توضیحِ مفهومِ «رویینتنی» اسفندیار به معنای کارگر نبودنِ رزمافزارها بر اندام او دو بار در این داستان دیده میشود. نخست در گفتگویِ مجادلهآمیزِ دو پهلوان در سراپردۀ اسفندیار که البتّه بنابر موقعیّت و اقتضای کلام، به گونۀ طنز و تعریض از زبان رستم بیان میشود و جهانپهلوانِ پیر میگوید بیاثر بودنِ شمشیر جنگجویان بر اسفندیار در آوردگاه سخنی است که اطرافیان وی میگویند و او (اسفندیار) نیز آن را پذیرفته و باور کرده است ولی فردا در میدان نبرد خواهد دید که نیزۀ رستم از نوعِ سلاحِ یلانِ دیگر نیست که بر پیکر اسفندیار کارگر نباشد. امّا برخلافِ این گُواژهزنی و مفاخره، در پیکارگاه رستم در برابرِ اسفندیار در میماند و زخمی میشود و «نیامد بر او تیر رستم به کار» و پس از بازگشت به ایوان خویش نزد زال و زواره و فرامرز و رودابه اذعان میکند که تیغ و تیرش بر سر و پیکرِ هماورد زخم نمیزند و این، گواهِ بسیار مهم و روشنِ ویژگیِ «رویینتن» بودنِ اسفندیار به معنایِ عینی و لغوی آن (یعنی آسیبناپذیری اندامهای او) در شاهنامه است و تأیید میکند که صفت «رویینتن» برای این پهلوان در معنی اصلی و حقیقیِ ترکیب به کار رفته است و مفهومِ کنایی ندارد. در داستانهایِ پیش از پیکارِ رستم و اسفندیار در دورۀ پادشاهی گشتاسپ که اسفندیار در آنها حضور دارد و دلاوریها میکند هیچ تصریحی به «رویینتنی» او نیست و این البتّه به منبع/ منابعِ منثورِ شاهنامه برمیگردد که در آن داستانها به رویینتنیِ این پهلوان اشاره نکرده و فقط در روایتِ رستم و اسفندیار بر این ویژگی او تأکید کردهاند. شاید به دلیلِ اهمیّتِ این نبرد در کارنامۀ کردارهایِ پهلوانیِ اسفندیار و اشتهار و هیبت و صلابتِ حریف او یعنی رستم، این صفتِ اسفندیار که در روایات و کارهای پیشینِ وی چندان مهم یا موردِ نیاز نبوده در این داستان/ رویاروییِ بسیار مهم و دشوار و سرنوشتساز، برای راویان توجّهبرانگیز شده است.
[راز رویینتنی اسفندیار، دکتر سجاد آیدنلو، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۴، ص ۹۷-۹۹]
نام اسفندیار _سپنتوذانه_ سپنددات_سپندیات_سپندیاد_اسپندیار نسب اسفندیار_ کی اپیوه_ کی پسین_ منوش_ زاب_ لهراسب_ کیقباد_ لهراسپ_ گشتاسپ_اسفندیار آئین خویدوده دو شاخه بودن تیر رستم که به چشم اسفندیار زد ساختگی های پس از فردوسی است
دو روایت از جنگ اسفندیار و رستم ۱ روایت دینی و زرتشت فراخواندن رستم ۲ روایت غیر دینی تفاوت بینش دو پهلوان روئین تن فلز روی و کسی ک تنش چنان روی است دوازده روایت از رویین تن بودن اسفندیار است مسی بودن جنس پوست چشمه روی روان حضرت سلیمان تعویذ های زرتشت خوردن انار دعا خوانده شده زرتشت زره ساخته حضرت داوود گشودن رویین دژ تن شویی با آب افسون شدا زرتشت مادرزادی بودن داروی جاماسپ و دعای زرتشت روغن زرتشت روغن تعویذ خوانده شد دعای یکی صاحب کمالان خیلی خوب بود کتاب خود نویسنده با دلیل میگه ک رویین تن بودن اسفندیار ی کنایه بوده و واقعا ی رویین تن نبوده و بارها شعر میاره ک خون ریزی داشته و ... استاد بزرگ جلال خالقی مطلق میگوید ک زنجیر بهشتی داشته اسفندیار
دکتر آیدنلو در این کتاب با تمرکز بر مبحث رویین تنی اسفندیار، علاوه بر گردآوری نظرات قدیم و معاصر در باب نحوه این زخم ناپذیری با ارائه شواهد متعدد و قوی از منابع متنوع ایرانی و غیر ایرانی این نظریه را مطرح میکنند که احتمالا راز این رویین تنی در زره زخم ناپذیر پهلوان بوده است. کتاب سرشار از اطلاعات حماسی-اسطوره ای - داستانی دقیق از ادبیات ایران و ملل دیگر بوده و از حیث کار پژوهشی و تحقیقی، بسیار ارزشمند و محترم.