شکی نیست که ظهور و بروز ادیان، موجب تحول در زندگی بشر شده و نحوه و کیفیت آن را دگرگون ساخته است. اما برداشتها و روایتهای متفاوت از باور های دینی، بروز اختلافات در حوزه های مختلف را در پی داشته است. یکی از مهم ترین این اختلافات، در حوزه "کارایی دین در امور دنیا" پدیدار گشته است. این پرسش از دیرباز برای آدمیان مطرح بوده است که آیا دین میتواند سامان بخش امور دنیا و زندگی دنیوی آنها باشد یا تنها برای کمال و سعادت اخروی نازل شده و در امور دنیوی دخالتی ندارد؟ چه چیز موجب شده است تا دین باوران، پاسخهای گوناگونی در جواب ارائه کنند؟ موضوع کارایی دین در امور دنیا، هماکنون نیز یکی از موضوعات قابل توجه عصر ماست. کتاب حاضر به بررسی دیدگاههایی پیرامون این موضوع میپردازد و تلاش میکند حقیقت این امر را با کند و کاوهای عقلی و نقلی به منصه ظهور برساند.
هدف کتاب انگار پاسخ به نقدهای بازرگان و سروش در مقالات گوناگون در مورد نقش دین در دنیای کنونی بوده. خیلی مطمئن نمیتونم بگم که جواب سوالی که در ذهن داشتم رو گرفتم.
از فصل اول کتاب "بنابراین از مجموعه آیات و روایات میتوان چنین نتیجه گرفت که مذمت دنیا در فرهنگ اسلامی از جهت اصل دنیا نیست. لذا کار، تلاش و جدیت در دنیا نه تنها همیشه ناپسند نیست، بلکه گاه پسندیده و ضروری است و انسان رستگار و سعادتمند، کسی است که در دنیا به فکر آخرت بوده و از فعالیت صحیح دنیوی بهره اخروی کسب نماید."