یکی دیگه از کتابهای خوبه مجابی (اگه چن تا از خزعبلاتش رو فاکتور بگیریم)که به قولی منگی و گیجی روشنفکر در خونه نشسته مهبوت جنگ شهرها رو درگیر توهمات و خیالات و ...کرده میشه گفت یه رمان(در واقع چند داستان کوتاه به هم پیوسته)سورئال و اکسپرسیونیستی که وحشت بمباران و موشکباران رو به خواننده اش منتقل میکنه
مجموعه داستانهایی که البته تاریخ مصرف آنها گذاشته،داستانهایی تو حال و هوای موشک باران و جنگ و البته یه عالمه جملۀ زیبا در کناب: کسی به فکر تو نیست،تو فراموش شده ای باغ بهاری،فرود آی بر سرنوشت خویش. رقص یعنی جنبیدن،هیاهو و جوانی،اعتراض به زمینگیر شدن. مرگ تحقیر کنندۀ رویای ماست.