نویسنده در كتاب حاضر برخی از آثار "سید محمدعلی جمالزاده" را تحلیل و بعضی از نوشتههای او را از بعد ادبی و سیاسی بررسی كرده است. كتاب به مباحثی چون، شرح حال و مبارزات سید محمدعلی جمالزاده و انقلاب، نامهها و مكاتبات و... اختصاص دارد. نویسنده در بخشی از كتاب به دیدگاه جمالزاده در باب انقلاب.... اسلامی پرداخته و به نقل از وی خاطرنشان میسازد كه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)ن آرزوی دیرینهی ایران را برآورده است. در واقع، به عقیدهی نویسنده، سید محمدعلی جمالزاده به طرح مسائل سیاسی، بسیار رغبت نشان میداد و از حضرت امام خمینی (ره) با احترام بسیار یاد میكرد.
مرتضی کربلاییلو، نویسنده متولد ۱۳۵۶. در داستانهایش، هنرمندانه و ظریف، موقعیتی به ظاهر عادی را موشکافانه تصویر میکند تا رعبآور و خاص بودن آنچه بارها و بارها از کنارش گذر شده است طی کشفی دلهرهآور عیان شود. کتاب من مجردم، خانم در بیست و دومین دورۀ کتاب سال شایستۀ تشویق شناخته شد.
نمیدانم چرا چهار ستاره دادهام، با اینکه میباید سه تا ستاره بدهم. شاید برای اینکه در قحطیِ قصه، این کتاب قصهگوی خوبی بود و با اینکه در آخر خواننده نمیداند هنوز که مفید آقا چه کرد و ماجرایاش چه بود باز هم چیزهایی خواند که ازشان حظ بُرد. کتاب دو راوی دارد، دو برادر که هر کدام در پِی چیزی هستند. یکی میخواهد از زنبابایاش انتقام بگیرد و یکی به گناهِ زنایی که برادرش انجام داده چلهنشینی میکند. گمانم آن چهار ستاره به زبانِ کتاب تعلق بگیرد و به آن توصیفها و فضاسازیهایی که تازهاند و آدم را در همان مکان و در همان احوالی قرار میدهند که راوی بوده و احساس کرده.
تجربهی تازهای بود. امیرخانی را بگیرید، بیندازید کنار دولتآبادی، بعد هرکدامشان را چند ده سال جوانتر کنید، امیرخانی را کمتر دی: حاصل میشود چیزی که در این کتاب شاهدش بودیم. ترکیب مطبوعی است اما خوب جا نیفتاده. و خب حق میدهم. کتاب مال سال 88 است و نویسنده هنوز چهلسالگی را ندیده بوده اما بااینحال کتاب قابل توجهی است. اگر همین روند خواندن و پیامهایی که روی کتاب میدادم را دنبال کرده باشید فراز و فرود نثر را میبینید و از صفحهی نودی که آخرین بار بهروزش کردم، جدا نثر بهتر شد و یکدستتر. دوستش دارم چون به من ابعاد دیگری از زبان را نشان داد و این روزها کتابهایی که از زبان مایه میگیرند را بیشتر دوست دارم. خوبی این کتابها این است که چالهچولههای طرح و شخصیتها را نشان نمیدهند، و میشود تویشان هزار و یک ترفند جذاب به کار بست. خلاصه اینکه کتاب متفاوتی بود با یک روایت دایرهوار. و مطمئن باشید که این داستان را لو نمیدهد چون آخرش هم متوجه نشدم کتاب قصد داشت چه چیزی بگوید. حرف زیاد داشت، و حرفهای زیادی هم زد، منتها اینکه حرف آخرش چه بود؟ الله اعلم