با اینکه من هیچوقت در هیچ کلاس درسی شاگرد ابوالحسن نجفی نبودهام اما هیچوقت هم استادی برتر و بهتر از او نداشتهام. مرادم فقط فراگرفتن روش کتاب خواندن و حتی طرز تجزیه و تحلیل آدمها و نوشتهها نیست، آنکه جای دارد و بعداً در این نوشته به آن خواهم پرداخت: ابوالحسن نجفی با آموزش خود ذهن و نیروی آدمها را از عرصۀ اقتصاد (که هدف آن پول و ثروت است) و سیاست (که هدف آن مقام و قدرت است) بیرون میکشد و به عرصۀ فرهنگ میکشاند و این کار را با یک روش فرهنگی میکند نه با نصیحت خشک بیمایه که روش مکتبخانهها و دارالتأدیبها و ندامتگاههاست. نمونهای که در همان تابستان سال ۱۳۳۶ روی داد.
این درجه انصاف و اعتدالی که نجفی در حق دیگران روا میدارد و به دیگران نیز تعلیم میدهد فضایی در پیرامونش فراهم میآورد که همه در آن احساس آزادی میکنند و چون چنین است با صداقت با او روبهرو میشوند. دربرابر ابوالحسن نجفی همیشه آزادی بیان محفوظ است و همیشه میتوان صادق بود: اصراری ندارد برخلاف عقیدۀ خود با او سخن گوییم.
یکی از بهترین بهترین بهترین کتابهای گفتگوییه که تا به حال خونده م به این دلایل:
1. کسی که باهاشون گفت و گو میکنن خب یکی از مهمترین و بزرگ ترین چهره های فرهنگی و ادبی ایران طی حدوداً پنجاه سال گذشته س که از ادبیات و زبانشناسی گرفته تا نشر کتاب و ویرایش و پژوهش و آکادمی و مطبوعات، حرف برای گفتن داره و نقش فعال ایفا کرده. 2. کسایی که با ابوالحسن نجفی گفت و گو میکنن کسانی هستن که نجفی رو خوب میشناسن و موضوعی رو که ازش بحث میکنن خوب میشناسن؛ همه یا زبانشناس های درجۀ یک هستن یا ویراستاران و مترجمان مهم.
قبل از شروع اصل گفت و گو یادداشتی از امید طبیب زاده اومده که مختصات کلی گفت و گو رو روشن میکنه، و بعد هم مقاله ای از منوچهر بدیعی در وصف و شرح نجفی که هر دو خواندنی هستن. بعد میرسیم به خود گفت و گو که به چند بخش تقسیم شده: یک. خاطرات دو. ترجمه سه. ادبیات چهار. فرهنگ نگاری پنج. غلط ننویسیم شش. وزن شعر
بخش اول، یعنی خاطرات، بسیار خواندنیه و همونطور که از اسمش برمیاد خاطرات نجفی رو از کودکی تا جوانی و دانشگاه رفتن و خارج رفتن و دکتری زبانشناسی خوندن و بعد از روی ناچاری رها کردن و برگشتن و احداث نشر نیل و تدریس در دانشگاه و ... در بر میگیره. بخش دو، یعنی ترجمه، در مورد ترجمه های خود نجفی و دیگران و نظرات نجفی در مورد دیگرانه و مثلاً مخالفتش با شکسته نویسی و علتی که میاره (شکسته نویسی نوشتار رو برای فارسی زبانان غیر تهرانی و مثلاً افغان و تاجیک و غیره دشوار و گاهی نافهمیدنی میکنه) جالبه. اصولاً یکی از خصوصیات نجفی اینه که هیچ کدوم از نظراتش رو نمیشه بی حساب دونست و به راحتی رد کرد، و برای هر ایده ای که مطرح میکنه دلیل و دلایل دست کم قابل تأملی ارائه میده. این بخش برای هر آنکس که ترجمه کند جالبناک خواهد بود. بخش سه، یعنی ادبیات، اشاره میکنه با نشست و برخاست های نجفی با محافل ادبی اصفهان و نشریات اصفهانی و مثلاً در وصف بهرام صادقی و گلشیری و آل احمد و ساعدی گفتنی های جالبی داره، هرچند کوتاه و گذرا. بخش چهار، یعنی فرهنگ نویسی، در مورد کلیات نوشتن فرهنگ لغت و واژه نامه و بیشتر هم بحث در مورد فرهنگ فارسی عامیانه است که خب اینجا هم ایده های جالب و خواندنی ای ارائه میده برای مشتاقان مفهوم زبان یا «زبان آگاهان» به قول معروف. در بخش پنج، یعنی غلط ننویسیم، به بحث ویرایش و درست و غلط و کتاب غلط ننویسیم اشاره میکنه و نقدهایی رو که ازش شد برمیرسه و میگه کلی یادداشت آماده کرده که اگه فرصت بشه در چاپ های بعدی به کتاب اضافه میکنه (که متأسفانه نرسید و نشد) و دفاعیاتی ارائه میکنه که باز هم خواندنیه و اینجا در مورد استفاده از حروف لاتین برای نوشتن خط فارسی بحث میکنه و نظراتی ارائه میده (کم و بیش موافقه نجفی با این کار، هرچند ایرادهایی هم میگیره که وارده). در نهایت بخش شش، وزن شعر فارسی، شاید فنی ترین بخش گفت و گوئه و شاید برای هرکسی جالب نباشه و بیشتر کسانی که به شعر کلاسیک فارسی و وزن های شعر فارسی (البته نه فقط در قالب سرودن شعر، بلکه به صورت توجه ویژه به وزن و وصف و طبقه بندی اون) میتونه جالب باشه و مثلاً یه چیز باحالی که اینجا میگه اینه که شعر فارسی حدود 400 وزن داره در حالی که فرانسه حداکثر 10 وزن داره و عربی هم این تعداد رو در فارسی نداره و خب این میتونه توضیح بده علاقه و گرایش عمیق ایرانیان رو به شعر.
در کتاب گفتوگو با ابوالحسن نجفی، نجفی از تمام چیزهایی که او را به آنها میشناسیم صحبت میکند: ترجمه، غلط ننویسم، فرهنگنویسی، وزن شعر، ادبیات، و البته، جذابتر از همه، از خاطراتش!
کتابْ حاصل شش گفتوگو با نجفی، در فاصلۀ آذرماه ۱۳۸۲ تا شهریورماه ۱۳۸۳، است. امید طبیبزاده پای ثابت هر شش گفتوگو است و دیگرانی نیز، بهتناوب، او را همراهی میکنند.
خواندنیترین گفتوگو در میان این ششتا همانی است که نجفی در آن از خاطراتش میگوید، از کودکیاش در اصفهان، سالهای جوانی در تهران و تأسیس انتشارات نیل، دانشجویی در فرانسه، محفلهای روشنفکری در اصفهان و انتشار «جُنگ اصفهان» و... هرچند، خواننده حسرت میخورد که کاش این گفتوگو بلندتر بود، کاش مصاحبهکنندگان پی بعضی حرفهای نجفی را بیشتر میگرفتند و چیزهایی از این قبیل. همین کاستیها را در پنج گفتوگوی دیگر کتاب هم میشود دید.
سایر گفتوگوها، اگرچه به جذابیت خاطرات نیستند، همچنان خواندنیاند و بهشخصه در بحث نجفی و گفتوگوکنندگان دربارۀ فرهنگ عامیانۀ فارسی نکات جالبتوجهی آموختم.
بخشی که راستش برایم اهمیتی نداشت و چند صفحهای بیشتر از آن را نخواندم گفتوگو دربارۀ وزن شعر فارسی بود. این برایم همیشه دریغ بزرگی بوده که نجفی، این مترجم زبردست، سالهای زیادی از عمرش را، که میشد صرف ترجمهکردن شود، بر سر وزن شعر فارسی گذاشت. کاش این کارها را به اهل تخصصش میسپرد و درعوض چند عنوانی بیشتر ترجمه میکرد.
هیچ استعدادی در شعر ندارم به همین دلیل از فصل آخر کتاب که مفصل درباره وزن شعر حرف زدند هیچ نفهمیدم اما درباره الباقی کتاب میتوانم بگویم که درجه یک بود و نیز اقرار کنم که درباره زبان فارسی چقدر نمیدانم!
کتابْ حاصلِ گفتوگویی ست که چند تن از شاگردان نجفی با او انجام دادهاند. این گفتوگو چندی پیش در جشننامهٔ ابوالحسن نجفی منتشر شده بود، اما این بار، جداگانه، و به همراه یادداشتی از منوچهر بدیعی انتشار یافته است. نتیجهٔ نهایی، خواندنی از کار درآمده است. گفتوگو مسیرِ مشخص و هدفمندی را دنبال میکند، و این عدم شلختگی سبب شده متن بسیار جذاب و روان باشد. سه بخش اول گفتوگو که به خاطراتِ نجفی و مباحث پیرامون ادبیات و ترجمه میپردازد، به اندازهای درخشان بود که سخت میتوانستم از کتاب جدا شوم. دو بخش بعد متمرکز بر کتابهایِ «فرهنگ فارسی عامیانه» و «غلط ننویسیم» است و بحثها حول مسئلهٔ فرهنگنگاری و درست و غلط در زبان پیش میرود. بخشِ آخرِ گفتوگو که به وزن شعر فارسی پرداخته میشود، شاید تنها بخشی باشد که برای تمام خوانندگان جذاب نباشد؛ زیرا بحثهایِ صورت گرفته ممکن است خواننده ناآشنا را پس بزند. گفتوگو از نقطهٔ بسیار خوبی آغاز میشود و خاطرات نجفی خواننده را به دلِ تاریخِ معاصر میبرد و در این میان، تجربههای نجفی از اهالی ادبیات و شرایط اجتماعی آن سالها، بسیار خواندنی است. این شروعِ درخشان سبب ایجاد پیوندی صمیمی با خواننده میشود که تا پایان حفظ میشود.