درونمایهٔ اثر پیش رو بررسی شیوهٔ رویارویی انسانها با یک شکاف است: شکاف میان چیزها آنگونه که هستند و آنگونه که باید باشند. نویسنده بر آن است تا روشن کند که انسانها چگونه میتوانند با اتخاذ چشماندازی درست، بهجای فروغلتیدن و نابود شدن در این شکاف، از کنار آن بگذرند یا دستکم در حوالی آن سکنا گزینند. جان مورل شیوهٔ واکنش انسانها را به اینگونه ناهمخوانیها بسته به نوع نگرش آنان میداند، به اینکه جهان و زندگی خود را تراژیک ببینند یا کمیک. بنابراین، در اینجا تراژدی و کمدی نه بهعنوان دو گونهٔ ادبی، بلکه بهعنوان دو شیوهٔ نگرش به چیزها یا دو نوع جهانبینی بررسی میشوند. ازاینرو شواهد کتاب بیش از آنکه ادبیات باشد از زندگینامهها، رویدادهای تاریخی، و رفتارهای روزمره گرفته شده است.
این کتاب میتواند بهویژه برای پژوهشگران روانشناسی، جامعهشناسی، ادبیات و فلسفه سودمند باشد.
بالاخره فرصت دست داد که برگردم به دنیای گودریدز و راجع به کتابی مدتی پیش تمامش کردم چند خطی بنویسم. اگر بخوام خیلی خلاصه جمع بندی کنم در این کتاب به شوخی به عنوان توانایی لذت بردن از ناهمخوانی ها نگریسته میشه که این امر مستلزم نادرگیری احساسی ما با ناهمخوانیهاست. نویسنده معتقده که کمدی تحمل مشقتها را بر آدمی سهل میکنه. در جای جای کتاب مزایای فراوانی برای شوخ طبعی عنوان شده ، اینکه شوخ طبعی تفکر انتقادی رو پرورش میده، فروتنی آدمها رو بیشتر میکنه، چشم انداز فراخ تری از زندگی بر چشمان ما به تصویر میکشه و ... . در فصلهای ابتدایی عمدتاً به توصیف ویژگیهای تراژدی و کمدی پرداخته شده و نویسنده سعی کرده که وجود هریک از این عناصر و ویژگیها رو در ادیان مختلف بررسی و واکاوی کنه و در فصلهای انتهایی بیشتر تمرکز نویسنده بر کمکها و اثرات مثبتی بود که برخورداری از نگرش کمیک در زندگی میتونه برای انسان در بر داشته باشه. یک جمله ای که در کتاب به نظرم بسیار تامل آمیز اومد این بود که میگفت : شاید آسانترین راه برای تشخیص اینکه آیا مردم توانا به دیدن خود به طور عینی عستند، پی بردن به این نکته است که آیا می توانند به خود بخندند یا خیر!
و در پایان جملهای از نیچه در باب کمدی و شوخ طبعی : انسان ناگزیر بود خنده را اختراع کند تا بتواند زندگی کند.
کتابی بود که نمیشد سریع خوندش، و البته کلی مطالب آموزنده داشت که باید حوصله بخرج داد و صفحات رو پیش برد، به نظرم برای همه مخاطبها این مطالب فاقد کشش و جذابیت لازمه، هرچند من خودم از خوندنش استفاده بردم.
The style of writing is a bit too informal for my taste in the beginning. I don't know if I can trust the analysis later on after such at least seemingly high flung ideas about the relationships b/w comedy,tragedy and religion. I would likw to trust the part about religion, but I'll have to read more to come to my own conclusions.