Jump to ratings and reviews
Rate this book

دیوان همام تبریزی

Rate this book

Unknown Binding

6 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (20%)
3 stars
2 (40%)
2 stars
1 (20%)
1 star
1 (20%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,109 followers
August 15, 2023
‎دوستانِ گرانقدر، «همام تبریزی» در سدهٔ هفتم هجری میزیست و دیوانِ وی از ۳۲۰ صفحه تشکیل شده و شاملِ غزلیات، رباعیات، مثنوی ها و مفردات میباشد.. به انتخاب ابیاتی از میانِ غزلیات و رباعیاتِ سروده شدهٔ وی را در زیر برایِ شما ادب دوستانِ گرامی مینویسم
---------------------------------------
‎ما به دستِ یار دادیم اختیارِ خویش را
‎حاصلی زین به ندانستیم کارِ خویش را
‎بر امیدِ آنکه روزی کارِ ما گیرد قرار
‎سالها کردیم ضایع روزگارِ خویش را
*********************
‎سری دارم زِ سودایِ تو سرمست
‎که با چشمِ تو آن را نسبتی هست
‎دل از خورشیدِ رخسارِ تو میسوخت
‎به زیرِ سایهٔ زلفِ تو بنشست
*********************
‎مرا دماغ زِ بویت هنوز مُشکین است
‎دهانِ من به حدیثِ لبِ تو شیرین است
‎به وقتِ خنده نظر کرده‌ام به دندانت
‎هنوز چشمِ مرا روشنی زِ پروین است
*********************
‎مرا تویی زِ جهان آرزویِ جان ای دوست
‎حیات بهرِ تو خواهم در این جهان ای دوست
‎میانِ حلقهٔ زلفت چو مرغِ جان بنشست
‎ندید خوشتر از آن دام، آشیان ای دوست
*********************
‎بی آفتابِ رویت روزم بُوَد چو مویَت
‎با زلف مُشک بویت، باشد شبم چو رویت
‎یک سلسله زِ مویت دیوانه را تمام است
‎بهر چه تاب دادی زنجیرهایِ مویت؟
*********************
‎آنچه باید، همه داری و نداری مانند
‎کس نگوید مه و خورشید به رویت مانند
‎بادها عطرفروشانِ سرِ زلفِ تواَند
‎گردِ گلهایِ چمن، بویِ تو میگردانند
*********************
‎عاشقی چیست؟ به جان بندهٔ جانان بودن
‎گر لبش جان طلبد، دادن و خندان بودن
‎تا نسیمِ سرِ زلفت زِ صبا بشنیدم
‎کارِ ما هست چو زلفِ تو پریشان بودن
*********************
‎ای آرزویِ چشمم رویت به خواب دیدن
‎دوری نمیتواند پیوندِ ما بریدن
‎موقوفِ التفاتم، تا کِی رسد اجازت
‎از دوست یک اشارت، از ما به سر دویدن
*********************
‎کو جوانی تا فدایِ عشقِ خوبان کردمی
‎بارِ دیگر عمرِ خود در کارِ ایشان کردمی
‎در جوانی عشق بازی ها فراوان کرده ام
‎گر به پیری طاقتم بودی، دو چندان کردمی
*********************
‎چون دیدنِ آن سروِ روان، در خواب است
‎پس ذوقِ دل و راحتِ جان، در خواب است
‎در خواب چو رویِ دوست میشاید دید
‎بیداریِ بختِ عاشقان در خواب است
*********************
‎زلفش سرِ کبر و سرفرازی دارد
‎زان کشتنِ عاشقان به بازی دارد
‎ای دل تو چه میشوی چنین در کارش؟
‎کارِ سرِ زلفِ او درازی دارد
*********************
‎می آیم و از شرم چنان می افتم
‎کز زندگیِ خود به گمان می افتم
‎بی تو غمِ دل به صد زبان میگویم
‎چون رویِ تو بینم، از زبان می افتم
*********************
‎ای حلقهٔ مشکینِ تو دامِ دلِ من
‎محتنکدهٔ عشقِ تو نامِ دلِ من
‎مشکن دلِ من، که آخر ای دوست مُدام
‎پُر بادهٔ عشقِ توست جامِ دلِ من
---------------------------------------
‎امیدوارم این انتخابها را پسندیده باشید
‎«پیروز باشید و ایرانی»
Profile Image for Naele.
197 reviews69 followers
Read
September 28, 2023
چیست دولت صحبت صاحبدلان دریافتن
یا حضور دوستان مهربان دریافتن
**
گل ها چو مرا دیدند فریاد برآوردند
کان گل که تو می خواهی اینجا نتوان دیدن
**
چنین که حسن تو آوازه در جهان افکند
که التفات نماید به قصه ی لیلی
**
هر که جز یار صحبتش بار است
همام تبریزی
https://t.me/nellynevesht/3665
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.