Jump to ratings and reviews
Rate this book

از بادیه نشینی تا امپراتوری

Rate this book
تمام افرادی که خود را پیامبر و برگزیده خدا نامیدند، همه ادعا کردند که هدف رسالتشان گسترش برادری، انسان گرایی، صلح و دوستی‌ بین افراد بشر و رستگاری آنها و نیز ایجاد همبودگاهی بهتر و آسوده تر برای بشریت بوده است. ولی‌ از آغاز تاریخ پیدایش دین و مذهب در دنیا تاکنون، هیچ دیدمانی در جهان ما بیش از دین و مذهب، سبب برادرکشی و خونریزی بین افراد بشر نشده و بین همه ادیان ابراهیمی هیچ دینی بیش از اسلام، فرنود فتنه، آدمکشی و خونریزی نشده است. تازش تازی ها به سرزمین ایران در حدود 1400 سال پیش و تحمیل اسلام، دین بیابانی و خرافاتی آنها به مردم ایران زمین، آنچنان خفقان ژرف و ریشه داری در فرهنگ کشور ما نهادینه کرده است که نویسندگان و اندیشمندانی که در یکهزار و چهارصد سال پیش به این سو، مغز پویایشان با دانش و آگاهی و دست های پربارشان با هنر خامه زنی موهبت یافته بود از گفتارهای مشهوری که می گویند «گذشته چراغ راه آینده است» غافل ماندند و نه تنها حقایق رویدادهای تاریخی اسلام را از مردم ما پنهان نگاه داشتند، بلکه حتی آنها را دگردیس کردند و در راه خرافه پراکنی اسلامی بکار بردند. بدون تردید، هیچ فرد ایرانی در هیچیک از کتابهای فارسی نخوانده است که محمد بن عبدالله بر پایه نوشته علاءالدین المتقی در کتاب کنزالامم، گفته است: «خداوند، دو ملت خارجی را لعنت کند، یکی ایرانی ها و دیگری رومی ها. زمانی که پسران ایرانی رشد کنند، نابودی اعراب آغاز خواهد شد.»

622 pages, Paperback

First published February 3, 2010

1 person is currently reading
13 people want to read

About the author

مسعود انصاری

24 books20 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (100%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Parisa.
29 reviews25 followers
June 27, 2024
هنگامی که اسکندر مقدونی بر ایران دست یافت نامه ای به استاد و مشاور خود ارسطو نوشت و گفت:
" ای استاد بزرگ ! من در سرزمین پارس که بر آن غلبه کرده ام مردانی می بینم بس خردمند و هوشیار که بیم دارم به کین خواهی برخیزند و پایه های قدرتم را در این کشور نابود سازند. بنابراین، برآنم که همه خردمندان این ملت را جمع آوری و یکجا آن ها را نابود کنم و از بیم خطراتی که آن ها ممکن است برایم به وجود آورند، دل آسوده دارم. عقیده تو در این باره چیست؟ "
ارسطو در پاسخ اسکندر نوشت:
" من باور دارم، هرگاه برآن باشی تا خون خردمندان این ملت را بریزی، این کار برایت آسان و عملی خواهد بود، ولی کاری که تو نخواهی توانست انجام بدهی، کشتن سرزمینی است که چنین مردانی را پرورش داده است. پس به باور من چاره در آن است که با مردم این سرزمین با نکوئی رفتار کنی تا دل هایشان را به دست آوری و بدین وسیله با دوستی بر آن ها فرمان برانی. "
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.