گذار از حکومت سلسله قاجار به حکومت خاندان پهلوی تغییراتی را در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران ایجاد کرد. این کتاب با تمرکز بر مفهوم مردانگی در ایران، انگارها و باورها، قوانین و مقررات، جنبشهای سیاسی و رویههای اجتماعی مردان را واکاوی میکند تا نقش آنان را در تاریخ اخیر ایران از دید مطالعات جنسیتی روشن کند. بالسلو در این کتاب نشان میدهد که چگونه مردان در دوره رضاشاه متفاوت از اواخر دوره قاجار لباس میپوشیدند، عمل میکردند، سخن گفتند و فکر میکردند. به علاوه، توضیح میدهد که چطور انگاره مرد ایرانی شایسته طی آن دههها تغییر کرد. او با شرح این که چگونه طبقۀ ممتاز در حال ظهور مردان تحصیل کرده در غرب، در بخشی از کوشش خود برای کسب تفوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، الگوی تازه ای را از مردانگی ساخت و ترویج کرد، بیان می کند که چگونه این الگوی تازه بازتاب دهندۀ تحولات گسترده تری، از جمله ظهور ملی گرایی و فرایند نوگرایی، در جامعۀ ایرانی آن زمان است.
Awesomeee! I gonna write a complete medium post about it:)))) and share the key points here too! just learned so much practical information in chronological pattern and a well detailed frame! well done Sivan! well done!
این کتاب بسیار مفید و ارزشمنده اما من بهشخصه چیز جدید کمی ازش یاد گرفتم چون تا حد زیادی با مطالعات پیشینیم همپوشانی داشت. ولی خوندنش (مخصوصاً با المیرا اینا) خالی از لطف نبود. مهمترین نکتهش بهنظرم در اینه که سعی میکنه از خلال اسناد نشون بده چطور در اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی گفتمانهای جنسیتی متحول شد و از دل مدرنیزاسیون و ملیگرایی، مردانگی سلطهگر جدیدی متولد شد که نه فقط زنان، بلکه سایر مردانگیها رو (مثل مردان همجنسگرا و مردان کارگر و غیره) بلعید و به حاشیه روند. و اینکه در دورهی پهلوی چطور نه فقط پوشش و سبک زندگی بلکه بدنها، خصوصاً بدن مردان به کنترل قدرت دراومد.
It's well researched and can be entertaining. Balslev's investigations on the changing markers of "real men" remind me of Amy Greenberg's "Manifest Manhood and the Antebellum American Empire," which traces similar dramatic shifts, or popularity contests, over which kinds of men were most respectable in the modernizing world.