درخت نخل و همسایه ها ، کتابی است ازغائب طعمه فرمان نویسنده عراقی . کتاب او تصویری زنده از بغداد نیمه قرن بیستم است . خانه و محله ای که گویی درخت نخل در مرکز آن ایستاده و مانند یک شاهد خاموش، تغییر نسلها، شادیها و غمها را در سایه استوار خود ثبت میکند.
درخت نخل و همسایه ها بیش از آنکه داستانی درباره یک محله باشد، شاید باید آن را روایت حافظهی جمعی دانست . همسایهها با همهی اختلافها ، در کنار هم زندگی میکنند و درخت نخل استعارهای از دوام و پیوند آنهاست. نویسنده با نگاهی رئالیستی و زبان محاورهای، زندگی روزمرهی مردم عادی را روایت کرده؛ مردمی که در فقر و سختی، همچنان تلاش می کنند تا امید خود را حفظ کنند .
فرمان ، روابط انسانی را به تصویر کشیده و نشان میدهد که چگونه زندگی خُرد روزمره، خود تاریخ بزرگی میسازد . شاید بهترین نمونه آن ، جمع شدن هزاران نفر مثل هم ، فقیر و بیکار در میدانی باشد که انگلیسی ها در آن جا کارگر استخدام می کنند .
درخت نسل و همسایه ها ، از آن جا که انگلستان هم عراق و هم ایران را استثمار کرده و نفت آنها را مُفت مکیده ، شباهت آشکاری با همسایه ها ، شاهکار احمد محمود دارد ، گرچه در مقایسه با کتاب احمد محمود ، درخت نخل و همسایه ها ، آشکارا جنبه استعمار ستیزی کمتری دارد .
داستان کتاب را باید حکایت تلخ ولی آشنا شکست و زوال یک مملکت دانست ، داستان افرادی از نسل های مختلف که گرچه با هم تفاوت های آشکاری دارند اما شکست در زندگی نقطه اشتراک آنان است . یکی در سرمایه گذاری ، یکی در حفظ خانه و یادگار همسر ، یکی ارث پدر را به باد می دهد ، دختر با فرد دیگری از زندگی پسر می گریزد ، دوچرخه ساز زندگیش را از دست می دهد ، این گونه کشوری پا می گیرد با افرادی باخته و سرخورده .
خواندن این کتاب، شاید حسی مانند تجربهی ورود به کوچههای بغداد در اواسط قرن گذشته را داشته باشد ، جایی که دیوارها بوی خاک و گرما میدهند، و همسایهها همه با هم، بخشی از یک داستان مشترکاند. درخت نخل و همسایهها روایتی است که به خواننده یادآوری میکند تاریخ، همیشه در زندگی مردم عادی جریان دارد .