Thomas Hammerken (or Hammerlein -- both mean "little hammer") / Thomas de Kempis / Thomas Hamerken von Kempen was born at Kempen (hence the "A Kempis") in the duchy of Cleves in Germany around 1380. He was educated by a religious order called the Brethren of the Common Life, and in due course joined the order, was ordained a priest, became sub-prior of his house (in the low Countries), and died 25 July 1471 (his feast is observed a day early to avoid conflict with that of James bar-Zebedee the Apostle).
Thomas is known almost entirely for composing or compiling a manual of spiritual advice known as The Imitation of Christ, in which he urges the reader to seek to follow the example of Jesus Christ and to be conformed in all things to His will.
تکه های خرد... در کمتر کتابی بهویژه در کتابهای دینی و مذهبی به اندازهٔ «تشبّه به مسیح» نکتههای عمیق و آموزندهٔ خردمندانه، اخلاقی، جامعهشناختی و روانشناختی دیدم. گزیده ها:
#آهستگی #عقلانیت «شرط عقل است که در فعلِ خود شتابزده نباشیم و نیز به عقایدِ خویش سرسختانه نچسبیم. همچنین عاقلانه است که هر چه را میشنویم باور نیاوریم و نیز به تعجیل آنچه را میشنویم یا باور داریم بر دیگران بازگو نکنیم.» ص۴۱ ترجمهٔ سایه میثمی، نشر هرمس، چاپ دوم ۱۳۸۴
🪻
#اخلاق «افسوس، ضعفِ سرشتِ آدمی چنان است که دربارهٔ دیگری بدی را اغلب آسانتر از نیکی باور میکند و بر زبان میرانَد.» ص۴۱ 🪷
#مطالعه «مگذار که قدر و اهمیتِ نگارنده و کثرت یا قلّتِ دانستههایش بر تو اثر کند، بلکه بگذار تا عشق به حقیقتِ محض انگیزهٔ مطالعهات باشد.» ص۴۲
🪻
#احسان #معاشرت «ما را احسان به همهٔ خلق بایسته است اما معاشرت با ایشان پسندیده نیست. گاه اتفاق میافتد که کسی را از دور به آوازهای نیکو میشناسیم اما در ملاقات چندان بر دل نمینشیند. به همین نحو گاه نحوهٔ معاشرتِ خویش را مطبوع میپنداریم در حالی که به واقع دیگران را با کردارِ ناپسندِ خود رنجه میسازیم.» ص۴۷ 🪷
#سکوت #آرامش «اغلب آرزو میکنم که ای کاش خاموش مانده بودم و در میان جمع به سر نمیبردم. اما از چه روست که ما چنین مستعدِ ورّاجی و پرگویی با یکدیگریم، در حالی که پس از خاموشیِ دوباره اغلب میبینیم که وجدانمان زخمی برداشته است؟ دلیل علاقهٔ وافرِ ما به سخن گفتن با یکدیگر آن است که گمان داریم بدین شیوه تسلّی مییابیم و دلی خسته از دلواپسیهای بسیار را جانی تازه میبخشیم. ترجیح میدهیم که در سخن و اندیشه به آن اموری بپردازیم که دوستدار و مشتاقشان هستیم و یا به آن چیزها که از آنها بیزاریم. اما افسوس که این همه را اغلب فایدهای حاصل نیاید زیرا این تسلّای ظاهری مانعی چندان کوچک بر سر راهِ تسلّای باطنی و الوهی نیست.» ص۵٠ 🪷
#آهستگی #شبکههای_اجتماعی «اگر خود را با آنچه دیگران میگویند و میکنند دلمشغول نمیداشتیم، از آسودگی حظِ بسیار نصیب ما میشد، زیرا گفتار و کردارِ ایشان دخلی به ما ندارد. آن کس که در امورِ دیگران مداخله میکند، در پی فرصتی برای هرزهگردی است و در مراقبهٔ نفس، هیچ یا جز اندکی نمیکوشد، چگونه میتواند در آرامشی مدید بماند؟ خوشا به حال آنان که یکدلهاند زیرا از آرامشی عظیم بهره خواهند داشت.» ص۵۲ 🪻
#اخلاق «ای کاش فقط یک روز را واقعاً به نیکی سپری میکردیم!» ص۸۶
🪷
«نیکبخت و حکیم آن کس که میکوشد تا طیّ حیاتش آنگونه باشد که آرزو دارد به هنگام مرگ او را بیابند.» ص۸۷
🪷
«آنان که فراوان به زیارت میروند، به ندرت از این طریق به تحصیل پارسایی نایل میآیند.» ص۸۷
🪻
«انسان بردبار، به تزکیهای عظیم و شفابخش تن میسپارد؛ او در حالی که از آزار و آسیبهایی رنج میبرد، بیشتر از برای خباثت دیگران [که آزار و آسیبش رساندهاند] غم میخورد تا بهرِ ظلمهایی که بر خودش رفته است. با رضایت از برای دشمنانِ خود دست به دعا برمیدارد و از صمیمِ دل آزارهایشان را میبخشاید؛ او برای طلب بخشایش از دیگران تردیدی به دل راه نمیدهد؛ به شفقت آسانتر برانگیخته میشود تا به غضب.» ص۹٠
[یادآور این سخن بایزید بسطامی: «اگر خدای تعالی به روزِ رستاخیز بر من ببخشاید و اذنِ شفاعتم دهد نخست آنان را شفاعت کنم که مرا آزردهاند و با من جفا کردهاند سپس آنان که در حقِ من نیکی و اکرام کردهاند.» 📖دفترِ روشنایی، ص۱۴۹]
🪷
تنبلی، بیکاری و #ملال «آنکس که مشتاق زندگانی سهلتر و بیقاعده است، همواره در تزلزل به سر میبرد زیرا پیوسته این یا آن چیز دلزدهاش میسازد.» ص۹۷ 🪻
#فروتنی «مپندار که در معنویت راه ارتقا پیمودهای، مگر آنکه خود را کوچکترینِ انسانها در حساب آوری.» ص۱٠۶ 🪷
#شادی «خشنودی انسانِ نیک حاکی از وجدان نیکوی اوست. وجدانت را آسوده نگاهدار تا همواره مسرور باشی. وجدان آسوده طاقتی فراخ دارد و در میانۀ همۀ مصائب مسرور میماند، اما وجدان ناپاک همواره در وحشت و دلهره است. آنگاه که دلت تو را عتاب نمیکند، آسودهای و فقط آنگاه که عملت به صلاح بوده باشد خرسندی. بدکاران نه هرگز روی سعادت حقیقی را میبینند و نه از آرامش درونی بهرهمندند.» ص۱۱۳ 🪻
#درد_و_رنج بهترین داروی #ملال «[مسیح:] یقین دار که برای تو و جملگیِ خدمتگزارانم، بهتر آن است که با مصائب نبرد کنید تا آنکه همه چیز چنان باشد که میخواهید.» ص۲٠۹ #آرامش #مدارا
تا جایی که در توان داری یأس را از دل بیرون کن و آنگاه که تو را مصیبتی میرسد هرگز مگذار که به مدّت طولانی پریشانخاطرت سازد یا مانع [سیر و سلوک] تو گردد. اگر تو را توان آن نیست که شادمانه بر خود هموارش سازی لااقل دلیرانه با آن مدارا کن. حتی اگر به تحمّل آن رغبت نداری و برآشفتهای، باز هم خویشتن را در مهار آور و مگذار کلامی شتابزده از دهانت بیرون جهد. ----- 📖تشبّه به مسیح، ص۲۷۴ 🖋توماس آکمپیس. ترجمهٔ سایه میثمی 📚انتشارات هرمس. چاپ دوم ۱۳۸۴
اینگونه مینویسم که کتابیست که بهره بردن و لذت بردن از آن در چندبار خواندن آن به دست میآید، کتابی نیست که آن را رها کرد میتوان هر روز قسمتی از آن را خواند و به آن توجه داشت.
نویسنده کتاب فردی عامل و حکیم نسبت به نوشتههای خویش بودهاست از سراسر کتاب فروتنی و آرامشی واقعا عینی بر روح حاکم میشود؛…
هر آن کس که به انسانها یا به هر مخلوقی توکل کند، بسیار ابله است. شرمگین مباش از اینکه محض خاطر محبت در این دنیا فقیر جلوه کنی. نه به خود بلکه یکسره به خداوند متوکلشو، به آنچه مقدور توست عمل کن و آنگاه نیت خیر تو را پروردگار متبرک خواهد ساخت. نه به علم خویش و نه به ذکاوت دیگر خلایق بلکه به لطف خداوند اعتماد کن که اهل خضوع را مدد میرساند و اهل غرور را خوار میسازد. نه اگر صاحب مالی، به آنچه در تملک توست فخر بفروش و نه به نفوذ و قدرت دوستانت بلکه به پروردگار مباهات کن که همه چیز از جانب اوست و میخواهد که برتر از هر چیز دیگر خودش را به تو عطا کند. به حسن و جمال و قوّت تن خویش مغرور مباش که به اندک مرضی زایل میگردد و به زشتی میگراید به توانایی و فراست خویش سرمست مشو، مبادا خدای را که همه مواهب طبیعیات عطیه اوست از خود رنجه سازی.
نیکبخت و حکیم آن کس که میکوشد تا طی حیاتش آنگونه باشد که آرزو دارد به هنگام مرگ او را بیابند، زیرا این چیزهاست که ما را رجای واثق به مرگی سعادتمندانه عطا میکند: تحقیر کامل دنیا؛ اشتياق پرشور به بالیدن در پارسایی، عشق به انضباط؛ توبه ورزی؛ طاعت بیدرنگ؛ ایثار و تحمل هر ابتلا محض خاطر عشق به مسیح. به هنگام بهرمندی از تندرستی میتوانی بسیاری کار نیک انجام دهی؛ اما وقتی بیماری از راه رسد کار چندانی نمیتوان کرد
اگر به شیوه دلیران برای پایداری در نبرد همت میکردیم، در بهرهمندی از امداد آسمانی پروردگارمان ناکام نمیشدیم. زیرا او همواره آماده است تا آنان را که با توکل به لطف او نبرد میکنند، یاری دهد. او همچنین اسباب نبرد را برای ما فراهم میآورد شاید که پیروز شویم. اگر تنها بر آداب ظاهری دین تکیه کنیم دینداری ما زود افول خواهد کرد. حال بیا تیشه را بر ریشه نهیم تا با تطهیر خود از هواهای نفس، به آرامش روحی دست یابیم.
اگر در هر سال یک خطا را از ریشه بر میکندیم زود به کمال میرسیدیم اما افسوس که اغلب خلاف این رخ میدهد و پس از آن که سالها از سوگند رهبانیتمان میگذرد در مییابیم که به وقت نوکیشی خود، بس نیکوتر و پاکتر بودیم شور و تقوای ما باید روزافزون باشد؛ اما اکنون اگر کسی حتی ذرهای از شور و شوق اولیهاش را حفظ کند، این امری پسندیده انگاشته میشود. ای کاش در ابتدای راه قدری به خود سخت میگرفتیم تا بعداً میتوانستیم هر کاری را به آسانی و با شعف انجام دهیم.