What do you think?
Rate this book


110 pages, Paperback
First published January 1, 1934
به او بگویید من از کرمها مینویسم و از گندیدگی، زیرا من کرمها و گندیدگی را دوست دارم. به او بگویید من به رذالت و بیارزشیِ بنیادینِ انسان باور دارم و به گندنای زندگی. به او بگویید من وقف انواع سرطانم. و همچنین به او بگویید من از شعر منزجرم. من ترجیح میدهم یک کالبدشکاف باشم یا یک کارمند بایگانیِ مادامالعمر.
به او بگویید من مدام روی ناخن پاها و انواع تومور زندگی میکنم. نیز در تابوتی میخوابم و کفنِ کرمویی جامهٔ تابستانی من است. «دیدم به خواب سِفرِ پیدایشِ یوحنّای پیس را در کشاکش با عنکبوتهایش در گودنای گور.» این سرآغاز شعر تازهٔ من است