What do you think?


ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد
این کتاب یک نمایشنامه کمدی است در سه پرده اصلی، یک مقدمه، یک تکمله و یک مکمل تکمله به قلم ایرج پزشکزاد که برای اولین بار در سال ۱۳۵۲ منتشر و در سال ۱۳۸۰ برای بار پنجم تجدید چاپ شد. ماجرای نمایشنامه درباره یک کارمند ساده و عیالوار، ولی با وجدان است که حاضر نشدهاست رشوهای ده هزار برابر حقوقش را در ازای یک کار ساده دریافت کند. به ناچار و برای گول زدن این انسان ساده که به مرض پارسایی از درجه پنج مبتلاست، شیطان، شخصاً وارد زندگی وی میشود.
145 pages, Paperback
First published April 1, 1974
About the author
ایرج پزشکزاد
31 books381 followersIraj Pezeshkzad (1928 in Tehran - 12 January 2022 in Los Angeles) was an Iranian writer and author of the famous Persian novel "Dā'i Jān Napoleon" (دایی جان ناپلئون) (Uncle Napoleon, translated as "My Uncle Napoleon") published in the early 1970s.
Iraj Pezeshkzad was educated in Iran and France where he received his degree in Law. He served as a judge in the Iranian Judiciary for five years prior to joining the Iranian Foreign Service. He began writing in the early 1950s by translating the works of Voltaire and Molière into Persian and by writing short stories for magazines. His novels include "Haji Mam-ja'far in Paris", and "Mashalah Khan in the Court of Haroun al-Rashid". He has also written several plays and various articles on the Iranian Constitutional Revolution of 1905-1911, the French Revolution, and the Russian Revolution. He is currently living in Paris where he works as a journalist.
(from Wikipedia)
Iraj Pezeshkzad was educated in Iran and France where he received his degree in Law. He served as a judge in the Iranian Judiciary for five years prior to joining the Iranian Foreign Service. He began writing in the early 1950s by translating the works of Voltaire and Molière into Persian and by writing short stories for magazines. His novels include "Haji Mam-ja'far in Paris", and "Mashalah Khan in the Court of Haroun al-Rashid". He has also written several plays and various articles on the Iranian Constitutional Revolution of 1905-1911, the French Revolution, and the Russian Revolution. He is currently living in Paris where he works as a journalist.
(from Wikipedia)
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 44 reviews
February 16, 2017
دوستانِ گرانقدر، این نمایشنامه از 175 صفحه تشکیل شده است و موضوع آن در موردِ شیطان و وسوسه های اوست... مردی به نامِ «مهدی پور علیزاده» که در نمایش او را با نامِ «پورعلیزاده» میشناسیم، کارمندی ساده است که معاون شیطان یعنی «استفساری» به شیطان گزارش میدهد که این کارمند با وجود حقوق پایینی که دارد، امّا رشوهٔ بسیار زیادی که از سوی مدیر یک شرکت بزرگ به او داده شده است را قبول نکرده و آن را پس زده است
شیطان تصمیم میگیرد تا در شکل و شمایل «پرنگ» مدیر عامل آن شرکت بزرگ ظاهر شده و به زندگی «پور علیزاده» وارد شود و او را از راه بدر کند
پور علیزاده، دو پسر دارد و زنی به نامِ «ملیحه» که از دید من بسیار چندش آور و غرغرو است و مدام بهانه گیری میکند و زندگی فلاکت بار را بر سر شوهرش میزند
البته عمهٔ او هم با آنها در یک خانه زندگی میکند
داستان زمانی جالب میشود که شیطان به «کبری خانم» دختر جذاب ِهمسایه دل میبندد... ولی از طرفی خودِ «علیزاده» هم از «کبری خانم» خوشش می آید
بهتر است داستان را خودتان بخوانید و از سرانجامِ آن آگاه شوید... آیا شیطان میتواند از حالت همیشگی خارج شده و انسان شود، هر هزار سال یکبار میتواند قرارداد اختیارش را تمدید کرده و یا تمدید نکند. اگر تمدید نکند، انسان میشود... آیا میتواند با عشقش «کبری خانم» ازدواج کند؟ آیا شیطان میتواند «علیزاده» را وسوسه کند! و یا همه چیز را بیخیال شده و تنها به عشقش توجه میکند!! این وسط تکلیفِ «ملیحه» چه میشود؟ «ملیحه» آرزویِ ازدواج با شیطان و یا همان «پرنگ» پولدار را دارد... آیا از شوهرش طلاق میگیرد؟ شما عزیزان با خواندنِ نمایشنامه به پاسخِ سؤالها و سرنوشتِ «علیزاده» خواهید رسید
-----------------------------------------------
امیدوارم این ریویو جهتِ معرفی این کتاب، مفید بوده باشه
«پیروز باشید و ایرانی»
شیطان تصمیم میگیرد تا در شکل و شمایل «پرنگ» مدیر عامل آن شرکت بزرگ ظاهر شده و به زندگی «پور علیزاده» وارد شود و او را از راه بدر کند
پور علیزاده، دو پسر دارد و زنی به نامِ «ملیحه» که از دید من بسیار چندش آور و غرغرو است و مدام بهانه گیری میکند و زندگی فلاکت بار را بر سر شوهرش میزند
البته عمهٔ او هم با آنها در یک خانه زندگی میکند
داستان زمانی جالب میشود که شیطان به «کبری خانم» دختر جذاب ِهمسایه دل میبندد... ولی از طرفی خودِ «علیزاده» هم از «کبری خانم» خوشش می آید
بهتر است داستان را خودتان بخوانید و از سرانجامِ آن آگاه شوید... آیا شیطان میتواند از حالت همیشگی خارج شده و انسان شود، هر هزار سال یکبار میتواند قرارداد اختیارش را تمدید کرده و یا تمدید نکند. اگر تمدید نکند، انسان میشود... آیا میتواند با عشقش «کبری خانم» ازدواج کند؟ آیا شیطان میتواند «علیزاده» را وسوسه کند! و یا همه چیز را بیخیال شده و تنها به عشقش توجه میکند!! این وسط تکلیفِ «ملیحه» چه میشود؟ «ملیحه» آرزویِ ازدواج با شیطان و یا همان «پرنگ» پولدار را دارد... آیا از شوهرش طلاق میگیرد؟ شما عزیزان با خواندنِ نمایشنامه به پاسخِ سؤالها و سرنوشتِ «علیزاده» خواهید رسید
-----------------------------------------------
امیدوارم این ریویو جهتِ معرفی این کتاب، مفید بوده باشه
«پیروز باشید و ایرانی»
May 9, 2025
نمایشنامه “ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد” در مورد شیطان هست که در ظاهرِ آدم وارد داستان میشه و قصد داره کارمندیرو به رشوهگیری اغفال کنه.
شخصیت چشمچرون و هول انگار جز جدانشدنی آثار آقای پزشکزاد هست که اینجا هم در قالب پورعلیزاده شاهدش هستیم.
کتاب لحظههای بامزه و خندهدار هم داره که باهاشون میشه از ته دل خندید. بعضی جاها هم واقعاً راست میگفت و به حقیقت نزدیک بود. در مجموع اما به نظرم اونقدر که باید و شاید انسجام نداشت و خیلی روال مکالمات و داستان جذبم نکرد.
شخصیت چشمچرون و هول انگار جز جدانشدنی آثار آقای پزشکزاد هست که اینجا هم در قالب پورعلیزاده شاهدش هستیم.
کتاب لحظههای بامزه و خندهدار هم داره که باهاشون میشه از ته دل خندید. بعضی جاها هم واقعاً راست میگفت و به حقیقت نزدیک بود. در مجموع اما به نظرم اونقدر که باید و شاید انسجام نداشت و خیلی روال مکالمات و داستان جذبم نکرد.
September 17, 2026
«ادب مرد به ز دولت اوست، تحریر شد» از آن نمایشنامه هایی است که ایدهاش از همان ابتدا مرا یاد یک سنت قدیمی در ادبیات انداخت: شیطان را از جهنم بیرون بیاوری و بیندازی وسط زندگی آدم ها تا ببینی خودش از دست انسانها چه میکشد!
نمونه قدیمی تر و خیلی جالبش «بلفگور» ماکیاولی است؛ شیطانی که به زمین فرستاده میشود تا زندگی انسان ها را تجربه کند و در نهایت خودش گرفتار همان دنیایی میشود که قرار بوده آن را بررسی کند.
در «دیو» لرمونتوف هم با موجودی اهریمنی و رانده شده مواجهیم که بر فراز زمین سرگردان است؛ البته آنجا ماجرا بیشتر رنگ و بوی رمانتیک و تراژیک دارد تا طنز اجتماعی.
پزشکزاد اما این ایده را میآورد وسط یک زندگی کاملاً معمولی و ایرانی: پورعلیزاده، کارمند ساده و عیالوار و بهشدت شریف، حاضر نیست رشوهای باورنکردنی ــ چیزی در حد دههزار برابر حقوقش بگیرد. همین «مرض پارسایی درجه پنج» باعث میشود شیطان شخصاً وارد میدان شود و در هیئت آقای پرنگ تلاش کند او را از راه به در کند.
چیزی که برای من جذاب بود این است که شیطان اینجا دیگر آن موجود ترسناک و ماورایی نیست؛ بیشتر شبیه یک کارچاقکن حرفهای است که آمده بفهمد بالاخره چطور میشود یک آدم درستکار را خرید!
طنز پزشکزاد هم دقیقاً از همین جا جان میگیرد؛ از جایی که قرار است شیطان، انسان را فریب بدهد، اما خودش مجبور میشود با خانواده، همسایه، صاحبخانه، اداره و مناسبات عجیب و غریب زندگی آدمها سروکله بزند. کم کم این سؤال شکل میگیرد که واقعاً چه کسی دارد چه کسی را امتحان میکند؟
به نظرم ارزش نمایشنامه بیشتر از خودِ ماجرای شیطان، در همین نگاه پزشکزاد به مفهوم پارسایی، رشوه، دورویی و اخلاق در زندگی روزمره است. او به جای اینکه درباره فساد و اخلاق خطابه بدهد، یک شیطان میفرستد وسط زندگی یک کارمند و میگذارد آدم ها خودشان حرف بزنند و خودشان را لو بدهند.
.
نمونه قدیمی تر و خیلی جالبش «بلفگور» ماکیاولی است؛ شیطانی که به زمین فرستاده میشود تا زندگی انسان ها را تجربه کند و در نهایت خودش گرفتار همان دنیایی میشود که قرار بوده آن را بررسی کند.
در «دیو» لرمونتوف هم با موجودی اهریمنی و رانده شده مواجهیم که بر فراز زمین سرگردان است؛ البته آنجا ماجرا بیشتر رنگ و بوی رمانتیک و تراژیک دارد تا طنز اجتماعی.
پزشکزاد اما این ایده را میآورد وسط یک زندگی کاملاً معمولی و ایرانی: پورعلیزاده، کارمند ساده و عیالوار و بهشدت شریف، حاضر نیست رشوهای باورنکردنی ــ چیزی در حد دههزار برابر حقوقش بگیرد. همین «مرض پارسایی درجه پنج» باعث میشود شیطان شخصاً وارد میدان شود و در هیئت آقای پرنگ تلاش کند او را از راه به در کند.
چیزی که برای من جذاب بود این است که شیطان اینجا دیگر آن موجود ترسناک و ماورایی نیست؛ بیشتر شبیه یک کارچاقکن حرفهای است که آمده بفهمد بالاخره چطور میشود یک آدم درستکار را خرید!
طنز پزشکزاد هم دقیقاً از همین جا جان میگیرد؛ از جایی که قرار است شیطان، انسان را فریب بدهد، اما خودش مجبور میشود با خانواده، همسایه، صاحبخانه، اداره و مناسبات عجیب و غریب زندگی آدمها سروکله بزند. کم کم این سؤال شکل میگیرد که واقعاً چه کسی دارد چه کسی را امتحان میکند؟
به نظرم ارزش نمایشنامه بیشتر از خودِ ماجرای شیطان، در همین نگاه پزشکزاد به مفهوم پارسایی، رشوه، دورویی و اخلاق در زندگی روزمره است. او به جای اینکه درباره فساد و اخلاق خطابه بدهد، یک شیطان میفرستد وسط زندگی یک کارمند و میگذارد آدم ها خودشان حرف بزنند و خودشان را لو بدهند.
.
June 10, 2025
بدون هیچ شکی «داییجان ناپلئون» در چنان نقطهی رفیعی از آثار پزشکزاد (و حتی ادبیات فارسی) قرار گرفته که بر هر اثر دیگری از او سایهاش سنگینی میکند و این نمایشنامه هم از این مسئله مستثنی نیست، اما نکتهای که وجود دارد این است که ایرج پزشکزاد اصلاً و اساساً موجود بانمک و باحالیست :) و هر اثری از او شانسی تازه برای خندیدن و کیفکردن از معاشرت با مردیست که حتی از پس کلمات روی کاغذ هم واضح است وجودش لبریز از طنازی و حاضرجوابی و شیطنت است!
July 28, 2023
این نمایشنامه رو تو گروه کتابخوانی با هم خوندیم و واقعا از ته دل خندیدیم
September 16, 2015
به نام ترین اثر ادبی ایرج پزشک زاد رمان دایی جان ناپلئون است که به حق یکی از زیباترین رمان های طنز تاریخی و اجتماعی ایران است که با اقتباسی که از آن در ساخت سریالی به همین نام شد شهره ی عوام گردید. اما دیگر آثار وی نیز به لحاظ ادبی و طنز اجتماعی دست کمی از آن رمان ندارند. به خصوص این اثر که در قالب یک نمایشنامه تحریر شده است و اتفاقا پتانسیل بسیار خوبی برای اقتباس سینمایی نیز دارد. ولی بدلیل اینکه بر خلاف رمان پیش گفته بر بستری از تخیل پایه گرفته است شاید در نظر سینماگران ما که بیشتر به فیلم های واقع گرا تمایل دارند مناسب اقتباس نبوده است. شخصیت ساده و درست کار اثر و کاراکتر های بسیار رنگ و آب دار دیگر آن من را به یاد آثار عزیز نسین انداخت که در بستری از طنز تلخ اجتماعی و در برشی از زمان و مکان نسبتا خیالی به سر می برند و سعی در بیان نصیحتی عبرت آموز و سرگرم کننده دارند. نمایشنامه شسته، رفته، تمیز و سرکیفی است. پیشنهاد می شود بخوانیدش.
http://bobot91977.blogspot.com/2015/0...
http://bobot91977.blogspot.com/2015/0...
May 18, 2022
،خیلی بیمزه بود 😑
شیطان به صورت اقای پرنگ در میاد
شیطان به صورت اقای پرنگ در میاد
Read
August 21, 2007متأسفانه در ادبيات ايران انبوه عظيمي از نويسندگان " تك كتابي " هستند. به اين شرح كه در كارنامهي كاري خود تنها يك كتاب شاخص و جاندار دارند و بقيهي آثارشان يا تكرار همان كتاب است و يا به مراتب نازلتر از كتابي كه با آن به شهرت و اعتبار رسيدند
آقاي پزشكزاد جزو اين دسته از نويسندگان هستند. بعد از كتاب "دايي جان ناپلئون" ديگر كتابي از ايشان ديده نشد كه بتواند حرفي براي گفتن داشته باشد
آقاي پزشكزاد جزو اين دسته از نويسندگان هستند. بعد از كتاب "دايي جان ناپلئون" ديگر كتابي از ايشان ديده نشد كه بتواند حرفي براي گفتن داشته باشد
March 11, 2007
I love daeejaan napeleon!
April 10, 2020
نمایشنامه طنز
August 24, 2025
اطلاق نشیمن منزل آقای پورعلیزاده در یک آپارتمان از نوع بالاخانه های محقر دو سه اطلاقی خیابانهای پائین شهر. از پنجره رو به رو منظر خانه مقابل که از نوع همین ساختمان است دیده میشود. چند قاب ساده خط نوشته نستعلیق به دیوار آویخته است از جمله: «ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد» و «دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست».
یک نمایشنامه کمدی در سه قسمت.
تاریخ خوانش کتاب در اصل تاریخ خوندن مجدد اونه. وگرنه که در ده سالگی این نمایشنامه رو برای بار اول کش رفتم و خوندم. حقیقتا با یک برش هایی ازش کلی میخندیدم و کیف میکردم.
ساده٫ جمع و جور٫ جز اولین تجربه های خوندن نمایشنامه^~^
منتظر چیز خاصی نباشید یک خانواده ساده و بیآریه از قشر ضعیف اما متمدن و پایبند به شرافت.
الان در حین نوشتن این صحبت ها به نظرم رسید ورژن تصویری کتاب چیزی تو مایه های «هیولا»ی مهران مدیریه
پورعلیزاده الکی بشاش با همسری غرغرو!
یک نمایشنامه کمدی در سه قسمت.
تاریخ خوانش کتاب در اصل تاریخ خوندن مجدد اونه. وگرنه که در ده سالگی این نمایشنامه رو برای بار اول کش رفتم و خوندم. حقیقتا با یک برش هایی ازش کلی میخندیدم و کیف میکردم.
ساده٫ جمع و جور٫ جز اولین تجربه های خوندن نمایشنامه^~^
منتظر چیز خاصی نباشید یک خانواده ساده و بیآریه از قشر ضعیف اما متمدن و پایبند به شرافت.
الان در حین نوشتن این صحبت ها به نظرم رسید ورژن تصویری کتاب چیزی تو مایه های «هیولا»ی مهران مدیریه
پورعلیزاده الکی بشاش با همسری غرغرو!
September 28, 2015
دومین اثری که از استاد پزشک زاد خواندم بعد از انترناسیونال بچه پر رو ها.
کتابی بسیار مفرح بود ، به خصوص شوخی های مخصوص استاد پزشکزاد بسیار لذت بخش بود. روند داستانی کتاب کاملا جذاب و گیرا بود به نحوی که وقتی فهمیدم کبرا عاشق پلنگ بوده ! غافلگیر شدم. شوخی با تیپ های شخصیتی مختلف از جمله خانومی که در اداره ماشین نویس بود و تازه لیسانس قبول شده بود بسیار برایم جالب بود چه این که این شخصیت ها را هر روز در محیط کار و تحصیل دیدیم و چه حرص ها خورده ایم از رفتار آن ها و باز طنز استاد پزشکزاد آیینه ایست از این شخصیت ها.
اگر به خاطر دوستی علاقه مند به کارهای استاد پزشک زاد نبود هیچ وقت با این نویسنده آشنا نمیشدم و از آن دوست گرامی تشکر میکنم. امیدوارم به زودی دایی جان ناپلیون و ماشا الله خان را بخوانم.
اضافه شده :
دوستان طرفدار دایی جان ناپلیون کم لطفی میکنند. اولا شما قطر این کتاب را اگر دقت نکرده اید مقایسه کنید با آن کتاب ثانیا انتظاری که از یک داستان نسبتا کوتاه طنز میرود همین است. بحث تعصب نسبت به دایی جان ناپلیون یک چیز است و بحث نقد اثر ادبی چیز دیگری است. ماشا الله ما هم که ید طولایی در خلط مباحث مختلف با هم داریم. به هر روی نام استاد پزشکزاد آن قدر بزرگ هست که نیاز به دفاع بنده حقیر ندارد ثانیا این که یک نویسنده را فقط با یک اثر بشناسیم بی عدالتی است بر بقیه اثار او. طنز فاخر سعدی ، حافظ ناشنیده پند و انترناسیونال کارهای دیگر استاد است که دوستان یا نخوانده اند یا صرفا اسم آن را شنیده اند.
یا حق
کتابی بسیار مفرح بود ، به خصوص شوخی های مخصوص استاد پزشکزاد بسیار لذت بخش بود. روند داستانی کتاب کاملا جذاب و گیرا بود به نحوی که وقتی فهمیدم کبرا عاشق پلنگ بوده ! غافلگیر شدم. شوخی با تیپ های شخصیتی مختلف از جمله خانومی که در اداره ماشین نویس بود و تازه لیسانس قبول شده بود بسیار برایم جالب بود چه این که این شخصیت ها را هر روز در محیط کار و تحصیل دیدیم و چه حرص ها خورده ایم از رفتار آن ها و باز طنز استاد پزشکزاد آیینه ایست از این شخصیت ها.
اگر به خاطر دوستی علاقه مند به کارهای استاد پزشک زاد نبود هیچ وقت با این نویسنده آشنا نمیشدم و از آن دوست گرامی تشکر میکنم. امیدوارم به زودی دایی جان ناپلیون و ماشا الله خان را بخوانم.
اضافه شده :
دوستان طرفدار دایی جان ناپلیون کم لطفی میکنند. اولا شما قطر این کتاب را اگر دقت نکرده اید مقایسه کنید با آن کتاب ثانیا انتظاری که از یک داستان نسبتا کوتاه طنز میرود همین است. بحث تعصب نسبت به دایی جان ناپلیون یک چیز است و بحث نقد اثر ادبی چیز دیگری است. ماشا الله ما هم که ید طولایی در خلط مباحث مختلف با هم داریم. به هر روی نام استاد پزشکزاد آن قدر بزرگ هست که نیاز به دفاع بنده حقیر ندارد ثانیا این که یک نویسنده را فقط با یک اثر بشناسیم بی عدالتی است بر بقیه اثار او. طنز فاخر سعدی ، حافظ ناشنیده پند و انترناسیونال کارهای دیگر استاد است که دوستان یا نخوانده اند یا صرفا اسم آن را شنیده اند.
یا حق
April 7, 2017
یک جور تختهحوضی دههی پنجاه خورشیدیست. برای همین هم هست که شاید قدری قدیمی به نظر میرسد. گرچه نمایشنامهی بینمکی نیست اما چندان کار ظریفی هم به نظر نمیرسد. یک مقداری هم طولانیست. به هر حال اگر یک جایی اجرا بشود و خوب اجرا بشود، بدم نمیآید بروم در یک بعدازظهر به شوخیهایش بخندم اما راستش خواندنش را به کسی پیشنهاد نمیکنم
September 9, 2010
به نظرم زیاد جذاب نبود
تم طنز داشت و داستان در مورد این بود که شیطان سعی داشت یه نفرو گول بزنه و وادار به گرفتن رشوه کندش
اما آخر سر خودش عاشق یه دختر زمینی خوب میشه و اون یارو هم گول نمیخوره
در مقایسه با دایی جان ناپلئون و ماشااله خان خیلی ضعیف بود
البته این یه نمایشنامه بود
تم طنز داشت و داستان در مورد این بود که شیطان سعی داشت یه نفرو گول بزنه و وادار به گرفتن رشوه کندش
اما آخر سر خودش عاشق یه دختر زمینی خوب میشه و اون یارو هم گول نمیخوره
در مقایسه با دایی جان ناپلئون و ماشااله خان خیلی ضعیف بود
البته این یه نمایشنامه بود
April 22, 2019
شنیده بودم خود آقای پزشکزاد این کتاب رو بیشتر از دایی جان ناپلئون دوست دارن. شاید به همین خاطر انتظارم ازش خیلی زیاد بود. در کل بجز قسمت دوم که تو اداره میگذشت بقیه داستان رو دوست داشتم. منتها همچنان به نظرم بهترین اثر آقای پزشکزاد همون دایی جان ناپلئونه
This entire review has been hidden because of spoilers.
Read
January 5, 2009هر که باشد پی دولت ای دوست
و فراموش کند انچه نکوست
از پزشکزاد چنین بگرفتم
ادب مرد به از دولت اوست
و فراموش کند انچه نکوست
از پزشکزاد چنین بگرفتم
ادب مرد به از دولت اوست
July 23, 2026
این کتاب از همان ابتدا همهٔ برگهایش را رو نمیکند و آرامآرام لحن و فضای خودش را میسازد. با توجه به عنوان «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد»، همین فضا به نظرم انتخاب درستی بود. چند لحظهاش حسابی من را درگیر کرد و باعث شد بعد از بستن کتاب هم به انتخاب آدمها فکر کنم. از بین نوشتههای ایرج پزشکزاد، «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» برای من بیشتر با فضای خودش جواب داد تا با نتیجهگیریهای آماده.
April 15, 2026
در کتاب ادب با روایتی پخته و حسابشده مواجه هستیم که از نظر فرم و محتوا قابلاعتناست. انسجام ساختاری اثر در سراسر متن حفظ شده و از پراکندگی مفهومی جلوگیری میکند. این کتاب را میتوان با اطمینان بهعنوان اثری ارزشمند پیشنهاد داد.
July 19, 2026
کتاب مسیر خودش را با اطمینان طی میکند و اجازه میدهد برداشت خواننده هم در تجربهٔ آن سهم داشته باشد. «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» را بهخاطر لحن و فضای ویژهاش به یاد میسپارم، نه بهخاطر نتیجهگیریهای آماده.
July 31, 2026
راستش با «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» خیلی زود راه افتادم؛ نه عجله داشت، نه بیدلیل خودش را کش میداد. از خود عنوان «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» نمیشود با اطمینان دربارهٔ همهٔ جزئیاتش حرف زد، اما لحن و فضای اثر برایم از خط اصلی ماجرا مهمتر شد.
August 8, 2026
حالوهوای «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» کمی زمان میخواهد تا جا بیفتد، ولی بعدش راحت رهایت نمیکند. از روی عنوان «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» نمیشود دربارهٔ همهٔ جزئیاتش مطمئن بود، اما لحن و فضای اثر شخصیت خودش را دارد.
August 8, 2026
از روی عنوان «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» نمیشود دربارهٔ همهٔ جزئیاتش مطمئن بود، اما لحن و فضای اثر شخصیت خودش را دارد. خواندن «ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد» برایم فقط دنبالکردن ماجرا نبود؛ چند جایش واقعاً وادارم کرد مکث کنم.
January 17, 2026
کتاب حس خوبی بعد از خواندن منتقل میکند، این کتاب بسیار روان و خوشخوان بود، داستان کتاب جذاب و قابل دنبالکردن است.
January 17, 2026
ساختار کلی کتاب منسجم و حرفهای است، کتاب از نظر محتوایی غنی و قابل تأمل است، محتوای کتاب الهامبخش و تأثیرگذار است، لحن کتاب صمیمی و گیراست، کتاب حس خوبی بعد از خواندن منتقل میکند.
January 26, 2026
کتاب با روایت روان خود تأثیر مثبتی بر خواننده میگذارد.
February 12, 2026
درونمایه کتاب ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد فکربرانگیز است و نگاه تازهای ارائه میدهد. اثر از نظر ساختار کلی منسجم و خوشساخت به نظر میرسد. به نظرم این کتاب ارزش خواندن دارد.
March 27, 2026
درونمایه کتاب ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد فکربرانگیز است و نگاه تازهای ارائه میدهد. اثر از نظر ساختار کلی منسجم و خوشساخت به نظر میرسد. به نظرم این کتاب ارزش خواندن دارد.
March 27, 2026
در کتاب ادب با روایتی دقیق و پرداختی حسابشده روبهرو هستیم. ریتم پیشروی داستان متعادل است و خواننده را بدون خستگی همراه میکند. خواندن این کتاب تجربهای رضایتبخش و قابلتوصیه است.
April 15, 2026
کتاب ادب روایتی دقیق و قابلتأمل ارائه میدهد. زبان اثر ساده و در عین حال دقیق است. در مجموع اثری ارزشمند محسوب میشود.
June 27, 2026
از خوندن ادب مرد به ز دولت اوست تحرير شد واقعاً لذت بردم. ریتمش خوبه و تا آخر جذاب میمونه. من که پیشنهادش میکنم.
Displaying 1 - 30 of 44 reviews






























