محمدهادی شب شهادت امام هادی(ع) به دنیا آمد و در زندگیاش شیفتهی شهید ابراهیم هادی شد. از فعالیت در کف بازار تهران و فلافلفروشی تا مهاجرت به حوزهی علمیه نجف و حضور در جبهههای جنگ علیه داعش کنار حشدالشعبی، در ۲۶ سال فرازونشیب زندگیاش رقم خورد. طبق وصیتش در وادیالسلام نجف و نزیک مولایش امیرمؤمنان به خاک سپرده شد و در کنار مزارِ یادبود ابراهیم هادی در بهشت زهرا هم یادبودش را ساختهاند.
آنچه در «خانهای با عطر ریحان» میخوانید روایت داستانی از فرازونشیب زندگی شهید «محمدهادی ذوالفقاری» است که «الناز نجفی» آن را به نیت عشق و ارادت محمدهادی به امام دهم گرد آورده است.
((خوذه معدنيه لفتت انتباهي، مظهرها يدل انها من زمن الحرب. تفحصتها. انتبهالسيد علي و قال ضعها على رأسك....... نظر إلي بعينيه الممتلئتين بالمحبه وقال انتهى امرك. بعد ان دعوك الآن البسوك خوذتهم. لقد وضع الشهداء الخوذه على رأسك للأبد)) من الجميل في هذه الروايه انه عشق الشهداء و سار على طريقهم حتى نال الشهاده اسلوب قصصي مميز و تفاصيل تجعلنا نعيش مع هذا الشهيد الشهيد هادي عاشق إبراهيم هادي نال الشهاده و حظي بقبر بعبق الريحان في مقبرة وادي السلام