پنج مقالهی حاضر چکیدهای است از منظومهی فکری داستایفسکی که با «سلسله مقالاتی در باب ادبیات روس» در شمارهی اول مجلهی ورِمیا کلید خورد و در شمارههای بعدی تا پایان سال ۱۸۶۱ چهار مقالهی دیگر نیز منتشر شد.
داستایفسکی در این پنج مقاله تصویر روشنی از جهانبینی هنری و ادبی خود ارائه میدهد. زبان روزنامهنگاری او ساده، پراحساس و آتشین است. شور و حرارت در سطرسطر این مقالات موج میزند، در عین حال نویسنده از چارچوب منطق و عدالت خارج نمیشود. شاید در نگاه اول، لحن نویسنده در نقد منتقدان ادبی دیگر کمی تند به نظر برسد، اما در فضای روسیهی آن روز، این امری کاملاً طبیعی بود. بسیاری از مسائل مطرحشده در این مقالات از جمله روح روسی، تقابل و تعامل روسیه و غرب، اسلاوگرایی و غربگرایی، اصالت و رسالت هنر و ادبیات، و آموزش و پرورش پس از گذشت صدوشصت سال همچنان مسئلهی روز جامعه، سیاست و فرهنگ روسیه هستند.
Works, such as the novels Crime and Punishment (1866), The Idiot (1869), and The Brothers Karamazov (1880), of Russian writer Feodor Mikhailovich Dostoyevsky or Dostoevski combine religious mysticism with profound psychological insight.
Fyodor Mikhailovich Dostoevsky composed short stories, essays, and journals. His literature explores humans in the troubled political, social, and spiritual atmospheres of 19th-century and engages with a variety of philosophies and themes. People most acclaimed his Demons(1872) .
Many literary critics rate him among the greatest authors of world literature and consider multiple books written by him to be highly influential masterpieces. They consider his Notes from Underground of the first existentialist literature. He is also well regarded as a philosopher and theologian.
از کتابهایی که طلسم میشن خیلی بدم میاد؛ کتابهایی که حتی گاهی کمحجمن و گاهی جذاب و پرمفهوم ولی گیرِ "زمان بد، مکان بد" میوفتن. این کتاب، دومین ترجمهایه که از عبدالمجید احمدی میخونم. ( الان که دارم این متن رو مینویسم) تمومش نکردم هنوز. پراکنده خوندمش و چند بار تصمیم گرفتم نصفه ولش کنم. بگذریم. داستایفسکی در چند مقاله از هنر میگه. همین. اگه به هنر و ادبیات (نه صرفاً نقاشی و رمان؛ بلکه چیستی و نظریههاش) علاقه دارید، دانشجوی هنر یا ادبیاتید، عاشق داستایفسکی هستید یا دلتون متنهای سنگین میخواد، این کتاب واسه شماست. البته نثرش سنگین نیست ولی اگه با تئوری هنر و ادبیات آشنایی ندارید، گیجتون میکنه.
نمیدونم چطور ولی این کتاب بدجور به ما(مردم خاورمیانه و مخصوصاً ایران) مربوطه. ماها توی خونه با هم میجنگیم. در حالیکه (نمیگم دشمن) اونی که سود میکنه، داره با "تفرقه بیانداز و حکومت کن" خرش رو جلو میرونه.
توی خیلی از کتابای داستایفسکی، شخصیتهاش با هم بحث میکنن، از اخلاق و ایمان گرفته تا شک و پوچی. ولی توی این یکی کتاب، خود داستایفسکیه که حرف میزنه؛ با منتقداش، با جامعه، با دنیایی که دور و برش بوده. شاید بین اون همه رمان معروفش، این کتاب یهخورده گم شده باشه—بین صدای شخصیتهای قوی و پیچیدهاش. ولی بهنظرم اگه کسی بخواد واقعا خودِ داستایفسکی رو بشناسه، این کتاب یه جور کلید خام و بیپردهست. خوندنش ارزش داره، حتی اگه فقط بخوای بدونی پشت اون داستانای بزرگ چه ذهنی نشسته.
بنظرم برای شناخت بیشتر فئودور عزیز باید مقالهها و صحبت ها و جهان بینی ایشون رو مطالعه کنیم و به درک و شناخت بهتری برسیی، اونوقته که لذت خوندن آثارشون متحیرتون میکنه
او در این نوشتهها با هنرِ بیتعهد، تقلیدی و صرفاً زیباشناسانه مخالفت میکند و باور دارد ادبیات باید ریشه در رنج انسان،اخلاق و حقیقت اجتماعی داشته باشد.
داستایوسکی از عقلگرایی افراطی و غربزدگی انتقاد میکند و معتقد است این نگرشها انسان را به موجودی مکانیکی و بیروح تقلیل میدهند. از نظر او، رنج و ایمان سرچشمهٔ آفرینش هنری اصیلاند و نویسنده نمیتواند نسبت به سرنوشت انسان بیطرف بماند.