Jump to ratings and reviews
Rate this book

درآمدی بر ادبیات‌شناسی

Rate this book
ویراست دوم کتاب ” درآمدی بر ادبیات‌شناسی” با چاپ اول آن (پژوهشگاه علوم انسانی، 1396) تفاوت‌های چشمگیری دارد. بسیاری از موضوعات از نو تحریریافته و یک‌صد و بیست صفحه بر ویراست نخست افزوده شده است. کل فصل سوم در آموزش ادبیات و نیز پیوند ادبیات و مطالعات ادبی با برخی رشته‌های علوم انسانی در فصل ششم از این افزوده‌هاست. فصل‌ها جابه‌جا شده تا ساختار کتاب انسجام بهتری به خود بگیرد. ویراست دوم تأکید ویژه‌ای دارد بر تعریف و تبیین مفاهیم کلیدی ادبیات‌شناسی مانند ادب، ادبیات و به‌ویژه ادبیت ( به عنوان سازۀ کانونی در مطالعات ادبی)، فرم، ساختار و مانند آن.

329 pages

Published January 1, 2021

1 person is currently reading
8 people want to read

About the author

محمود فتوحی

10 books19 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (100%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Mohammad Ranjbari.
267 reviews170 followers
July 25, 2022
ادبیات‌شناسی ، شاخه‌ای از پژوهش‌های ادبی است که هرگز نتوانسته به‌طور جدی و مستقل خود را معرفی کند. این رویکرد به برزخی میان چندین گرایش و شاخۀ دیگر مانند است. بحث‌های مربوط به ماهیت‌پژوهی ادبیات، نقد ادبی، کارکرد ادبی، رویکردهای فلسفیِ ادبیات، زیبایی‌شناسی {البته تا حدودی} هستی و هنر، عرصه را بر این شاخه تنگ کرده است. حقیقت تلخ این است که تمامی رویکردهای ذکر شده، وارداتی و غیر بومی هستند. شاید در سطح عمومی جامعه مشکلاتِ ناشی از این امر چندان نمود نداشته باشد، اما در سطح دانشگاهی، فقدان این تخصص و یا وارداتی بودن آن، مشکلات عدیده‌ای را باعث شده است.
تعریف ادبیات از نظر اساتید و دانشجویان، چیزی نیست جز: مهارت شکسته و بسته در خوانش مقبول متون، اندکی استعداد و البته نبوغ خدادادی در سرهم کردن و بافتن معانی کلمات و جملات و اشعار و در نتیجه متخصص شدن در این حیطه. بر این‌ها اضافه کنید: گرفتن نمرات متوسط و لبۀ پرتگاهی با اصلِ اصرار الی‌النهایه برای کاهش حجم مطالب {نمونه‌های متعددی چون: حاتم‌بخشی اساتید، معجزات و کرامات پایانی استاد برای اثبات خوبی خود، عقب‌نشینی اساتید در مواجهه با بهانۀ خوانش مجازی و امتحان حضوری در دو سه سال اخیر، تعطیلات رسمی و غیر رسمی در حضوری و مجازی و عدم تخصیص جلسات جبرانی برای دروس، تنبلی اساتید و دانشجویان در تدریس تمامی محتوای منابع، نوعی توافق ضمنی و نهفته بین دانشجویان و اساتید مبنی بر اینکه دورۀ تجدید و مردود کردن دانشجو در دروس عمومی از جمله فارسی دیگر گذشته است!} و مشخص‌سازی و کددهی و تسهیل هر چه بیشتر دروس برای آسایش روح و روان دانشجویان و همچنین دایرۀ آموزش دانشگاه در این اوضاع نابه‌سامان گرانی و تورم و مخارج و اپیدمی و ...
مصلحت‌اندیشی‌های این چنین درس فارسی را به خاک سیاه نشانده و آن را به حیاط خلوت دانشجو برای فرار از سختی‌های دروس تخصصی تبدیل کرده است. نهایتِ تجهیزِ یک دانشجو در این درس، در ذهن داشتن چند بیت با حفظ غلط و آشفتگی وزنی و همچنین اِشراف بر معنای چند لغتِ کهن و ادبی آن هم بر اساس اصل تشابه و تمسخر و از باب مزاح و کاربرد در جملاتِ پوچ روزانه برای خطابِ احباب.

چند نمونه از تجربیات شخصی بنده در تدریس یک ترم فارسی عمومی در مقطع کارشناسی:

حدود نود درصد دانشجویان ادبیات را فقط شعر می‌دانستند. {محدودسازی ادبیات به سلطۀ نظم و وزن و قافیه و ...)
عدم انس و آشنایی با مفهوم، ماهیت و کارکرد و کاربرد ادبیات و به ویژه ادبیات معاصر و آشنایی اندک از ادبیات کلاسیک با ذهنیتی کاملاً کنکورخوانی شده.
پیامبرتراشی‌ در حیطۀ ادبیات (فردوسی، خیام، سعدی، مولوی، حافظ) و بی‌اطلاعیِ چشمگیر و نگران‌کننده از مابقی چهره‌ها. {حالا بماند که چند درصدِ دانشجویان سعدی را «سعیدی» خوانش کردند!}
ارائه و سمینار بیش از نصف دانشجویان از نتایج دو صفحۀ اول گوگل بود. (در هر موضوعی بدون استثناء)
جهت‌دهی‌های غرض‌ورزانه شبکه‌های مجازی {اینستاگرام و به‌ویژه تلگرام}منجر به شکل‌گیری ذهنیت‌های رادیکال به این مسائل شده و راه گفتگو را کاملاً بسته بود: زبان ملی و رسمی و زبان مادری، حملات تعصبانۀ قومی به شاهنامه، سیاست‌زدگی افراطی ادبیات، فایده و کاربرد ادبیات در زندگی امروزه، عجیب و غیر ضروری جلوه دادن شاخۀ ادبیات عرفانی در نظر دانشجویان، چرایی حفظ یک‌دسته لغات و ترکیبات مربوط به گذشته و مستعمل و مرده. شعر دانستن هر نوع دلنوشته و نثری که آمیخته با مدیا بوده و از جانب چهره‌های مطرح ارائه شده باشد. (فاجعۀ شعرپنداری هر متن و شاعرپنداری آحاد مردم به دست قالب «شعر سپید»)
جولان و برتری افسارگسیختۀ تمام فیلم‌های اقتباسی از خود کتاب‌ها و رمان‌ها در ذهنیت مخاطبان.
عدم توانایی 50 درصد دانشجویان در خلق یک تشبیه و استعاره و کنایه در خاطره‌نویسی‌ها.
در عین آگاهی و اشراف و اطلاع از ضعف‌های خویش، فرافکنی و افکندن وضعیت نابه‌سامان ادبیات و املا و نگارش بر گردن غیر ِمن و جامعه و زندگی و دانشگاه و اساتید و خود کتب.
و ...

کتاب درآمدی بر ادبیات‌شناسی، بررسی‌ چندجانبه‌ای از این مشکلات است. نویسنده به‌درستی و با رعایت ترتیب، ابتدا تعریفی درست از ادبیات داده و سپس تمرکز خود را بر چهارچوب آموزش ادبیات می‌گذارد. ارائۀ داده‌های آماری، بررسی تاریخی، ذکر موردی، تفکیک و تشریح مطالب را، از نکات مثبت این کتاب می‌توان شمرد. بخش پایانی کتاب با عنوان «رشتۀ زبان و ادبیات فارسی در ترازوی نقد» مهم‌ترین بحثی‌ست که توجه به آن از ضرورت‌های ادبیات‌پژوهی در دورۀ معاصر و در حیطۀ آموزش و پرورش است. به نظر بنده، همۀ معلمان و اساتید ادبیات‌خوانده باید متوجه این کتاب و مطالب آن باشند.
نمونه‌ای از اشتباهات محاسباتی در تدوین رشتۀ زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه:
تلاش برای یکپارچه‌سازی ذوق زیبایی‌شناسی در خوانش و تفسیر ادبی.
بازتولید مشهورات تاریخ ادبی (گاه نادرست) در آموزش و پژوهش ادبیات.
کاربست روش‌ها والگوهای کلیشه‌ای و تکراری در تحقیقات.
شیفتگی محقق به موضوع تحقیق و هواداری و تمجید مبالغه‌آمیز از موضوع.
توسل به مرجعیت مشاهیر و استناد به اقتدار «بسیار دانان» رشتۀ ادبیات.
فروکاستن مکتب‌ها و نظریه‌های ادبی دیگر ملل از طریق استناد ساده‌انگارانه با گزاره‌های کلی در متون فارسی گذشته.
و ... (ص 306)

توصیه به خوانندگان کتاب این‌که حتما ویراست دوم را مطالعه کنید چرا که تغییرات بنیادینی با ویراست اول داشته و سیر مطالب نیز منطقی‌تر شده است.

1401/04/03
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.