وقتی داشتم از کتابفروشی موردعلاقه ام تو خیابون کریم خان میومدم بیرون،یهو چشمم به این کتاب افتاد، چون اسم گربه داشت ورش داشتم و خریدمش.. تا حالا اسم مجله دالان به گوشم نخورده بود،خوندمش★ چندتا داستان داشت که تو همشون یه گربه ای حضور داشت دو تا از داستانارو خیلی دوس داشتم و فکرکنم که دالان رو دنبال کنم˘ᵕ˘
این کتاب رو تو زمان های خلوتی داروخانه خوندم همراه خوبی بود💜 بعضی از داستان ها رو دوست داشتم و بعضی ها رو کمتر گربه ها حضور پر رنگی تو تک تک داستان ها داشتن و البته همه ی داستان ها در محوریت شهر و قصه های اون و آدم هاش بودن خوندنش جالب بود✨🐈
فکر میکنم اولین مجموعه داستان کوتاهی بود که با تقریب خوبی همهی داستانهاش رو دوست داشتم. البته که در زمان خیلی خوبی هم خون دهشد. در زمانی که عاشق یک گربه سیاهوسفید شدم و هر روز تقریبا یه گربه رو توی شهر بغل میکنم.