What do you think?


برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق
کتاب برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق از زبان راویای شوریدهحال و عاشقپیشه روایت میشود؛ مردی میانسال از اهالی شهر مشهد که با زبانی شیوا و دلنشین، به بازگویی ماجرای عاشقانهی پرسوزوگدازی که از سر گذرانده میپردازد. راوی کتاب که اینک در سن سی و هفتسالگی به سر میبرد، روایت خود را از سی سال پیش آغاز میکند. از زمانی که کودکی هفتساله بود و هیچ درکی از مفهوم عشق نداشت. اما به قول خودش، «ناگهان در دنیای بیرحمانهای سقوط کرد که جز عشق نامی به آن نمیتوان داد.» سقوط در دنیای بیرحمانهی عشق هنگامی رخ میدهد که کودک هفتساله با دختری به نام فرشته رودررو میشود. گوش سپردن به شرح این رودررویی، از زبان لطیف و پرشور راوی لطف دیگری دارد: «من سی سال فرصت داشتهام که به این ماجرا فکر کنم و وقتی سی سال به چیزی فکر میکنی، امکان ندارد آن چیز، حتی اگر به سختیِ تکهای سنگ گرانیت باشد، همانطور که روز اول بود باقی بماند. اولین چیزی که از آن مطمئنم این است که نامش فرشته بود. دومین چیز که دربارهاش تردید ندارم موهایش هستند. بهخوبی یادم مانده که موهایش روشن و یکدست و صاف بود. آن موقع فکر میکردم شبیه یک جور شکلات یا خامهی طلایی است...». باری، پس از این رودررویی اولیه، سلسلهای از ماجراهای بزرگ و کوچک درمیگیرد که هر یک به سهم خود، نقشی در ساختن بنای عظیم عشقی دارند که زندگی دو شخصیت اصلی داستان را به تمامی دستخوش تغییر و دگرگونی میکند.
علیرضا محمودی ایرانمهر در کتاب برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق، از مجرای نقل داستانی عاشقانه، به تأمل در ماهیت عواطف عاشقانه و درنگ بر سر مفهوم مناقشهبرانگیز عشق پرداخته است. او شاید در این داستان به این سوال دیرینه که «عشق چیست؟» پاسخ نگفته باشد؛ اما دستکم بر پیچیدگیِ این پرسش و ناممکنیِ طرح پاسخی بیچونوچرا به آن، صحه گذاشته است.
علیرضا محمودی ایرانمهر در کتاب برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق، از مجرای نقل داستانی عاشقانه، به تأمل در ماهیت عواطف عاشقانه و درنگ بر سر مفهوم مناقشهبرانگیز عشق پرداخته است. او شاید در این داستان به این سوال دیرینه که «عشق چیست؟» پاسخ نگفته باشد؛ اما دستکم بر پیچیدگیِ این پرسش و ناممکنیِ طرح پاسخی بیچونوچرا به آن، صحه گذاشته است.
102 pages, Paperback
Published May 1, 2022
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 29 of 29 reviews
October 28, 2023
بعد از مدتها کتاب ایرانی عاشقونه خوندم وخیلی بهم جسبید.
July 22, 2022
خب از اونجایی که خیلی وقت بود که رمان از نویسنده ایرانی نخونده بودم
و اگرم خونده بودم برای دهه 20-30بوده بخاطر همین یکم مشکل بود
ارتباط برقرار کردن با اسم های داستان
قشنگی داستان این بود که هیچ کدوم از اون اتفاق های تکراری داستان های عاشقانه رو نداشت
و خب هرلحظه که منتظر اون اتفاق خاص بودم که بیوفته نمیوفتاد و همچی خیلی عادی جلو میرفت
و واقعا میشه گفت مثل داستان زندگی واقعی ما آدم هاست
چقدر آدم های مختلف میان توی زندگیمون هستن
تاثیرشونو میزارن و خب ما فک میکنیم دیگ نمیتونیم بدون اونا زندگی کنیم
ولی سال ها بعد اتفاقی میبینمیشون و میبینیم که سال هاست تونستیم بدون وجودشون روزا رو بگذرونیم
فقط یه حس میمونه یه حس ناشناخته و عجیب ته دل آدم که نمیدونم اسمشو چی میشه گذاشت.
و اگرم خونده بودم برای دهه 20-30بوده بخاطر همین یکم مشکل بود
ارتباط برقرار کردن با اسم های داستان
قشنگی داستان این بود که هیچ کدوم از اون اتفاق های تکراری داستان های عاشقانه رو نداشت
و خب هرلحظه که منتظر اون اتفاق خاص بودم که بیوفته نمیوفتاد و همچی خیلی عادی جلو میرفت
و واقعا میشه گفت مثل داستان زندگی واقعی ما آدم هاست
چقدر آدم های مختلف میان توی زندگیمون هستن
تاثیرشونو میزارن و خب ما فک میکنیم دیگ نمیتونیم بدون اونا زندگی کنیم
ولی سال ها بعد اتفاقی میبینمیشون و میبینیم که سال هاست تونستیم بدون وجودشون روزا رو بگذرونیم
فقط یه حس میمونه یه حس ناشناخته و عجیب ته دل آدم که نمیدونم اسمشو چی میشه گذاشت.
October 17, 2022
این کتاب نخستین اثری بود که از مجموعهی «هزاردستان» نشر چشمه میخواندم.
نویسندهی کتاب، معاصر و اهل مشهد است.
کتاب نگاهی متفاوت به مقولهی عشق، فقدان و جدایی دارد. تصور میکنم که هر خوانندهای با مطالعهی این اثر به روزگار نوجوانی و حتی کودکی خود بازخواهد گشت و رد پای عشقی اینچنین خالص و زلال را در خاطرات مهآلودِ سالیانِ دور پیدا خواهد کرد.
حلاوت این قصه برای من که همسرم مشهدی است و سالها رابطهای با جبر جغرافیایی را زیستهام؛ دوچندان بود. 😊
نویسندهی کتاب، معاصر و اهل مشهد است.
کتاب نگاهی متفاوت به مقولهی عشق، فقدان و جدایی دارد. تصور میکنم که هر خوانندهای با مطالعهی این اثر به روزگار نوجوانی و حتی کودکی خود بازخواهد گشت و رد پای عشقی اینچنین خالص و زلال را در خاطرات مهآلودِ سالیانِ دور پیدا خواهد کرد.
حلاوت این قصه برای من که همسرم مشهدی است و سالها رابطهای با جبر جغرافیایی را زیستهام؛ دوچندان بود. 😊
September 4, 2022
چند وقت پیش یه مطلبی خوندم راجع به اینکه پیدا کردن یه کتاب و خوندنش در زمان مناسب، چقدر خوش شانسی و لذت بخشه؛ و با خودم فکر کردم اما کتاب خاصی به ذهنم نرسید که این شرایط رو یادم بیاره. ولی الان به قطع میتونم بگم کتابی رو در زمان درست خوندن، چه حس غیرقابل توصیفی داره...
کتاب «برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق» نوشتهی علیرضا محمودی ایرانمهر، به راحتی، در صد صفحهی کوتاه جوری به قلب و ذهن من نفوذ کرد که ماهها بود با کلمهها و جملات کتابی انقدر ارتباط برقرار نکرده بودم. فاصلهی ورود و خروج من به دنیای این کتاب، کمتر از یک ساعت طول کشید اما از هر دقیقهاش لذت بردم؛
با شخصیتها همزاتپنداری کردم، تحسینشون کردم و گاهاً غبطه خوردم...
به راوی و معشوقهش، فرشته، و بقیهی افرادی که همینقدر زود و خالصانه دوست داشتن و عشق رو تجربه کردن؛ شاید پایانِ مسیر خوشایند نباشه اما تجربهی اون مسیر، از هر تجربهای باارزشتر خواهد موند.
کتاب «برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق» نوشتهی علیرضا محمودی ایرانمهر، به راحتی، در صد صفحهی کوتاه جوری به قلب و ذهن من نفوذ کرد که ماهها بود با کلمهها و جملات کتابی انقدر ارتباط برقرار نکرده بودم. فاصلهی ورود و خروج من به دنیای این کتاب، کمتر از یک ساعت طول کشید اما از هر دقیقهاش لذت بردم؛
با شخصیتها همزاتپنداری کردم، تحسینشون کردم و گاهاً غبطه خوردم...
به راوی و معشوقهش، فرشته، و بقیهی افرادی که همینقدر زود و خالصانه دوست داشتن و عشق رو تجربه کردن؛ شاید پایانِ مسیر خوشایند نباشه اما تجربهی اون مسیر، از هر تجربهای باارزشتر خواهد موند.
October 28, 2023
چیزی که تو این کتاب برام جذاب بود نگاه شیرین نویسنده به خود عشق بود. از معشوق به عشق و آرامش رسیدن. نگاه زیبایی بود
May 26, 2023
بیشتر مناسب سنین نوجوان و یا شروع کتابخونی هستش.
بین دو ستاره و سه ستاره مونده بودم واقعا!
ولی خب در کل فضاشو دوس داشتم.
بین دو ستاره و سه ستاره مونده بودم واقعا!
ولی خب در کل فضاشو دوس داشتم.
July 12, 2022
بعضی کتابا اینجورین که حتی اگر اون دنیا و فضا رو لمس نکرده باشی
وقتی میخونیشون انگار خود تویی که داری اون داستان رو زندگی میکنی...
و هر خسی که شخصیت داره تجربه میکنه رد تجربه میکنی....
با درداش درد میکشی...
با عاشقیش، عاشق میشی...
با خندهش میخندی و با گریهش گریه میکنی...
رمان برف تابستانی به طور عجیبی شمارو تو دل خودش غرق میکنه....
عشق رو تو دلتون میذاره و همراهتون تا آخرش میاد🥰
وقتی میخونیشون انگار خود تویی که داری اون داستان رو زندگی میکنی...
و هر خسی که شخصیت داره تجربه میکنه رد تجربه میکنی....
با درداش درد میکشی...
با عاشقیش، عاشق میشی...
با خندهش میخندی و با گریهش گریه میکنی...
رمان برف تابستانی به طور عجیبی شمارو تو دل خودش غرق میکنه....
عشق رو تو دلتون میذاره و همراهتون تا آخرش میاد🥰
December 27, 2025
شاید اگه ۱۵/۱۶ سالم بود چهار پنج میدادم.
August 21, 2024
خب این کتاب به نظر من داستان ملایمی از عشق رو شرح میداد داستانی درباره پسری که در هفت سالگی حس عشق رو تجربه میکنه و از دستش میده و اون حس ناکامی رو در وجود خودش درک میکنه و در آینده با دختری آشنا میشه که دوباره میتونه باهاش عشق رو تجربه کنه
داستان روند یکنواختی داشت و ملایم بود و هیجان خاصی به کتاب اضافه نشده بود
از متن کتاب :
_برای عشق هم مرزی وجود دارد که وقتی ازآن عبور میکنی تبدیل به شکل تازه ای از تنهایی میشود ، چون کسی آن قدر به تو نزدیک میشود که دیگر او را در هیچ چیزی جدا از خودت نمیبینی و وقتی کنار هم هستید باز هم دراین جهان بزرگ واسرار آمیز تنهایید •••
_ همه ی چیزهای کامل و بی نقص همین طورند ؛ وقتی
به نقطه ی کمالشان می رسند ، ناگهان ناپديد میشوند.
_ دوست داشتن مثل صدایی است که فقط در سکوت میتوانی آن را بشنوی .
داستان روند یکنواختی داشت و ملایم بود و هیجان خاصی به کتاب اضافه نشده بود
از متن کتاب :
_برای عشق هم مرزی وجود دارد که وقتی ازآن عبور میکنی تبدیل به شکل تازه ای از تنهایی میشود ، چون کسی آن قدر به تو نزدیک میشود که دیگر او را در هیچ چیزی جدا از خودت نمیبینی و وقتی کنار هم هستید باز هم دراین جهان بزرگ واسرار آمیز تنهایید •••
_ همه ی چیزهای کامل و بی نقص همین طورند ؛ وقتی
به نقطه ی کمالشان می رسند ، ناگهان ناپديد میشوند.
_ دوست داشتن مثل صدایی است که فقط در سکوت میتوانی آن را بشنوی .
February 19, 2024
بعد از مدتها یک رمان عاشقانه خواندن که تا به انتها کتاب را زمین نگذاری و یک سره بخوانیاش، حس عجیبی بهم داده، و سر ریز از لحظاتِ نفس گیر عاشقانه هستم.
به اینکه زمان و عشق چه نسبت و پیوندهایی میتوانند با یک دیگر پیدا کنند، فکر میکنم.
و به سکوت و قدرت عشق.
کتاب در فضایی خیال انگیز میان درختان، کوچهها و خیابانهای پر شده از سپیدار میگذرد.
لحظههایی که سراسر برف میبارد و عاشق هستی و از معشوق جدا.
نمیخواهم از شخصیت پردازی ادمهایش صحبت کنم؛ چرا که چیزی که بیش از همه در این کتاب به اندازه یک انسان به آن پرداخته شده بود و شخصیت پیدا کرده بود، عشق بود و طبیعتی که یک آدم عاشق میبینید.
به اینکه زمان و عشق چه نسبت و پیوندهایی میتوانند با یک دیگر پیدا کنند، فکر میکنم.
و به سکوت و قدرت عشق.
کتاب در فضایی خیال انگیز میان درختان، کوچهها و خیابانهای پر شده از سپیدار میگذرد.
لحظههایی که سراسر برف میبارد و عاشق هستی و از معشوق جدا.
نمیخواهم از شخصیت پردازی ادمهایش صحبت کنم؛ چرا که چیزی که بیش از همه در این کتاب به اندازه یک انسان به آن پرداخته شده بود و شخصیت پیدا کرده بود، عشق بود و طبیعتی که یک آدم عاشق میبینید.
July 9, 2022
شروع داستان خیلی توی ذوقم زد. شاید به این دلیل شخصی که به نظرم خیلی چیزها به بچهها مربوط نیست و ربط دادن یک سری موضوعات به بچهها حالم را بد میکند. اما طوری که داستان پیش رفت و پایانش، آروم و نرم بود. مثل یک پر که کشیده شدنش روی صورتت قلقلکت میده و خوشت میاد. مثل آدم که یکهو به خودش میاد و فکر میکنه جدی جدی از این پسره خوشش میاد..
August 7, 2024
اولین تجربهی کتاب صوتی.
سعی میکنم به زودی براش مرور بنویسم.
سعی میکنم به زودی براش مرور بنویسم.
October 21, 2024
کتابی که باید در سن مناسب و حس مناسب اون رو خوند. یعنی همون حس و حال عشق های جوانی و نوجوانی. وگرنه خیلی نکته خاصی نداره. ساده، ارام و آرامش بخش و روان.
February 14, 2023
َ«احتمال لو رفتن داستان»
.
.
یه باور مشترک بین خیلی از ما آدمها وجود داره که تصور میکنیم دوستیِ خوب یا رابطهی عاشقانه خوب اونیه که ابدی باشه و معمولا میزان موفقیت روابط رو با دوامشون میسنجیم. بنظرم دوام داشتن چیز بدی نیست اما پایان یافتن رابطه هم به معنای شکست یا بد بودنش نیست؛ بخصوص روابطی که در اوایل جوانی شکل میگیرن. آدمها به مرور زمان پختهتر میشن و بیشتر خودشون رو پیدا میکنن و ممکنه دیگه توقعاتشون از رابطه همونهایی نباشه که دو یا پنج سال قبل بوده، اینجاست که کمکم هم سبک زندگی دستخوش تغییر میشه هم دایره اطرافیان.
یک رابطه میتونه توی یک برهه بخصوص خیلی لذتبخش باشه و به رشد هردو نفر کمک کنه اما با عوض شدن شرایط یا افراد دیگه کارکردهای سابق رو نداشته باشه. بعضی روابط تاریخ انقضا دارن و این به معنای ناموفق بودنشون نیست. توی این کتاب، داستان یک رابطه از همین نوع رو میخونیم! رابطهای سالم و عاشقانه و مفید، اما نه همیشگی.
.
.
یه باور مشترک بین خیلی از ما آدمها وجود داره که تصور میکنیم دوستیِ خوب یا رابطهی عاشقانه خوب اونیه که ابدی باشه و معمولا میزان موفقیت روابط رو با دوامشون میسنجیم. بنظرم دوام داشتن چیز بدی نیست اما پایان یافتن رابطه هم به معنای شکست یا بد بودنش نیست؛ بخصوص روابطی که در اوایل جوانی شکل میگیرن. آدمها به مرور زمان پختهتر میشن و بیشتر خودشون رو پیدا میکنن و ممکنه دیگه توقعاتشون از رابطه همونهایی نباشه که دو یا پنج سال قبل بوده، اینجاست که کمکم هم سبک زندگی دستخوش تغییر میشه هم دایره اطرافیان.
یک رابطه میتونه توی یک برهه بخصوص خیلی لذتبخش باشه و به رشد هردو نفر کمک کنه اما با عوض شدن شرایط یا افراد دیگه کارکردهای سابق رو نداشته باشه. بعضی روابط تاریخ انقضا دارن و این به معنای ناموفق بودنشون نیست. توی این کتاب، داستان یک رابطه از همین نوع رو میخونیم! رابطهای سالم و عاشقانه و مفید، اما نه همیشگی.
Read
January 27, 2024با نهایت احترام: خوب شد که جمع و جور بود و تو صد صفحه تمام شد. رودربایستی با خودم داشتم که بالاخره ادامه بدهم یا نه.
شاید برای من یک هیچ صدوسه صفحه ای بود فقط. شاید داستان بلند خوبی باشد. شاید من نمیفهمم چرا؟ این چه مدلی بود؟
اما پس این همه شاید، یک بیخود و بیجهتی محض جاری بود.
زنده باشی آقای نویسنده. ان شاالله کارهای بعدی، بهتر.
شاید برای من یک هیچ صدوسه صفحه ای بود فقط. شاید داستان بلند خوبی باشد. شاید من نمیفهمم چرا؟ این چه مدلی بود؟
اما پس این همه شاید، یک بیخود و بیجهتی محض جاری بود.
زنده باشی آقای نویسنده. ان شاالله کارهای بعدی، بهتر.
September 27, 2024
یه داستان خطی و ساده با شخصیت پردازی ضعیف
April 28, 2024
کتاب "برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق" از زبان مردی سی و هفت ساله است که روایت خود را از سی سال پیش آغاز می کند، زمانیکه با دختری به نام فرشته در باغ مادربزرگ خود آشنا می شود و دنیایش برای همیشه تغییر می کند. راوی می گوید دارد: «من سی سال فرصت داشتهام که به این ماجرا فکر کنم و وقتی سی سال به چیزی فکر میکنی، امکان ندارد آن چیز، حتی اگر به سختیِ تکهای سنگ گرانیت باشد، همانطور که روز اول بود باقی بماند. اولین چیزی که از آن مطمئنم این است که نامش فرشته بود. دومین چیز که دربارهاش تردید ندارم موهایش هستند. بهخوبی یادم مانده که موهایش روشن و یکدست و صاف بود. آن موقع فکر میکردم شبیه یک جور شکلات یا خامهی طلایی است...»
رابطه کودکانه او و فرشته، در نوجوانی عاشقانه می شود و پس از ماجرایی پایان یافته، اما تاثیر آن تا ابد باقی می ماند. راوی بعد از مدتی با فرشته نام دیگری آشنا می شود، مجدد عشق و رابطه طولانی مدت و وداع را تجربه می کند. در واقع نویسنده سعی داشته، تاثیر تجربه عشق طولانی مدت و وداع با عشق را توضیح دهد. برداشت متفاوت نویسنده از عشق، جذاب است، چرا که معمولا عشق کوتاه و پر جنب و جوش توصیف می شود نه آرام و طولانی، ضمن اینکه داستان بسیار روان است. اما کتاب بیش از حد ساده است، بطوریکه شخصیت پردازی های خام، شروع غیر جذاب و نوع فانتزی های راوی کتاب را مناسب نوجوانان می کند.
رابطه کودکانه او و فرشته، در نوجوانی عاشقانه می شود و پس از ماجرایی پایان یافته، اما تاثیر آن تا ابد باقی می ماند. راوی بعد از مدتی با فرشته نام دیگری آشنا می شود، مجدد عشق و رابطه طولانی مدت و وداع را تجربه می کند. در واقع نویسنده سعی داشته، تاثیر تجربه عشق طولانی مدت و وداع با عشق را توضیح دهد. برداشت متفاوت نویسنده از عشق، جذاب است، چرا که معمولا عشق کوتاه و پر جنب و جوش توصیف می شود نه آرام و طولانی، ضمن اینکه داستان بسیار روان است. اما کتاب بیش از حد ساده است، بطوریکه شخصیت پردازی های خام، شروع غیر جذاب و نوع فانتزی های راوی کتاب را مناسب نوجوانان می کند.
November 24, 2024
کوتهای (براش معادل مناسبی پیدا نکردم، نقل قول؟) دلنشین و ملموسی داشت و متوجه بودم که میخواد چی بگه. که عشق، حتی تو خالصانهترین و بهترین حالت ممکنش هم قرار نیست حتماً تا همیشه باقی بمونه و الزاماً نباید مشکلی وجود داشته باشه که یک رابطهی عاشقانه به انتهای خودش برسه (غمانگیز نیست؟).
اما آیا موفق شده بود روایت خوب و استخونداری از چیزی که تو سرش داشت رو کاغذ بیاره؟ نه. برای من بیشتر ناکامی بود. ناکامی اینکه میتونستم داستان خیلی خوبی در این مورد بخونم ولی بهجاش یهچیز نصفهونیمه خوندم با شخصیتپردازیهای ضعیف و فانتزیهای بیموردی که بهجای اینکه داستان رو سورئال کنن خندهدار و بچگونهش کرده بودن. اگه سرعت بالایی تو کتاب خوندن دارید، یا دارید دوران نوجوانی رو سپری میکنید، یا ابتدای مسیر کتابخونی هستید شاید انتخاب بدی نباشه، در غیر این صورت توصیهش نمیکنم.
اما آیا موفق شده بود روایت خوب و استخونداری از چیزی که تو سرش داشت رو کاغذ بیاره؟ نه. برای من بیشتر ناکامی بود. ناکامی اینکه میتونستم داستان خیلی خوبی در این مورد بخونم ولی بهجاش یهچیز نصفهونیمه خوندم با شخصیتپردازیهای ضعیف و فانتزیهای بیموردی که بهجای اینکه داستان رو سورئال کنن خندهدار و بچگونهش کرده بودن. اگه سرعت بالایی تو کتاب خوندن دارید، یا دارید دوران نوجوانی رو سپری میکنید، یا ابتدای مسیر کتابخونی هستید شاید انتخاب بدی نباشه، در غیر این صورت توصیهش نمیکنم.
July 2, 2025
"هشتمین کتاب ۰۴"
ملاقات من و این کتاب به دیدار فرشته و شخصیت اصلی شباهت زیادی داشت، ناگهانی و غیرمنتظره شروع شد و شوکهکننده به اتمام رسید. این داستان برای من شبیه خوابهایی بود که مدتهاست به سراغم نمیآیند. از آن خوابهایی که صبح با وجود صدای مادر میخواهی ادامهاش را ببینی و کمی بیشتر در دنیای رویا وقت بگذرانی اما وقتی چشم باز میکنی سیلی حقیقت زیر گوشت جا خوش میکند.
-داستان کتاب، از قصه دوستی پسربچهای تنها و گوشهگیر که بهدنبال دختر مو خامهای میرود، شروع و در ادامه به گفتن فراز و نشیبهای مسیر عشقِ پسر میپردازد. نویسنده از زیبایی و تلخی عشق و از ضرورت بودنش در زندگی میگوید.
هشدار: پایان داستان شاید برایتان غیرمنتظره باشد.
پ.ن: بعد از مدتها توانستم کتابی را یک نفس سر بکشم...
#چند_از_چند
ملاقات من و این کتاب به دیدار فرشته و شخصیت اصلی شباهت زیادی داشت، ناگهانی و غیرمنتظره شروع شد و شوکهکننده به اتمام رسید. این داستان برای من شبیه خوابهایی بود که مدتهاست به سراغم نمیآیند. از آن خوابهایی که صبح با وجود صدای مادر میخواهی ادامهاش را ببینی و کمی بیشتر در دنیای رویا وقت بگذرانی اما وقتی چشم باز میکنی سیلی حقیقت زیر گوشت جا خوش میکند.
-داستان کتاب، از قصه دوستی پسربچهای تنها و گوشهگیر که بهدنبال دختر مو خامهای میرود، شروع و در ادامه به گفتن فراز و نشیبهای مسیر عشقِ پسر میپردازد. نویسنده از زیبایی و تلخی عشق و از ضرورت بودنش در زندگی میگوید.
هشدار: پایان داستان شاید برایتان غیرمنتظره باشد.
پ.ن: بعد از مدتها توانستم کتابی را یک نفس سر بکشم...
#چند_از_چند
September 3, 2024
اول از پایانش خوشم نیومد، سرنوشت زوج داستان برام ناراحت کننده بود. اما بعد متوجه شدم واقعیت زندگی همینه. گاهی حتی متوجه نمیشم که چرا اینطور میشه. چرا یهو از اون دوستی که قبلا شبانه روز باهم صبحت میکردیم دیگه هیچ خبری ندارم. و بدون اینکه خودمون بخواییم دیگه هیچ حرفی برای زدن باهمدیگه پیدا نمیکنم.
دردناکه اما واقعی...
دردناکه اما واقعی...
January 19, 2025
برای عشق هم مرزی وجود دارد که وقتی از آن عبور می کنی تبدیل به شکل تازه ای از تنهایی می شود
وقتی از عشق صحبت می کنیم درباره ثانیه ها حرف می زنیم نه درباره سال ها و ابدیت.
انگار سفر رفتن و دوری بخشی جدایی ناپذیر از معنای درونی عشق است.
رابطه مثل یک حیوان خانگی است که همیشه کنارت بوده ولی یک روز از در بیرون می رود و دیگر هیچ وقت پیدایش نمی کنی
وقتی از عشق صحبت می کنیم درباره ثانیه ها حرف می زنیم نه درباره سال ها و ابدیت.
انگار سفر رفتن و دوری بخشی جدایی ناپذیر از معنای درونی عشق است.
رابطه مثل یک حیوان خانگی است که همیشه کنارت بوده ولی یک روز از در بیرون می رود و دیگر هیچ وقت پیدایش نمی کنی
June 2, 2026
حتى براى عشق هم مرزى وجود دارد كه وقتى از آن عبور مىكنى تبديل به شكل تازهاى از تنهايى مى شود،
چون كسى آنقدر به تو نزديك مىشود كه دیگر او را در هیچ چیزی جدا از خودت نمىبينى
و وقتى كنار هم هستيد باز هم در اين جهان بزرگ و اسرار آميز تنهاييد...
چون كسى آنقدر به تو نزديك مىشود كه دیگر او را در هیچ چیزی جدا از خودت نمىبينى
و وقتى كنار هم هستيد باز هم در اين جهان بزرگ و اسرار آميز تنهاييد...
December 12, 2022
یک عاشقانه دلنشینِ دلنشینِ دلنشین.
April 7, 2023
نسبت به اسم مردهای تهرون و ابر صورتی واقعا ضعیفه
September 19, 2024
آخی. ماجرای جالب و معصومانهای داشت و چون فضای داستان هم برام آشنا و دوستداشتنی بود، در یک نشست خوندم. دوستش داشتم اما اون وسطا یهو خط داستان رو گم کردم. یک جاهایی هم ایراد نگارشی داشت.
June 30, 2025
من کتاب رو دوست داشتم لطیف بود ، توی کتاب دنبال داستان عجیب و غریبی نمیگشتم
قطعا جزو کتاب های محبوبم نبود ولی دوستش داشتم
قطعا جزو کتاب های محبوبم نبود ولی دوستش داشتم
July 3, 2025
به سمت تابستون قدم برداشتم،
کتاب کوتاه و داستان گیرا.
البته وهم آلود و گاهی عجیب.
از نامه ها گفته بود که دوست دارم.
و کتاب توصیف خوبی از اسمش هست.
کتاب کوتاه و داستان گیرا.
البته وهم آلود و گاهی عجیب.
از نامه ها گفته بود که دوست دارم.
و کتاب توصیف خوبی از اسمش هست.
September 11, 2025
یک روایت عاشقانه ی آرام و زیبا از دو کودک مشهدی. جالب بود.
December 18, 2025
عاشقانه
Displaying 1 - 29 of 29 reviews

























