Asef Bayat (Ph.D. University of Kent 1984) (Persian: آصف بیات) is Professor of Sociology and Middle Eastern studies at University of Illinois at Urbana-Champaign. He was Professor of Sociology and Middle Eastern studies and held the Chair of Society and Culture of the Modern Middle East at Leiden University, The Netherlands. He was the Academic Director of the International Institute for the Study of Islam in the Modern World (ISIM) and ISIM Chair of Islam and the Modern World at Leiden University from 2003 until 2009.
کتاب خیلی مهمیه. معمولاً وقتی حرف از انقلاب ۵۷ میزنن صرفاً یه اشارهای به اعتصابات کارگری میکنن. این کتاب خیلی مسائل دیگه رو توضیح میده. مثلاً وضعیت کارخونهها قبل از انقلاب و دلایل پیوستن طبقهٔ کارگر به انقلاب. تمرکز کتاب اما روی تجربههای کنترل کارگری در سالهای بعد از انقلابه. نشون میده که چطور بخشهایی از طبقهٔ کارگر سعی کردن ادارهٔ محل کار خودشون رو به صورت دموکراتیک بر عهده بگیرن، و این که چه عواملی باعث شکست این تلاشها شد. چطور تمام نیروهای حاکم، چه لیبرال، چه خطامامی، و چه حجتیهای، تلاششون رو برای تضعیف طبقهٔ کارگر کردن و عکسالعمل طبقهٔ کارگر به سرکوبها چی بود. ترجمهٔ کتاب نقصهایی داره. مثلاً این که بعضی اصطلاحات فارسی که دوباره از انگلیسی ترجمه شدن رو مترجم غلط ترجمه کرده.
کتاب به لفظ پرولتاریا میپردازد، حضور و عدم حضور کارگران در انقلاب ۵۷ را بررسی میکند، اینکه قبل از انقلاب سندیکا ها چگونه بوداند، نقد هایی درباره سندیکا و تفاوت های آن و عدم تئوری ها برای اجرای آن در سال های ابتدایی 57 در جا هایی گریزی به گرامشی و لنین میزند و در آخر به ما میگوید که سهم کارگران و اعتصابات در انقلاب ۵۷ چقدر بوده است سرکوب ها و کنترل ها بعد از انقلاب را میگوید آمار ها و اعداد بسیار جالب و خواندنی است
گزیدهای از این شاهکار: کنترل کارگران در جهان سوم مسئلهی کنترل کارگران در جهان سوم، موضوعی جالب توجه است. در نگاه اول، ممکن است اینگونه بهنظر برسد که ایدهی کنترل کارگران، مختص کارگران کشورهای سرمایهداری پیشرفته است. علت این است که توجه بسیار اندکی بهوضعیت کلی مبارزات کارگران در کشورهای پیرامونی شده است؛ چه برسد به توجه بهتجربهی خاص کارگران از کنترل. هر ملاحظهای دربارهی کارگران جهان سوم در حیطهی دانشگاهی، کاملاً تازه است و این غفلت، با تردیدهای تحقیقاتی دربارهی این همراه است که آیا کارگران جهان سوم واقعاً یک طبقهی کارگر را تشکیل میدهند یا خیر.