این کتاب میتواند برای کسانی هم که تخصصی در موسیقی ندارند خواندنی باشد؛ و این دوکارهبودنش هم به «موضوع» کتاب ربط دارد و هم به نحوۀ تدوین آن. هواداران موسیقی و دوستدارانِ فرهنگ ایران بهصورت عام، با خواندن این کتاب خواهند دانست که آواز و رِنگ و تصنیف و ترانه و چهارمضراب و پیشدرآمد و ... چه فرقی دارند، چه پیشینهای داشتهاند و در گذر زمان به کجا رسیدهاند و ... .
در لابهلای کتاب و متناسب با موضوع اصلی، مطالبی نیز مرتبط با چگونگی نگرش مردمان و زمامداران و خودِ اهالی این هنر به موسیقی، مطرح شده است.
خب خب خب. من طی دو ماه، جستهوگریخته این کتاب رو خوندم. بهجز فصل اولش که کمی تاریخی (بخونید شبهتاریخی) بود، از بقیهی فصلها لذت بردم. کتاب آنچنان تخصصی و پژوهشی نیست؛ ولی بهکلی برای مخاطب عام هم نیست. من دانش خاصی در موسیقی ندارم. برای همین خیلی از اصطلاحات تخصصی رو متوجه نمیشدم، یا درکی (شهودی) نسبت بهشون نداشتم. بااینحال، بیش از هشتاد درصد متن رو تونستم متوجه بشم.
با خوندن این کتاب، من درک خوبی نسبت به فرمهای مختلف موسیقی ایرانی پیدا کردم: آواز، تصنیف، چهارمضراب، رِنگ، پیشدرآمد، ضربی و... . با شمار زیادی از آثار مهم موسیقی ایرانی آشنا شدم. فهرستی بلندبالا از آثار تولیدشده از هر فرم رو یادداشت کردم و سعی میکنم کمکمک گوش بدم. علاوهبراینها، در قسمتهایی بهعنوان «در حاشیه» خاطرات و داستانهای جالبی از نوازندهها و خوانندهها گرد آورده که خیلی خوندنیه. من که کلی کیف کردم از خوندنشون. همچنین، بعد از خوندن این کتاب، میتونید یک تصویر کلی و از بالا، نسبت به تاریخ موسیقی ایرانی پیدا کنید.
چند نکتهی منفی هم بهنظرم داشت. قالب کتاب مشخص نیست که چیه. کار علمیه (آکادمیک)؟ پژوهشیه؟ عمومیه؟ چیه دقیقاً؟ یه چیزی بین همهی اینهاست. از طرفی خیلی از صفحات کتاب، جنبهی منبر و خطابه و نصیحت داره که من دوست نداشتم. یه سری بررسیها و پژوهشهایی هم نویسنده انجام داده که بهنظرم جاش توی این کتاب نبود. میتونست جای دیگه منتشر کنه و اینجا بهش ارجاع بده.
در مجموع، حظ وافر بردم و توصیه میکنم اگر به موسیقی کلاسیک ایرانی علاقهمندید، بخونیدش.