Jump to ratings and reviews
Rate this book

پردۀ جهنم

Rate this book
کتاب پرده‌ جهنم شامل چهار داستان کاپا، پرده‌ جهنم، تار عنکبوت و دماغ است. علاوه ‌بر این چهار داستان، در این کتاب مقاله‌ای را با عنوان «کاپا در ادبیات عامیانه‌ی ژاپن» می‌خوانید.

218 pages, Paperback

First published January 1, 1927

59 people want to read

About the author

Ryūnosuke Akutagawa

1,326 books2,133 followers
Akutagawa Ryūnosuke (芥川 龍之介) was one of the first prewar Japanese writers to achieve a wide foreign readership, partly because of his technical virtuosity, partly because his work seemed to represent imaginative fiction as opposed to the mundane accounts of the I-novelists of the time, partly because of his brilliant joining of traditional material to a modern sensibility, and partly because of film director Kurosawa Akira's masterful adaptation of two of his short stories for the screen.

Akutagawa was born in the Kyōbashi district Tokyo as the eldest son of a dairy operator named Shinbara Toshizō and his wife Fuku. He was named "Ryūnosuke" ("Dragon Offshoot") because he was born in the Year of the Dragon, in the Month of the Dragon, on the Day of the Dragon, and at the Hour of the Dragon (8 a.m.). Seven months after Akutagawa's birth, his mother went insane and he was adopted by her older brother, taking the Akutagawa family name. Despite the shadow this experience cast over Akutagawa's life, he benefited from the traditional literary atmosphere of his uncle's home, located in what had been the "downtown" section of Edo.

At school Akutagawa was an outstanding student, excelling in the Chinese classics. He entered the First High School in 1910, striking up relationships with such classmates as Kikuchi Kan, Kume Masao, Yamamoto Yūzō, and Tsuchiya Bunmei. Immersing himself in Western literature, he increasingly came to look for meaning in art rather than in life. In 1913, he entered Tokyo Imperial University, majoring in English literature. The next year, Akutagawa and his former high school friends revived the journal Shinshichō (New Currents of Thought), publishing translations of William Butler Yeats and Anatole France along with original works of their own. Akutagawa published the story Rashōmon in the magazine Teikoku bungaku (Imperial Literature) in 1915. The story, which went largely unnoticed, grew out of the egoism Akutagawa confronted after experiencing disappointment in love. The same year, Akutagawa started going to the meetings held every Thursday at the house of Natsume Sōseki, and thereafter considered himself Sōseki's disciple.

The lapsed Shinshichō was revived yet again in 1916, and Sōseki lavished praise on Akutagawa's story Hana (The Nose) when it appeared in the first issue of that magazine. After graduating from Tokyo University, Akutagawa earned a reputation as a highly skilled stylist whose stories reinterpreted classical works and historical incidents from a distinctly modern standpoint. His overriding themes became the ugliness of human egoism and the value of art, themes that received expression in a number of brilliant, tightly organized short stories conventionally categorized as Edo-mono (stories set in the Edo period), ōchō-mono (stories set in the Heian period), Kirishitan-mono (stories dealing with premodern Christians in Japan), and kaika-mono (stories of the early Meiji period). The Edo-mono include Gesaku zanmai (A Life Devoted to Gesaku, 1917) and Kareno-shō (Gleanings from a Withered Field, 1918); the ōchō-mono are perhaps best represented by Jigoku hen (Hell Screen, 1918); the Kirishitan-mono include Hokōnin no shi (The Death of a Christian, 1918), and kaika-mono include Butōkai(The Ball, 1920).

Akutagawa married Tsukamoto Fumiko in 1918 and the following year left his post as English instructor at the naval academy in Yokosuka, becoming an employee of the Mainichi Shinbun. This period was a productive one, as has already been noted, and the success of stories like Mikan (Mandarin Oranges, 1919) and Aki (Autumn, 1920) prompted him to turn his attention increasingly to modern materials. This, along with the introspection occasioned by growing health and nervous problems, resulted in a series of autobiographically-based stories known as Yasukichi-mono, after the name of the main character. Works such as Daidōji Shinsuke no hansei(The Early Life of

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (19%)
4 stars
32 (39%)
3 stars
30 (36%)
2 stars
4 (4%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 17 of 17 reviews
Profile Image for Vahid.
357 reviews29 followers
October 12, 2021
ریونوسوکه آکوتاگاوا چهارمین نویسنده ژاپنی است که با قلمش آشنا می‌شوم قبلاً کتاب‌هایی از موراکامی و ایشی‌گورو و کاواباتا خوانده بودم.
حسی که موقع خواندن داستان‌های ژاپنی و یا دیدن فیلم‌هایش تجربه کرده‌ام غالباً احساسی غریب همراه با واهمه‌ عمیقی است که بر من مستولی می‌شود البته در کارهای موراکامی و ایشی‌گورو این حس کمتر دیده می‌شود.
بعد از مقدمه‌ای نسبتاً مفصل در این کتاب، داستان کاپا را می‌خوانیم که درباره مواجهه فردی است که در دنیای کاپاها گرفتار می‌شود و با افراد مختلف و سبک و سیاق زندگی‌شان آشنا می‌شود. ترسناک بودن قصه نه به خاطر قد و قواره کوتاه کاپاها و یا شکل عجیب سر و منقار و یا بدن لغزنده و ملو‍ّن آنها است بلکه بیشتر به خاطر شباهتی است که به انسانها دارند!
در میان کاپاها، شاعر و فیلسوف و سرمایه‌دار هم به چشم می‌خورد! آکوتاگاوا به این بهانه خوب توانسته نقدش را به جامعه انسانی در قالب داستانی روان و خواندنی ارائه دهد.
در دو داستان کوتاه بعدی تار عنکبوت و دماغ، ریونوسوکه انسانها را در شرایط بغرنجی قرار می‌دهد تا ذات ( البته نه همه ولی اغلب ) آدم‌ها را نشانمان دهد.
ولی پرده جهنم داستان دیگری است؛ قصه مرد نقاش خبیث و دختر زیبا و معصومش و روش غیرعادی و عجیبی که برای خلق پرده جهنم به کار می‌گیرد و باعث به وجود آمدن جهنمی واقعی می‌شود.

پ.ن: گاها کتابهایی که کم دیده شده و کم خوانده شده‌اند فوق‌العاده هستند و بسیار به موقع به دست ما می‌رسند!
Profile Image for Fereshteh.
250 reviews663 followers
July 1, 2016
پرده جهنم اولین انتخاب تصادفیم از قفسه ی ژاپن بود وقتی تحت تاثیر تعریف و تمجیدهای یک دوست اینستاگرامی قصد کردم ادبیات زاپن رو هم تجربه کنم. این کتاب مجموعه یک داستان بلند "کاپا" و سه داستان کوتاه "پرده جهنم " ، "تارعنکبوت" و "دماغ " بود که به سلیقه ی مترجم کنار هم قرار داده شدند

کاپا داستان کوهنوردی ژاپنیه که روزی اتفاقی وارد دنیای کاپاها میشه . علی رغم تصور اولیه م از نارضایتی، ناراحتی ، کنار نیومدن با شرایط جدید و در نتیجه تلاش برای فرار از این دنیای غریب ، کوهنورد به زندگی عادیش ادامه میده و با کلی از کاپاها (موجوداتی افسانه ای در ژاپن) روابط دوستانه برقرار می کنه و این روابط خیلی جاها به مقایسه زندگی انسانی تحت قوانین ژاپنی و زندگی یک کاپا تحت قانون کاپایی و نقد قوانین حاکم بر زندگی انسانی منجر میشه. هرچند اضطراب ناشی از گیر افتادن کوهنورد در دنیایی ناشناخته با پیش روی داستان و کسب اطمینان از بی آزاری کاپاها در طول داستان کمتر میشه ولی به نظرم هراسی خفیف اما پنهان تا انتهای داستان بر اون حاکمه

سه داستان کوتاه دیگه بیشتر تلاش برای انتقال پیامی حکیمانه داشتند که در این بین "پرده جهنم" با فضاسازی عالی و هراسناکش و با توجه به طولانی تر بودنش بیشتر ذهن رو درگیر خودش می کنه. پرده جهنم از انجا که مربوط به درگیری های ذهنی یک نقاش حین خلق یک تابلو و اثرات نفس گیر و شیطانی اون تابلو روی زندگی واقعیهبرای من یادآور داستان "پرتره " ی گوگول بود



Profile Image for Shahab Samani.
140 reviews65 followers
June 27, 2019
خواندن کتاب هایی با فضایی جدید و متفاوت، مثل تجربه ی سفر به دنیایی ناشناخته است. شاید بیشتر از این که فرم ادبی یا محتوا باعث شده باشد که من این کتاب را دوست داشته باشم، هیجان تجربه ی این دنیای جدید بود که مرا شیفته ی کتاب کرد. اتفاقات اعجاب انگیز آمیخته با اسطوره و افسانه بر بستر فرهنگ غریب ژاپنی، باعث شد که بعد از تجربه تلخ خواندن کتاب های "موراکامی" دوباره بخواهم به ادبیات ژاپن بازگردم و بخوانم.
Profile Image for Somayeh.
229 reviews40 followers
March 26, 2015
در معرفی نویسنده آمده که او جایگاهی معادل گوگول در روسیه و صادق هدایت در ایران را داراست, او را پدر داستان نویسی کوتاه ژاپن میخوانند و همه ساله در ژاپن مراسم جایزه ادبی به نام او برگزار میشود.

داستان بلند کاپا، و سه داستان کوتاه تار عنکبوت، پرده جهنم و دماغ به انتخاب مترجم در این مجموعه گرد آمده اند. رویهمرفته خوب و خواندنی بود به ویژه داستان فوق العاده جذاب کاپا.
Profile Image for Roozbeh Estifaee.
95 reviews96 followers
April 18, 2010
من به ادبیات ژاپن کنجکاو و خوشبینم، خصوصا رمان و داستان معاصرش. همین شد که این کتاب را کاملا اتفاقی و بی قصد خریدم و خواندم. حالا هم، گر چه شاهکار نبود، ولی پشیمان نیستم. تجربه خوبی بود از احتمالا دوره ورود یک کشور به جریان داستان نویسی جدی دنیا و معرفی چندین نویسنده بزرگ.
پرده جهنم مجموعه یک داستان کوتاه بلند (بلندترین چیزی که نویسنده‌اش، آکتاگاوا، نوشته) به اسم کاپا، و سه داستان کوتاه به اسم‌های پرده جهنم، عنکبوت و دماغ است. این چهار داستان با یک مقدمه نسبتا مفصل شصت صفحه‌ای در معرفی آکتاگاوا شده‌اند حدود دویست صفحه کتاب. این کتاب با این ترکیب فقط در ایران چاپ شده. در واقع همچین مجموعه‌ای از کارهای آکتاگاوا هیچ جای دیگر دنیا نیست و ظاهرا انتخاب خود مترجم کتاب این داستان‌ها را کنار هم چیده و خوب، البته ترکیب بدی هم در نیامده.
کتاب فضاسازی خیلی خوبی دارد و در تصویرسازی توی ذهن من فوق موفق بود. پردازش داستان‌ها هم نسبتا خوبند، گر چه نه همیشه و نه به اندازه کافی، اما لحظه‌های ماندگاری توی کتاب وجود دارد. مثل خود داستان پرده جهنم، در جایی که کالسکه را جلوی نقاش آتش می‌زنند و سوختن دختر تویش و همه تصویر جهنمی این صحنه. طرح‌های داستانی هم جالبند. مثلا دماغ، که سال‌ها پیش احمد شاملو هم ترجمه‌اش کرده، داستان راهبی است که دماغش آن‌قدر دراز است که تا زیر چانه‌اش می‌رسد و موقع غذا خوردن یکی از شاگردانش با چوبی از روبه‌رو دماغش را بالا می‌گیرد که نیفتد توی کاسه غذا یا جلوی دهنش را نگیرد.
آن‌طور که پشت جلد کتاب نوشته، آکتاگاوا در ژاپن همان جایگاهی را دارد که صادق هدایت در ایران. یعنی که انگار داستان و رمان ژاپنی سوار دوش او شده که به این‌جا رسیده و شده اینی که هست و کسانی مثل موراکامی و کوبو آبه و دیگران دارد. خود آکتاگاوا هم انگار اواخر عمرش، که نسبتا کوتاه هم بوده، وضعیت ناجور روانیش تشدید می‌شود و توهمات ترسناک چنان زندگیش را پر می‌کنند که آخرش خودکشی می‌کند. اما به هر حال، میراثش برای ادبیات ژاپن چندین مجموعه داستان کوتاه بوده که تاثیر عمیقی هم روی بعدی‌هایش گذاشته. داستان‎‌هایی که به نظر من به خواندنشان می‌ارزد.
پ. ن.: ترجمه کتاب نسبتا خوب است. معلوم است که پایش زحمت کشیده شده و نتیجه کار هم معقول در آمده.
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews78 followers
September 24, 2019
ریونوسکه آکوتاگا پدر داستان نویسی مدرن ژاپن است و فیلم محبوب من راشامون از روی یکی از داستان های او ساخته شده.
.
خواندن زندگی اش در ژاپن و ساختار خانوادگی پررنگ در آداب و نوع زیست و ازدواجش. ودر نهایت خودکشی اش با قرص ها.در این کتاب در یکی از داستان به شدت به تفکر خودکشی و دلایلش نزدیک شده است. سه داستان دارد کتاب. تار عنکبوت. کاپایا. پرده ی جهنم.
.
در داستان ها نوعی بینش ناتورالیستی حضور دارد که آدمی را زندانی وراثت و محیط می داند.
در داستان کاپایا که یک موجود افسانه ای ژاپنی ست با کله ای پرآب، زندگی و حضور آدمی دیگر را در جهان کاپایاها بررسی می کند. جوانب مختلف جامعه و فلسفه وسیاست و کتاب و....
در این داستان فضای شیزوفرنی و تمام عقاید خودکشی و دنیای دیگر در ذهن راوی می گذرد. برای من کمی شبیه داستان آکسوتول خولیو کورتاثار بود. حضور یک موجود دیگر و کمک او به خودشناسی آدمی.
.
در پرده ی جهنم. حضور نقاش و دخترش و کشیدن پرده ی جهنم با سوزاندن دخترش و در نهایت خودکشی نقاش بعد از خلق اثر
.
تار عنکبوت. فضای جهنم و بهشت فراوان.
Profile Image for Farzane.
108 reviews
July 29, 2013
عشقبازی بین کاپاها با آنچه در میان آدمها مرسوم است به کلی فرق می کند. وقتی که کاپای ماده ای نگاهش به کاپای نری بیفتد و احساس کند که طرف تو دل برو است یا حداقل آب و رنگی دارد، برای به تور انداختن او از هیچ عملی، درست یا نادرست، رو گردان نیست. کاپا خانمی که از ظرافت بی بهره باشد، صاف و ساده دنبال کاپای نر راه می افتد و همه جا او را تعقیب می کند. من با چشمان خود یک مورد از این تعقیبهای جنون آمیز را دیده ام که ضمن آن کاپا خانم بی آنکه سر از پا بشناسد دنبال جنس مخالف خود می دوید. کار تعقیب فقط منحصر به دخترها نمی شود، آنها اغلب از همراهی و حمایت پدر و مادر و برادران و خواهران خود نیز برخوردارند. در نظر بگیرید که در چنان اوضاع و احوالی یک کاپای مذکر خوش ترکیب چه وضع فلاکتباری ممکن است پیدا بکند. چنین کاپایی حتی اگر خیلی زرنگ باشد و بتواند از چنگ ماده ای که در قفای او گذاشته بگریزد، پس از فرار موفقیت آمیز به چنان ضعفی دچار می شود که چه بسا چند ماه در بستر بیماری بیفتد و عقوبت پس بدهد.


Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
Read
March 15, 2016
اگر آدم‌ها به‌جای خیره شدن به چشم یکدیگر یه ناف‌های همدیگر ��گاه می‌کردند، همیشه راه بهتری برای حل اختلاف‌های خود می‌یافتند. زیرا بر خلاف چشم‌ها، اثری از عشق یا نفرت در ناف آدم‌ها یافت نمی‌شود. ناف آدم دکمه‌ای است که آسوده روی شکم جای گرفته و فیلسوفانه لبخند می‌زند
Profile Image for Mehrnaz.
63 reviews
October 30, 2019
این تفکرات و نوشته های عجیب فقط از یه آدمِ غیر نرمال روانی برمی اومد که خودشو کشته. اصن کی میدونه شاید اونا نرمال باشن و ما غیرنرمال؟
Profile Image for Arezoo.
20 reviews
May 20, 2017
ریونوسکه اکتاگاوا، چهرۀ درخشان ادبیات معاصر ژاپن، از همان جایگاه و منزلتی برخوردار است که گوگول در روسیه، مارک توین در امریکا، لوشون در چین و صادق هدایت در ایران.
آکتاگاوا پیشگامی بود که با خلق داستانهای درخشانی چون کاپا، پردۀ جهنم، دماغ و امثال آن نویسندگان بعد از خود را به مسیر پرشکوه امروزیشان هدایت کرد.
در مسیری که او مشعل پر فروغ نبوغش را بر افروخت نویسندگانی چون میشما، کاواباتا (برندۀ جایزۀ نوبل)، تانیزاکی، آبه و سرانجام اوئه (برندۀ جایزۀ نوبل) گذر کردند و داستان نویسی ژاپن را هنرمندانه به ادبیات جهان پیوند زدند و با تلفیق شگردهای غربی و سنتهای دیرپای شرقی به خلق آثاری توفیق یافتند که میراث ادبی معاصر جهان را غنا و طراوتی تازه بخشید و حاصل کار تا به امروز دو جایزۀ نوبل برای ادبیات معاصر ژاپن بوده است.
Profile Image for Kassra.
26 reviews2 followers
October 10, 2019
تار عنکبوت انگار وصله ناجور تو این کتاب بود ولی کاپا و دماغ عالی و پرده جهنم خوب بودن.
Profile Image for Maryam.
71 reviews19 followers
May 12, 2008
داستان پرده جهنم طرح عجیبی دارد
Profile Image for Kaveh Rezaie.
281 reviews25 followers
March 27, 2018
چهار داستان دارد. کاپا، پرده جهنم، تار عنکبوت و دماغ.
مقدمه مختصر و مفیدی از زندگی آکتاگاوا و نیز توضیحی در مورد ”کاپا” که موجودی افسانه‌ای در شرق آسیا است.
Profile Image for Hazh.
7 reviews
October 8, 2025
از تمامی این‌ها وحشت‌انگیز تر ارابه‌ای بود(از نوعی که با گاو‌های نر کشیده می‌شود) که به پایین سرنگون شده و میان هوا با تیغه‌های درختان شمشیر تماس پیدا کرده بود. درختان شاخه‌هایی داشتند مانند نیش جانوران و توده‌هایی از بدن‌های گناه‌کاران را چون تفاله از خود بیرون ریخته بودند. در این ارابه، که دریچه‌ی مشبک خیزرانی‌اش در اثر وزش باد‌های جهنمی بالا پریده بود، بانویی دیده می‌شد که هر چند مانند شاهزاده خانم‌ها یا دختر امپراطور جامه‌ای بس فاخر پوشیده بود، اما از شدت عذاب چون مار سرکنده پیچ و تاب می‌خورد. شعله‌های جهنم چنگ در گیسوان سیاهش انداخته بود و گردن سپید بلورینش از درد به بالا خم شده بود. چهره‌ی این بانوی درباری که همراه ارابه طعمه‌ی آتش دوزخ شده بود از هزار و یک شکنجه‌‌ی دیگری که در پرده‌ی جهنم تصویر شده بود، خوف انگیزتر و دردآورتر بود. آن‌ همه خوف و وحشتی که از سرتاپای پرده برمی‌خواست، در حقیقت بر اطراف همین یک تن متمرکز شده بود. پرده‌ی جهنم شاهکاری بود از تخیل و الهام نیرومندی که هر کس بر آن نظر می‌انداخت محال بود در گوش‌های خود ناله‌های ارواحی را که به چنان مکافات خوف‌انگیزی محکوم شده بودند، نشنود.

-- بخشی از داستان پرده‌ی جهنم.

Profile Image for about  my mind .
126 reviews26 followers
April 28, 2020
چیزی که در هر چهار داستان به صورت بولد وجود دارد ( البته در داستان دماغ کمتر ) ، یک حس مالیخولیایی و هولناک هست ؛ عناصرِ داستانی‌ای که در کنار هم تجربهٔ متفاوتی را شکل می‌دهند . داستان‌ها با اینکه خوشخوان هستند و البته ترجمه هم بی‌تأثیر نبوده ، اما عمق وحشتناکی دارند که آدم را دچار نوعی پارانویا می‌کنند .آدمی که سر از جهانِ کاپا ها درمی‌آورد ، یا نقاشی که برای به تصویر کشیدن جهنم ، آنقدر دچار وسواس فکری و روحی می‌شود که آخر ، کارش به خودکشی می‌رسد و در این راه عزیزترین فردِ زندگی‌اش نیز از بین می‌رود .
آکتاگاوا با نقب زدن به اساطیر و واژه‌هایی همچون دوزخ و جهنم ، جهنمی به تصویر می‌کشد که تا مدت‌ها ذهن مخاطب را درگیر می‌کند .
Profile Image for Zam.
13 reviews
June 11, 2025
در کنار متن روان وایب جالبی داشت..✨️
Displaying 1 - 17 of 17 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.