فرزانه، شخصیت اصلی داستان، از همان آدمها است که همیشه قرار است از شنبه شروع کنند. شروع کنندههای خوبی که ادامه دهندههای افتضاحیاند. کلاس آرایشگری و خیاطی و کامپیوتر و باشگاه بدنسازی را نصفه کاره رها کرده و یک دفعه تصمیم میگیرد نویسنده شود. با یک شوهر که دو دستی به باورهای مردسالارانهاش چسبیده و یک دختر دم بخت. اما این بار قرار است کار بزرگی انجام دهد.
همه چیز از یک قول شروع میشود. شوهر فرزانه یک درصد هم به فرزانه و کارهایش اعتماد ندارد. میداند زنش آدم تمام کردن نیست اما این بار قضیه فرق میکند. فرزانه قول میدهد که ۹ ماه دیگر یک رمان تحویل دهد. کلاس داستان نویسی با دیوارهای پوشیده شده از عکسهای چخوف و همینگوی، دروازهای است که فرزانه از آن پا به دنیای جدیدی میگذارد: دنیای نویسندگی.
فرزانه به خودش و علی قول داده است. پای آبرو در میان است. باید داستان بنویسد. از همه هم کلاسیها کمتر میداند ولی بیشتر از همه تلاش میکند. شب و روز کتاب میخواند. کتابهای داستان و رمان و تئوریهای داستان نویسی. همه آدمهای اطرافش را شخصیتهای داستانی میبیند. تلاش میکند از میان زندگی راهی برای نویسنده شدن پیدا کند. دنبال سوژه راه میافتد و سر از ناکجا آباد در میآورد. اما این جستوجو برای داستان زندگیِ خانم نویسنده را تا مرز فروپاشی پیش میبرد.
فرزانه تمام اتفاقات را با طنزی ملایم تعریف میکند. واگویههای ذهنی و یادداشتهای شخصی اش این امکان را می دهد که درونیترین حس هایش را برملا کند. قدم به قدم مراحل شکلگیری یک داستان را روایت میکند. خواندن این رمان برای کسانی که به داستان نویسی و جزئیات آن علاقهمند هستند جذاب خواهد بود. یک دوره داستان نویسی فشرده با زبان طنز؛ ساده و قابل فهم.
طرح این رمان از میان ۹۰۰ طرح ارسالی برای جشنواره خودنویس برگزیده شده و زیر نظر استاد خسرو باباخانی به داستان تبدیل شده است.
من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم در اختتامیه جشنواره خودنویس مقام سوم را کسب کرده است.
به عنوان اولین اثر نویسنده بیش از نمره قبولی میگیرد. داستان کتاب خیلی سرراست و نویسنده اصلا در وادی ادا و اطوارهای فمنیستی نیفتاده اما در عین حال توانسته یک داستان کاملا و مطلق زنانه بنویسد. قاعدتا به داستان ایراداتی وارد است اما به نظر میرسد نویسنده کتاب استعداد خوبی در داستان نویسی دارد.