کتاب «سرگذشت جامعه سیال» نوشته اومبرتو اکو مقالهها و نوشتههای نویسنده است که در طول سالها در مجلۀ هفتگی چاپ شده است. برای حفظ این آثار اکو تصمیم میگیرد با حذف برخی از مقالههای تکراری آنها را به صورت کتاب گردآوری کند، تا مخاطبان بیشتری بتوانند از آن بهره ببرند. اصطلاح جامعۀ سیال یا مدرنیته توسط زیگموند باومن مطرح شد. جامعۀ سیال اصطلاحی است که پدیدههای مختلفی از فلسفه و ادبیات تا معماری را در کنار هم گردآوری میکند. کتاب با کنار هم گذاشتن مقالات به دیدگاه و نقطه نظرات مختلفی در جامعه پرداخته است که برای دوستداران مطالعه مفید و مناسب است. درباره کتاب «سرگذشت جامعه سیال» کتاب «سرگذشت جامعه سیال» دارای مقالههای متعددی است که اومبرتو اکو بین سالهای2000 تا 2015 نوشته است. بازتابی گوناگون از جامعههای سیال که یکجا گردآوری شدهاند. عناوین کتاب عبارتند از: عقب کشیدن ساعت، دیده شدن، پیر و جوان، آنلاین، درباب تلفنهای همراه، در باب توطئه، در باب رسانههای جمعی، انواع نژادپرستی، نفرت و مرگ، مذهب و فلسفه، در باب کتب و مابقی موارد و از حماقت تا بلاهت. در هر یک از این عناوین مقالههای متعددی گنجانده شده که متناسب با موضوع اصلی است. در بخشی از کتاب میخوانیم: «بحران در مفهوم جامعه، فردگرایی خودسرانهای را افزایش میدهد، مردم دیگر همشهری نیستند، بلکه رقبایی هستند که باید چهار چشمی مراقب آنها بود. این سوبژکتیویسم پایههای مدرنتیته را تهدید کرده، آن را آسیبپذیر ساخته و موقعیتی بدون هیچ نقطۀ مرجعی ایجاد کرده است که در آن همه چیز به نوعی سیالیت تبدیل میشود. قطعیت قانون از بین میرود، نظام قضایی به عنوان دشمن در نظر گرفته میشود و تنها راهحل، برای افرادی که هیچ نقطۀ مرجعی ندارند این است که خود را به هر قیمتی در معرض دید قرار دهند و این انگشتنما شدن را بهعنوان یک ارزش در نظر گیرند و به دنبال مصرفگرایی باشند. با این حال، مصرفگرایی مورد اشاره از آن نوعی نیست که به دنبال کسب ابژههای مطلوبی باشد که رضایت ایجاد میکنند، بلکه هدف آن دستیابی به چیزی است که بلافاصله چنین ابژههایی را منسوخ میکند. مردم با ولعی سیریناپذیر و بیهدف، از یک کنش مصرفگرایانه به کنشی دیگر میپرند، تلفن همراه جدید بهتر از تلفن همراه قدیمی نیست، اما تلفن همراه قدیمی باید دور انداخته شود تا فرد بتواند در این عیاشی خواستهها شرکت کند.» درباره نویسنده کتاب «سرگذشت جامعه سیال» اومبرتو اکو نشانهشناس، منتقد ادبی، نویسنده و فیلسوف ایتالیایی بود که سال 1932 در شهر آلساندریا به دنیا آمد. پدرش حسابدار بود اما در طول جنگ جهانی به جبهه رفت. در مدت زمان جنگ جهانی، اومبرتو با مادرش در دهکدهای کوچک زندگی کردند. اومبرتو پس از جنگ به دانشگاه بولونیا رفت و به مطالعۀ فلسفۀ قرون وسطی و ادبیات پرداخت. سال 1954 موفق به دریافت لیسانس شد. پایاننامۀ اکو درباره «توماس آکویناس» با نام مسائل زیباییشناسی در اندیشۀ توماس قدیس بود. سال 1956 اکو با گسترش تز دکترایش نخستین کتاب خود را با نام «مسائل اخلاقی سنت توماس» منتشر کرد. پس از 4 سال در سال 1959 کتاب «تکامل زیباییشناسی سدههای میانه» از اومبرتو اکو انتشار یافت که در واقع تکمیل کنندۀ رسالۀ قبلی او بود. اما کتاب سوم اکو پس از سی سال با عنوان «هنر و زیبایی در زیباییشناسی سدههای میانه» سال 1987 منتشر شد. اکو را میتوان یکی از مهمترین فیلسوفان و نویسندگان معاصر دانست. او 40 دکترای افتخاری از دانشگاههای سراسر دنیا دریافت کرده است و کتابهای او به زبانهای بسیاری ترجمه شدهاند. اکو به سبب علاقۀ بسیار به زبان اسپرانتو، زبان فراساختهی اسپرانتو را مورد مطالعه و بررسی قرار داد و از آن حمایت و پشتیبانی کرد. اومبرتو اکو در دانشگاههایی مانند تورینو، میلان و فلورانس و بولونیا فلسفه و نشانهشناسی تدریس میکرد. پس از انتشار کتابی با نام «اثر گشوده» که مربوط به هنر مدرن بود؛ اومبرتو اکو مشهور شد و بر سر زبانها افتاد. اما برای بیشتر اهالی ادبیات اکو با مشهورترین رمانش با عنوان «نام گل سرخ» شناخته میشود که سال 1980 به چاپ رسید. آثار فلسفی به جای مانده از اومبرتو اکو عبارتند از: «اثر گشوده»، «نظریۀ نشانهشناسی»، «نقش خواننده»، «نشانهشناسی و فلسفۀ زبان»، «حدود تأویل»، «ایمان یا بیایمانی»، «سرندیپیتیها؛ یافتههای ناجسته، زبان و دیوانگی»، «تاریخ زیبایی»، «تاریخ زشتی»، «تأویل و تأویل افراطی» و «در جستجوی زبان کامل» از رمانهای اکو که به فارسی ترجمه شدهاند میتوان «نام گل سرخ»، «آونگ فوکو»، «جزیرۀ روز پیشین»، «بائودولینو»، «شعلۀ مرموز ملکه لوئانا»، «گورستان پراگ» و «شماره صفر» را نام برد. اومبرتو اکو سال 2016 بر اثر سرطان در منزلش در شهر میلان، چشم از جهان فروبست. درباره ترجمه فارسی کتاب «سرگذشت جامعه سیال» کتاب «سرگذشت جامعه سیال» را ریچارد دیکسون از ایتالیایی به انگلیسی برگردانده است.
Umberto Eco was an Italian medievalist, philosopher, semiotician, novelist, cultural critic, and political and social commentator. In English, he is best known for his popular 1980 novel The Name of the Rose, a historical mystery combining semiotics in fiction with biblical analysis, medieval studies and literary theory, as well as Foucault's Pendulum, his 1988 novel which touches on similar themes.
Eco wrote prolifically throughout his life, with his output including children's books, translations from French and English, in addition to a twice-monthly newspaper column "La Bustina di Minerva" (Minerva's Matchbook) in the magazine L'Espresso beginning in 1985, with his last column (a critical appraisal of the Romantic paintings of Francesco Hayez) appearing 27 January 2016. At the time of his death, he was an Emeritus professor at the University of Bologna, where he taught for much of his life. In the 21st century, he has continued to gain recognition for his 1995 essay "Ur-Fascism", where Eco lists fourteen general properties he believes comprise fascist ideologies.
از دهۀشصت با استاد امبرتو اکو با کتاب ارزندۀ نام گل سرخ آشنا شدم وپس از آن همواره کارهایش را پی گرفته ام این ایام سرگذشت جامعه سیال را با ترجمۀخانم رجبی وآقای موسوی خواندم ترجمه ای روان وزیبا، این اثر مقالات مطبوعاتی وروزانۀ اکو درسالهای آغازین قرن جدید را در بر دارد و نویسنده نکات خواندنی زیادی را با صمیمیت در آن بیان کرده است .
🔹در واقع هر کتابی را که از «امبرتو اکو» بیابم بهشرط آنکه تکراری نباشد، امری که در بازار کتاب ایران رواج دارد یعنی چاپ اثری با نامهای متفاوت، و یا ترجمه بدی نداشته باشد، میخرم و میخوانم. اکو نویسنده و متفکری فهیم و منصف است که خواندن آثارش ولو نوشتههای ژورنالیستی مغتنم است مثل همین کتابٍ «سرگذشت جامعه سیال» این کتاب دربردارنده بیش از صد یادداشت کوتاه از این نویسنده ایتالیاییست که او در فاصله سال 2000 تا 2015 (یعنی یک سال قبل از مرگش) در مجله هفتگی «لسپرسو» نوشته است. یادداشتها دربردارنده موضوعات مختلفیست از مسائل سیاسی و اجتماعی روز تا تفکرات فلسفی و نشانهشناختی اکو از مقولاتی چون ادبیات، اسطوره، دین، فضای مجازی و سایر دلمشغولیهای او. سطح همه یادداشتها یکسان نیست برخی خواندنیتر است و برخی به دلیل زمانمند بودن و مکانمند بودن برای خواننده غیرایتالیایی یا غیراروپایی چندان جذاب نیست ولی آنچه برای من که اکو را بهعنوان یک رماننویس و متفکر میستایم این است که او با تمام این عناوین، خود را یک شهروند عادی میداند و بر خود لازم می داند که نظر خود را در باب مسائل روز ابراز کند او دچار نخوت و خودبرتربینی روشنفکران (بهخصوص روشنفکران وطنی) نیست. او در این یادداشتها سعی میکند نظر خود را بهدور از هیجانات با خوانندگان خود در میان بگذارد و این نکته کماهمیتی نیست.
🔸در آخر بخشی از آخرین یادداشت کتاب را که به نظرم جالب آمد و اکو آن را در سال ۲۰۱۵ نوشته، به اشتراک می گذارم: «از میان هفت میلیارد نفر جمعیت این سیاره، خواهناخواه تعدادی آدم احمق وجود دارد که بسیاری از آنها عادت داشتند در کافهها، یاوههای خود را به خورد دوستان یا بستگان دهند و بنابراین عقایدشان هم در یک دایره محدود باقی میماند. اکنون دیگر بسیاری از این افراد می توانند نظرات خود را در شبکههای اجتماعی بیان کنند. بنابراین نظرات این گروه، به دست مخاطبان زیادی میرسد و با بسیاری از نظرات افراد موجه، ترکیب می شود. لطفاً توجه داشته باشید که اشاره من به آدمهای احمق، دلیل نژادپرستانه* ندارد. هیچکس -با اندکی استثنا- بهخاطر شغل و حرفهاش احمق بهشمار نمیرود، اما کسی که فروشندهای ماهر، جراحی زبردست یا کارمند نمونه بانک است، میتواند درباره مسائلی که اطلاعی از آن ندارد یا حتی به اندازه کافی به آن فکر نکرده، چیزهایی احمقانه بگوید. واکنشها در فضای اینترنت فوری و بدون فکر است.»
وقتی کتابی از امبرتو اکو میخوانیم، گذشته از آنچه نوشته است، اطمینان دارم که به بهترین شیوه نوشته است. مجموعه یادداشت های این کتاب موضوعات مختلف و متفاوتی را شامل میشود که نخ تسبیح اتصال آنها جهان معاصر نویسنده و وقایع اطرافش است. هرچند ده سالی از نوشتهها میگذرد هنوز میتوان تازگی را در آنها حس کرد. نگاه اکو به مقولات ارتباطی و ارتباط جمعی در این کتاب بیشتر از سایر موضوعات جلب توجه میکند. اکو کتاب دوستی حرفهایو کمی سنتگراست که مخالف اینترنت و سایر ابزارهای اطلاع رسانی مدرن هم نیست