کتاب «ما و اقبال» نوشته علی شریعتی (۱۳۵۶-۱۳۱۲)، نویسنده تاریخشناس و جامعهشناس معاصر است. فعالیتهای مذهبی و سیاسی، اندیشهها، نظریات، سخنرانیها و نوشتههای علی شریعتی او را تبدیل به یکی از مشهورترین چهرههای تاریخ معاصر ایران کرده است. اندیشهها و آثار او هماره به عنوان منبع بسیاری از پژوهشها و تحقیقات دانشگاهی و اسلامشناسی مورد استفاده قرار میگیرد. این کتاب یکی از آثار مهم و قابل تأمل دکتر شریعتی است که در آن با معرفی اقبال، متنی را که چنین اندیشمندانی را پرورش داده است، معرفی می شود. در مقدمه همین کتاب آمده است که: « اقبال عنوان یک فصل است و با شناختن وی و سید جمال وارد متنی می شویم که عنوانش این شخصیت ها هستند، متنش خود ما، اندیشة ما، مشکلات و راه حل های ماست. » کتاب حاضر حاوی دو بخش است، دفتر اول سخنرانی وی در جلسة بزرگداشت اقبال لاهوری است، که از طرف حسینیة ارشاد در اردیبهشت ماه ۱۳۴۹ برگزار شد و دفتر دوم نوشتار او در باب اقبال است. هر دو متن (گفتار اول و نوشتار دوم) با عنوان ما و اقبال آمده است که مجموعاً در پی شناخت شخصیت اقبال و اندیشه های اوست با این تفاوت که در نوشتار دوم، بیشتر درسهایی که از اقبال می گیریم مطرح شده است. در بخشی از کتاب «ما و اقبال» میخوانیم: با این برنامه پرسش بسیار پر ارزش و سودمندی که ، به ابتکار موسسه تحقیقی و تبلیغی حسینیه ارشاد، در این جا برگزار میشود. شاید برای اولین بار باشد که ما در دوره جدید، در سطح جهانی فکر اسلامی و بینش انسانی و بین المللی اسلامی یک کار علمی و تحقیقی و منطقی می کنیم و این خود نشانه احساسی است که محمد اقبال، مظهر این احساس در عصر ماست. اسلام، در دوره رکود و توفیقش، در چهارچوبه تنگ قومی و قالبهای بسته محلی خود منجمد شده و بینش جهانی و جهان بینی اسلام فراموش گشته است».
Ali Shariati was an Iranian revolutionary and sociologist who focused on the sociology of religion. He is held as one of the most influential Iranian intellectuals of the 20th century and has been called the ideologue of the Iranian Revolution. He was born in 1933 in Kahak (a village in Mazinan), a suburb of Sabzevar, found in northeastern Iran, to a family of clerics.
Shariati developed fully novice approach to Shi'ism and interpreted the religion in a revolutionary manner. His interpretation of Shi'ism encouraged revolution in the world and promised salvation after death. Shariati referred to his brand of Shi'ism as "Red Shi'ism" which he contrasted with clerical-dominated, unrevolutionary "Black Shi'ism" or Safavid Shi'ism. Shariati's works were highly influenced by the Third Worldism that he encountered as a student in Paris — ideas that class war and revolution would bring about a just and classless society. He believed Shia should not merely await the return of the 12th Imam but should actively work to hasten his return by fighting for social justice, "even to the point of embracing martyrdom", saying "everyday is Ashoura, every place is Karbala." Shariati had a dynamic view about Islam: his ideology about Islam is closely related to Allama Iqbal's ideology as according to both intellectuals, change is the greatest law of nature and Islam.
Persian:
دکتر شریعتی در سال ۱۳۱۲ در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود پدر او استاد محمد تقی شریعتی مردی پاک و پارسا و عالم به علوم .نقلی و عقلی و استاد دانشگاه مشهد بود علی پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان شد و پس از شش سال وارد دانشسرای مقدماتی در مشهد شد. علاوه بر خواندن دروس دانشسرا در کلاسهای پدرش به کسب علم می پرداخت. معلم شهید پس از پایان تحصیلات در دانشسرا به آموزگاری پرداخت و کاری را شروع کرد که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجود آنرا دنبال کرد.
در سال۱۳۵۲، رژیم، حسینیهء ارشاد که پایگاه هدایت و ارشاد مردم بود را تعطیل نمود، و معلم مبارز را بمدت ۱۸ماه روانه زندان میکند و درخ خلوت و تنها ئی است که علی نگاهی به گذشته خویش میافکند و .استراتژی مبارزه را بار دیگر ورق زده و با خدای خویش خلوت میکند از این به بعد تا سال ۱۳۵۶ و هجرت ، دکتر زندگی سختی را پشت سرخ گذاشت . ساواک نقشه داشت که دکتر را به هر صورت ممکن از پا در آورد، ولی شریعتی که از این برنامه آگاه میشود ، آنرا لوث میکند. در این زمان استاد محمد تقی شریعتی را دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار داده بودند تا پسرش را تکذیب و محکوم کند. اما این مسلمان راستینخ سر باز زد، دکتر شریعتی در همان روزها و ساعات خود را در اختیار آنها میگذارد تا اگر خواستند، وی را از بین ببرند و پدر را رها کنند
آشنايي با معمار تجديد بناي تفكر اسلامي،محمد اقبال لاهوري و همچنين تفكر سيد جمال الدين اسد آبادي. اينكه يك روشنفكر واقعي كيست و اينكه ما هم به علم و پيشرفت غرب نياز داريم و هم به اسلام و روح و تمدن بزرگ ايران. نه اين صحيح است كه بگوييم حكومت و سياست از دين جداست و قرن بيستم قرن بي ديني است و بايد مانند متجددين غربي باشيم تا پيشرفت كنيم و نه اينكه مانند متحجرين بگوييم هرچه از غرب و كفار مي رسد حرام است و بس!
من خلال الكتاب يبدو لك واضحا مدى تأثر علي شريعتي بأفكار الشاعر والفيلسوف محمد إقبال وإعجابه باراءه. فهو يدعو إلى إسلام واضح قوي وخال من الدروشة الشيعية أو من المتنورين الحداثيين المعجبون بالغرب. ابدع علي شريعتي في إيضاح الكثير من القضايا ودعواته تكاد تنحصر في التمسك بالجذور. يعيب في الكتاب بعض التكرار
علي شريعتي آتشي داره كه هنوز سالها پس از مرگش گرم مي كنه و گاه مي سوزونه. چه با ك كه اين آتش هميشه ابي و خالص نسوزه يا پرش به جايي بگيره كه نبايد بگيره ولي آتشه و هنوز گرم مي كنه. در دوكتابي كه من تا حالا ازش خوندم يعني كوير و اين كتاب از كليت يكسان و يكپارچه اي استفاده مي كنه . پروژه شريعتي چه انقلاب فكري باشه چه اصلاح از مسير انسانهايي چون سيد جمال و ابوذر و اقبال ميگذره، اقبالي كه غرب و شرق را با تمام وجودش درك كرد در اعلي حد مرتبه خودش با جامعيتي كه هم فيلسوف بود، هم سياستمدار، هم شاعر، هم عارف، علامه تمام
"Okutmadı, yarıda bıraktım" seçeneği olmadığı için mecburen "okudum" seçeneğini işaretledim. Bilmiyorum, konuşmadan yazıya aktarıldığı için mi, sosyolojiye hiç yakın olmadığım için mi, zorlasam ad okuyamadım. Kitapta İkbal ile ilgili çok şey yok, İkbal'in temsil ettiğini düşündüğü fikir etrafında kendi görüşlerini söylüyor Şeriati.