خب از اونجایی که خیلی وقت بود که رمان از نویسنده ایرانی نخونده بودم
و اگرم خونده بودم برای دهه 20-30بوده بخاطر همین یکم مشکل بود
ارتباط برقرار کردن با اسم های داستان
قشنگی داستان این بود که هیچ کدوم از اون اتفاق های تکراری داستان های عاشقانه رو نداشت
و خب هرلحظه که منتظر اون اتفاق خاص بودم که بیوفته نمیوفتاد و همچی خیلی عادی جلو میرفت
و واقعا میشه گفت مثل داستان زندگی واقعی ما آدم هاست
چقدر آدم های مختلف میان توی زندگیمون هستن
تاثیرشونو میزارن و خب ما فک میکنیم دیگ نمیتونیم بدون اونا زندگی کنیم
ولی سال ها بعد اتفاقی میبینمیشون و میبینیم که سال هاست تونستیم بدون وجودشون روزا رو بگذرونیم
فقط یه حس میمونه یه حس ناشناخته و عجیب ته دل آدم که نمیدونم اسمشو چی میشه گذاشت.