Jump to ratings and reviews
Rate this book

لاموزیکا دومین

Rate this book
دقیقاً بیست سال از «لاموزیکا» تا «لاموزیکا دومین» می‌گذرد، و کمابیش من در طول این سال‌ها این پردهٔ دوم را می‌طلبیدم. بیست سال است که من صداهای شکستهٔ این پردهٔ دوم را می‌شنوم٬ صداهایی شکست‌خورده از خستگی این شب بی‌خوابی. زن و مردی که همچنان وحشت‌زده در این جوانی عشق نخستین باقی می‌مانند.
و گاه نویسنده سرانجام چیزی می‌نویسد.

زن اون دوره از زندگی‌مون بیشتر اوقات تو فکر مرگ بودم. از اون موقع فکر مردن توی من جا گرفت. (مکث.) پاریس توی هتل نشسته بودم و داشتم فکر می‌کردم چه جوری می‌تونم این رو ازت بخوام… چه جوری می‌تونم باهات صحبت کنم. اون مرد وارد هتل شد. یادم نیست اون قبلش پشت بار نشسته بود یا نه٬ ولی فکر نمی‌کنم. خیلی زود اومد پیش من٬ باهام حرف زد٬ خیلی زود. سر میزم نشست.
خیلی زود خیلی دیر شده بود.

111 pages, Paperback

First published January 1, 1965

Loading...
Loading...

About the author

Marguerite Duras

374 books3,547 followers
Marguerite Germaine Marie Donnadieu, (4 April 1914 -3 March 1996) known as Marguerite Duras, was a French novelist, playwright, screenwriter, essayist, and experimental filmmaker.

Her script for the film Hiroshima mon amour (1959) earned her a nomination for Best Original Screenplay at the Academy Awards.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
91 (17%)
4 stars
190 (37%)
3 stars
174 (34%)
2 stars
43 (8%)
1 star
10 (1%)
Displaying 1 - 30 of 45 reviews
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,196 followers
March 5, 2017
آدم‌ها عاشق می‌شوند و خیال می‌کنند عشق‌شان جاودانه است، خیال می‌کنند با همه فرق دارند و موضوع‌شان از دیگران جداست. اصلا باورشان نمی‌شود آن‌ها تکرار میلیون‌ها آدمی هستند که قبل از این، ناگهان در لحظه‌ای، قلبش به تپش افتاد و عاشق شد و عهد کرد همیشه عاشق بماند. اما بعد فراموش کرد که عشق، از پیچک نازک باغچه هم حساس‌تر است و اگر یک روز حواست پرت شود، پژمرده می‌شود. آدم‌ها دستخوش هوس‌های‌شان می‌شوند و امیال خودشان و خودخواهی‌ها و به سادگی همه‌چیز را از یاد می‌برند و فاصله که بیاید هر روز به جای بزرگ شدن عشق، این فاصله است که بزرگ می‌شود. آن وقت خانه‌ها زندان می‌شود و زندگی یک انزوای طولانی. آدم‌ها باهمند و تنهایند... اما خاطره‌ها، خاطره‌های لعنتی و ثانیه‌های شعف آدم‌ها را به هم برمی‌گرداند. خاطره از آدمی می‌پرسد چطور می‌توانی او را ترک کنی؟ چطور می‌توانی از او بگذری در حالی که آن لحظه تمام هستی تو در او خلاصه می‌شد؟ و آدمی سکوت می‌کند. کم‌تر کسی هست که بتواند در این نقطه، توانی برای شکستن دیوارها داشته باشد. شاید کسی که یک تنه خودش را قربانی عشق کرده باشد.

تمام چیزی که من از این نمایشنامه دریافتم همین‌ها بود. و البته چیدمان جملات و دیالوگ‌ها در هیچ کجای نمایشنامه شگفت‌زده‌ام نکرد. همه‌چیز معمولی بود. درست مثل زندگی‌های عاشقانه‌ای که هر لحظه امکان ویرانی‌شان هست.
Profile Image for julieta.
1,400 reviews50.5k followers
September 26, 2023
Ay, qué belleza devastadora. Qué curiosidad me da ver la película que hizo eventualmente. Y qué hermoso leer la traducción de Mirta Rosenberg.
Profile Image for Saman.
396 reviews242 followers
July 19, 2025
3.5

زوجی که تصمیم به جدایی گرفتند و در لابی هتل با هم ملاقاتی دارند و در اون ملاقات به مرور گذشتشون می‌پردازند. در خلال این مرور غم،حسرت،سنگینی باری از گذشته، خشم از بین حرفهای رد و بدل شده به وضوح حس میشه.دیالوگهایی که ساده‌اند ولی در عین سادگی به دلیل واقعی بودن قابل پذیرش هستند.میشه درکشون کرد،میشه حسشون کرد. نویسنده چیزی رو بین این زوج تصنعی درست نکرده و حرفهایی که به همدیگه می‌زنند کاملا برآمده از موقعیتی هستند که دو طرف در حال گذرانش هستند. این ترکیب حسهای گوناگون در خلال گپ و گفت غم‌آلود این زوج خیلی خوب و منطقی بود. این نمایشنامه برشی از زندگی زوجی بود که به آخر خط رسیده بودند.ما می‌فهمیم در خلال صحبتها که چرا به این تصمیم رسیدند. من هم تصمیم این زوج به جدایی رو درک میکردم و هم این غم و خشمی که داشتند و البته من هم حسرت خوردم که چرا یک سری پرسشها و حرفها در زمان خودش زده نشد و چرا مراقبت هایی انجام نشد که سرانجام رابطه به اینجا نرسه.تمنا و دست و پا زدن مرد در آخر کار،مثل تلاش کسی بود که قصد داره به ریسمانی هر طور شده چنگ بزنه،غافل از اینکه اون ریسمان،سرابی بیش نیست ...اگر تجربه جدایی دارید، احتمالا این نمایشنامه میتونه شما رو اذیت کنه..
Profile Image for صان.
430 reviews530 followers
March 2, 2018
نمی‌تونم بدون پیش‌داوری و قاطی کردن احساسات شخصی درباره این نمایش حرف بزنم. اما چون تجربه‌ای شبیه به این داشتم خیلی منو درگیر کرد و سوالاتش توی ذهنم شکل گرفت و درنهایت احساسی‌م کرد :))

برای همین دوست‌اش داشتم. فضاشو هم دوست داشتم. فضای لابی یک هتل قدیمی با نور کم و سکوت نیمه‌شب و حرف‌های خورده شده و نگاه‌های حسرت‌بار.
Profile Image for Alireza.
170 reviews1 follower
May 23, 2015
لاموزیکا نمایشنامه ای ست به قلم خانم دوراس. بعد از بیست سال نویسنده پرده دومی به آن اضافه می کند و آنرا لاموزیکا دومین می نامد. این کتاب دو پرده لاموزیکا را شامل می شوند. لاموزیکا در مورد عشقی است که نمرده. دردی است که نمرده. اما آدم هایی که با مرده تفاوتی ندارند.
قصد مطالعه اگر داشتید توصیه می کنم ترجمه تینوش نظم‌جو را ابتیاع کنید.

پ.ن. تئاتر معشوقه‌ی دیر یافته‌ی من است. دور تا دور دنیا: نمایشنامه فرصت خوبی است تا زیبایی‌ش را بهتر ببینم.
Profile Image for Narges Moeini.
53 reviews119 followers
October 15, 2013
زن : جنايتى رو كه مى خواستين مرتكب بشين هم توى همون كتاب خونده بودين؟
مرد : آره، اون رو هم خونده بودم.
زن : من هم همين طور، زنا در پاريس رو توى يه كتاب خونده بودم.
مرد : ما چه آدم هاى كتاب خونى هستيم...
Profile Image for Tandis Toofanian.
91 reviews198 followers
March 31, 2013
بعضیا چون عشقشون می لنگه یعد از ظهر ها گریه می کنن ... ولی من جاش من میرم مسابقه ی اسب دوانی
Profile Image for Ali Mousighidan.
83 reviews11 followers
January 2, 2020
بعضی ها چون عشقشون می لنگه بعدازظهرا گریه میکنن...
من میرم دیدن مسابقه ی اسب دوانی.
Profile Image for Farzane.
108 reviews
August 1, 2015
ﻣﺮﺩ : ﻣﻦ ﯾﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ .
ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ .
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ .
ﯾﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ . ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺮﻡ .
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺣﺒﺲ ﺑﺸﻢ .
ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ .
ﺍﯾﻨﻪ . ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ.
Profile Image for Hasan Abbasi.
181 reviews9 followers
February 18, 2018
نمایشی در خصوص قوه زندگی و مرگ ... اینکه رابطه عاشقانه و زناشویی چگونه بر تمام وجوه این قوه ها موثر و هر کدام را تقویت یا تضعیف میکند ... در نمایش نشان داده میشود که چگونه عشق همچون تار عنکبوت یا نیروهای ماخولیایی انسان ها را چه مرد و چه زن تحلیل میبرد ... و اینکه بدون عشق همه آن چیزی که باقی میماند مرگ است ...
Profile Image for Parisa.
157 reviews300 followers
August 17, 2013
زن :من داستانمون رو فراموش کردم.
سکوت.
زن :درد رو فراموش کردم.
سکوت.
زن:اصلا هم نمیدونم چرا.
سکوت.
زن :آدم این همه زجر بکشه ...تا این حد...و بعدش هم دیگه ندونه چرا...دلیلش رو فراموش کنه...(مکث.)
ما حالا دیگه کمتر دوست خواهیم داشت.دیگران رو.کمتر.
Profile Image for Marzi Motlagh.
197 reviews89 followers
December 15, 2019
از متن کتاب :

"زن: تو چرا من رو توی ایستگاه راه آهن نکشتی؟
مرد: نمیدونم.
فراموش کردم.
شاید فراموش کردم.
دیدمتون و فراموش کردم.
من هیچوقت هیچ کی رو نکشته بودم، کشتن رو بلد نبودم، این خودش خیلی شرطه. وقتی میخوای دست به کار بشی، می بینی خیلی سخته...
با این اسلحه، خودم رو برای کشتن تون آماده کرده بودم. ولی وقتی دیدمتون، خیال کردم دیگه دوستتون ندارم. پس دیگه نیازی که کشتن تون نداشتم...کافی بود دیگه دوستتون نداشته باشم..."

همینقدر جذاب!🍃🙋
Profile Image for Mohammad Mirzaali.
521 reviews119 followers
July 19, 2013
وای... من اینُ تقریباً «نخوندم»اش؛ انگار فراتر از «خوندنِ» یه متنْ فعلی وجود داشته باشه

[ زن: جنایتی رو که می‌خواستین مرتکب بشین هم توی همون کتاب خونده بودین؟
مرد: آره، اون رو هم خونده بودم
زن: (اعتراف می‌کند.) من هم همین‌طور، زِنا در پاریس رو توی یه کتاب خونده بودم
مرد: ما چه آدم‌های کتاب‌خونی هستیم
زن: بله ]
Profile Image for about  my mind .
126 reviews27 followers
February 6, 2021
زن : قبل از اینکه بشناسمت هیچی از شهوتی که آدم می‌تونه ناگهان برای یه مرد دیگه داشته باشه نمی‌دونستم ...
(مکث)
توی هر کدوم از اون‌ها فکر می‌کردم چیزی از عشق ما گم شده بود و سعی می‌کردم با هرکدوم‌شون ... اون حس گم‌شده رو دوباره پیدا کنم ...

___
این اثر درخشان نمود عینیِ دیدگاه کیرکه‌گور در امر ازدواج می‌باشد :
« ازدواج کنی پشیمان می‌شوی ، ازدواج نکنی هم پشیمان می‌شوی ،
خواه ازدواج کنی ، خواه ازدواج‌ نکنی پشیمان خواهی شد »
___
اگر بخواهیم از منظر لَکان به این نمایشنامه نگاه کنیم ، داشتن رابطه‌ی جنسی کاراکتر زن و مرد با دیگری ، برای تداعی و پیدا کردن قطعات گمشده‌ی عشق و احساسات خود ، این تفسیر درخشان لکان را بار دیگر گوشزد می‌کند : « رابطه‌ی جنسی وجود ندارد »
در امر جنسی ما با تماس جسم دیگر ، تمنای ارضای خود را داریم ؛ عمل معاشقه نه برای نزدیک شدن به دیگری ، که برای سفر به دوردست‌ها ، به جایی دور از موقعیتی که در آن حضور دارم ، صورت می‌گیرد . از این‌رو در چنین مهمی با دست یازیدن به یک دیگریِ غایب ،
می‌خواهیم آن عشق و عواطفی را که با حضور دیگری (معشوق) تجربه کرده‌ بوده‌ایم ، بار دیگر بازیابیم . آن‌چه برای ما در اولویت قرار دارد و مهم است ، احوالاتِ دگرگون شدهٔ ما در اثر عشق یا امر جنسی است ؛ پس برای بازپس‌گیریِ چنین عواطفی ، حاضریم دست به هرکاری بزنیم ، حتی برقراری رابطه جنسی با نفر سومی که در دایرهٔ روابط عاشقانهٔ ما نمی‌گنجد ...
Profile Image for Atena | آتنا.
389 reviews
April 11, 2014
مرد: فکر کنم آدم عشق رو فراموش کنه.
سکوت
زن:شایدآدم احساس درد رو وقتی دیگه زجر نمیکشه فراموش میکنه.
سکوت
مرد:آدم عشق و هوس رو یا کاملا به یاد می آره،یا کاملا فراموش میکنه... هیچ سایه ای توش وجود نداره..


زن: برای من اون چیزهایی که می گفتین وجود نداشتن . و شما مدام همون چیز رو تکرار میکردین ،مثل اینکه زندگی براتون متوقف شده بود. و من ...من ، اینجوری با بی اعتنا بودن به شما ، می تو نستم شما رو باز هم مثل روز اول دوست داشته باشم .
Profile Image for Arghavan.
319 reviews
December 14, 2013
من رو هی یاد چیزی می نداخت که نمی دونم چی بود! یه نمایشنامه ی دیگه ای؛ یه داستان کوتاهی؛ فیلمی چیزی. ولی مطمئن م که قبلا یه چیزی با همین مضمون دیده بودم. کمک.
+این که لاموزیکا و لاموزیکا دومین پشت سر هم اجرا می شدن و پایان های متفاوتی داشتن، شکل «سه روایت از زندگی»ِ یاسمینا رضا بود :-؟.

بسیار هم خوب و راضی هستم. مچکرم از موعون. ><
Profile Image for Selma Pirim.
178 reviews4 followers
October 2, 2024
uzuun bir süreden sonra tam olarak neden kendisini sevdiğimi bana da hatırlatmış oldu duras. çok güzel. fazla tek bir kelime yok. ya da eksik. metnin içinde öyle bir yerde “Gel.” diyor ki üç harfle bile okurken derin nefesler aldırabiliyor. öyle güzel anlatıyorsun ki durascığım okuyucun da daha azıyla yetinmek istemiyor
Profile Image for Bahar B.
67 reviews7 followers
January 7, 2011
باوراندن همیشگی اینکه ما اسیر یک قاعده هستیم که هر آن مارا به سوی ناشناخته می برد و اینکه دقیقا در همان دمی که می خواهیم از شدت ندانستن بمیریم ، این ناشناخته روشن می شود.
Profile Image for Mah Sh.
24 reviews2 followers
May 14, 2015
مى‏‌دونين، اولين بارى كه آدم خیانت می‌کنه خیلی سخته... خیلی... هولناكه. واقعاً... اولين بار حتى اگه... گذرا باشه... وحشتناكه. اصلاً درست نيست كه بگيم اهمیتی نداره.
Profile Image for Behdad Ahmadi.
Author 2 books59 followers
June 17, 2016
حکایت عشقی خاک خورده و کهنه، حکایتِ گفتن از دردهای قدیمی و عاشقانه های مُرده‌ی هنوز دوست داشتنی.

نمایشنامه‌ای درباره‌ی زوج عاشقی که از هم جدا شده اند و حالا، زمانی که احضاریه طلاق دادگاه به دستشون رسیده، نیمه شب تا سحری رو با هم در لابی هتل می‌گذرونن و به گفتگو و نگاه و سکوت می‌نشینن.

به قدری دیالوگ‌ها واقعی و باورپذیر و ملموس بود، که تاثیرگذاریشون رو چندین برابر می‌کرد و خط به خطش یادآور تجربه‌های مشترک من با دو شخصیتِ نمایشنامه بود. تمام اون فکر‌ها، احساس‌ها... زوج جوان این نمایشنامه هیچ پرده‌ای و حجابی بین خودشون نداشتن و در صداقت محض به هم از همه چیز اعتراف می‌کردن. از احساساتشون، از رفتار‌هاشون، از درونیاتشون... پیش همدیگه به چیزهایی اعتراف می‌کردن که شاید در خلوت خودشون و به خودشون، حاضر به اعتراف بهش نبودن.

عالی بود و بسیار لذتبخش.

پ.ن) بهش چهار ستاره دادم، اما هنوز هم، با اینکه چند دقیقه‌ای بیشتر از پایان کتاب و ستاره دادنم نگذشته، نمیدونم چرا.
Profile Image for Elmira.
73 reviews32 followers
February 7, 2007
The play consists of two personages, a man and a woman who are back from a divorce process in the hotel where they reside, which is the same hotel they lived in for the first some weeks of their life together.

In my copy of the book, the play was followed by the second part (La Musica II) written by the same author after twenty years.

The first part (as the first Act) is independent by itself and can be read alone, but the second one is based on the first one and should be read after the first it. The plays (acts) are both wonderful and very interesting. The way dialogs between two people brings out their doubts and ensures them forever, etc.
Profile Image for KhaShaYar.
17 reviews2 followers
May 12, 2016
مدت زیادی بود که اسم زیبایش در ذهنم هک شده بود و میخواستم بخوانمش. بالاخره کتابفروشیمان آوردش و با خود به خانه آوردمش. لاموزیکا را! در یک نشست خواندمش و بینش سیگار هم نکشیدم. بیشتر برایم شخصی بود. شاید کمی بیشتر از بیشتر حتی. یک تعاتر دو شخصیتی تقریبا میشود گفت در یک پرده. هرچند که نویسنده قسمت دومش را پس از بیس سال نوشته. و انگار شخصیت ها هم در همان استراحت دو دقیقه ای بیست سال پیر میشوند. اما لامصب فرانسوی ها ترشی نخورند قلم خوبی دارند!
Profile Image for Laleh.
100 reviews
November 18, 2011
"
زن: من داستانمون رو فراموش کردم.‏

سکوت.‏

زن: درد رو فراموش کردم.‏

سکوت.‏

زن: اصلا هم نمی‌دونم چرا.‏

سکوت.‏

زن: آدم این همه زجر بکشه...تا این حد...و بعدش هم دیگه ندونه چرا...دلیلش رو فراموش کنه...‏
(.مکث)
ما حالا دیگه کمتر دوست خواهیم داشت.‏ دیگران رو. کمتر.‏
"

برگرفته از متن کتاب، چاپ دوم، صفحه‌ی 85.‏
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
April 6, 2021
نویسنده درباره این کتاب می‌گوید: «دقیقاً بیست سال بین لاموزیکا و لاموزیکای دوم زمان گذشته است. برای این پردۀ دوم بیست سال شوق به دل داشتم. صدای شکستۀ پردۀ دوم بیست سال توی گوشم بود، صدای بی طنین شده از خستگیِ شب بی‌خوابی. نکتۀ آخر این‌که این دو همیشه در حال و هوای ایام دلباختگیِ جوانی‌اند؛ و هراسان. باری، گاهی آدم موفق می‌شود چیزی بنویسد!»
Profile Image for Par..
109 reviews93 followers
December 28, 2017
داستان یک زوج عاشق که هیچکدوم دیگه تحمّل همو ندارن و بین موندن و رفتن انقدر تقلّا میکنن که نویسنده بعد از بیست سال از انتشار نمایشنامه‌ به پایانی که براش نوشته راضی نمی‌شه و تصمیم میگیره یک پرده بهش اضافه کنه.
Profile Image for Amir.
147 reviews98 followers
Read
July 27, 2018
این یک ترجمۀ بد، بسیار بد، از «لاموزیکا» و «لاموزیکای دوم» دوراس است. خوشبختانه قاسم روبین ترجمۀ درخوری از این دو کار دوراس به دست داده، که می‌شود آن را خواند و لذت برد!
Profile Image for Paradise .
18 reviews
November 29, 2015
یک شبه تمام شد. حرف های ساده و صادقانه ای داشت. دوست داشتنی پر از لحظه های گمشده ی خاطرات. می تونم حس کنم چقدررر آدم تو دنیا داریم که احساس "تعلق" باهاشون موندگار میشه و زجرشون میده. حرف هاش زیاده. توصیه میشه.
Profile Image for ضهرا درعلی.
90 reviews
July 11, 2014
"بازم "داستان یک زن ومرد که طلاق گرفتن با وجود اینکه هنوزم علاقه دارن بهم و دلشون پیش هم هست.
Displaying 1 - 30 of 45 reviews