What do you think?


برادوی: نمایش مضحک زندگی
هیچ موضوعی هیچوقت شبیه به آنچه انتظارش را میکشیدیم نیست. هیچ اتفاقی آنطور که پیشبینیاش کرده بودیم نمیافتد. نتیجه همیشه با آنچه پیشبینی کردهایم چندین سال نوری فاصله دارد. همۀ ما در یک کمدی موزیکال شب عید هستیم؛ در یک تئاتر نسبتاً ناموفق و نسبتاً غیرحرفهای در یکی از سالنهای برادوی.» این، زندگی اَکسلِ چهلوششساله است؛ همینقدر پوچ و نامفهوم. از زمانی که نامۀ مرکز غربالگری سرطان رودۀ بزرگ به دستش میرسد سنگینی گذر عمر را بیشتر بر دوشش احساس میکند. مشکلاتی که پسرش در دبیرستان به وجود آورده و تلاشش برای برقراری رابطهای صمیمی با دختر و همسرش هم صرفاً گوشهای از همین ابهامات و پوچیهاست. روزها در خیابان راه میرود، فکر میکند، با خودش سر رها کردن همهچیز و همهکس کلنجار میرود، درحالیکه فقط یک اندیشه بر ذهنش سایه افکنده: زندگی یک تئاتر موزیکال نیست...! نظر منتقد مجلۀ فرانس کولتوقه درمورد کتاب: «فابریس کارو بر روی کاغذ یک نویسندۀ طناز بهشمار میرود که دائماً در میان لحنهای مختلف در گردش است. او در میانۀ ابزورد و مالیخولیا، از جوهرۀ زندگی روزمره استفاده کرده تا سوءعملکردهای آن را به تصویر بکشد. در میانۀ طنز دیوانهوار او نقد اجتماعی مهمی در جریان است.
168 pages, Paperback
Published January 1, 2022
About the author
Fabrice Caro
12 books101 followersFabcaro, pseudonyme de Fabrice Caro, est né à Montpellier en 1973. Suite à des études scientifiques, il se dirige d'abord vers le professorat puis entreprend une carrière de dessinateur/scénariste à partir de 1996 en travaillant pour diverses revues de bandes dessinés (notamment FLBLB en 2003-2004, Psikopat, Jade entre 2006 et 2013, Tchô !, L'Écho des savanes, Zoo, CQFD...), la presse et l'illustration de livres. À partir de 2005, il participe au travail de différents collectifs, en particulier ceux de 6 Pieds sous terre et La Cafetière. Il écrit en 2006 Figurec, qui fait l'objet d'une adaptation en bande par Christian De Metter l'année suivante1,2.
Le succès arrive en 2015 avec Zaï zaï zaï zaï, bande dessinée qui, d'après Télérama, réussit à doser « critique sociale et éclats de rire »3. En 2018 paraît une autre œuvre mélangeant humour absurde et satire sociale : Moins qu'hier (plus que demain) ; elle reçoit un accueil critique favorable.
En parallèle de sa carrière dans la bande dessinée, Fabcaro est également musicien, auteur-compositeur et chanteur. Il est à l'origine en 1994 du groupe de rock Hari Om et réalise en 1999 un album en solo Les Amants de la rue Sinistrose1puis en 2014 Shhherpa.
Le succès arrive en 2015 avec Zaï zaï zaï zaï, bande dessinée qui, d'après Télérama, réussit à doser « critique sociale et éclats de rire »3. En 2018 paraît une autre œuvre mélangeant humour absurde et satire sociale : Moins qu'hier (plus que demain) ; elle reçoit un accueil critique favorable.
En parallèle de sa carrière dans la bande dessinée, Fabcaro est également musicien, auteur-compositeur et chanteur. Il est à l'origine en 1994 du groupe de rock Hari Om et réalise en 1999 un album en solo Les Amants de la rue Sinistrose1puis en 2014 Shhherpa.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 145 reviews
August 22, 2023
به محض اینکه کتاب تموم شد دلم گرفت؛ چون دیگه هیچ صفحهای نبود که راوی کتاب از خودش و عقایدش بگه و با اون تحلیلهای مسخرهش خندهم رو دربیاره :`((
میخوام مدال طلای بامزهترین راوی اورثینکر و جمعگریز و تحلیلگر مسائل روز رو تقدیم اکسل 46 ساله، راوی این کتاب کنم.
داستان از جایی شروع میشه که راوی به خاطر نقاشی خاکبرسری پسر 14 سالهش به مدرسه احضار شده و از اونجایی که مشکل برقراری ارتباط و جمعگریزی داره نمیدونه چی بگه و چی کنه. بعد حوادث دیگهای رخ میده که سیر داستان رو هی بامزهتر و بامزهتر میکنه
نویسندهی این کتاب واقعا سواد خوبی درباره سینما، ادبیات و حتی مفاهیم اسطورهای داره و خیلی جاها از این دانش تو کتابش استفاده کرده. و اینکه به شدت آدم بامزهایه؛ یعنی از یه چیزهایی خنده میگیره که شاید اصلا خندهدار به نظر نیان ولی تو نوع خودشون جدید و جالبه😁
ژانر کتاب طنزه (شاید تا حدودی کمدی دارک) و داستان از زبان کسی بیان میشه که جمعگریز و درونگرا ست و همش با خودش فکر میکنه و چرت و پرتهای بامزه میگه.
کتاب از دو سال قبل تو چاپ اول مونده و همچنان قیمتش 49 تومنه. پس با این قیمت و موضوع جذاب به خودتون لطف کنید و این کتاب بامزه رو بخونید تا حال و هواتون عوض بشه
پ. ن: ترجمه کتاب هم خیلی خوب بود و مترجم به خوبی تونسته بود ظرافتهای متن رو دربیاره تا طنز کتاب حفظ بشه 👌
میخوام مدال طلای بامزهترین راوی اورثینکر و جمعگریز و تحلیلگر مسائل روز رو تقدیم اکسل 46 ساله، راوی این کتاب کنم.
داستان از جایی شروع میشه که راوی به خاطر نقاشی خاکبرسری پسر 14 سالهش به مدرسه احضار شده و از اونجایی که مشکل برقراری ارتباط و جمعگریزی داره نمیدونه چی بگه و چی کنه. بعد حوادث دیگهای رخ میده که سیر داستان رو هی بامزهتر و بامزهتر میکنه
نویسندهی این کتاب واقعا سواد خوبی درباره سینما، ادبیات و حتی مفاهیم اسطورهای داره و خیلی جاها از این دانش تو کتابش استفاده کرده. و اینکه به شدت آدم بامزهایه؛ یعنی از یه چیزهایی خنده میگیره که شاید اصلا خندهدار به نظر نیان ولی تو نوع خودشون جدید و جالبه😁
ژانر کتاب طنزه (شاید تا حدودی کمدی دارک) و داستان از زبان کسی بیان میشه که جمعگریز و درونگرا ست و همش با خودش فکر میکنه و چرت و پرتهای بامزه میگه.
کتاب از دو سال قبل تو چاپ اول مونده و همچنان قیمتش 49 تومنه. پس با این قیمت و موضوع جذاب به خودتون لطف کنید و این کتاب بامزه رو بخونید تا حال و هواتون عوض بشه
پ. ن: ترجمه کتاب هم خیلی خوب بود و مترجم به خوبی تونسته بود ظرافتهای متن رو دربیاره تا طنز کتاب حفظ بشه 👌
December 8, 2024
3.5/5
آخراشو دوست نداشتم و به نظرم میتونست خیییلی بهتر باشه.
اما چون با بقیه ش خیلی خندیدم، به بالا رند میکنم.
بخونید؛ با هر سن و سال و جنسیتی.
آخراشو دوست نداشتم و به نظرم میتونست خیییلی بهتر باشه.
اما چون با بقیه ش خیلی خندیدم، به بالا رند میکنم.
بخونید؛ با هر سن و سال و جنسیتی.
March 20, 2025
آشغال ترین کتاب امسال
خیلی سعی کرد خنده دار باشه ولی موفق نشد.
خیلی سعی کرد خنده دار باشه ولی موفق نشد.
September 1, 2020
Très attendu après "Le discours" que j’avais trouvé excellent, "Broadway" transpire plutôt la déception. Le troisième roman de Fabrice Caro présente Axel, un quadragénaire de 46 ans, que l’arrivée prématurée d’un courrier postal pour le dépistage du cancer colorectal va déboussoler. La vie d’Axel ressemble à la vie d’un Français moyen : il est marié et père de deux adolescents, il vit dans un pavillon de banlieue, exerce un emploi routinier et est travaillé par la quarantaine. Hypocondriaque et désabusé, il a l’impression de subir une vie qu’il n’a pas choisie. Il ne comprend pas son rôle de père, fantasme des aventures amoureuses, ne supporte pas son voisin et renâcle à partir en vacances à Biarritz avec des amis pour faire du paddle. Pour échapper à ses obligations matérielles, il s’imagine Argentin vivant à Buenos Aires et supportant le club de football de Boca Juniors. Ça partait plutôt bien avec un parallèle tout en nuance de bleu entre une lettre d’amour et celle du dépistage du cancer colorectal. Mais, très vite, je n’ai pas retrouvé dans le monologue intérieur d’Axel la jubilation de celui d’Adrien dans "Le discours". Ce n’est pas mal écrit, c’est drôle par moment, Axel est un paumé attachant dont les péripéties nous semblent étrangement familières. Le récit de sa vie désenchantée, de sa mélancolie et de l’absurdité de ses relations sociales m’a intéressé. Mais j’ai eu l’impression de lire plus une suite de sketchs qu’un roman. Il n’y a ni unité de lieu, ni unité de temps, ni idée directrice convaincante contrairement au "discours" qui rendait le flux de conscience d’Adrien si vivant. Les fils rouges de "Broadway" (dépistage du cancer, paddle en vacances, dessin pornographique du fils et relation fantasmée avec sa professeur, chagrin d’amour de la fille...) sont trop nombreux, manquent de consistance et finissent par lasser (quoique le paddle, j’ai bien aimé). Sans manquer d’ironie, je dirais que "Broadway" manque de souffle. C’est dommage mais je continuerai de soutenir Fabrice Caro et de lui témoigner ma confiance.
April 1, 2023
پس از مدتها یه کتاب عالی خوندم.
کتاب از زبان مرد چهل و چند سالهای به نام اکسل در آرژانتین روایت میشه. اکسل در موقعیتی قرار داره که این موقعیت رو دوست نداره اما برای خروج از این موقعیت کاری نمیکنه و از زاویه دید خودش به مسائل میپردازه. زاویه دیدی که خیلی پوچ هستش و خیلی چیزا براش بی معنا و بی ارزشه و این زاویه دید شبیه خیلی از آدمای اطرافش نیست و این موضوع در برقراری ارتباط با بقیه اذیتش میکنه ولی این اذیت شدن رو بروز نمیده و معمولا ازش فرار میکنه و همین تضادها رو به طنز بیان میکنه. با طنزش میخندی خیلی هم میخندی ولی اگه ازت بپرسن چرا میخندی شاید توضیحش سخت باشه و همینطور که من الان دارم میگم این کتاب خیلی خوبه ولی توضیح اینکه چرا خوبه سخته. در کل خیلی همذات پنداری کردم باهاش.
کتاب از زبان مرد چهل و چند سالهای به نام اکسل در آرژانتین روایت میشه. اکسل در موقعیتی قرار داره که این موقعیت رو دوست نداره اما برای خروج از این موقعیت کاری نمیکنه و از زاویه دید خودش به مسائل میپردازه. زاویه دیدی که خیلی پوچ هستش و خیلی چیزا براش بی معنا و بی ارزشه و این زاویه دید شبیه خیلی از آدمای اطرافش نیست و این موضوع در برقراری ارتباط با بقیه اذیتش میکنه ولی این اذیت شدن رو بروز نمیده و معمولا ازش فرار میکنه و همین تضادها رو به طنز بیان میکنه. با طنزش میخندی خیلی هم میخندی ولی اگه ازت بپرسن چرا میخندی شاید توضیحش سخت باشه و همینطور که من الان دارم میگم این کتاب خیلی خوبه ولی توضیح اینکه چرا خوبه سخته. در کل خیلی همذات پنداری کردم باهاش.
July 10, 2023
J'ai rarement été aussi agacée par un personnage fictif. Mais peut-être que c'est ça qui rend le livre intéressant pour certains.
July 12, 2022
بالاخره یه کتاب طنز خوب! «برادوی؛ صحنهی مضحک زندگی» اثر فابریس کارو، اسمی که به لیست کوتاهِ طنزنویسای مورد علاقهام اضافه شد. راوی این داستان، اکسل، مردی چهلوشش ساله، خسته (یا حداقل ملالزده) از همسرش و گیر افتاده در مسئولیت سخت پدر بودنه. اکسل شخصیتیه مذبذب که جسارت ایجاد تغییر رو نداره، حرفهای دلش رو قورت میده، جمعگریزه و البته دچار وسواس فکری هم هست. او چهار سال پیش از موعد، از طریق نامهای با پنجاهسالگی خودش مواجه میشه و با وسواس زیاد میخواد بفهمه آیا این یه نشونهس یا یه اشتباه. (بیشتر نمیگم که ماجرا لو نره). اما امتیاز بزرگ این کتاب طنز (لااقل برای من) اینه که میشه باهاش خندید، و به نظر من خندهای که کارو میگیره بیش از میانگین خندهی جستارهای دیوید سداریسه. کارو در «برادوی» میزان طنز و جد و خنده و تفکر رو جوری کنار هم چیده که داستانش هم بتونه بخندونه و مفرح باشه، هم شخصیت روایت محفوظ بمونه. عباس عبدالملکی این کتاب رو از فرانسوی به فارسی برگردونده که ترجمة روان و همواری هم هست. حالا از بین جملات و بخشهای کتاب که دوستشون داشتم، این برش رو اینجا میارم، جایی که همسرش و همسایهها میخوان اکسل رو به سفری تفریحی ببرن که اصلا دوست نداره بره:
حالا من باید حرفی بزنم، قیافهای نگران به خود بگیرم، یک لحظه فکر کنم و بگویم «مممم، صبر کن صبر کن، چی؟ پنجم تا یازدهم؟» موبایلم را از جیبم درآورم، مثلاً به تقویم نگاه کنم، لبم را گاز بگیرم و بعد هم تکگویی بلندی کنم؛ مانند تکگوییهای تراژدیهای شکسپیر. به جای این کارها لبخندی میزنم و تأیید میکنم که عالی است. و دنی «بله»ای میگوید که به نظر میرسد صدای آدم جوانی باشد؛ بلهای که فورا مرا پیر میکند، و من این «عالی است» را، که گند زده به کل وجودم و برخلاف میل باطنیام به زبان میآورم و نمیتوانم کنترلش کنم، نفرین میکنم. بهمحض اینکه وضعیتی بر من تحمیل میشود که آن را دوست ندارم، میگویم عالی است؛ به آرایشگرم که موهایم را خیلی کوتاه کرد، به مادرم که دمپای شلوارم را پنج سانتیکتر تا زد، به نان باگت سوخته و به هلن که به من میگوید «میشه دوست بمونیم؟» به همه میگویم «عالی است.» نوشتهی سنگ قبرم دیگر آماده است: عالی بود.
حالا من باید حرفی بزنم، قیافهای نگران به خود بگیرم، یک لحظه فکر کنم و بگویم «مممم، صبر کن صبر کن، چی؟ پنجم تا یازدهم؟» موبایلم را از جیبم درآورم، مثلاً به تقویم نگاه کنم، لبم را گاز بگیرم و بعد هم تکگویی بلندی کنم؛ مانند تکگوییهای تراژدیهای شکسپیر. به جای این کارها لبخندی میزنم و تأیید میکنم که عالی است. و دنی «بله»ای میگوید که به نظر میرسد صدای آدم جوانی باشد؛ بلهای که فورا مرا پیر میکند، و من این «عالی است» را، که گند زده به کل وجودم و برخلاف میل باطنیام به زبان میآورم و نمیتوانم کنترلش کنم، نفرین میکنم. بهمحض اینکه وضعیتی بر من تحمیل میشود که آن را دوست ندارم، میگویم عالی است؛ به آرایشگرم که موهایم را خیلی کوتاه کرد، به مادرم که دمپای شلوارم را پنج سانتیکتر تا زد، به نان باگت سوخته و به هلن که به من میگوید «میشه دوست بمونیم؟» به همه میگویم «عالی است.» نوشتهی سنگ قبرم دیگر آماده است: عالی بود.
March 10, 2021
Je suis fan de fabcaro en tant qu'auteur de bd, on est originaire de la même ville, premier roman que je lis de lui et j'ai été un peu déçu. Oui c'est marrant, oui y'a des belles digressions. Mais y'a pas d'histoire vraiment et certains chapitres sont malaisant et j'aime pas trop ressentir ça. Mais c'est quand même bien, mais pas fou.
August 8, 2020
Un bon Fabrice Caro que j'ai de (très loin) préféré au Discours. L'auteur a enfin trouvé son style, son rythme et arrive à doser son humour à la perfection !
June 28, 2022
Au début c’est intriguant et drôle mais très vite la lecture devient de moins en moins intéressante. On ne comprend pas ou le narrateur veut en venir. C’est long mal écrit et d’un ennui !
August 24, 2022
Attention. Ce livre ne parle pas de comédies musicales. Mais c’est très drôle.
January 31, 2021
Ce roman est hilarant. Il tape en plein dans nos névroses!
June 15, 2022
.
این شاید بهترین فلسفهی زندگی باشد که باید خود را با آن وفق داد؛وقتی به چیزی امید نبندی درجا به خواستهات میرسی؛یعنی به هیچ چیز نمیرسی.]
این کتاب آخرین رمان کارو هست که منتشرشده. فکر میکنم این اولین کتاب چاپ شده توی ایران از کارو باشه.
درون مایه اصلی برادوی طنزه،شخصی به اسم اکسل براش نامه ای ارسال میشه تحت عنوان غربالگری سرطان روده بزرگ،کم کم ترس برش میداره و آدم هارو که میبینه دلش میخواد راجع به این نامه باهاشون حرف بزنه ولی نمیتونه،هرکسی رو که توی خیابون میبینه با خودش میگه آدم ها به دو دسته تقسیم میشن اونایی که این نامه رو دریافت کردن و اون هایی که این نامه به دستشون نرسیده،اکسل وحشت میکنه.
توی ذهن خودش خیلی با خودش حرف میزنه اتفاق هایی که میفته رو آنالیز میکنه نظرش رو راجع به مسائل میگه،و دیدگاه های خاصی داره،اکسل زندگی غم انگیزی داره حتی توی جمع هم احساس تنهایی میکنه و در واقع هیچ چیز براش ارزش خاصی نداره انگار به پوچی رسیده.
از نشر خوب باید کتاب های بیشتری بخونم،برخورد تمدنها سر آسانسوری در پیاتزا ویتوریو برای من جایگاه ویژه ای داره.چقدر کتاب های نخونده زیادن:))
.
جزئیاتِ #کتاب :
#برادوی:نمایش_مضحک_زندگی
#ادبیات_فرانسه
نویسنده : #فابریس_کارو
ترجمه : #عباس عبدالملکی
#انتشارات_خوب
۱۶۶صفحه
۲۲ خرداد
این شاید بهترین فلسفهی زندگی باشد که باید خود را با آن وفق داد؛وقتی به چیزی امید نبندی درجا به خواستهات میرسی؛یعنی به هیچ چیز نمیرسی.]
این کتاب آخرین رمان کارو هست که منتشرشده. فکر میکنم این اولین کتاب چاپ شده توی ایران از کارو باشه.
درون مایه اصلی برادوی طنزه،شخصی به اسم اکسل براش نامه ای ارسال میشه تحت عنوان غربالگری سرطان روده بزرگ،کم کم ترس برش میداره و آدم هارو که میبینه دلش میخواد راجع به این نامه باهاشون حرف بزنه ولی نمیتونه،هرکسی رو که توی خیابون میبینه با خودش میگه آدم ها به دو دسته تقسیم میشن اونایی که این نامه رو دریافت کردن و اون هایی که این نامه به دستشون نرسیده،اکسل وحشت میکنه.
توی ذهن خودش خیلی با خودش حرف میزنه اتفاق هایی که میفته رو آنالیز میکنه نظرش رو راجع به مسائل میگه،و دیدگاه های خاصی داره،اکسل زندگی غم انگیزی داره حتی توی جمع هم احساس تنهایی میکنه و در واقع هیچ چیز براش ارزش خاصی نداره انگار به پوچی رسیده.
از نشر خوب باید کتاب های بیشتری بخونم،برخورد تمدنها سر آسانسوری در پیاتزا ویتوریو برای من جایگاه ویژه ای داره.چقدر کتاب های نخونده زیادن:))
.
جزئیاتِ #کتاب :
#برادوی:نمایش_مضحک_زندگی
#ادبیات_فرانسه
نویسنده : #فابریس_کارو
ترجمه : #عباس عبدالملکی
#انتشارات_خوب
۱۶۶صفحه
۲۲ خرداد
April 4, 2024
Fabrice Caro signe un très bon texte, qui manie l’humour avec brio et le dissémine très intelligemment au fil des chapitres. J’avais l’impression à la lecture de suivre un acrobate jongler avec une bonne vingtaine de balles - dans cette analogie, les balles sont des blagues - et d’être toujours impressionné quand il arrive à en associer deux très éloignées, d’en voir réapparaître une que j’avais oubliée, etc.
Le style, qui prend la forme d’un flux interrompu de pensée, frôle parfois avec la lourdeur, risque évité par la brièveté des chapitres et parce que c’est drôle tout simplement.
J’aurais aimé trouver une fin peut-être plus cathartique à ce portrait parodique d’un névrosé paralysé dans sa vie.
Le style, qui prend la forme d’un flux interrompu de pensée, frôle parfois avec la lourdeur, risque évité par la brièveté des chapitres et parce que c’est drôle tout simplement.
J’aurais aimé trouver une fin peut-être plus cathartique à ce portrait parodique d’un névrosé paralysé dans sa vie.
October 8, 2020
Première lecture qui m'enthousiasme vraiment cette année.
Être drôle c'est pas facile, mais qu'est-ce qu'il est doué pour ça Fabrice Caro !
J'ai franchement ri à voix haute sur bien des passages, obligée d'expliquer à mes proches "non, mais c'est l'histoire d'un type qui a reçu par erreur une enveloppe pour le dépistage du cancer colorectal, donc je ris"...
Être drôle c'est pas facile, mais qu'est-ce qu'il est doué pour ça Fabrice Caro !
J'ai franchement ri à voix haute sur bien des passages, obligée d'expliquer à mes proches "non, mais c'est l'histoire d'un type qui a reçu par erreur une enveloppe pour le dépistage du cancer colorectal, donc je ris"...
April 12, 2024
Vraiment pas ouf. Et pas du tout jubilatoire.
Juste les déblaterations interieures d'un homme médiocre. Pas très intéressant.
Juste les déblaterations interieures d'un homme médiocre. Pas très intéressant.
January 7, 2026
La fin est un peu (beaucoup) plate et c'est à lire par petites touches parce que c'est un peu indigeste si on essaie de tout lire d'une traite, mais c'est drôle ! :)
September 10, 2022
Fabrice Caro est un génie. Les situations du quotidien deviennent effrayantes autant qu’hilarantes ! Un Desperate Housewives français, où les voisins n’apportent pas de paniers de muffins mais promettent des apéritifs pimentés d’ennui (oui c’est possible avec cet auteur).
May 13, 2026
Acheté lors d'une tournée ressourcerie.
Dans la catégorie Fabcaro, Et si l'amour c'était aimer a placé la barre bien haute, peut-être que rien ne me fera plus rire autant que cette BD, je suis désolée pour l'auteur. C'est pas que je n'ai pas trouvé ça drôle, que je n'ai pas lu avec plaisir cette histoire loufoque à l'humour décalé qui me correspond bien, mais j'en attends toujours plus, même si je sais que ce n'est pas juste.
Dans la catégorie Fabcaro, Et si l'amour c'était aimer a placé la barre bien haute, peut-être que rien ne me fera plus rire autant que cette BD, je suis désolée pour l'auteur. C'est pas que je n'ai pas trouvé ça drôle, que je n'ai pas lu avec plaisir cette histoire loufoque à l'humour décalé qui me correspond bien, mais j'en attends toujours plus, même si je sais que ce n'est pas juste.
April 27, 2021
Toujours aussi réjouissant !
May 8, 2022
Beaucoup de références en commun avec cet auteur, normal, on est presque de la même génération.
Livre léger, sympathique et drôle. Pas au point d'être hilarant mais amusant quand même.
Livre léger, sympathique et drôle. Pas au point d'être hilarant mais amusant quand même.
April 18, 2024
من از خواندن این کتاب بسیار لذت بردم. طنز کتاب واقعا ناب بود. بارها قهقهه زدم و البته در قسمتهای مختلف با راوی همزادپنداری کردم. ترجمه هم بسیار روان و خوب بود.
November 28, 2024
Apres la lecture du "Discours" du même auteur je me suis precipité sur Broadway. L'histoire est tres similaire (même sorte de personnage avec les mêmes travers), et les blagues aussi, dommage. Mais en même temps cet humour marche sur moi et j'adore. Peut etre juste espacer les lectures de cet auteur la prochaine fois, pour avoir le plaisir de re-découvrir lson humour et ses personnages decalés.
September 4, 2022
Je suis d'accord avec le bandeau du livre, ce roman est jubilatoire.
Ce n'est vraiment pas fréquent, mais il m'a bien fait rire, rien que pour ça je lui donne 4 étoiles !
Ce n'est vraiment pas fréquent, mais il m'a bien fait rire, rien que pour ça je lui donne 4 étoiles !
August 16, 2026
Globalement très nul…
Read
August 1, 2025J'ai compris que je n'étais pas la cible page 1 mais j'ai décidé de persévérer et je regrette complet. Il n'y a rien de drôle à lire l'histoire (si tant est qu'il y ait une histoire) d'un type qui s'en fout de sa femme, fuit son rôle de père, méprise son entourage et stalke la professeure de son fils. Malaise.
This entire review has been hidden because of spoilers.
August 15, 2026
3.2 stars🌟
June 28, 2024
Argh 3,5 plutôt. Il est rigolo j’ai pouffé du nez
Read
June 19, 2023Absurde et très drôle. Du 100% FabCaro.
Displaying 1 - 30 of 145 reviews





























