Jump to ratings and reviews
Rate this book

ده بر مهیل

Rate this book
دَه بَر صدایت می زند. دَه بَر تو را می خوانَد. زاویه های نابرابرش، اضلاع نامتساوی اش، گوشه های نامتوازنش. همه جا می بینی اش، شکل غریب معوجش، هندسه ی ناراستِ منحوسش را. اگر دیدی اش بگریز، از آن دَه بَرِ مَهیل بگریز.

143 pages, Paperback

First published January 1, 2022

4 people are currently reading
47 people want to read

About the author

النا رهبری

2 books20 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
10 (30%)
4 stars
9 (27%)
3 stars
10 (30%)
2 stars
3 (9%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 15 of 15 reviews
Profile Image for بهزاد قدیمی.
Author 12 books87 followers
April 30, 2022
کتابیست که باید یک بار از سر به ته و یک بار از ته به سر خواند. دو تا کتابست توی یک کتاب. خیلی لذت بخش بود.
Profile Image for Mahdi.
63 reviews41 followers
Read
April 12, 2022
1) کتاب متشکل از یازده داستان کوتاهه و هر کدوم زبان و لحن خاص خودشون رو دارن. باید نویسنده رو واقعا تحسین کرد بابت به‌خوبی پیاده‌کردن سبک نوشتاری و لحن‌های گفتاری و لهجه‌ها و گویش‌های مختلف توی یدونه کتاب. معلومه که کلی وقت گذاشته روش و مطالعه داشته.
مهارت نویسنده خیلی بالاست و واقعا دوست دارم که یه روز از مراحل نوشتن کتابش و حال‌‌وهوایی که موقع نوشتن توی ذهنش جریان داشته برامون بگه.

2) کتاب به‌شدت به‌شدت سلیقه‌ایه. اگر کتاب‌های وحشت دارک و خشن و قلم‌های سخت و پیچیده دوست دارید، این کتاب کتاب شماست. اگر طرفدار حال‌وهوای کارهای آقای قدیمی هستید، به احتمال زیاد این کتاب رو هم دوست خواهید داشت. (آقای قدیمی مقدمه کتاب رو هم نوشتن که خواندنی بود.)

3) بومی‌سازی‌ کتاب خوبه و فرهنگ عامیانه مردم ایران و فولکلور و اساطیر نقش پررنگی توی کتاب داره.
تا قبل از این دقت نکرده بودم که چه چیزهای ساده و کوچیکی می‌تونه به بومی‌سازی‌ کمک کنه. چیزهایی مثل آدامس موزی!

4) فضای داستان‌ها دقیقا مثل فضای یک کابوسه. جایی که زمان و منطق دنیای واقعیت معناش رو از دست می‌ده و همه چیز سیال و شناور می‌شه و تاریکی و ترس به مغز آدم رسوخ می‌کنه.

نظر شخصی درباره‌ی کتاب: همیشه این سبک داستان‌های کوتاه برای من گنگ و تا حدی نامفهوم بودن. چون فراز و فرود داستان‌ها برام مشخص نیست، ضربه‌ی کوبنده نداره، شخصیت‌ها برام ملموس نیستن. من همین مشکل رو با کارهای آقای قدیمی هم دارم و به‌خاطر همین نمی‌تونم باهاشون ارتباط برقرار کنم. (البته که آقای قدیمی کلی طرفدار دارن که خیلی از آثارشون لذت می‌برن. به خاطر همین می‌گم سلیقه نقش مهمی توی ارتباط‌گرفتن با این کتاب داره و به این مسئله دقت کنید. ولی خب سلیقه من نیستن.)

یک نظر شخصی دیگه: ادبیات امروز ایران، به‌خصوص ادبیات ژانری، هنوز نتونسته جایگاه خودش رو پیدا کنه اما روز به روز تلاش‌ها برای پیشرفت بیشتر و بیشتر می‌شه. نویسنده‌های جوون و نویسنده‌های باتجربه‌تر دست‌به‌دست هم دادن برای بهبودی ادبیات ژانر که واقعا خوشحالی‌بخش و زیباست.
اما به نظرم توی وضعیت فعلی نویسنده‌ها باید بیشتر برای پیاده‌کردن کارهاشون توی سبک‌های همه‌پسندتر و عامیانه‌تر تلاش بکنن. سبک‌هایی که مخاطب‌های بیشتری از سلیقه‌های گوناگونی رو به خودش جذب کنه.
مشخصه که عده‌ی محدودی جذب این نوع کتاب‌های سلیقه‌ای می‌شن و قطعا اون عده لذت خواهند برد و از کتاب تعریف خواهند کرد، اما ادبیات امروز ایران به چیزی نیاز داره که بین مخاطب عام و کتاب فاصله نندازه.
(نظر شخصیه و درستی و غلطش رو نمی‌دونم.)

در ادامه گزین‌گفته‌هایی رو میارم که با حال‌وهوای کتاب آشنا بشید و ببینید که این کتاب باب سلیقه شما هست یا نه:

«می‌دانم که من در همان بعدازظهر نمور کذایی، مرده‌ام و جسمم جامه‌ای شده وصلۀ ناجور به تنِ او. هم او که اینک آنجا، در آن گوشــۀ تاریک اتاقم، کنج اتصال ســقف و دیوار یســار، بی‌توجه به قانون ثقل، سروته آویزان، تماشایم می‌کند. انگشتان لرزانم می‌خزند لای یقۀ پیراهن مکدر و تعویذ چرمی را می‌جورم. ســرم یک تمام‌دورِ قائم بر محور گردن می‌چرخد و من هم تماشایش می‌کنم.‌»

«لبخندی کــج، خیلی نامربوط به اتفاق‌های اخیر، زیادی جنون‌آمیز، روی لبش نقش بست. چه فرقی داشت؟ همیشه چهارچشمی منتظر یک اتفاق خلاف واقعِ عجیب‌غریب در تکرار ملال‌آور زندگی کســالت‌بارش بود، یک خط مورب در موازی‌های خواب‌آلود، تناوبی بدون شــرح، وهمی فراواقعی و هولناک. از نوک پا تا فرق ســرش در پی شوک گذرا و عصبی مورمور شد و لبخندش عمیق‌تر. مگر تمام عمر بی‌حاصل نکبت‌بارش منتظر همین نبود؟ منتظر هیولایش.»

«بعد ملال آمد و ماند...ماند. ماند. و من با ملال تنها ماندم. تنهایی‌ام توی سیاهی‌اش کش می‌آمد و غلیظ می‌شد. از تنهایی بیزار بودم.»
Profile Image for Aida.
390 reviews19 followers
February 2, 2025
پایان: ۱۴۰۱/۷/۱۵
امتیاز: ۴/۵
نویسنده‌ی عزیز، خیلی دوست دارم🥲🥺 کتابت خیلی برام جالب بود و هرگز فراموش نمیکنم🤍

کتاب از چندین داستان تشکیل شده، و هرکدوم به نوعی خاص بیان میشن(با زبان و گویش‌های مختلف ایران) که خیلی نکته‌ی خوبی هست ولی برای من یک نکته‌ی منفی هم بود(شاید برای بقیه هم باشن) چون بعضی از داستان‌ها رو بزور میشه گفت متوجه شدم🥲 مثلا داستانی که ۸ صفحه بود کلا ۲ صفحه از کل داستان رو فهمیدم🤦🏻‍♀️

داستان‌ها ترسناک هستن پس اگه به این ژانر و داستان‌ها علاقه دارید بخونید.
تمامی این داستان‌ها به‌همدیگه متصل هستن و همه‌شون نقطه‌ی اشتراکی دارن پس حتما میخونید توجه کنید!
بعضی داستان‌ها از فولکورها* گرفته شده هست. ولی یک مشکل داشت که یک‌چیزهای رو عوض کرد نویسنده با اینکه توی ذهن ما ثبت شده بود تغییر کرد داخل داستان که اگه داستان یهجور دیگه بود بهتر میشد. مثلا آل.
که موجودی اهریمنی و شیطانی هست که میاد و زنان‌حامله رو میگیره و بچه‌‌ی زن رو برای خودش برمیداره و.......
خوب توی ذهن من همیشه اینطوری بوده و اینکه آل یه موجوده شیطانی هست ولی زن حامله رو نمیخواد و دنبال نمیکنه واسه من یه جورایی عجیب بود.
(شاید به این دلیل که داستان آل رو از بچگی زیاد شنیدم و برای بقیه که اسمش هم نشنیدن یا کم شنیدن اذییت کننده نباشه موضوع)

فولکور: فولکلور یا باور مردمی را می‌توان گروهی دربرگیرنده افسانه‌ها، داستان‌ها، موسیقی، تاریخ شفاهی، ضرب‌المثل‌ها، هزلیات، پزشکی، باورهای مردمی دربارهٔ بخت و شگون و چشم زخم، لالایی مادران، پایکوبی بومی، آیین‌ها، شیوه‌ها و سنّت‌ها دانست. 
Profile Image for fireS23.
77 reviews7 followers
April 21, 2022

«النا رهبری در کتابش، پرسه‌ای کابوس‌وار می‌زند به تخیلاتی که خودشان را در دل لغت‌های قدیم‌‌وجدید، لحن‌وگفتار و شاید قصه‌ها و متل‌ها پنهان کرده‌اند. به همه‌جا می‌رود، شمال‌وجنوب، و به همه‌وقت سرک می‌کشد، عتیق‌وجدید، تا شاید راز این حس شوم محبوس در لغت‌های ظاهرا بی‌آزار را بگشاید؛ اما هیچ رازی گشوده نخواهد شد و هیچ معمایی حل نمی‌شود و در هزارتوی این احساسات هزاران‌ساله چرخ می‌خوریم و بهت‌مان می‌زند و کابوس‌هایش رهایمان نخواهد کرد.»
-بخشی از یادداشت بهزاد قدیمی درباره کتاب


ده بر مهیل مجموعه یازده داستان‌ کوتاه ایرانی و بومی در ژانر وحشت هست. داستان‌هایی که شبیه کابوس‌ هستن و هرکدوم تو موقعیت‌ها، زمان‌ها، و مکان‌های مختلفی اتفاق می‌افتن.
قبل از هرچیزی باید بگم که با این‌که داستان‌ها هیچ ربطی به هم ندارن(جز داستان آخر)، باز هم یه رشته ارتباط ظریفی دارن. پس اگر قصد خوندنش رو دارید ترجیحا به همون ترتیب خود کتاب جلو برید و اون داستان آخر رو هم حتما حتما آخر از همه بخونید.


«دارم یقین می‌کنم که دچار عبدالجنه گشته‌ام، همان مرضی که بی‌بی می‌گفت و به‌کودکی در خواب بالای سرم چهارقل می‌خواند به ظن خود جهت افتراق جنیان. حال آن‌که اجنه و ابلیسی وجود ندارد. این علامات تماما علت و معلول علمی دارند و سندش عینا در خطوط مجمع‌الفوائد هروی موجود است.»


کتاب نثر به‌خصوص خودشو داره. نثری که به خوبی تونسته اون فضای موهومی و خیالی داستان رو شکل بده و به جلو بردن اون کمک کنه. همچنین با توجه به اینکه هر کدوم از داستان‌ها در زمان و مکان متفاوتی اتفاق می‌افتادن، نثر مخصوص هر کدوم و استفاده از کلمات و لحن‌های مرتبط با اون فضا، تونسته به خوبی تفاوت‌شون رو در بیاره و بین‌شون تمایز قائل بشه. خلاصه که در کل به‌نظر من نویسنده خیلی خوب رو این موضوع سوار هست و با این‌که -برای من مخاطب عام- کلمات جدید یا کمتر‌شنیده‌شده زیادی داشت (که چقدر هم من چیزای جدید یاد گرفتم و کیف کردم:))، با استفاده درست و به‌اندازه از واژه‌ها، گویش‌ها و لهجه‌های مختلف، تونسته بدون اینکه متن زیادی سنگین بشه، نثر خوب و روونی رو ارائه بده و محوراصلی که داستان‌گویی و جلوبردن اون باشه رو همچنان حفظ کنه.

نکته‌ای که هست اینه که کتاب به دلیل سبک خاصی که داره کاملا می‌تونه سلیقه‌ای باشه و خب این برای من روی یه مرز خیلی باریکی قرار داشت که خداروشکر به سمت دوست‌داشتنش متمایل شد. نثر ادبی داستان و فضای وهم‌آلودی که شکل میگیره یه جریان سیال ذهنی رو راه میندازه که هرچند هدفش هم همینه ولی زیاده‌روی توش می‌تونه حواس آدمو به‌کل پرت کنه و مخاطب رو از روند اصلی داستان دور کنه. ولی خب توی این کتاب این عنصر خیلی دقیق استفاده شده بود و قبل از اینکه بیش‌ازحد زیاد شه و توی ذوق بزنه سریع تموم می‌شد و تو همچنان می‌تونستی با داستان جلو بری. بنابرین اگر فکر می‌کنید از این مدل‌ داستان‌ها خوشتون میاد یا بهشون علاقه دارید ده‌بر به‌شدت پیشناد می‌شه.


«زیرلب بسم‌اللهی گفت و از امیرالمؤمنین مدد خواست. خالوجلال یادش داده بود؛ اینکه نام شیر خدا اجنه و شیطان را دور می‌کند و دود می‌شود توی چشم خنّاس و قوم‌النّار. پا سست و تُریده با فانوسی که نورش روح رمیدۀ بی‌تلألؤیی بود، نمی‌دانست چرا توی این گیرودار، متل‌های دی‌جان در مغزش کله‌معلق می‌زدند.»


آیا این کتاب ترسناکه؟ تجربه من این مدلی بود که موقع خوندن خود کتاب شاید زیاد احساس ترس نمیکردم، بیشتر یه احساس گیجی و مبهم‌بودنی داشتم، انگار که وسط یه کابوس باشی و چیزای مختلف، غیرمنطقی و یا گاها بی‌ربط از جلوی چشمت بگذرن. ولی وحشت اصلی بعد از بستن کتاب شروع میشد. اون موقع که تو سرت رو از کتاب بالا میاوردی و می‌دیدی تنها تو تاریکی نشستی. (بله عزیزان ��ن، این ایده‌ی خیلی «خوبیه» که نصفه‌شب داستان ترسناک بخونید!) اون موقع بود که به تنها چیزی که میتونستی پناه ببری پتو و ذکر چهارقل بود. و گاها اینکه دوباره بری خود کتابو بخونی تا حواست پرت بشه!:)

عنصر خیلی مهمی که توی این ایجاد ترس وجود داره بومی بودنشه. چیزی که باعث میشه داستان‌ها خیلی خیلی نزدیک‌تر باشن و تو بتونی بیشتر هم‌ذات پنداری کنی. بذارید این‌جوری بگم که به شخصه اگه بگن اوکی الان یه دراکولا اونجا وایستاده احتمالا زیاد وحشت نکنم. (البته با توجه به حضور متفاوت خون‌آشام‌ها توی رسانه در این سال‌های اخیر این چیز زیادغیرمعقولی هم نیست:)) یا با اینکه بخوام اونو با سیر یا صلیب کشیدن دور کنم زیاد ارتباط برقرار نمیکنم. ولی شما بگو جن، من درجا میگم بسم‌الله:) یا با روش‌هایی مثل چهارقل خوندن، سنجاق بستن، و ... – که توی کتاب هم زیاد استفاده شده- کاملا آشنا هستم و شاید حتی باور مذبی هم نداشته باشم، ولی موقع ترسیدن این‌ها (و یا ابلفضل گفتن) اولین چیزاییه که به ذهنم میرسه! خلاصه که این عنصر بومی‌سازی باعث شده که ترسناک‌بودن کتاب – برای مخاطب ایرانی – چندین برابر بشه! چون بیاید روراست باشیم، این یکی واقعا چیزیه که شاید برای شما هم اتفاق بیفتد!:)


«دَه‌برَ صدایت می‌زند. دَه‌برَ تو را می‌خواندَ. زاویه‌های نابرابرش، اضلاع نامتساوی‌اش، گوشه‌های نامتوازنش. همه ‌جا میبینی‌اش، شکل غریب معوجش، هندسۀ ناراستِ منحوسش را. اگر دیدی‌اش، بگریز. از آن دَه‌بَرِ مَهیل بگریز.»


یه چیز دیگه‌ای که دوست داشتم در موردش صحبت کنم پتانسیل کتاب برای صوتی‌شدن هست.
من خودم زیاد آدم صوتی‌ای نیستم. با متن بیشتر ارتباط برقرار می‌کنم و حتی می‌شه گفت تابه‌حال یه کتاب صوتی کامل گوش ندادم. ولی حین خوندن ده‌بر همه‌شون با صداهای مختلفی تو ذهنم اجرا می‌شد! (یکی دوتاش با صدای آقای قدیمی بود حتی:دی) و خب به نظر من این کتاب واقعا متن و فضای خیلی خوب و مناسبی برای صوتی شدن داره. یا حتی با چندتا موسیقی متن خوب میتونه یه مینی پادکست سریالی خوب و خیلی ترسناک بشه!
خلاصه که امیدوارم نویسنده یا کسایی که این کتاب رو می‌خونن این موضوع رو هم مد نظر قرار بدن و شرایط این کار فراهم بشه. اگر که این اتفاق بیفته خیلی‌خیلی خوشحال می‌شم که این رو هم تنهایی و در شب گوش بدم:)
Profile Image for شیما.
139 reviews13 followers
November 20, 2023
بالاخره این کتاب عجیب و پر از رمز و راز رو تموم کردم و با افتخار و بدون هیچ شکی بهش ⭐⭐⭐⭐⭐ می‌دم.
نکته اول اینکه تعداد کم صفحات گولتون نزنه؛ کتاب، کتاب سنگینیه و نمی‌تونید هم سریع بخونیدش و هم بفهمیدش! آیا این سنگینی متن کتاب باعث وقفه افتادن در خوندنش شد؟ بله؛ ولی آیا این وقفه ارزشش رو داشت؟ صد در صد بله!
ده بر مهیل داستانی پر از داستانه و توصیف کردنش بسیار مشکله؛ خط داستانی و طرح کلی‌ای که یازده داستان کوتاه کتاب رو به هم پیوند می‌ده بسیار هوشمندانه طراحی شده و سرتاسر کتاب، سفر بین برهه‌های زمانی مختلف و مکان‌های گوناگون رو به هم پیوند می‌زنه.
هنوز به نیمی از کتاب نرسیده بودم که به این نتیجه رسیدم الناز رهبری صد در صد نابغه‌اس (از نوع نبوغی که تا به حال فقط درنوشته‌های رولینگ و آرمینا سالمی حس کردم)؛ حس و حال لحظات کتاب بسیار قوی بودن و با اینکه کتاب با وحشت ناگهانی و کلیشه‌های ترسناک داستانی، سر و سری نداشت، ترس و اضطرابی مداوم همه‌ی کلمات داستان رو در بر گرفته بود؛ برای من اوج این اضطراب در داستان «دیو» بود که همه‌ی موهای بدنم از اول تا آخرش استوار ایستاده بودن.
کلام، قلم و لحن داستان خیلی قویه و با اینکه انسجام خودش رو درهمه‌ی فصل‌های کتاب حفظ می‌کنه، در هر فصل با توجه به برهه‌ی تاریخی، سن شخصیت و مکان زندگی شخصیت، با فصل‌های دیگه تفاوت آشکاری داره.
من به شخصه ازحضور لهجه‌ها و فرهنگ‌های مختلف مردم ایران، حضور عناصر بومی‌ ایرانی و چیزهایی از این قبیل خیلی لذت بردم، مخصوصا با توجه به اینکه خیلی از تألیفی‌های حال حاضر، وقتی که از عناصر بومی و فرهنگی ایرانی استفاده می‌کنن، در تطبیق این عناصر با شرایط داستان شکست می‌خورن و حضور عناصر ایرانی در داستان حالتی اجباری و غیر طبیعی پیدا می‌کنه. اما «ده بر مهیل» اصلا چنین حالتی نداشت و دقیقا برعکس، کتاب مرتب من رو به شب‌های خونه مادربزرگ می‌برد که با بچه‌های فامیل، داستان‌های ترسناک می‌کفتیم و تا صبح از ترس می‌لرزیدیم و مادربزرگ هم با قصه‌های خودش که ریشه در واقعیت داشتن (یا نداشتن!)، ترس ما رو بیشتر می‌کرد.
یک نکته‌ی دیگه که درباره‌ی این کتاب هست، دایره‌ی لغات فوق‌العاده گسترده و جالبشه و قسمتی از کتاب چنان کلمات ناآشنایی به کار می‌رن که گمان می‌کنم نویسنده به عمد و برای اضافه کردن یک طنز عجیب و ترسناک اون‌ها رو به کار برده و خوب مصداق «می‌خونم؛ ولی نمی‌فهمم» هستن! در کل کتاب طنز عجیبی در خودش داره که معمولا از طریق پیچیدگی کلمات و تناقض در جملات به وجود میاد و اجرای این طنز در کتاب بی‌نهایت هنرمندانه‌اس.
من این حقیقت که نویسنده، سطح کلامی و لغوی متنش رو برای فهم مخاطب پایین نمیاره و متن اصالت خودش رو حفط می‌کنه، خیلی دوست داشتم و امیدوارم این کار بیشتر در کتاب‌های تألیفی انجام بشه.
در نهایت هم، خیلی خوشحالم که بعد از وقفه‌ای که در خوندن این کتاب داشتم، بیخیالش نشدم و ادامه دادم، این کتاب نوع دیگه‌ای از ژانر وحشت رو به من معرفی کرد و بهم ثابت کرد که می‌تونم ژانر وحشت رو دوست داشته باشم.
خلاصه که کتاب رو بخونید، صبر به خرج بدید و از دریچه‌های جدیدی که به روتون باز می‌شن لذت ببرید.
Profile Image for Niiiayesh.
47 reviews28 followers
May 3, 2022
قسمت اول ریویو بدون اسپویله! قسمت دوم قبلش اخطار اسپویل می‌ذارم..اول از همه بگم که من طرفدار ژانر ترسناک نیستم و کتابای زیادی هم تو این ژانر نخوندم. هم زیادی ترسو ام، هم اگه داستان خوب در نیاد و الکی یهو بگه پخ، به نظرم مسخره میاد و بدم میاد. اینا رو گفتم تا با سلایق و علایق کسی که این ری‌ویو رو مینویسه آشنا بشید!
بریم سراغ کتاب!
اولین چیزی که باید بدونید اینه که این کتاب ده‌تا داستان کوتاهه ولیییی این داستانا یه جوری به هم مربوط می‌شن که این واسه من خیلی جذاب بود چون زیاد طرفدار داستان کوتاه نیستم!
به خاطر اینکه به نظرم سخته توی چند صفحه فضا‌سازی و شخصیت‌پردازی جوری اتفاق بیفته که خودم رو توی داستان تصور کنم، ولی اینجا این مشکل رو نداشتم.
یکی از جذابیت‌ها همون ماجرای مربوط بودن داستانا بود، من از داستان دوم به بعد مدام منتظر بودم که نقطه اشتراک‌ها رو پیدا کنم! و این نقطه اشتراکا خیلی هنرمندانه با ذهنم بازی می‌کردن!
انگار نویسنده شونه بالا مینداخت و می‌گفت من هیچوقت نگفتم فلانی بابای فلانیه! ولی...ام...چقدر اسم و داستان گذشته هاشون شبیهه نه؟ بعد سوت میزنه و رد میشه!
دومین نقطه قوت کتاب نثرش بود!
داستان اولو که خوندم اینجوری بودم که لعنتی.. من واقعا همچین نثری رو به عنوان یه کتابخون ایرانی به خودم مدیون بودم!
این زنای فالگیر و رمال جنوبی هستن تو فیلما! که رو چونه‌شون نمادای سیاهه و سورمه می‌کشن!
دقیقا کتاب با همچون لحن و صدایی تو ذهنم پلی میشد و واقعا خوندنش برام جذاب بود!
تا اینکه رفتم داستانای بعد و دیدم نه...نویسنده هنرمند تر از این حرفاست :)
هر داستانی یه نثری داشت! لهجه‌ی جنوبی، شمالی، ارمنی، مدل داش‌مشتی فیلم فارسی و نثر امروزی! و همه‌ش خوب در اومده بود لعنتی! تو همه‌ش کلمه‌های بومی استفاده شده بود و می‌شد صدای داستان رو شنید!
سومین موضوع محتوای داستانه!
دوباره می‌گم که من آدم داستان ترسناک خوندن نیستم. داستان اول برام سرگرم‌کننده بود. شروع جالب و خنده‌داری بود ولی دقیق نفهمیدم از زبون کیه. داستان دوم طولانی‌تر بود و این بهتر بود ولی بازم کلی سوال تو ذهن من گذاشت. فضاسازی خوب بود و راستش من اون اخرش استرس و ترس رو تجربه کردم! و بقیه ی داستانا هم به همین صورت... اگر دوست دارید توی فضای کتاب باشید و زیاد براتون مهم نیست که سوال‌هاتون با جزئیات جواب داده بشن، این کتاب براتون مناسبه!
می‌دونم که این یه نوع سبکه که فضای مبهم و اون استرس و هراسه توش مهمه، نه اینکه داستان پشت هر اتفاق دقیق توضیح داده بشه ولی متاسفانه این سبک مورد علاقه‌ی من نیست و یه‌جورایی تنها مشکل من با این کتاب بود.

چهارمین موضوع رو می‌گم و بعد یه ری‌ویوی با اسپویل از سوالام می‌نویسم و تک تک داستانا رو بررسی می‌کنم.
چهارمین موضوع، مقدمه‌ی کتابه
به نظر من معرفی اولیه‌ای که از کتاب شد باعث شد من منتظر یه داستان دیگه باشم...داستانی که بخواد درباره‌ی معنی کلمات یا قدرت کلمات به صورت جادویی یا هرچیزی درباره‌‌ی کلمات باشه؛ که نبود. یا حداقل من نفهمیدم. با این حال ادامه ی مقدمه خیلی خوبه و واضح نوشته‌شده که کتاب سعی می‌کنه راز‌ها رو بگشایه😂 ولی هیچ رازی گشوده نمی‌شه. و داستان‌ها وحشتناکند اما نه وحشتی آنی و زودگیر. ترسناکیشان خزنده و پیش‌رونده است.از این به بعد خطر اسپویل شدید و واضح وجود داره
داستان اول: واسه من خیلی خنده‌دار بود و دیدن از چشمای این شخصیت جذاب بود ولی این شخصیت کی یا چی بود؟ اصلا آدم بود؟ چرا رو مناره‌ی مسجد نشسته؟ کبوتره؟ آخه آخرش می‌گه اگه دست و بالم باز بود.ولی آیا کبوتر رو به چاه می‌بندن؟ جن بوده؟ چون قدرت ماورایی داشته.
یکی دیگه از جذابیتای داستان این بود که داشت ما رو مخاطب قرار می‌داد و مستقیم با همون حرف می‌زد و این خیلی برام جذاب بود.
داستان دوم:
ارتباط چاه و سرو و تشابه اسما و دوقولوها و... همه خیلی جذاب بود! و این داستان از اولی خوف‌انگیزتر بود!
ولی دلم می‌خواست آخرش یکم واضح‌تر بود. جاسم اصلا وجود نداشت؟ فقط عباس می‌دیدش؟ قاسم جاسم رو برده بود؟ عباس چرا سم داشت؟ جاسم می‌گفت ننه بابای کی سم داره؟
البته حس می‌کنم این ابهام عمدی بود و خیلیا اینجوری دوست دارن.

داستان سه :
((بوی موزائیک‌های لجن بسته و نم و صابون و سفید‌آب و حنا وزید)) خوشحالم که بالاخره بوی یه‌جایی جوری توصیف شده‌بود که من درک می‌کردم و ایرانی بود! بارون میاد نم‌نم پشت خونه‌ی هاجر هم خیلی بازی جذابی بود!
"نکبت انگیزه" عبارت خیلی جذابی بود! ازش خوشم اومد و به نظرم نویسنده یه امضای جذاب برای کتابش درست کرد و تکرارش، شخصیت رو خیلی توضیح می‌داد.
ولی بازم تنها مشکلی که داشتم این بود که چهارشنبه کیه چیه چرا چهارشنبه؟ روزای دیگه‌ی هفته چی؟ اون آدما رو چرا از یه دروازه رد کرد؟ کجا بود؟
راستش دیگه اینجای ری‌ویو نوشتن شک کردم که شاید اینا گفته شده و من خنگ بودم نگرفتم😂❤️
داستان چهار: نثر باز هم نشون‌دهند‌ه‌ی هنر نویسنده بود ولی به جز اون داستان برام جذابیت خاصی نداشت و زیاد هم وهم‌آلود نبود.
داستان ششم: موزون بودنش جذاب بود واقعا.دیالوگا و سبک لحنشون رو هم دوست‌داشتم. و استفاده‌کردنش از یه زبون دیگه. فقط من برام سواله که چرا همه تعداد زیادی تاپ پوشیده بودن😂چرا مثلا یه تی‌شرت و یه کت گرم نبود تنشون👀لطفا کسی توضیحی داره کامنت کنه چون حس می‌کنم یه دلیلی داره!

داستان هفتم و هشتم: نثر و زبون متفاوتشون جذاب بود. خوب بودن. مشکلی باهاشون نداشتم ولی کم‌تر بهم استرس و وحشت می‌دادن نمی‌دونم چرا.
داستان نهم: بیشترین داستان‌پردازی رو داشت و اینشو دوست داشتم
ولی باز همون مشکل قبلی
فکور، خموش رو از چاه درآورده بود و سوار ماشین کرده بود و باز تو بیابون ولش کرده بود؟
اگه خودش خموش رو گم و گور کرده بود پس دیالوگِ "باید به خانم جان بگم واسم چهارقل بخونه" چیه ؟؟؟
توهم خموش هم نمی‌تونه باشه اخه
داستان دهم: بازم نثر جذاب و داستان کریپی! خوب بود.
چاه: وااااقعا از وجود این فصل خوشحالم چون مغزم به تنهایی نمی‌تونست اینا رو به هم وصل‌کنه. و خوشم اومد که از گذشته و آینده‌ی شخصیتا بیشتر بهم اطلاعات داد. گفت اولین کسی که اومد ملال بود. آیا این ربطی به داستان اول داره؟ ولی چرا آذر و آتش به زبون قدیمی حرف می‌زدن؟
نیزه‌دار بی‌نام و پهلوان شهید هم حس می‌کنم رفرنس داشت ولی نفهمیدم. اگر این یکی غلام بود، چرا مردمان غلام باید سنگسارش کنن؟
Profile Image for Mahshid.
94 reviews
May 18, 2022
جنبه ی فولکلر و ترسناک داستان ها جالب بود ولی متنش برخلاف انتظارم سنگین بود و این باعث شد یکم کشش داستان ها برام کم باشه. ترکیب سنتی و آلترنتیو بود که هم دوستش داشتم هم نه!
در کل خوب بود. بهتر از کتاب های فارسی دیگه ای که جدیدا خوندم.
۳.۷/۵
Profile Image for Elias.
59 reviews11 followers
March 13, 2023
کتاب ده بر مهیل از ده داستان کوتاه تشکیل شده که این داستان ها به نوعی مرتبط هستن.
نویسنده کار متفاوتی ارائه داده، گویش های مختلف کشورمون و صحبت کردن مثل فیلم فارسی ها، استفاده از داستان های ترسناک و موجودات ترسناک مثل«آل» و از همه مهمتر نثر جذاب کتاب.
کتاب توی ژانر ترسناک قرار گرفته همین نشون میده نویسنده کار سختی رو شروع کرده ( به شخصه با فیلم نمیترسم چه برسه به کتاب) و تا یه جایی هم عالی عمل کرده فقط یه سری از داستان ها تا به جای ترسناک می‌رسید تمام میشد 🙃. ( لازمه تکرار کنم دارم میگم من نمیترسم خودم بعد نخونید بیای بگید چرا گفتی خیلی ترسناک نیست😂) درواقع پرداخت به این قسمتهای کتاب کم بود.
یه سری داستان ها میتونست کوتاه تر باشه.
و در آخر یه سری موارد جواب نداشت یعنی سوال ایجاد میکرد تو ذهن مخاطب اما جواب داد نمیشد بهشون که احتمال میدم اینکار رو نویسنده از قصد انجام داده باشه.
بحث لذتی که گفتم در واقع تجربه خودم از خوندن کتاب: من کتاب رو توی یه شب تا صبح خوندمش.(بگو مریضی) اولین چیزی که باعث شد بشینم پاش تسلط نویسنده روی لحجه های مختلف بود مخصوصا لحجه های جنوبی رو خیلی حال کردم باهاش.
دومین مورد داستان به واسطه همین ایرانی بودنش قابل لمس تر بود(مثلا ما همه میدونیم انابل وجود داره اما برامون مهم نیست چون تو ایران نیست اگر بود قطعا ترس مون هم بیشتر بود نمیدونم منظورم رسوندم یا نه 😂😐) یعنی من بهتر میتونستم ارتباط بگیرم و حسش کنم.
سومین مورد کوتاه بودن داستان ها بود تقریبا اون موضوع ترسناک اخر هر داستان به اوج خودش میرسید و خب چون داستان ها با هم ارتباط داشتن اینم که دنبال این ربط ها به هم میگشتی جذابترش میکرد.(الان که دارم این نقد رو می‌نویسم دلم خواست باز بخونمش😅)
کتاب تمام شد و من کتاب رو بستم گذاشتم کنار یه ترس کوچک نه انقدر که بگم نتونستم بخوابم و غیره امد سراغم.
در کل من از کتاب و خوندنش خیلی لذت بردم و قطعا منتظر کار بعدی خانم رهبری هستم.

⚠️در حین خوندن خیلی حواستون به داستان باشه.
یه نکته که بود موقع خوندن کتاب، من دوست داشتم خود نویسنده برای کتابش یاداشت بنویسه نه اقای قدیمی عزیز البته اقای قدیمی حرف خیلی درستی راجب کتاب زدن کتاب باید یه بار از اول و یکبار از اخر بخونیدش.
امتیاز: ۳
Profile Image for Madison .
9 reviews
April 3, 2024
خیلی کتاب عجیبی بود ، شخصیت پردازی و فضاسازی خیلی خوبی داشت ، قلم نویسنده هم خیلی گیرا بود .
هر فصل روایت و فضای خاص خودشو داشت و این مهارت و توانایی نویسنده رو نشون میده.
در کل برای من تجربه خیلی خوبی بود.
Profile Image for Odin .
120 reviews5 followers
December 1, 2023
دوتا داستان ازش خوندم هیچ جوره نتونستم ارتباط بگیرم هیچ انگیزه نمی‌داد برم کلمه بدی. راحت میشد حدس زد جلو تر چه اتفاقی می‌افتد
Profile Image for Negar Tahami.
3 reviews
January 16, 2024
اینجوری شروع کنم که قلم کاغذ دستم بود و کلی واژه از کتاب یادداشت کردم
وحشت بومی رو خیلی دوست دارم و خانم رهبر بسیار توانا هستند در انتقال این وحشت
خیلی زیاد لذت برم از خوندن کتاب‌شون و منتظر پیدا شدن زمان مناسب هستم که دوباره بخونمش
2 reviews
June 8, 2023
ریویو دَه‌بَرِمَهیل،تک جلدی.
■فاقد اسپویل.
ویژگی ای که به شخصه خیلی جذبم کرد از مجموع داستان ها،نگارش متفاوت و تسلط کامل نویسنده به تک تک گویش ها و نگارش های مختلف بود و با وجود اینکه خانم رهبری در کنار تمام اقوام مثل اهواز و عرب و روس زندگی نکرده بود،اما کاملا سبکشون رو میشناخت و این کشش داستان رو بیشتر کرده بود.نویسنده سعی کرده بود با گویش های مختلف و اصطلاحات و داستانای قدیمی که گاها از روستاهای کوچیک به اسم خرافات میشنویم،یه کرکتر ماندگار تو ذهنمون پدید بیاره که این باعث میشه بعدا هم به این داستانای کوتاه ترسناک اطراف بیشتر توجه کنیم و تصویر سازی داشته باشیم،پس میشه گفت این کتاب مارو یه قدم به سمت شناخت ادبیات ترسناک و فضاسازی های محو داستان اول و دوم،کم کم شکل واقعیت و حکاکی به خودشون بگیرن‌.
ایده ی جدید،فضای جدیدی در ذهن باز میکنه و فضای جدید مخاطبان جدید با خودش میاره،ده‌برمهیل به خاطر خلق موجوداتی که حس میکنیم قبلا راجبش شنیدیم به عنوان یک فرد ایرانی که با فضای غول ها دیو ها آشناست،تاثیر زیادی روی ضمیر ناخوداگاهمون داره که جذابیت داستان رو بیشتر میکنه .جوری که داستان ها با پیشروی بیشتر به هم مربوط شدن و درک بیشتر به مخاطب میده،فقط میتونه دست‌رنج یک نویسنده ی آگاه باشه.
ادبیات ترسناک و فانتزی،فضا سازی قوی ای نیاز دارن که ذهن مخاطب با اون فضا ارتباط بگیره و خواننده رو توی داستان حل کنه،چیزی که متاسفانه در این کتاب مشاهده نشد،مخصوصا داستان سوم فضا سازی ضعیفی داشت،که به نظرم دلیلش تاکید نویسنده روی کوتاه بودن داستان و حفظ سبک خاص خودشه که باعث چشم‌پوشی از یک سری جزئیات ظریف اما مهم شده بود .پایان به شدت جذابی داشت که همزمان تمام سوالات توی ذهن مخاطب رو پاسخ میداد اما ترسی که کم کم داستان ها توی دلش ریشه دوانده بودن رو افزایش میداد،و اون حس تعجب بعد از آگاهی باعث افزایش علاقه ی مخاطب به داستانی که شاید کمتر با اون ارتباط برقرار کرده بود،میشد،هرچند فضاسازی داستان توی ارتباط با داستان گاهی خلل ایجاد میکرد.
کتاب در کل سعی کرده ترسی که شاید ما دوران کودکی از شنیدن داستان بزرگتر ها توی دلمون جوونه زده رو پر و بال بده و مارو با آدم هایی که گاها تو دنیای روزمره داستان هاشون رو باور نمی‌کنیم،تطبیق بده و همه چی از نظرمون واقعی تر از وجودمون بشه.
5 reviews
June 21, 2023
#تالیفی
#ریویو
#ده_بر_مهیل

امتیاز من به این کتاب:۴

برای کسایی که نمیدونن این کتاب نویسندش خانم النا رهبری هستش و ژانرش هم وحشته
این کتاب شامل ۱۰ تا داستان کوتاه ترسناکه که در نگاه اول هیچ ربطی بهم ندارن :)
اما شما وقتی میاین داستان یازدهم و یا همون نتیجه گیری و میخونین، متوجه میشین که ...

من اولین تجربه ژانر وحشتم بود*
اینو در نظر داشته باشین

از روی علاقه ام به داستان های کوتاه و کتاب های کم حجم این کتابو خریدم
و میتونم بگم اصلا پشیمون نیستم
موقع همخوانیش هم هیجان رو حس کردم، هم جدی باهاش ترسیدم، هم کراش زدم، هم لذت بردم

خانم نویسنده میگن که بر اساس تجربه های شخصی افراد نزدیک خودشه در گذشته و + تفییرات و شاخو برگ دادن های نویسندگی

نویسنده از افسانه های ایرانی استفاده میکنه و کاملا فضا ایرانیه. چرا که روش فکر و تحقیق شده و حتی خانم رهبری لهجه (لحجه؟) های مختلفی توی شخصیت های داستان به کار برده

کار دوم نویسندس اگه اشتباه نکنم

یکی از دوستام ناراضی بود که فضا سازیش ضعیف بوده و چیزی نمیشد تصور کرد و اینا
ولی من perfectly fine بودم با این قضیه و بنظرم تو داستان های کوتاه خیلی به فضا سازی و جزئیات توجه نمیشه و رسمش شاید همین باشه.

امیدوارم بخرین و بخونین و لذت ببرین 😭✨
Profile Image for Harry Potter.
16 reviews
February 25, 2024
ده بر مهیل تالیفی مورد علاقه ی بنده است.
یه کتاب که قابلیت اینو داره که دوبار خونده شه‌.
داستان ده بر مهیل متشکل از ده داستان کوتاه (و جذاب)و مرتبط به هم هست که داستان یک چاه مرموز رو روایت میکنه که دروازه دنیای از ما بهترون به دنیای ماست.
خب فکر کنم تا الان متوجه شدید که قراره با وسایل جن زده،انسان های جن زده، دیو و غول های جذاب رو به رو بشید.
نکته ای که این کتا�� رو برام جذاب تر کرد این بود که نویسنده هر داستان رو با یک لهجه ‌ایرانی روایت کرد. یعنی شما در هر داستان با یک گویش متفاوت رو به رو هستید.
بعضی از داستان ها واسم گنگ بود و از اونجایی که من در همخوانیش شرکت کردم این گره های کور به لطف بقیه دوستان و خانم رهبری گره گشایی میشد.
نکته ی دیگه ای که باعث شد جذب این کتاب بشم این بود که وقتی داستان رو شروع میکنید نا خوداگاه وارد یک جریان مرموز میشید و ذهنتون درگیر ساخت تئوری های ترسناک میشه🥶
در همخوانی ساخت و بررسی تئوری ها یه کار خیلی جذاب بود. شما تا داستان نهم ذهنتون درگیر ماجراست و در داستان دهم...👀
بعضی از لحظات برام نفسگیر بود و گاهی واقعا میترسیدم که نکنه یه وقتی خدایی نکرده ابوشفشاف نیاد این دور و بر...💀
بالاخره که این کتاب رو بخرید و بخونید و بترسید👀💀
31 reviews3 followers
May 15, 2023
ده بر مهیل اونطور که انتظارشو داشتم جذبم نکرد.به نظرم متن داستان سخت خوان و یه جاهایی مبهم بود طوری که متوجه نمی شدم.
با اینکه ژانرش،ترسناک بود ولی حس وحشت رو به طور کامل به آدم القا نمی کرد.البته اینکه داستان تو نقاط مختلف ایران رخ می داد تقریبا میتونست ترس واقعی‌تری رو ایجاد کنه.
از نقاط قوت کتاب میشه به لهجه‌ها و گویش‌های مختلف اشاره کرد که تو سراسر قصه وجود داشتن و باعث جذابیتش می شدن همچنین تسلط نویسنده به انواع لهجه ها واقعا قابل تحسین بود.
در کل یه کتاب با سبک خاصه که ممکنه مورد پسند عموم افراد نباشه ولی اگه از افسانه های ترسناک ایرانی که در مورد دیوها و جن ها هستن خوشتون میاد به احتمال زیاد ده بر مهیل رو هم دوست خواهید داشت.
Displaying 1 - 15 of 15 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.