتقادات و افکار راوی دارم و با کلیت نگرش و رویکردش هم صددرصد موافق نیستم، باز هم این کتاب برای من gain داشت.
نمی‌دونم تصویری که این کتاب برام ترسیم کرد و چیزایی که باهاش فهمیدم، دقیقا به چه درد من و مسیرم می‌خوره، اما یه قطعه‌ای بود که از پیدا کردنش راضی‌ام.
تجربه‌ی خوانشش انقدر برام خارج از قاعده و نگاهم بهش متفاوت بود که نمی‌تونم ریتش کنم، اما دوست داشتم این‌جا ثبت شه.


-فروردین ۱۴۰۲-
Profile Image for Nasim.
79 reviews9 followers
July 9, 2025
متاسفانه نصفه رها شد، نتونستم با سبک نوشتار شخصیت اصلی داستان ارتباط بگیرم.
104 reviews3 followers
December 18, 2021
یک کتاب عالی موفقیت. این کتاب انگیزشی است اما نه به سبک انگیزشی‌های زرد، بلکه با نگاه جدیدی به مقوله موفقیت.
کتاب مصاحبه با نوید نجات‌بخش است که کارش تولید دستگاه‌های پزشکی‌است. شرکتش با زیمنس رقابت می کند و در لبه‌ی علم دنیا دارد محصول تولید می‌کند.
در این کتاب با دیدگاه‌های نوید نجات‌بخش به مقوله کار و موفقیت آسنا می‌شویم و تجربه‌هایش را در زمینه کارهایی که کرده می‌خوانیم.
این کتاب یک کلاس آموزشی برای کارآفرینان است و البته امیدبخش و محرک برای همه. چیزی که نمونه‌‌اش را در ایران نداشتیم. نگاهی که در کارهای اقتصادی امروز گم شده و نیاز است تا بازآفرینی شود.
در اینجا اما نویسنده و ناشر به نطرم کم سلیقگی به خرج داده‌اند. جلد کتاب بسیار ضعیف است و اثری هم از نویسنده در متن نیستو انگار که نقش نویسنده صرفا تایپ صحبت‌ها بوده. شاید هم این کار عمدی بوده باشد. اما به هرحال کتابی است خواندنی و جذاب.
Profile Image for Love is Books.
280 reviews28 followers
September 11, 2022
بعدا مینویسم از این کتاب. ولی کاش میشد همه اونایی که ایده هایی دارن و حتی همه مسئولین و روسای کشور این کتاب رو بخونن.
با سرچ کردن اسم بهیار صنعت شاید متوجه بزرگی کار ایشون نشویم. باید این کتاب رو بخونیم. سر فرصت ازش مینویسم
https://taaghche.com/book/95215/تندتر...
Profile Image for Mini Designer طراحَک.
19 reviews4 followers
April 10, 2022
بسیار عالی، امید بخش و آموزنده و همینطور تأمل برانگیز
آدم رو به این فکر می‌بره که تو کجای مسیر پیشرفت ایستادی؟
وظیفه‌ات چی هست؟ نقشت چی هست یا قراره چی باشه؟
چقدر میتونی برای پیشرفت کشورت تأثیرگذار باشی؟
Profile Image for Mostafa Zare.
4 reviews2 followers
December 24, 2021
عالی بود واقعا، البته از نظر ادبی میتونست نگارش بهتری داشته باشه
Profile Image for ᵃˢᵃˡ ^^.
17 reviews1 follower
May 21, 2022
🌟امتیاز من : 3/5
این کتاب هم بالاخره تموم شد...
تو این ریویو میخوام از خوبی ها و عیب های این کتاب از نظر خودم بگم.
🔷مزایا :
1. چیزی که در نگاه اول باعث شد حس بهتری نسبت به کتاب پیدا کنم، طراحی جلد جدیدش بود، چون جلد قبلی واقعا طراحی قشنگی نداشت. (من از نشر معارف خوندم.)
2. کتاب مثل خیلی از کتاب های ایرانی تو این سبک کلیشه ای نبود، که بگه مثلا ایران خیلییی خوبه، از بقیه کشور ها خیلی بهتره، دولت و حکومت ما خیلی خوب کارشون رو انجام میدن و...؛ نه، اتفاقا هم از خوبی های این کشور میگفت و هم از مشکلات و معایب حکومت و مسؤولین و سعی می‌کرد که این مشکلات رو حل کنه، نه اینکه بپوشونه و پنهان کنه.
3. راوی در کل آدم پرتلاشی بود و اینکه زندگی یک آدم موفق ایرانی رو بخونی، جالب بود.
4. من تو این کتاب خیلی چیز ها راجع به دستگاه های پیشرفته پزشکی و... فهمیدم و از این نظر هم برام جالب بود.😊
🔶معایب :
1. کتاب اشتباهات نگارشی و حتی املایی داشت.
2. گاهی دارای توضیحات اضافی زیادی بود و این خواننده رو اذیت می‌کرد.
3. راوی حرفی رو بار ها و بار ها تکرار می‌کرد که خیلی خسته کننده بود.
4. داستان کشش نداشت.
5. همونطور که در مقدمه خود کتاب هم گفته شده بود اتفاقات هیچ روند زمانی خاصی نداشت و این واقعااا خیلی بد بود و اذیتم می‌کرد، چون خواننده هی باید ذهنش رو ببره روی فلان اتفاق که تو فلان سال اتفاق افتاده، و بعد ناگهان میفتاد توی زمان حال...
6. راوی فردی از خود راضی بود و خیلی از خودش تعریف میکرد و گاهی اوقات هم با حرف ها و کار هاش حتی باعث تخریب شخصیت دیگران می‌شد.
حقیقتا چون این کتاب از ژانری نبود که من معمولا میخونم، برام کشش نداشت، و اگر مجبور نبودم برای آمادگی دفاعی بخونمش، قطعا نیمه رهاش میکردم.
ولی باز هم در کل اونقدر کتاب بدی نبود و اوکی بود.🤝
⌛اتمام : 1401.02.27
29 reviews1 follower
December 18, 2022
کتاب خوبی هست. ولی در واقع زندگی یک بچه مایه دار هست که تونسته با دانش فنی بومی نیازهای کشور رو با هزینه مالی کمتر برطرف کند.
راوی الکی فاز از صفر شروع کردند داده ولی خب خیلی حقیقت نداره و در خود کتاب بارها این موضوع که از صفر شروع کرده است نقض می شود.
کتاب رو می خونید از یک طرف بخاطر دانشمندان ایرانی خوشحال می شوید و از طرف دیگر یاد این جمله یاس می افتید:

خیلی خودساختست همون بنزم از باباش خرید از دم قسط ماهی هزار تومن
139 reviews
April 1, 2023
اگر کتاب آرزوهای دست ساز رو خوندین و دوست داشتین، پیشنهاد می‌کنم این رو هم بخونید، در مورد دانشجویی که با وجود مشکلات فراوان و سنگ اندازی ها عده زیادی که در ظاهرا دلسوز ایران و ایرانی هستند، تونست موفق بشه و دستگاه های پزشکی که کلی ارز از کشور خارج میشد تا اون دستگاه ها وارد ایران شه رو در خود کشور عزیزمون با توکل و یاری خدا تونست بسازه.
«تندتر از عقربه ها حرکت کن» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/95215
53 reviews1 follower
February 16, 2023
مهندس نجات‌بخش در این کتاب از توکل به خدا می‌گوید و به آن عمل می‌کند. حلقه گمشده زندگی همه ما ...
46 reviews
March 14, 2023
یکی از کتاب های انگیزشی خوب بیشتر کتاب های انگیزشی با فرهنگ اروپایی هماهنگه و اینکه آن ها را در فرهنگ ایرانی متصور شد کار سختیه این کتاب یک موفقیت با طعم ایرانیه
https://taaghche.com/book/95215
22 reviews1 follower
March 15, 2023
محتوای خوبی داره و طرز تفکر و تلاش روای تحسین برانگیزه، ولی به شدت پراکنده گویی داره به نظرم خیلی احتیاج به اصلاح و منسجم کردن سر و شکل مطالب داره،
Profile Image for Mahdi Taghvae.
28 reviews2 followers
November 19, 2025
اگر به دنبال کار برای کشور هستید جهان‌بینی نوید نجاتبخش میتواند برایتان بسیار راهگشا باشد. کتاب کمی میتوانست حجم کم‌تری داشته باشد. عالی بود
Profile Image for نجمه ساسانی.
35 reviews1 follower
January 25, 2025
خوندن کتاب رو با این تصور که درباره مسیر پیشرفت یک آدم بی پشتوانه و بی پارتی هست شروع کردم، که البته تصور اشتباهی بود. از همون اول تو هر صفحه رد پای آشنا و فامیل و دوست دیده میشه. پسر دکتر فلانی _ که رئیس بیمارستان بوده _ به واسطه معرفی آشنایان چند جا کار میکنه و با سرمایه دکتر فلانی کار اصلیش رو شروع میکنه، با یه آدم بی پشتوانه دیگه که دختر فلان مدیر مطرح کشور بوده ازدواج میکنه و البته خدا پشتش بوده و تونسته کارهای بزرگی انجام بده. صفحات زیادی به نقش توکل داشتن و سپردن مسیر خود به خدا صحبت کردن که به نظرم حجم مطالب این موضوع خیلی زیاد شده. تا حالا با خوندن یک کتاب اینقدر ناراحت نشده بودم
Displaying 1 - 20 of 20 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.