Jump to ratings and reviews
Rate this book

به دوزخ... ای بی‌گناهان

Rate this book
مصطفا رهبر: وای خدایا، در چه شرایطی قرار گرفته‌ایم، هیچ کداممان قادر به تشخیص راست و دروغ از هم نیستیم.
جمیله: درست است، بله درست است. به خاطر گناهان نکرده مجازات می‌شویم و به خاطر گناهان حقیقی‌مان پاداش می‌گیریم.
مصطفا رهبر: جمیله یقین دارم هرگز هیچ کدام از ما به پاسخ این پرسش دست نخواهیم یافت؛ «ما گناهکاریم یا بی‌گناه؟»

147 pages, Paperback

First published March 24, 2021

5 people are currently reading
154 people want to read

About the author

Bachtyar Ali

37 books497 followers
Bachtyar Ali Muhammed, also spelled as Bakhtiyar Ali or Bakhtyar Ali, (Kurdish: Bextyar Elî -بەختیار عەلی) Ali was born in the city of Slemani (also spelt as Sulaimani or Sulaymaniy), in Iraqi Kurdistan (also referred to as southern Kurdistan) in 1960. He is a Kurdish novelist and intellectual. He is also a prolific literary critic, essayist and poet. Ali started out as a poet and essayist, but has established himself as an influential novelist from the mid-1990s. He has published six novels, several poetry collections as well as essay books. He has been living in Germany since the mid-1990s (Frankfurt, Cologne and most recently Bonn). In his academic essays, he has dealt with various subjects, such as the 1988 Saddam-era Anfal genocide campaign, the relationship between the power and intellectuals and other philosophical issues. He often employs western philosophical concepts to interpret an issue in Kurdish society, but often modifies or adapts them to his context.

Based on interviews with the writer, he wrote his first prominent piece of writing in 1983, a long poem called Nishtiman "The Homeland" (Kurdish; نیشتمان). His first article, entitled "In the margin of silence; la parawezi bedangi da" in Pashkoy Iraq newspaper in 1989. But he only truly came to prominence and started to publish and hold seminars after the 1991 uprising against the Iraqi government, as the Kurds started to establish a de facto semi-autonomous region in parts of Iraqi Kurdistan and enjoy a degree of freedom of speech. He could not have published most of his work before 1991 because of strict political censorship under Saddam. Along with several other writers of his generation - most notably Mariwan Wirya Qani, Rebin Hardi and Sherzad Hasan - they started a new intellectual movement in Kurdistan, mainly through holding seminars. The same group in 1991 started publishing a philosophical journal - Azadi "Freedom" [Kurdish:ئازادی] -, of which only five issues were published, and then Rahand "Dimension" [Kurdish:رەهەند]. (www.rahand.com).
In 1992, he published his first book, a poetry collection entitled Gunah w Karnaval "Sin and the Carnival" [Kurdish:گوناه و کەڕنەڤال]. It contained several long poems, some which were written in the late 1980s. Prominent Kurdish poet Sherko Bekas immediately hailed him as a new powerful voice. His first novel, Margi Taqanay Dwam "The death of the second only child" [Kurdish:مەرگی تاقانەی دووەم], was published in 1997, the first draft of which was written in the late 1980s.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
36 (27%)
4 stars
51 (38%)
3 stars
31 (23%)
2 stars
11 (8%)
1 star
4 (3%)
Displaying 1 - 30 of 34 reviews
Profile Image for Mohamadreza Moshfeghi.
111 reviews33 followers
March 24, 2024
نمايشنامه اى خواندنى وكوتاه كه بختيار على نويسنده كرد وعراقى به خوبى وبا مضمونى متفاوت به دخالت ونفوذ اركان و سازمان هاى حكومت هاى توتاليتر وديكتاتور در زندگى هاى فردى واجتماعى شهروندان در كشورهاى تحت سلطه خود اشاره مى كند.آنجا كه حاكمان وسران حكومت به اسم وبا پوشش "ازادى"،كلمه "اسارت" و"بندگى" را روسفيد مى كنند.و تمام موانع ومشكلات و كمبودهاى كشور و دولت خويش را از كوتاهى مردم خويش و بخشندگى ومرحمت عالى خود مى پندازند و مى كوشند از طريق كنترل و نفوذ در انديشه و رفتار و كردار شهروندان و مردم عادى، حكومت ها ودولت هاى خود را از سقوط و فروپاشى نجات دهند.شيوه هاى حكومتى كه در خاورميانه وسرزمين نويسنده وحوالى آن به وفور ديده وتجربه شده است و از سرنوشت وفرجام همسايگان خود عبرت نمى گيرند تا مگر روزى خود آن را تجربه كنند.

از متن كتاب؛
"{…}حق با دولته،اگه بسيارى از شهروندان مدام احساس بى گناهى كنند ونسبت به دولت وجامعه احساسِ بدهكارى نداشته باشند؛آخرسر تجمع مى كنند وعليه دولت دست به اعتراض مى زنند…مى بينى كه دولت بر حقه"
Profile Image for Armin Ahmadianzadeh.
99 reviews54 followers
December 17, 2024
نمایشنامه‌ای به‌شدت خواندنی و تأمل‌برانگیز!

اولین اثری هستش که از بختیار علی نویسنده کرد زبان می‌خونم و می‌خوام بگم که خیلی زیاد ازش لذت بردم. از ایده‌ای که برای نوشتنش داشت، از اجرای ایده‌اش، از دیالوگ‌های خیلی خوبی که داشت و پایان قشنگی که داشت.

تصور کنید تو جهانی زندگی می‌کنید که بی‌گناهی جرم محسوب میشه و باید همه شهروندان حس گناهکاری رو تو وجودشون اول ایجاد کنن و بعد روز‌به‌روز پرورش بدن. اینطوری میشه که حس گناه عمیقی می‌کنن و به‌دنبال تطهیر گناهاشون میرن. تطهیر گناه هم اینطوری هستش که باید خودتون رو مدیون حکومت، میهن، دین و ... بدونید و در خدمت سیستم باشید تا تطهیر بشید. خیلی‌ها میگن رمان دیستوپیایی(پادآرمانشهری) هستش ولی من حس می‌کنم خیلی هم واقعی هستش. با اینکه حین خوندنش خیلی زیاد یاد ۱۹۸۴ میوفتادم. گویا شباهت زیادی به‌محاکمه کافکا داره ولی چون من هنوز نخوندمش نمی‌تونم قیاسی انجام بدم متأسفانه!

شخصیت اصلی ما مصطفی نام داره که از طرف اداره مبارزه با معضل بی‌گناهی دستگير میشه و مورد بازجویی قرار می‌گیره. و هر چی بیشتر روی بی‌گناهی خودش پافشاری می‌کنه، بیشتر زیرذره‌بین حکومت قرار می‌گیره. از نظر حکومت همه افراد آزادی اینو دارن که نوع گناه، شاهد، نوع مجازات و ... رو خودشون انتخاب کنن و به‌این ترتیب حکومت احترام زیادی به‌اصل آزادی انسان قائل میشه! همینجا میشه فهمید که حکومت‌های توتالیتر(بختیار علی در مقدمه خیلی مفید و غنی کتاب صرفا از فاشیسم اسم برده ولی به‌نظرم محدود به‌فاشیسم نمیشه و تمامی حکومت‌های تمامیت‌خواه ر‌و شامل میشه) چطور آزادی رو تهی از معنا می‌کنن تا زندگی انسان‌هارو هم تهی کنن. مصطفی هیچ‌جوره زیربار گناه دروغین و گناه نکرده نمیره. و رفته رفته می‌بینه که چطور حتی نزدیک‌ترین افراد زندگیش هم زیربار گناه میرن و سیستم رو می‌پذیرن.
پایان کتاب رو نمی‌خوام اسپویل کنم، دوس دارم خودتون بخونید و لذت ببرید از نمایشنامه.
دیالوگ‌های خیلی جذاب زیادی داشت که باعث میشد برای برادرم بخونم باهاش بحث کنم درموردشون.
ترجمه آقای حلبچه‌ای هم به‌زیبایی تونسته بود حس‌و‌حال نمایشنامه رو منتقل کنه.


پ.ن:
بختیار علی خودش دربارهٔ ایدهٔ نمایشنامه‌اش اول کتاب تو بخش مقدمه میگه: «باید بگویم یک روز وقتی که داشتم ترجمهٔ آلمانی یکی از کتاب‌هایم را، که مجموعه مقالاتی بود، با متن اصلی مقایسه می‌کردم، در یکی از مقالات آن کتاب که دربارهٔ شاهد در دوران بعث بود، جمله‌ای سببِ درنگم شد. در دوران بعث فردی که زندانی می‌شد به شدت تحت شکنجه قرار می‌گرفت. شکنجه‌اش فقط به این خاطر نبود که دیگران را لو بدهد، بلکه به این خاطر بود که به گناهان خود اعتراف کند. اگر کسی به گناهانش اعتراف نمی‌کرد، احتمال آزادی‌اش بسیار زیاد بود. بزرگ‌ترین شاهدِ متهم باید خود متهم می‌بود. شهادت دیگری از قدرت و توانایی شهادت خودِ متهم برخوردار نبود. خیلی‌ها که شکنجه‌ها را تحمل نمی‌کردند، باید برای خود جرمی می‌ساختند و به آن اعتراف می‌کردند تا از شکنجه رهایی یابند. این نوع برخوردِ بعث، نشان‌دهندهٔ جوهر کار قدرت در جوامع ماست. در حقیقت اینکه جامعه و قدرت و رسانه ابزارهای بزرگ القای احساسِ گناه هستند، سراپای زندگی ما را در بر گرفته است. این آغاز سادهٔ به‌وجودآمدن ایدهٔ نمایشنامه بود.»

امتیاز من به‌این نمایشنامه: ۴ از ۵

"در گفتگو با خود، هنگام حرف زدن در تنهایی، عمیق‌ترین نوع دیالوگ را به وجود می‌آوریم. زیرا فقط هنگام حرف زدن در تنهایی است که برای یک شنوندهٔ حقیقی حرف می‌زنیم که از او هراسی نداریم."

"آدم سرگردان، جهتی ندارد. او غریبی است که مدام پیِ جایی می‌گردد."

"احساس بی‌گناهی از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که دسته‌ای از زیر بار هر مسئولیتی شانه خالی می‌کنند و همهٔ طیف‌های دیگر جامعه را گناهکار می‌دانند. شماری از انسان‌ها دچار این غرور می‌شوند که پاک هستند و نگاه از بالا پیدا می‌کنند و مردم را گناهکار می‌دانند."

"تنهایی کاری می‌کند انسان‌ها بر باورها و عقاید خود پافشاری کنند، اما اگر انسان همدمی داشته باشد راحت‌تر عقایدش را تغییر می‌دهد."

"کار ما این است اگر کسی نتوانست گناهکار بودن خود را تشخیص دهد، کاری کنیم که به آن تشخیص برسد. اگر هم کسی نتوانست گناهان خود را به وضوح ببیند، گناهی می‌سازیم تا کمکش کند احساس گناهکاری را در خود بیابد."

"دولت مسئول مجازات است، دولت خود نمی‌تواند گناهکار باشد."

"اولش هیچ احساس گناهی نمی‌کردم، حالا می‌پرسم گناه چیست؟ آیا هرگز پا روی مورچه‌ای نگذاشته‌ام؟ گیاهی را زیر پا له نکرده‌ام یا نهالی را نشکسته‌ام؟ نانی را تکه نکرده‌ام و بی‌آن‌که بخورم پرتش نکرده‌ام؟ خوردن گوشت آن‌همه جانور گناه نیست؟ درست کردن بچه برای این جهان پلید گناه نیست؟"

"پرسش من این است چرا انسان احساس اطمینان می‌کند وقتی که می‌فهمد دیگران هم گناهکارند؟ چرا از دیدن گناهکاران لذت می‌بریم؟ چرا هر چه شمار گناهکاران بیش‌تر باشد، ما خوشبخت‌تر می‌شویم؟ شاید دلیلش این باشد که گناه سبب می‌شود احساس کنیم شبیه هم هستیم. تفاوت بزرگی میان ما نیست. گناه ما را به گروهی انسان تبدیل می‌کند که یکدیگر را نگاه می‌کنیم، به یکدیگر می‌خندیم، هر کس از ما هم وقتی تنها می‌شود و به اتاقی می‌رود و به آینه‌ای می‌نگرد، آرزو می‌کند گریه کند."

"اما این‌که احساس دَین نمی‌کنید سبب می‌شود احساس گناه نداشته باشید. من وقتی برای نخستین بار احساس کردم دَینی به گردنم است که باید آن را اَدا کنم، تازه فهمیدم احساس گناه یعنی چه."

"اگر انسان همدمی داشته باشد راحت‌تر عقایدش را تغییر می‌دهد."

"خیلی وقت‌ها کار قدرتمندان این نیست که ما را به برده تبدیل کنند، تهی کردن آزادی از معنای خویش، برای بی‌معنا کردن زندگی کفایت می‌کند."
Profile Image for Javad Azadi.
194 reviews86 followers
May 25, 2025
شاید سه و نیم.

من متاسفانه محاکمه کافکارو نخوندم، ولی با فضای این رمان و فضای رمان‌هایی از این دست آشنا هستم. شاید بقیه درست میگن که اگه بخوان کتابی در این سبک بخونند، این نمایشنامه از نسخه‌های ضعیف این دسته از کتاب‌هاست. اما به نظرم حتی با این وجود، بختیار علی باز هم اثر ایده‌داری رو نوشته. اینکه چطور این نویسنده مفهوم گناه و بی‌گناهی رو در یک دنیای جهان سومیِ دیکتاتوری بدین صورت بازتعریف کرده بود واقعا جالبه.

اما خب واقعا هم این نمایشنامه خیلی جاهاش به شدت شعاری میشه و کاش روی روایت بیشتر کار میشد تا شعار دادن. با این حال ارزش یک بار خوندن رو داره.
Profile Image for Sareh Booyeh.
61 reviews15 followers
November 13, 2022
اصلا نمیدونستم همچین کتابی وجود داره تا دو روز پیش که دوستم بهم گفت قراره تو پاتوق کتابخوانی درمورد این کتاب حرف بزنن! کتاب رو گرفتم و یه نفس خوندمش. خوندنش باعث میشه به سر تا پای خودت شک کنی و همه چیز رو زیر سوال ببری! خیلی وقت بود نمایشنامه نخونده بودم اما این یکی خیلی چسبید.
Profile Image for پیمان عَلُو.
346 reviews291 followers
June 12, 2023
*پنج ستاره به احترام کُرد و هم‌زبان بودنمان جناب بختیار علی:

نه! اینجا از این خبرها نیست جناب علی!
اینکه هم‌زبان هستیم جای خود ولی قرار نیست آت‌آشغال تحویلم دهی.حتی اگر محاکمه‌ی کافکا نبود هم امکان نداشت از این کارت خوشم بیاید.
صفحه سیاه کردن‌های مداوت،تکرار است و همه اش بوی شعار می‌دهد و شعارهایت متاسفانه درونی نیست و در حد تیپ هم نیستند.و شاید انتظار داری من از جملات فرهنگ و جامعه کُردی و این‌ها استفاده کنم و با کتابت بخاطر همان‌ها حال کنم؟!
خیر! برای من ادبیات در درجه اول است...
کُرد بودن و همزبان بودن و دیگر بودن‌ها در درجات بعدی هم جای نمی‌شوند...
اما اگر قرار است هم‌زبان باشیم و از همدیگر حمایت کنیم من به شما این پیشنهاد را می‌دهم:خواهشا شما نمایشنامه ننویس...
همان رمان را ادامه بده.
Profile Image for Melika Kalhor.
145 reviews52 followers
May 10, 2023
امتیاز من: 4.5/5

مفهوم "گناه" و "جرم" چیزیه که همیشه ادیان (و بالطبع حکومت‌های مذهبی) ازش به عنوان افسار مردم استفاده کردن‌. افساری که به اونها اجازه می‌ده برای رفتار آدما خط و مرز مورد نظر خودشون رو بذارن. کله سیا��‌های خاورمیانه‌ای مثل ما سال‌هاست که با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنن؛ ماهایی که با زندگی زیر سایه‌ی حکومت‌های دیکتاتورِ مذهبی، دمار از روزگارمون دراومده.

بختیار علی تو این نمایشنامه مفهوم ��ناه رو به بازی می‌گیره و نشون می‌ده که چطور توی دستای یه حکومت می‌تونه تبدیل به یه اهرم فشار برای تحت کنترل نگه داشتن جامعه بشه. توی جامعه‌ای که بختیار علی به تصویر می‌کشه، گناهکار بودن عیب نیست، بلکه بی‌گناهی و تلاش برای خوب بودنه که گناهه! اگه تو هم توی کثافتی که همه توش غلت می‌زنن، قاطی بشی، اونوقت دیگه نمی‌تونی به کثافت لباسای دیگری اعتراض کنی چون خودت هم آلوده‌ای! حتی شاید نبینی که اون آلوده‌ست چون این آلوده بودنه که نرماله! و اونوقت هیچ تغییر و پیشرفتی شکل نمی‌گیره، هیچکس نمی‌تونه برای بهتر کردن اوضاع تلاش کنه و به همین راحتی همه توی کثافت غرق می‌شن!

واقعا یکی از "حق"ترین کتاب‌هایی بود که تا حالا خوندم. هر چی بیشتر بهش فکر می‌کنم، بیشتر و بیشتر و بیشتر چیزهای جدیدی توش پیدا می‌کنم که ذهنم رو به خودشون مشغول کنن... بخونینش حتما. منم از بختیار علی میخوام بیشتر بخونم.

پسر من چرا زودتر نمایشنامه خوانی رو شروع نکردم :) چه شاهکارهایی که پیدا نمی‌شه بینشون!
Profile Image for Peymanjafari.
213 reviews8 followers
July 11, 2022
این نمایشنامه تأثیر گرفته از محاکمه کافکا هست و رگه هایی از نمایشنامه های سارتر و کامو هم تاثیر گرفته

نمایشنامه بسیار کاملیست بنظرم
خوب تونسته بیشتر افکارشو در این نمایشنامه پیاده کنه

موضوعات و لایه های زیادی داره برای بحث
ولی گویا ادیان و حکومتها و کتابهای مقدس مثل تورات و قرآن و… بر این نکته پافشاری دارن که بشر همیشه خودش رو گناهکار قلمداد کنه که همیشه به غیب التماس کنه
گویا اگر کسی خودش رو گناهکار قلمداد نکنه محکوم هست بر مرگ و فنا
احساس گناه در بشر از زمان آدم و حوا همواره وجود داشته و داره و گویا بدون احساس گناه و گناهکار بودن نمیشه زنده بود و زندگی کرد
یا باید خود را گناهکار قلمداد کرد و در زندان و اسارت تن و روان بود یا باید همواره احساس بیگناهی کرد و بصورت یک فرد آزاده تن به مرگ و رهایی داد
احساس گناه و عذاب وجدانی که بیشترش خودخواسته هست
گناهان ناکرده که دین و حکومت به ما تحمیل کردن طوری که نشه درست و غلط را از هم تشخیص
و نشه گناه و عدم گناه رو از هم تمیز داد
خلاصه به عنوان آخرین حرف به سوی دوزخ ای بیگناهان…(بی گناهان به دوزخ میروند)
Profile Image for Rêbwar Kurd.
1,031 reviews90 followers
September 4, 2025
در جهان بختیار علی، گناه نه امری شخصی و اخلاقی، که سازوکاری جمعی و سیاسی است؛ ابزاری برای مطیع‌سازی انسان‌ها و پیوند دادنشان به گله‌ای بزرگ‌تر. «به دوزخ، ای بی‌گناهان» تنها یک نمایشنامه نیست، بلکه بیانیه‌ای تراژیک علیه آن مکانیسم پنهانی است که هم در خاورمیانه و هم در بسیاری جوامع دیگر، انسان‌ها را وادار می‌کند حتی در بی‌گناهی هم احساس گناه کنند.

نمایشنامه از همان ابتدا با عنوانش، تناقضی هولناک را پیش می‌کشد: دوزخ، نه جای گناهکاران، که سرنوشت بی‌گناهان است. این پارادوکس همان طنز تلخ تاریخ و سیاست در شرق است؛ جایی که قربانیان همواره به جای جلادان مجازات می‌شوند و انسان‌ها در کمال بی‌گناهی، زندگی در جهنم را تجربه می‌کنند.


نمایشنامه در هجده پرده نوشته شده و از همان آغاز با معرفی شخصیت‌ها و فضای صحنه، جهانی استعاری و هولناک بنا می‌شود. بختیار علی مثل همیشه با بهره‌گیری از زبان شاعرانه و استعاری، فضایی میان واقعیت و افسانه خلق می‌کند. شخصیت‌ها اغلب به تیپ‌هایی اجتماعی شبیه‌اند: انسان‌هایی که هم فردیت دارند و هم نمایندگان یک وضعیت جمعی هستند. به همین دلیل، تماشاگر یا خواننده بیش از آنکه درگیر سرنوشت شخصی آن‌ها شود، در آیینه‌ای تاریک با سرنوشت تاریخی و اجتماعی خود روبه‌رو می‌گردد.

در این اثر، گناه معنای سنتی‌اش را از دست می‌دهد. دیگر خبری از خطای فردی یا تجاوز به قانون الهی نیست. در این ناکجاآباد، مردم باید گناه داشته باشند، حتی اگر مرتکب هیچ خطایی نشده باشند. اگر گناهی نکرده‌ای، باید برای خود گناهی بسازی، چون بی‌گناه بودن خودش جرم است. این همان قلب تپنده نمایشنامه است: نظامی که انسان را نه به خاطر عمل، بلکه به خاطر وجودش، به خاطر فردیتش، مجازات می‌کند.

بختیار علی این مکانیسم را ریشه در فاشیسم می‌بیند. فاشیسم نه صرفاً یک نظام سیاسی، که روحی پنهان است که با کاشتن احساس گناه در افراد، آن‌ها را وادار می‌کند برای تطهیر به جمع بپیوندند. فرد باید خود را گناهکار بداند، باید در طلب بخشایش باشد، و این بخشایش فقط از راه وفاداری به گله و قدرت به دست می‌آید.


آنچه نمایشنامه را فراتر از یک متن ادبی می‌برد، جسارتش در نقد فرهنگ سیاسی و اجتماعی خاورمیانه است. علی نشان می‌دهد که چگونه در این جغرافیا، انسان‌ها از کودکی با بار سنگین گناه پرورش می‌یابند: گناهِ اندیشیدن، گناهِ متفاوت بودن، گناهِ نپذیرفتن قوانین بازی. بزرگ‌ترین گناه نه ارتکاب خطا، بلکه سرپیچی از منطق جمعی است. در نتیجه، فردیت همیشه به جرم بدل می‌شود و آزادی به تبعید.

این همان چرخه‌ای است که رژیم‌های استبدادی و جوامع سنتی برای بازتولید خود به آن نیاز دارند: ایجاد گناه، وعده تطهیر، و در نهایت، تبدیل انسان‌ها به توده‌ای مطیع و بی‌اراده.

بختیار علی در این نمایشنامه نیز مانند رمان‌هایش، از نثری شاعرانه بهره می‌برد. دیالوگ‌ها سرشار از استعاره، ایهام و تصویرند. اما برخلاف آنچه ممکن است سنگین جلوه کند، این زبان بیشتر از آنکه فاصله ایجاد کند، نوعی موسیقی تراژیک به متن می‌بخشد. خواننده حس می‌کند که در میانه‌ی شعری بلند ایستاده که هر واژه‌اش زخمی تازه می‌گشاید.

در عمق نمایشنامه، یک پرسش بنیادین نهفته است: وقتی همه گناهکارند، بی‌گناه بودن یعنی چه؟ آیا اساساً امکان بی‌گناه ماندن وجود دارد؟ پاسخ بختیار علی تلخ است: در جهانی که فاشیسم احساس گناه را کاشته، بی‌گناهی خود گناهی نابخشودنی است. بنابراین بی‌گناهان سرانجام در دوزخ خواهند سوخت.

این تراژدی نه فقط سرنوشت شخصیت‌های نمایش، که بازتاب زندگی تاریخی مردم کردستان و بسیاری ملت‌های دیگر است؛ ملت‌هایی که بی‌آنکه مرتکب خطایی شوند، به جرم «بودن» در آتش جنگ، سرکوب و تبعید سوخته‌اند.

در جهانی که مدام انسان‌ها با موجی از احساس گناه مصنوعی (رسانه‌ای، سیاسی یا مذهبی) بمباران می‌شوند، خواندن این نمایشنامه فقط تجربه‌ای ادبی نیست، بلکه تمرینی برای بازشناسی سازوکارهای قدرت است. بختیار علی به ما یادآوری می‌کند که بزرگ‌ترین آزادی، نه رهایی از گناه، بلکه نپذیرفتن منطق تحمیلی گناه است.

«به دوزخ، ای بی‌گناهان» یکی از جسورانه‌ترین و عمیق‌ترین آثار بختیار علی است. او با زبانی شاعرانه و فرمی نمایشی، به نقد ریشه‌های فاشیسم می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه احساس گناه به ابزاری برای مطیع‌سازی انسان‌ها بدل می‌شود. این نمایشنامه نه‌تنها بازتاب تاریخ پررنج کردستان، بلکه آیینه‌ای برای فهم وضعیت بسیاری از جوامع خاورمیانه است؛ جوامعی که بی‌گناهانشان همواره در جهنم زیسته‌اند و هنوز شاکر مانده‌اند.
Profile Image for Ahoura.7.
31 reviews6 followers
July 30, 2024
کارِ ما این است کاری کنیم در ابتدا به عنوان یک شهروند احساس گناه داشته باشید، بعد از آن احساس کنی درون قفسی هستی. این قفس به چه شکل است و چگونه است، کجاست، چه چیزی درونش هست مهم نیست. مهم این است که هیچوقت فراموش نکنید جایی که هستید، قفس است و درون آن به اندازه‌ای حرکت می‌کنید، احساس می‌کنید، فکر می‌کنید که قوانین اجازه می‌دهند.
Profile Image for Marzi Motlagh.
190 reviews79 followers
April 12, 2025
خیلی شعارزده و کلیشه‌ای بود. فقط دیالوگ داشت و هیچ روحی توی نمایش حس نکردم! گویا نویسنده صرفا بخواد گفتگوهای ذهنیشو بیاره روی کاغذ و حتی طرح اولیه رو نپخته بود توی ذهنش؛ به نظر من واقعا ضعیف بود. دو سه تا جمله‌ی خوب داشت که مجابم کرد یه ستاره ندم!
Profile Image for Sadra Kharrazi.
539 reviews103 followers
March 7, 2024
" نمایشنامه‌ فلسفی «به‌سوی دوزخ... ای بی‌گناهان» یادآور آن داستان آغازین است
تبعید آدم و حوا. جهانی که در آن سیستم و قدرت در صدد ایجاد جامعه‌ای هستند که باید همه در آن "احساس گناه"ناکرده بکنند و مجرم و شریک جرم باشند و دستشان به گناهی آلوده. جامعه‌ای که شرط آزاد زیستن در آن، تحملِ بارِ سنگین گناه است. بُعد تراژیک این نمایشنامه، وجود دوزخی است که در آن، آدم‌ها با وجود محکومیت و شکنجه‌های هولناک، هم‌چنان در سکوت ابدی خویش، از شرایط موجود سپاسگزارند، و یا آن‌که تاب چنان وضعیتی ندارند و رهایی‌شان را در مرگ می‌بینند و به آن تن می‌دهند.
"

به دوزخ ای بی گناهان در بهترین حالت یک کپی کامل از محاکمه کافکا است که در کنار آن با ایده‌هایی از 1984 جورج اورول رنگ و لعاب گرفته است
Profile Image for Ismail | اسماعیل.
12 reviews2 followers
December 12, 2022
احساس گناه (guilt)، خوراکِ غالبِ حکومت‌های خودکامه است. این موضوع این نمایشنامه‬⁩ است و از این بابت سخت خواندنی است. پیشگفتاری که در ابتدای کتاب آمده هم به نکات ظریفی از فرهنگ و سیاست در حوزهٔ خاورمیانه اشاره کرده که جای تأمل دارد.
Profile Image for Hossein Sarafraz.
185 reviews7 followers
November 19, 2025
شاید ایده‌ی اولیه این نمایش‌نامه جدید نباشه ولی ارزش خوندن رو داره. مخصوصا برای ما جهان‌سومی‌ها که این حرف‌ها رو با گوشت و پوستمون هر روز زندگی کردیم.
Profile Image for Nima Jahanbin.
41 reviews4 followers
July 25, 2022
خیلی نمایشنامه ی خوبیه. یه کمدی سیاه و تلخ از شرایط اجتماعی ، فکری و سیاسی خاورمیانه.
فکر میکنم تنها نمایشنامه بختیار علی باشه.
Profile Image for FATEMEH.
159 reviews13 followers
March 4, 2024
وقتی تموم شد خدا رو شکر کردم. کاش بختیار علی به نوشتن رمان اکتفا میکرد.
Profile Image for Amene.
816 reviews84 followers
December 24, 2023
یک شاهکار تمثیلی و بی‌نظیر
به شدت پیشنهاد می‌کنم👌
Profile Image for Hastie.
25 reviews
June 5, 2024
جمیله: هرگناهی را پیدا میکردم می‌گفتند تو زن بی‌سواد خانه‌داری هستی چنین گناهی با تو جور در نمی‌آید.
مصطفا: چه کسی چنین حرفی می‌زد؟ روزنامه‌نگار؟
جمیله: نزد آنها تنها گناهی که از زنی برمی‌آید فقط این است که با شخص دیگری غیر از شوهرش بخوابد. از این گذشته هرگناهی را سرهم میکردم می‌گفتند زن نمی‌تواند چنین کاری کند، این گناهی مردانه است.
- ایخدا، مگر گناه هم زن و مرد دارد؟
+ نه، مردها همه گناهان را از آن خود کرده اند و آنچه برای ما باقی مانده، فقط گناهان مربوط به تنمان است.
Profile Image for Mehrana.
1 review
August 6, 2024
این کتاب از ۱۹۸۴ هم عجیب غریب تر بود؛ برای منی که از فضای کتاب خوندن فاصله گرفته بودم خیلی خوب بود و بدلیل اینکه خیلی روون بود اشتیاق رو به من برگردوند؛ پایان منطقی داشت ، جز این هر اتفاقی میوفتاد شاید حداقل برای من پایان بندی خوبی به نظر نمیومد ؛ چون مصطفا بهترین تصمیم رو گرفت و جز این دیگه چاره ای نداشت؛
خیلی از جملاتش شمارو به فکر فرو میبره، چندین بار برمیگردین و میخونینش ، هی معادله های ذهنتون رو تغییر میده و با شخصیت اصلی میوفتین دنبال راه حل
واقعا فضایی که ساخته فضای دارک و قابل درکی هستی
لذت بردم و پیشنهاد میکنم🤝🏻
16 reviews
May 22, 2023
نمایشنامه به دوزخ ای بی‌گناهان به قلم بختیار علی یکی از بهترین و ریزبینانه ترین کتاب هایی بود که توی این چند وقت اخیر خوندم ! تو این کتاب بختیار علی جایگاه ویژه گناه رو برای دولت های شرقی و البته مذاهب نشون میده و در مقدمه کتاب اینطور می‌گوید که : " در جوامع شرقی نظم بخشیدن به تفاوت‌ها و گردآوری آنها کنار هم کاری محال است. به همین خاطر است که کار مشترک عناصر متفاوت دیده نمی‌شود. در اینجاست که نگاه به تئاتر هم یک نگاه دیکتاتوری است که در آن کارگردان تبدیل به عنصری همه‌کاره می‌شود و عناصر گوناگون را کنار هم قرار می‌دهد. به باور من نمایش به عنوان یک عنصر جمعی در تئاتر هنوز کاملا به وجود نیامده است. همچنان که در سطوح اجتماعی شاهد کار گروهی موفق نیستیم، به همان شکل نیز زیست اجتماعی کنار هم و همچنین کار جمعی در زندگی عادی دشوار است،  این همان معضلی است که آشکارا در تئاتر هم ورود پیدا کرده است . "
و در قسمتی دیگر بختیار علی دیکتاتوری نوین در حکومت های شرقی را اینطور بیان میکند که : " خیلی وقت‌ها کار قدرتمندان این نیست که ما را به برده تبدیل کنند، تهی کردن آزادی از معنای خویش، برای بی معنا کردن زندگی کفایت می‌کند. " و از این‌رو جایگاه گناه بسیار مهم می‌شود چون به گفته خودش : " احساس گناه شرط سازگاری و خوشبختی انسان‌ها در کنار یکدیگر است. "
ایده دیگر بختیار علی این است که فاشیسم در شرق از همیشه زنده تر است و به گونه دیگری دارد شیره زندگی را میمکد و آنرا اینطور بررسی می‌کند که : " فاشیسم در شرق با چنین مکانیسمی کار می‌کند. القای احساس گناه و بعد جستجوی تطهیر درون گله. " و البته این احساس دیگر در آن بعد روحی، اخلاقی و حتی دینی را ندارد و انسان پاک کسی می‌شود که خود را مدیون سیستم می‌داند و باید دین خود را ادا کند !!!
اتفاق بسیار شگفت دیگری که افتاد این بود که بختیار علی سردرگمیِ انسان جهان شرق را به گونه‌ای زیبا به تصویر می‌کشد و این تردید را عامل اصلی فرسودگی جسم و روح می‌داند و می‌گوید : " مصطفا (شخصیت اصلی داستان) میان دو جهان سرگردان است : جهانِ سنت مکتوب و آینده‌ای نامعلوم و وعده داده شده. "

اکنون چند تا از دیالوگ های طلایی که دوست داشتم را برایتان مینویسم :

روحانی : " دکتر جان ببین، اگر آدمی به خدا ایمان داشته باشد، آن وقت به گناهکار بودن خودش هم ایمان خواهد داشت. خدای بزرگ به این خاطر نماز و روزه و عبادات را بر ما واجب کرده تا فاصله بین دو گناه زمان کافی برای تطهیر شدن داشته باشیم. "
روزنامه‌نگار : " دمت گرم جناب، اولین داستان و حکایتی که آدمی روایت کرده، داستان گناهانی است که مرتکبشان شده. اگر گناهی وجود نداشت، رسانه‌ای هم در کار نبود. یک ساعت به تلوزیون نگاه کن، یک ساعت به دیوار گوش بده، روزنامه‌ای را دستت بگیر و بخوان، همه سراسر از گناه انسان می‌گویند. "
--‐---------------------------------------------------------
روزنامه‌نگار : " من خیلی تحت تاثیر قهرمانانی هستم که تردید از درون آن‌ها را می‌خورد.  تردید کاری می‌کند انسان ترسو شود، انسانِ ترسو هم به سادگی تحت تاثیر قرار می‌گیرد.
------------------------------------------------------------
زندانی‌اول : " عدالت این است آدم حتی ثانیه‌ای فراموش نکند که گناهکار است. "
قاضی : " سابقا فقط ادیان این‌ حقیقت را درک کرده بودند، حالا دولت‌ها و سیاستمداران هم درکش کرده‌اند."
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Farnaz.
124 reviews5 followers
March 3, 2025
.
#فرناز_کافی
.
در نمایشنامهٔ « به دوزخ ای بی‌گناهان»، زندگی افراد جامعه به موضوع سیاست تبدیل می‌شود. این همان چیزی است که سیاست مدرن را از سیاست سنتی جدا می‌کند. در جهان سنتی قدرت، یک فعل مجرمانهٔ خاص را تعقیب می‌کند اما در جهان مدرن تمامیت زندگی فرد را دنبال می‌کند و به جای اینکه حق انحصاری مرگ شهروندان را در دست داشته باشد؛ زندگی آنها را تصاحب کرده است. در چنین جهانی این خود مجرم است که همچون موضوع خطرناکی قلمداد می‌شود و باید به تمام زندگی او از کودکی تا اکنون نور تابانید و آن را مورد وارسی قرار داد.
دادگاه برای چنین شخصی همچون قدرت در همه جا پراکنده است و هیچ نقطه ثابتی ندارد و مهم‌ترین جایگاه آن درون خودِ فرد است. این دادگاه سیری معکوس را طی می‌کند و فرد به جای اینکه بی‌گناهی خود را ثابت کند باید بکوشد برای گناهی پیدا کند و خود را گناهکار بداند . او همچنین موظف است برای گناهش مجازاتی را تعیین کند.
در چنین جامعه‌ای روح فاشیسم جریان دارد و دلیل اینکه افراد جامعه کسانی مانند روانشناس، معلم تعلیم و تربیت و حتی روزنامه‌نگار تبدیل به بازوی قدرت می‌شوند ؛وجود فاشیسم است.
در جامعه‌ای که سیاست مدرن در آن به کار می‌رود نیازی به خشونت فیزیکی و محدودیت‌های مادی حس نمی‌شود و فقط به یک نگاه نیاز است. نگاهی که هر فرد را با تمام وزن و چگالی‌اش هدف می‌گیرد و او را به نقطه‌ای می‌رساند که مراقب و ناظر خودش می‌شود و بر خود و علیه خود نظارت می‌کند.
در قدرت پیشامدرن دست‌ها اعمال قدرت می‌کنند اما در جامعهٔ مدرن چشم‌ها.دست‌ها نمی‌توانند لمس کنند بدون آنکه لمس شوند اما چشم‌ها می‌توانند ببینند بدون آنکه دیده شوند.
سراسر نمایشنامهٔ بختیارعلی درگیر چنین مفهومی از قدرت است؛ قدرتی که کاملاً خونسرد، آزاد و قانونی اعمال می‌شود.
باید گفت نویسنده با نوشتن این اثر بازجویی مدرن را به تصویر کشیده است.
زندان در این اثر بختیارعلی استعاره از زندان سراسربین(panopticon)است.
زندانی مبتنی بر تکنولوژی نور و روشنایی.
این اثر با دو رمان #کافکا رابطه بینامتنیت دارد. به عنوان مثال :
صحنهٔ آغازین آن همچون #رمان_محاکمه نوشتهٔ #کافکا با حضور دو بازرس بر بالای تختخواب شخصیت اصلی داستان، مصطفا، آغاز می‌شود.
جمیله همسر مصطفا و اعتراضی که به رفتار او در برابر بازرس‌ها می‌کند یادآور فریدا، معشوقهٔ کا، در #رمان_قصر است.
به طور کلی آثار بختیارعلی، بنیادی‌ترین نقدها را به جامعهٔ شرق وارد می‌کند و بصیرت رهایی‌بخشی را پیش چشم خوانندهٔ خود می‌نهد.
منبع:
دانیالی،عارف،اسماعیلی،مراد، زیست-سیاست مدرن: فوکو به کافکا (مطالعه موردی: رمان محاکمه) .
Profile Image for Reza.
71 reviews
February 21, 2025
بنا به توصیه‌ای این نمایشنامه رو شروع کردم چون می‌گفتن تاحدودی شبیه ۱۹۸۴ هست که البته بعد از خوندنش فهمیدم چقدر اشتباهه.
من نمایشنامه‌هایی که خوندم محدود به شکسپیر و در نوع ایرانیش محدود به پروین دختر ساسان هدایت و مرگ یزدگرد بوده ولی به جرئت می‌تونم بگم ۲ ستاره برای این نمایشنامه زیاد هم هست و فقط بخاطر چن‌تا دیالوگ خردمندانه هست که بهش این امتیاز رو دادم.
نمایشنامه متاسفانه گاف و باگ داستانی داره که باعث می‌شه هیچ‌جوره باورپذیر نباشه انگار داری یک پارودی از ۱۹۸۴ رو می‌خونی. در ادامه بخشی از داستان رو می‌گم ولی پایان داستان اسپویل نمی‌شه پس نترسید.

بزرگترین گاف داستان اینه که گویا کل مردم شهر رو سازمان یکبار دستگیر کرده و این سازمان که گناهکار می‌سازه سالها در این شهر فعال هست ولی مصطفی که شخصیت اصلی نمایشنامه هست گویا کبک تشریف داشتن و سرشون زیر برف بوده و نمی‌دونستن همچین سازمانی وجود داره حتی با اینکه سازمان زن مصطفی رو هم دستگیر کرده ولی آقای سیب‌زمینی حتی به خودش زحمت نداده از زنش بپرسه تمام این مدت کدوم قبرستونی بودی. بخوام مقایسه بهتری داشته باشم ارجاع می‌دم به سریال گاتهام اونجا کمیسر گوردون وارد یک شهری شده که همه داخلش خلافکار هستن ولی بی‌اطلاع از وضعیت اطرافش نیست قبل از رفتن به شهر می‌دونه که داره کجا پا می‌ذاره و قراره با چی رو‌به‌رو بشه. چطور گوردون که از یک شهر دیگه میاد اینا رو می‌دونه ولی مصطفی که سال‌ها توی یک شهر با همچین شرایطی زندگی می‌کرده خبر از دور و برش نداره!
در پایان فقط باید از نویسنده بخوام که بره با دقت در مورد رفع باگ‌های داستانی مطالعه کنه بعد دست به قلم ببره؛ به قول امروزی‌ها: بس کن بختیارعلی
Profile Image for ghazal.
158 reviews6 followers
May 18, 2024
اوایل کتاب فکر میکردم با نمونه شرقی شده 1984 روبه رو شدم ، با خودم فکر کردم ایده و فضا همون فضا است و تنها اسم ها و اصول اخلاقی کمی تغییر پیدا کرده اما از پرده هشتم به بعد واقعا جذاب بود . با هر جمله ابتدا خودم رو محاکمه و محکوم به گناهکاری میکردم و بعد از کمی تامل می فهمیدم فریب خورده ام . حقیقتا خیلی از ما در جوامع کنونی شجاعت و آزادی فکر مصطفا را نداریم و افسوس که با این همه ادعا اندکی از درک و درایت این چنینی بهره نبرده ایم.
نویسنده با بیانی شیوا ریشه تردید را در ذهن خواننده میکارد و بعد از 144 صفحه اکنون نوبت به خواننده میرسد که ببیند آیا میتواند در برابر ظلم به خود مقاومت کند یا همچنان بردگی را بر راه دشوار فهم ترجیح میدهد؟
Profile Image for Golnaz.
24 reviews4 followers
January 8, 2025
کتاب رو نصفه ول کردم چون تصمیم گرفتم دیگه به جای زجر دادن خودم برای تموم کردن هر کتاب بدی که دستم گرفتم، انرژی و وقتم رو صرف خوندن کتاب‌هایی بکنم که واقعاً بهم لذت می‌دن. در هر صورت تا نصف کتاب خوندم و به شدت ناامید شدم هرچند انتظارش رو داشتم. نویسنده‌ها و هنرمندهای کرد اغلب اوقات بعد از یک دوره فعالیت بی‌نظیر و باورنکردنی تصمیم می‌گیرن برن سراغ کارهای گلوبالیستی‌تر و همیشه خودم رو از قبل برای این شرایط آماده می‌کنم چون متاسفانه انتظار دارم ناامید بشم. این کتاب هم در کمال انتظار به‌شدت تقلیدی و سطحی و عاری از صداقت و شوق بود.
Profile Image for Solmaz.
164 reviews13 followers
July 1, 2025
نمایشنامه در مورد مصطفی کارمند یک کتابخانه که دستگیر شده.چرا؟
چون احساس بیگناهی میکنه
داستان در دولتی اتفاق میفته که نباید احساس بیگناهی کنی.
حالا اسکندر باید بگرده و برای خودش گناهی پیدا کنه
آدمی مطیع که همیشه تابع قوانین بوده و هرگز خطایی نکرده حالا یابد خودش رو گناهکار کنه،قضاوت کنه و بعد مجازات کنه.
مصطفی شکلی از کابوس داره
نه در گذشته است نه در حال
به نظر نماد آدمی است درست در جامعه ای نادرست
باختن با زیبایی دراماتیک هدف مصطفی ست چون از پس بازی برنمیاد
اگر روزی مجبور باشیم خودمون رو بابت یک گناه گناهکار بدونیم اون گناه چیه و مجازات چیه
Profile Image for Azhy Yasin.
10 reviews
July 9, 2023
وەکو یەکەم ئەزموونم لەگەڵ کتێبێکی بەختیار عەلی [هەرچەندە کوێرانە پێش خوێندنەوەی هیچ بەرهەمێکی هەمیشە تەعلیقم لە نووسینەکانی ئەدا کە لەملاو لا ئەمبینی] وای لێکردم پەشیمان ببمەوە لە قسەکانم و بیرکردنەوەم دەربارەی کتێبەکانی گۆڕا.

با لەبیرم نەچێت لە ڕێگەی هەولێر بووم لەناو پاسەکە و حەمە موودی برادەرم ئەم کتێبەی پێبوو و تا گەیشتمە هەولێر نیوەیم خوێندەوە و کە هاتمەوە قەرارم دا بیکڕم و تەواوی بکەم.
Profile Image for Mohanna.
116 reviews12 followers
December 14, 2023
از بختیار علی نمایشنامه نخونده بودم اما این نمایشنامه بدک نبود. البته نسبت به کارهای خودش می‌شه گفت ضعیف بود. ایده‌ی جالبی بود اما رفته رفته حرف‌ها تکراری شد انگار‌. کاراکترها ناچار بودن حرف‌های تکراری بزنن و کلا یکمی داستان کم رمق شد. اما کوتاه و جالب بود برای یکبار خوندن.
Profile Image for Isa Dolatian.
176 reviews7 followers
February 19, 2024

پنجمین کتابی بود که از بختیار علی نویسنده کرد زبان میخوندم. کتاب مثل همیشه توسط مریوان حلبچه ای و نشر ثالث چاپ شده بود. کیفیت ترجمه و چاپ مناسب و بی ایراد بود.
کتاب به شکل نمایش نامه هست و شخصیت اول مصطفی به زندان افتاده و قرار هست بخاطر گناه کار نبودن مجازات بشه و اصولا ادمهای بی گناه در مقایسه با گناهکاران مقصر هستند و…
بختیار علی به زیبایی مفهوم گناه و مجازات تو این نمایش نامه کوتاه به سخره میگیره و همچون اثار قبلیش ابعاد جدیدی از نگرش انسان به زندگی رقم میزنه، انسان متفکر بعد از خوندن کتاب به فکر فرو میره که آیا تعریف گناه دقیقا همون چیزی هست که تا حالا دیده و لمس کرده یا نه؟
نمایش نامه ارزش یکبار خوندن را قطعا داره ولی به رمان های نویسنده نمیرسه.
Displaying 1 - 30 of 34 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.