Jump to ratings and reviews
Rate this book

خاطرات یک پسر به قلم پدر

Rate this book
نویسنده ی کتاب که به خاطره نویسی علاقه ی خاصی دارد با خود قرار می گذارد خاطرات فرزند اولش را از بدو تولد تا زمانی که فرزندش بتواند قلم به دست بگیرد به نیابت از او بنویسد. نشان به همان نشانی که نوشتن خاطرات یک پسر (و بعدها دو پسر) به صورت یک وظیفه ی مادام العمر بر عهده ی پدر باقی می ماند.
این کتاب، بخشی از خاطرات هفت سال اول زندگی پسر بزرگ تر نویسنده (از 1361 تا 1368) را در بر می گیرد. خواننده خواهد دید که نویسنده با «همدستی» همسرش با یک تیر چند نشان زده؛ یعنی نه تنها خاطرات پسرش، بلکه به صورت زیر پوستی گوشه هایی از خاطرات مشترک خانواده و روزگار پرتب وتاب شان را نیز به رشته ی تحریر کشیده است.

129 pages, Paperback

Published January 1, 2021

1 person is currently reading
10 people want to read

About the author

رضی هیرمندی

95 books19 followers
رضی هیرمندی در سال ۱۳۲۶ در روستایی به نام واصلان در پیرامون زابل در استان سیستان به دنیا آمده‌است، دوره دبستان را در این روستا و دوره متوسطه را در رشته طبیعی در زابل به پایان برد. پس از آن در سال ۱۳۴۵ در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه مشهد (دانشگاه فردوسی) پذیرفته و در سال ۱۳۴۹ دانش آموخته شد. در سال ۱۳۵۳ به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد، و از آن سال در تهران به عنوان دبیر، در دبیرستان‌هایی مانند خوارزمی تدریس کرد. همزمان برای هشت سال در دانشگاه تهران به عنوان مربی، زبان انگلیسی را به دانشجویان تدریس می‌کرد. رضی هیرمندی در سال ۱۳۶۵ دوره کارشناسی ارشد زبان‌شناسی همگانی را در دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۶۷ در رساله‌ای با عنوان توصیف مقابله‌ای زمان‌ها در انگلیسی و فارسی به پایان رساند. در سال‌های ۱۳۷۰ به بعد او در دانشگاه آزاد اصول ترجمه را نیز به دانشجویان تدریس می‌کرد. سرانجام پس از بیست و پنج سال کار رسمی، درسال ۱۳۸۱ خودخواسته بازنشسته شد و یکسره به نوشتن و ترجمه پرداخته‌است. رضی هیرمندی کار ادبی اش را برای کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۵ با ترجمه کتاب درخت بخشنده اثر معروف شل سیلور استاین نویسنده شهیر آمریکایی آغاز کرد. همچنین در همین سال کار ترجمه برای بزرگسالان را با ترجمه کتاب این منم واکین شروع کرد. از آن پس رضی هیرمندی در دو رشته ترجمه و تالیف کار کرده‌است و حاصل آن بیش از ۸۰ اثر است. برخی از این آثار جوایزی را نصیب او کرده‌است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (8%)
4 stars
3 (25%)
3 stars
5 (41%)
2 stars
2 (16%)
1 star
1 (8%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for Fahime.
329 reviews258 followers
May 31, 2022
خاطرات رضی هیرمندی و همسرش از شش سال اول زندگی پسرشان (شصت و یک تا شصت و شش)
گویا یادداشت‌های سال‌های ابتدایی تولد پسرک گم شده و خاطرات آن سال‌ها را دوباره بر اساس آنچه به یاد داشته‌اند نوشته‌اند، به همین دلیل ابتدای کتاب چندان جالب نیست، اما از یک جایی به بعد یادداشت‌ها همان‌هاست که آن سال‌ها نوشته‌اند و علاوه بر پسرشان در مورد سال‌های پرالتهاب جنگ و بمباران و کمبود و گرانی هم هست و همین مسئله کتاب را خواندنی می‌کند.
من کتاب را به خاطر نام رضی هیرمندی انتخاب کردم و خاطراتی که از ترجمه‌هایش داشتم باعث شد که انتظارات زیادی از کتاب داشته باشم و کم‌جانی خاطرات سال‌های ابتدایی توی ذوقم بزند. اما کم کم کتاب را پسندیدم.
تنها نقد جدی‌ام این است که از مادر نه نشانی در عنوان هست و نه اسمی روی جلد و خب حداقل 30 درصد کتاب را مادر پسرک نوشته و به نظرم در حقش اجحاف شده.
Profile Image for G..
18 reviews
June 23, 2025
مامانم می‌گه اشتباه نکن که فکر کنی حرف‌های بچه یادت می‌مونه؛ حتماً یادداشتشون کن. با خوندن این کتاب ایده‌های دیگه‌ای هم به لیست چیزهایی که باید ثبت بشن اضافه شد. این کتاب به نیت ثبت خاطرات بهروز نوشته شده، ولی بیشتر شرح‌حال زندگی خانواده در دوران جنگ و در کنارش شیرین‌زبونی‌ها و اتفاقاتی که برای بهروز افتاده هست. از دستهٔ کتاب‌هاییه که برای تربیت فرزند و آشنایی با دنیای بچه‌ها انتخاب کردم بخونم. بامزه و تا حدی آموزنده بود.

نقل‌قول‌های جالبی داره که خیلی‌هاش به اوضاع‌واحوال این روزها هم می‌خورن:

“نمی‌دانم چرا این‌قدر حساس هستی. حتی اگر خارج از خانوادهٔ ما کسی سر بچه‌اش داد بزند بغض می‌کنی.”

“ما برای کار با هر ماشینی مطالعه می‌کنیم و دوره می‌بینیم، اما وقتی نوبت به رفتار با فرزندمان می‌رسد، یعنی به انسان که از هر ماشینی پیچیده‌تر است، خود را بی‌نیاز از آموزش می‌دانیم.”

“کسی گفته است بزرگترین سرمایه‌ای که پدر و مادر می‌توانند به فرزندشان بدهند این است که یکدیگر را دوست داشته باشند. اگر این‌طور باشد، تو از همین‌حالا جزء سرمایه‌داران جهانی!”

“راست گفته‌اند که هیچ‌چیز به‌اندازهٔ بی‌پولی وقت آدم را نمی‌گیرد.”

“احتیاجْ حافظهٔ آدم را قوی می‌کند.”

“آتش جنگ بعد از ورود دبیرکل سازمان ملل متحد به تهران فروکش کرده. مناطق مسکونی دیگر بمباران نمی‌شوند. کاش هر روز یک میهمان از سازمان ملل داشتیم!”

“باز هم شبی دو بار بمباران. انگار کوپن بمباران داریم. صدای انفجار. صدای نابودی. عصرها صف دورودراز اتومبیل‌هایی که شهر را ترک می‌کنند.
این حرف‌ها را از رادیو شنیدم: آقای موحدی کرمانی کسانی را که از شهر خارج می‌شوند وطن‌فروش و ناموس‌فروش نامیده. غلط نکنم آقای موحدی باید خیلی جایش امن باشد. آقای هاشمی رفسنجانی هم دیروز در خطبه‌های نماز جمعه گفت (پخش زنده بود و با گوش‌های خود از رادیو شنیدم): «جنگ باید ادامه پیدا کند. اگر پنج خانه ویران شود، برای ما ارزش یک تانک را ندارد. اگر چند نفر در شهرها کشته شوند، برای ما ارزش یک سرباز در جبهه را ندارد. سکته‌کردن و غش‌کردن و اسهال‌گرفتن چند آدم ترسو چه اهمیتی دارد؟»
برخلاف شنبه‌های دیگر که مشروح خطبه‌های نماز جمعه در بعضی روزنامه‌ها چاپ می‌شد، امروز این فرمایشات آقای رفسنجانی را درز گرفتند!”

“می‌گویند جنگ ناگزیر است. می‌گویم هیچ جنگی ناگزیر نیست. هریک از انسان‌هایی که کشته و مجروح و معلول می‌شوند جگرگوشهٔ کسانی هستند، پدر و مادر و یار و یاور کسانی مثل ما هستند. عدد نیستند. راستی، چرا انسان‌ها در طول تاریخ این‌همه جنگ‌وجنایت کرده‌اند؟ انیشتین می‌گوید: «دو چیز هستند که نهایت ندارند: جهان و حماقت آدم‌ها. درمورد اولی مطمئن نیستم!» می‌دانی با هر موشک یک‌میلیون‌دلاری چند مدرسه می‌شود ساخت؟”

“یکی می‌گفت گویی دور ما حصار می‌کشند و دروازه‌های جهان به روی ما بسته می‌شود.” (هعییی… پستش کنم تا باز نت رو قطع نکردن.)
Profile Image for Keykhosro A.
2 reviews
Read
December 26, 2024
خواندن و نوشتن روزمره‌نویسی رو دوست دارم؛ حتی اگر پربار نباشن، برای من لذت‌بخشن. بابا رضی و مامان مهرنوش شخصیت‌های دوست‌داشتنی‌ای بودن. چه چیزی قشنگ‌تر از ثبت زندگی عزیزانمون؟
Profile Image for Sara Eghbalpour.
5 reviews
July 26, 2022
من تا حالا از این نویسنده کتابی نخونده بودم. به واسطه شغلم و کار با کودک کتاب‌های کودک‌شون رو دیده بودم و اونا رو خونده بودم فقط. نوع نگارش برام دلچسب بود. ساده و عاری از زرق و برق. هرچند که اوایل کتاب اونقدر من رو جذب نکرد و به مرور بهتر شد. درکل به نظرم خوندش خالی از لطف نیست. من همیشه عادت دارم چیزی از خود نویسنده یا مترجم بخونم تا بهتر اون‌ها رو بشناسم. راجع به رضی هیرمندی هم همین کارو کردم و چیزی که برام جالب بود اینه که فقط یک عکس از همسر ایشون در صفحه اینستای خودشون دیدم و عکسی از بهروز پیدا نکردم. دوست داشتم بعد از خوندن این خاطرات و رویاپردازی هردو می‌فهمیدم الان بهروز کجاست و چه می‌کنه.
6 reviews
November 15, 2022
کتاب «خاطراتِ یک پسر به قلمِ پدر» از تجربه‌های متفاوت رضی هیرمندی در جایگاه یک نویسنده است.
در این کتاب رضی هیرمندی، به همراه همسرش، به بازنویسی خاطرات اولین فرزندشان، بهروز، پرداخته‌اند.
در نگاه اول شاید کتاب یک دفتر خاطرات شخصی به نظر رسد اما پس از مطالعهٔ چندین صفحه از کتاب خواننده به چند وجهی بودن اثر پی می‌برد. در طول کتاب نویسندگان گاه در نقش پدر و مادر، گاه همسر و گاه شهروند ظاهر می‌شوند؛ که هرکدام نقطه نظر و نگاهی متفاوت به رویداد‌های روزمره و خاص زندگی دارند. همچنین هم‌زمانی سیر رشد و نمو بهروز، با دوران پرتلاطم تاریخ اخیر ایران، این اثر را از نظر ثبت وقایع تاریخی، بدون کلیشه‌های روایی عام، نوشته‌ای قابل توجه می‌کند.
Profile Image for Narges.
57 reviews5 followers
June 4, 2025
نگارش دلچسب و ساده این کتاب خیلی به دلم نشست.
Profile Image for Mahtab.
225 reviews71 followers
December 29, 2025
یکی از جذابترین کتابهایی که 1404 خوندم بود. خاطره نویسی بسیار شیرین و دوست داشتنی که روزم رو ساخت. پیشنهاد میکنم بخونیدش.
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.