این کتاب به این سؤال میپردازد که چگونه شر را درک و طبقهبندی کنیم، و سپس اینکه چگونه در روایات اولیة ایرانی با آن مقابله شده است. تحقیق در مورد زندگی جادوگران، بدکارهگان، جادوگران و افراد دیگری که تصور میشده شر در آنها رخنه کرده است، نکتة مهم این پژوهش است. هدف از ورد و دعاهای موبدان، رماندن این دسته از افراد است. اگرچه این موجودات «شر» جالبتر از موبدان بوده، اما نمیتوانند صحبت کنند. تنها از طریق افراد متنفر از آنها میتوان چیزی در مورد این موجودات کشف کرد.
بعد از مدتی مدید این کتاب به لطف جنگ، تعطیلات و نبود اینترنت تمام شد. همانطور که از اسم کتاب پیداست به مقولهی شر در ایران باستان و نمودهایش میپردازد. اینکه چه چیزهایی در ایران باستان شر بوده، چطور میشود دفع شر کرد و ارجاع به بخشهای مختلف یسنا و یشتها و وندیداد پیکرهی کلی کتاب را تشکیل میدهند. من این کتاب را دوست نداشتم به چند دلیل: ۱. ترجمه به نظرم روان نبود و بر سختخوانی کتاب افزوده بود. ۲. به نظر حوزه تخصص نویسنده اساطیر هند بود و مدام ایزدان ایران را با هند مقایسه میکرد که برای من که با این هدف کتاب را شروع نکرده بودم جذاب نبود. ۳. کتاب بیشتر شبیه رسالهای دانشگاهی بود تا روایتی جذاب و خوشخوان. اشتباهاتی هم در کتاب بود که نمیدانم از نویسنده بود یا مترجم.