در این مجموعه چهار داستان از کاظم رضا جای داده شده بود که پیشتر در نوشتا و این شماره با تأخیر و لوح چاپ شده بودند اما خب کنار هم گذاشتن آن مجلهها برای همه ممکن نیست. چهار داستان : آه و دم/ سرنای ناصری/ نعل و پاشنه/ شمایل
داستان شمایل اگر در تنهایی یا جمع بلندخوانی شود لذتی صدچندان به شما خواهد داد. علاوه بر رعایت و دقت در پیرنگ، نثر فاخر و مطنطن، رضا کاظم در جای جای این داستان نیش و کنایههایی در لفافه به ساختارِ روایتی که دستآویز قرار داده میزند که نگفتنیست. آن شخصیت تاریخی را چنان جلوه میدهد که تمام زحمات هزار و اندی سالهی حوزویان و امثالشان را برای نشان دادن مهربانی و گذشت و عطوفتِ «آن شخص» به باد فنا میرود!
سخته رای دادن بهش. کتاب با زبان و فرم و کلمه پیرنگ ساخته. هر چند همه چیز در نهایت فرمه و فرم. اما بعضن پیش اومد که دیدم از معنی خالی شده. اما راه درستی میره، بهتر از تمام ویترین پرکُنهای حالِ حاضر. ادبیات رو میدونه چیه، اما اینکه چطور استفادهش میکنه-خوب یا بد؟!- نمیدونم، باید بازخوانیش کنم.