Jump to ratings and reviews
Rate this book

دو سنگ یکی کهربا

Rate this book
با ناپدید شدن کهربا و بازگشت غیر منتظره نامزد سابق او کیاراد، همه چیز یکباره به هم میریزد.
کامران شمس، جوان سخت کوش، باغیرت و در عین حال مغرور و حمایت گری که در طی این سالها بدون اینکه با این دختر نسبت خونی داشته باشد، از کهربا در کنار مادر و خواهر خودش مثل عضوی از خانواده اش مراقبت و امانت داری میکند.
اما بعد از سالها از یکجایی به بعد وابستگی‌ها کار خودشان را میکنند.
سرنوشت جور دیگری رقم میخورد و زمزمه ها رنگ و بوی دیگری میگیرند.
این در حالی است که نامزد سابق کهربا، به دنبال جبران اشتباهات گذشته اش می‌باشد.
اما آیا خیانت و بی وفایی کیاراد قابل جبران است؟
شخصیت های این رمان در کنار عشقی سوزان و به ظاهر ممنوعه درگیر ماجراهای مهیجی می‌شوند.
کم کم با یک مناقصه بزرگ و سرنوشت ساز پای رقبای تجاری هم به معرکه باز می‌شود.
که در اینجا کامران و آرشام، شرکایی که از برادر به هم نزدیک تر هستند باید با آنها دست و پنجه نرم کنند.
در این ماجرا آرشام و دلارام، شخصیت های معروف و محبوب رمان گناهکار هم حضور دارند.

1250 pages, Unknown Binding

Published December 10, 2021

3 people are currently reading
29 people want to read

About the author

فرشته تات شهدوست

18 books24 followers
فرشته تات شهدوست ملقب به فرشته 27 متولد 17 شهریور سال 1369 از ورامین، متاهل و صاحب دو فرزند می‌باشد.
شهرت فرشته تات شهدوست به انتشار رمان گناهکاردر نودهشتیا برمی‌گردد؛ این اثرنخستین اثر چاپی او در سال 96 است .
سبک نوشته و آثار او بیشتر رمان‌های عاشقانه است.
از دیگر اثار پرطرفدار آن می‌توان به ببیار بارون، تباهکار، مه‌جبین و... اشاره کرد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (29%)
4 stars
5 (18%)
3 stars
2 (7%)
2 stars
5 (18%)
1 star
7 (25%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for BAHAR.
136 reviews77 followers
May 22, 2022
«اسپویلی درکار نیست. راحت بخونین»


راستش خجالت کشیدم به کسی که اینو بهم هدیه داده بگم. عوضش اين‌جا می‌گم «این کتاب شدیداً سمی‌ست!»🙂
و برای من، شبیه بود به همون هزار و یک کلیشه‌ی آبکی و سوپرمن نَمای رمان‌های ایرانیِ تلگرامی!!!

مسلماً که کلیت داستان تا حدی از «گناهکار» بهتر بود؛ چه قلم، چه توصیفات و چه نوع پرداخت(هرچند که باز هم باگ‌های فراوونی داشت که در ادامه بهش اشاره می‌کنم)

✳️در شروع باید بگم حضور دو شخصیت اصلی رمان گناهکار، تاثیر خیلی زیادی توی محبوبیت این کتاب داره. و بی‌شک اگر این دو نبودن، این رمان نمی‌تونست چندان روی گیشه دووم بیاره؛ اونم با وجود شخصیت به‌شدت سطحی و کسل‌کننده و اغراق‌آمیز کهربـا (که خط فکری و شخصیتی و اعتقادی بسیار غیرقابل باوری داشت. مگه می‌شه یه آدم، تا این حد سفید و بی‌گناه؟🤔 گاهی حس می‌کردم که کهربا اصلا انسان نبود و هیچ‌وقت درگیر سیاهی‌ها، خودخواهی‌ها و بی‌رحمی‌ها و... نمی‌شد. باور کنید ما آدم‌های تا این حد خوب!! نداریم)

❇️کتاب در نوع خودش، هنوز هم درگیر کلیشه‌های قدیم بود. حضور پررنگِ مردهای همه‌چیز تمام، جدی، مغرور، خوشتیپ و همه‌فن حریف و عربده‌کش!!!
و همچنین زن‌های ضعیف و دست به گریه و حسود و شوهر قاپ‌چین!!! که خب بگذریم. چندان نمی‌خوام این بحثو باز کنم چرا که خودتون آگاهید.

✳️از شخصيت‌پردازی‌ِ زن‌های داستان اصلاً و ابداً خوشم نیومد. دل‌نچسب، بی‌منطق، با رفتارهای احمقانه و حرص‌درار و حوصله‌سربر(که تا پنج دقیقه شوهرشون می‌ره بیرون، هزارجور فکر و خیال به سرشون می‌زنه که آره یه زنی از تورقوز آباد داره قاپ‌ شوهرشو می‌دزده. بکش بیرون دیگه. اَه😒🙄)

✴️مردهای قصه، به شدت رهبرن😕 اون‌ها همه‌چیز رو می‌دونن. هیچ چیزی نیست که از چشم تیزبین اون‌ها دور بمونه و به تبع، می‌تونن همیشه تصمیمات درست و به‌جا بگیرن. هیچوقت اشتباه نمی‌کنن. همیشه برای مشکلاتی که بوجود میاد، یه پلن آماده دارن. نمی‌ذارن حتی یه پشه نر از بغل زنشون رد بشه و همیشه و همه‌جا با رفتارهای اعصاب‌خرد‌کن‌شون، کنترل زنشون رو به دست می‌گیرن. و نویسنده سعی داره بگه این مردها عاشق‌ترینن!! من بیشتر یه جور رابطه‌ی پارادایمی حس کردم تا عشق... مردها سعی می‌کنن الگوسازی کنن. سعی می‌کنن خط فکری تعیین کنن و برای زن‌هاشون تصمیم بگیرن. کجا بشین. کجا برو. با فلانی بگرد. نزدیک فلانی نشو. و این کنترل‌گری‌های بی حد و اندازه و وقیحانه رو با بهانه‌ی «تو توی خطری و من باید ازت محافظت کنم» زیر سیبیلی رد می‌کنن و دوباره به چرخه‌ی دستور و فرمان دادن برمی‌گشتن.
و اینجا تنها چیزی که ما نمی‌بینیم، حقوق انسانیِ اون زنه(بیخیال. من اصلا فمنیست نیستم و حتی یکم طرفدار مردهام😂 ولی این دیگه خونمو به جوش آورد...)

✳️پرداخت شخصیت کیاراد گیجم کرد. دوستی و دشمنی‌اش مشخص نبود و حقیقتش نمي‌دونستم باید چه احساسی نسبت بهش داشته باشم. مثل یه چوپان دروغگو بود که دقیقه‌ی نود اگر یه حرف راست بزنه، کسی باورش نمی‌کنه. احساسش نسبت به دخترای مامان فاطمه تا آخرش برام گنگ تموم شد.

❇️دلارام؛ زنی که نویسنده خیلی روش مانور داد‌؛ چقدر شخصیتش نفرت‌انگیز شده بود. یه زن شکاک و بدبین که نویسنده اسم رفتارهای عجیب و غیرقابل تحملش رو «غیرت زنانه» گذاشته، کسی که انگار مفهوم زندگی زناشویی رو نمی‌دونه و به شدت متزلزله. به اندازه‌ی نخود، به شوهرش اعتماد نداره. اونم کسی که توی کتاب قبلی یعنی گناهکار، دیده بود که بخاطر چه سختی‌هایی رو تحمل کرده و به قولی آسون به دستش نیاورده و حتی به حرمت همون سختی‌ها هم که شده، نمی‌تونه یه ذره منطقی فکر و تصمیم بگیره... تا یه مشکلی پیش میاد، سریع می‌زنه زیر گریه و می‌گه طلاق!!! 🙂زیبا نیست؟

✳️از شخصیت کهربا متنفر بودم. این دختر شبیه به یه بوته‌ی خاره وقتی که داری از یه گلخونه‌ی زیبا بازدید می‌کنی. همون‌قدر رو مخ و توی دست و پا 😐👀 هیچ نکته‌ی مثبت منطقی‌ای نداشت که بتونه به دلم بشینه. زیادی بی‌گناه‌ جلوه دادنش، مهربونی‌های ماورائی‌‌اش، دلسوزی‌های بی‌حد و اندازه‌اش برای تموم عناصر کره‌ی خاکی و زیبایی فراطبیعی‌اش باعث می‌شد من احساس کنم یک عدد عجوزه‌ی زشت و هاف‌هافو از سرزمین عجایبم /:
دوره‌ی دخترهای زیبای افسانه‌ای و سوپرمدل تموم شده خادایا😂
شخصیتش برای من چیزی شبیه به سارا نیکا توی سریال پایتخت بود. یعنی اگه یهو بین داستان از روند قصه حذف می‌شد، من اصلا متوجه نبودنش نمی‌شدم!!!

❇️شخصیت آرشام، خب نویسنده توی پرداخت این شخصیت نبوغ به خرج داده. اون یه الگوی جذاب از مردی رو به تصویر کشیده که همه‌چی‌ تمومه! همه‌چی‌! جذابيت، ثروت، هوش، درایت، وفاداری، محبت، جدیت، اعتماد و.... و مخاطب‌هایی که دنبال چنین افرادی‌ان، در کسری از ثانیه جذبش می‌شن. شخصیت آرشام اونقدر بدون اشتباه و اونقدر کاردان و باهوش و زیرک و... توصیف شده که گاهی حال به هم‌زنه. اصلا نمیتونم توی قلمروی منطق بگنجونمش👀 چنین شخصیتی اونقدر ماورائی و غیرقابل باوره که متعجم چطور عده‌ای می‌تونن باهاش همذات‌پنداری کنن...! از اين‌که همیشه حق با اونه و همیشه درست مي‌گه و کار درست رو می‌کنه، نتیجه گیری کردم که داستان فقط داره حول محور خودش و کامران می‌چرخه. و بدون شک اگر تمامی زن‌های قصه حذف بشن، مخاطب هم‌چنان براشون غش و ضعف می‌ره☺️

✳️ با کامران می‌شد کنار اومد. من دوسش داشتم. اون خیلی فانتزی و دور از انتظار نبود و شبیه بود به همه‌ی مردهای سنتی و معمولی‌ای که اغلب دیدیم و می‌شناسیم. به اندازه احساسات خرج می‌کرد و دلو نمی‌زد. درکل دوست داشتنی بود و می‌شد گفت بخاطر اون بود که تا ته قصه رفتم. لحن منحصر به فرد خودشو داشت، کارها و تصمیمات و اشتباهاتش، همه منطقی بودن و تونستم بپذیرمش. البته یه جاهایی یه کارهای مسخره‌ای می‌کرد، ولی خب چشم‌ پوشوندم ازش (:

❇️ یه جاهایی(بخونین ۶٠ درصد مواقع) توصیفات فراوون و بی‌دلیلِ قصه به شدت خسته‌کننده می‌شدن و این‌طور بودن که من ۵ الی ۶ پاراگراف رو جهشی رد می‌کردم و حدس بزنین چی می‌شد؟ هیچی!
هیچ چیز مهمی از داستان رو دست نمی‌دادم.😐
So what should I do now?

✳️استفاده از واژه‌های غیرمتعارف و سخت توی بطن داستان، استفاده از اسم‌های مستعار برای شخصیت‌ها اونم به صورت مکرر و خسته‌کننده، استفاده از نمادهای زیـــاد(وای خدا این خیلی رو مخ بود🤧) باعث شدن که من واقعا حس کنم دلم می‌خواد کتابو پرت کنم تو دیوار! یا شایدم تو صورت یه نفر😂

✴️سکانس‌های عاشقانه، بسیااااار غلیظ و با جزئیات بیهوده بودن. مثلا از تار موی یار، یه قصیده‌ی هزار بیتی می‌ساختن و تکه‌تک جرئیات صورت رو بارها و بارها توی داستان تکرار می‌کردن و آه... داشتم سرسام می‌گرفتم سر اون سکانس‌ها👀
واقعا نیازی به این‌همه کالبد شکافی برای یه بوسه‌ی معمولی نبود. و عاشقانه‌های داستان کمی ته مایه‌‌های سریال‌های هالیوودی و ترکی داشت /:

❇️معماهای داستان خوب نبودن. تمیز و به‌جا نبودن. پلات‌نویسی خوبی نداشتن. که خب اسم معما نمی‌شه روشون گذاشت. چیستان بهتره!!
همه‌چیز از یه خنجر شروع شد، ولی تهش اصلا نفهمیدیم خنجره چه ربطی داشت به اون‌همه مصیبت و دردسر... آخر قصه هم به طرز خاله‌شادونه‌طوری حل و فصل شد. کاش یه ذره روی سکانس‌های گروگانگیری و دزدیدن دختره و... بیشتر کار بشه و نویسنده‌ها بکشن بیرون از این سوژهای همیشگی. خسته شدیم از بس پسره فدای دختره شد و رفت نجاتش داد /:

✳️و خنده‌دارترین چیزی که توی داستان وجود داشت، بوجود اومدن عشق بین دوکرکتر اصلی بود.👀🙂😒 آخه چطور نویسنده فکر کرده برای ما جذابه چنین عشقی؟! من بیشتر برام اعصاب‌خرد‌کن‌ بود و بی‌معنی و غیرحقیقی... کاش یه سوژه‌ی بهتر انتخاب می‌شد(که البته چون نویسنده تاکید کرده بر اساس واقعیته، پس بهتر بود این قسمت رو بر حسب تخیل خودشون می‌نوشتن!) خلاصه بخش رمنس قصه رو دوست نداشتم و نتونستم باهاش ارتباط بگیرم.

✳️لحن شخصیت‌ها تاحدی خوب بود. یعنی تنها چیزی که تحسین داشت همین بود. مخصوصا شخصیت کامران و تیکه‌ها و حرفاش. شخصیت مامان فاطمه هم خوب پردازش شده بود و خوشم اومد ازش. کتایون و یاسمین هم همینطور❤️

و... درکل پیشنهاد نمی‌شه🙂
Profile Image for Mina.
151 reviews93 followers
May 24, 2022
آقا من نشستم با خودم فکر کردم دیدم این کتاب واقعا خالی از ایراد نیست. اصلا همون موقع هم که می‌خوندم اینو می‌فهمیدم.... امااااااا من هنوز یادمه روزهایی که با خودم فکر می‌کردم دیگه به درد نمی‌خوره این دنیا 😂 و همون روز نویسنده چند تا پست پر و پیمون از رمان‌ می‌ذاشت و من با خوندن ماجراهای کامران و کهربا و آرشام و دلارام کلی کیف می‌کردم. هم کلی خندیدم هم کیلو کیلو قند توی دلم آب شد هم بعضی وقتا ناراحت شدم... در کل می‌خوام بگم که خوندن این رمان کلی حس و حال خوب به من داد در نتیجه اگر ایرادی هم داره...به جهنم! من همچنان بهش پنج ستاره می‌دم.
Profile Image for Mohadeseh_Sh.
66 reviews1 follower
January 19, 2022
به شدت اثر ضعیف و زردی بود.
توصیفات اول کتاب بیش از حد ریز بود و هر چی به آخر کتاب نزدیک میشدیم شدت توصیفات کم میشد کلا تعادل نداشت در توصیف وصحنه پردازی.
اون قدری که صحنه های عاشقانه با جزئیات و با دفعات زیاد توصیف میشد، درباره مسائل دیگه به اندازه کافی توضیح داده نشده بود. بهتر بخوام بگم مجموعه ای از سکانس های عاشقانه بود که با زنجیر(اتفاقات جانبی) به هم وصل شده بودن و اسمش شده بود رمان.
نویسنده در قسمت محتوایی کتاب از قانون سرپرستی گرفتن یک نتیجه عجولانه و بی سوادانانه گرفته اسمشم گذاشته "تحقیق"
رمان چندین سوتی داشت اگه با دقت بخونید متوجه میشید.
تنه�� نکته ای که خوب بهش پرداخته شده بود بحث بیماری پارانویا بود.
جلد کتاب قشنگ بود😆
عنوان کتاب جالب بود
18 reviews
January 10, 2022
بخش واقعی این رمان باعث شد هنوز به اندک باقیمونده ی عشق،اعتماد و وفاداری توی این دنیا باور داشته باشم...و دلاشام همیشه دوست داشتنی؛)
1 review
May 26, 2022
من چجوری اینو بخونم انگار اصلا نیست اینجا رمان انگار فقط جلد رمان اینجاست کجا برم تا بتونم شروع کنم به خواندن ؟!
Profile Image for Sara Foudazi.
2 reviews
February 27, 2022
این کتاب رو دوبار خوندم
یک بار بصورت مجازی و یک بار نسخه فیزیکیش رو
و واقعا حتی برای بار دوم که داستان برام اسپویل شده بود هم، با اشتیاق میخوندمش
221 reviews
May 9, 2025
این کتاب رو تا نصف خوندم و رها کردم
باید یه دور دیگه گناهکار رو بخونم بعد بیام این تا یادم بیاد چی به چی بوده
از اون دورانی که سلیقه ام این کتاب ها بود گذشته
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.