What do you think?


وجود
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 45 reviews
July 3, 2022
جای طلب بوسه وفا خواستی ای دل
دیدی که نه این را به تو دادند نه آن را
——
سلاح اهل ستم گاهی، شریعت نبوی هم هست
به روی شانه ظالم گاه ردای مصطفوی هم هست
——
زندگی با همدم نااهل جان فرسودن است
من چنین زندانیام با خویش در یک پیرهن
——
اگر چون رودها از خود گذشتن را بیاموزی
به حال سنگها هم میتوانی مهربان باشی
دیدی که نه این را به تو دادند نه آن را
——
سلاح اهل ستم گاهی، شریعت نبوی هم هست
به روی شانه ظالم گاه ردای مصطفوی هم هست
——
زندگی با همدم نااهل جان فرسودن است
من چنین زندانیام با خویش در یک پیرهن
——
اگر چون رودها از خود گذشتن را بیاموزی
به حال سنگها هم میتوانی مهربان باشی
July 11, 2023
کسی نخواند غزلهای غم گریسته را
نوشتههای ز چشم قلم گریسته را
عجیب نیست که آتش به هم بیامیزد
دو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته را
هوای دیدن دریا، رسانده است به هم
دو جویبار به هر پیچ و خم گریسته را
به غیر شانه هم هیچ تکیهگاهی نیست
دو مست سرخوش در هر قدم گریسته را
غمت مباد که دنیا ز هم جدا نکند
رفیقهای در آغوش هم گریسته را
نوشتههای ز چشم قلم گریسته را
عجیب نیست که آتش به هم بیامیزد
دو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته را
هوای دیدن دریا، رسانده است به هم
دو جویبار به هر پیچ و خم گریسته را
به غیر شانه هم هیچ تکیهگاهی نیست
دو مست سرخوش در هر قدم گریسته را
غمت مباد که دنیا ز هم جدا نکند
رفیقهای در آغوش هم گریسته را
April 25, 2025
آنکه در صلح است با خود، با جهان در جنگ نیست
کاش می آموخت انسان با خودش سازش کند
از شعرای معاصر کلاسیک سرامون هستند که یادمه چند سال پیش یکی از همدانشگاهیهام بسیار عاشق آثارش بود و مداوم تبلیغ میکرد بخونیم که خب اون موقع یادم نیست حسم به شعرهاش چی بود اما این بار اون به وجد اومدنِ سابق رو نداشتم. شاید نباید بعد از خوندن کتابهای شعر هیجانانگیزی که این اواخر خوندم سراغش میرفتم، ولی خب تو قفسه کتابهای صدف داشتند چشمک میزدند بهم.
مگو خود را کنار دیگران تنها نمی بینی
تو تنهایی فقط تنهایی خود را نمی بینی
رفیقا شادمانی های عالم جاودانی نیست
مگر اندوه را در خنده گلها نمی بینی
اگر نامی از خسرو ماند از افسون شیرین بود
به غیر از عشق اکسیری در این دنیا نمی بینی
کجا این حسن بی اندازه در تصویر می گنجد
تو از عکس خودت زیباتری اما نمی بینی
به جای دیدن آیینه ها در چشم ما بنگر
بدی از چشم خود میبینی و از ما نمیبینی
شدی در چشم هایش خیره ای دل سادگی کردی
از این پس هیچ کس را غیر از او زیبا نمی بینی
۲.۱۴۰۴
May 30, 2022
همنشینی با کسی دلتنگیام را کم نکرد
کاش میشد لحظهای از دست تنهایی گریخت.
کاش میشد لحظهای از دست تنهایی گریخت.
September 28, 2023
« وجود» آخرین اثر منتشرشدهی فاضل نظری تابهامروز است و ضعیفترین آنها نیز هست؛ مضامینی تکراری که دیگر برای استفاده در کتاب ششم (؟) پاسخگو نیستند!
August 11, 2023
مثل دفعه اول قشنگ بود
July 23, 2022
امتیاز من: ۳.۵
نشان مذهب من عشقست، حقیقتی که در آن عالم
امید آنکه به اعجازش شهید خوانده شوی هم هست
گودال آب و عکس تو ای ماه! ای دریغ!
زیبایی حلال تو امشب حرام کیست؟
من که میگویم در این بازار از هر سو زیان
هرچه را بفروشی و ساغر بگیری بهتر است
کمند عشق را پیچیدگی این بس؛ که در دامش
گرفتاریست آزادی و آزادی گرفتاری
به هر صورت فلک اقبال ما را بر نمیتابد
گمان کردهست خوشبختیم و فکر انتقام از ماست
گریهها کردم ز شوق آن شب که سوزاندی مرا
سرنوشت شمع جانسوز است اما روشن است
بیجهت، بیهوده، بیخود، بیسبب، بیفایده
عشق وقتی نیست، معنایی ندارد زیستن
آنکه در صلحست با خود، با جهان در جنگ نیست
کاش میآموخت انسان با خودش سازش کند
همنشینی با کسی دلتنگیام را کم نکرد
کاش میشد لحظهای از دست تنهایی گریخت
به جز آیینه چیزی نیست این دنیا، به این معنا
اگر زیباست یعنی باید از خود قدردان باشی
اگر چون رودها از خود گذشتن را بیاموزی
به حال سنگها هم میتوانی مهربان باشی
تنهایی انسان ندارد گرچه پایانی
ای عشق پنهان میشود تنهاییام با تو
بر باد رود باور اگر عشق نباشد
از گنج دروغین نتوان کرد صیانت
همین که چشمهی عشق تو در دلم جوشید
ز کوه صبر به دشت جنون کشیده شدم
بیفروغ عشق، آفاق زمین تاریک بود
گر درین سیاره نوری هست، از خورشید ماست
ما تابع عشقیم و این بیتابی بیحد
چون خط ممتد تا ابد پیوستگی دارد
تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
جوان شد پیر، گل شد سربهزانو، بید شد مجنون
من با تو سر جان قمار کردهام ای عشق
هرچه مرا هست و هرچه نیست هم از تو
نشان مذهب من عشقست، حقیقتی که در آن عالم
امید آنکه به اعجازش شهید خوانده شوی هم هست
گودال آب و عکس تو ای ماه! ای دریغ!
زیبایی حلال تو امشب حرام کیست؟
من که میگویم در این بازار از هر سو زیان
هرچه را بفروشی و ساغر بگیری بهتر است
کمند عشق را پیچیدگی این بس؛ که در دامش
گرفتاریست آزادی و آزادی گرفتاری
به هر صورت فلک اقبال ما را بر نمیتابد
گمان کردهست خوشبختیم و فکر انتقام از ماست
گریهها کردم ز شوق آن شب که سوزاندی مرا
سرنوشت شمع جانسوز است اما روشن است
بیجهت، بیهوده، بیخود، بیسبب، بیفایده
عشق وقتی نیست، معنایی ندارد زیستن
آنکه در صلحست با خود، با جهان در جنگ نیست
کاش میآموخت انسان با خودش سازش کند
همنشینی با کسی دلتنگیام را کم نکرد
کاش میشد لحظهای از دست تنهایی گریخت
به جز آیینه چیزی نیست این دنیا، به این معنا
اگر زیباست یعنی باید از خود قدردان باشی
اگر چون رودها از خود گذشتن را بیاموزی
به حال سنگها هم میتوانی مهربان باشی
تنهایی انسان ندارد گرچه پایانی
ای عشق پنهان میشود تنهاییام با تو
بر باد رود باور اگر عشق نباشد
از گنج دروغین نتوان کرد صیانت
همین که چشمهی عشق تو در دلم جوشید
ز کوه صبر به دشت جنون کشیده شدم
بیفروغ عشق، آفاق زمین تاریک بود
گر درین سیاره نوری هست، از خورشید ماست
ما تابع عشقیم و این بیتابی بیحد
چون خط ممتد تا ابد پیوستگی دارد
تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
جوان شد پیر، گل شد سربهزانو، بید شد مجنون
من با تو سر جان قمار کردهام ای عشق
هرچه مرا هست و هرچه نیست هم از تو
November 15, 2023
《هو النور》
چطور میشه برای یک کتاب شعر ریویو نوشت؟
چطور میشه برای یک کتاب شعر ریویو نوشت؟
March 5, 2023
یکی از ما به جای باده امشب زهر مینوشد
ملالی نیست، میدانی و میدانم کدام از ماست
***
گفت: اولین نشانهی عاشق شدن غم است؟
بوسیدمش به گریه و گفتم: غمت مباد
ملالی نیست، میدانی و میدانم کدام از ماست
***
گفت: اولین نشانهی عاشق شدن غم است؟
بوسیدمش به گریه و گفتم: غمت مباد
August 28, 2025
بازآ و قفل بشکن و آزاد کن مرا
ای قهرمان گمشده ی داستان من
ای قهرمان گمشده ی داستان من
August 20, 2024
برایم جالب بود که با وجود کلی کتاب نیمهکاره و reviewهای نوشتهنشده، امروز عصر و در حالی که برق رفته بود، سراغ این کتاب رفتم و شعرهایش را بلندبلند برای خودم (و همسایهها 😅) خواندم تا تمام شود.
«وجود» جدیدترین کتاب شعر فاضل نظری است که به دلایل مشخصی دل خوشی از او ندارم اما به قول مهدی فرجی، «بسیاری از کسانی که فاضل را مسخره میکنند حتی یک غزل مانند او نمیتوانند بسرایند». باری، این کتاب با ۵۲ غزل با مضامین اغلب عاشقانه ارزش تورق و خواندن را قطعاً دارد.
نگاه فاضل به عشق و معشوق شاید در بسیاری موارد زمینی باشد اما قطعاً اروتیک یا تغزلی نیست و خلاف سنگین شاعر نهایتاً بوسیدن معشوق یا به آغوش کشیدن وی یا پیمودن بادهای با او باشد. مضامینی مانند بیوفایی عشق، فانی بودن دنیا و حتی ناپایداری ظلم در سرتاسر اشعار این کتاب بهچشم میخورد و گاهی آنقدر این تکرارملالآور است که آدم را از ادامهی خواندن کتاب منصرف میکند.
دایرهی واژگانی که شاعر برای بیان مضامین و احساساتش از آنها استفاده میکند ممکن است محدود بهنظر بیاید و اشعار تصنعی جلوه کنند، خصوصاً موقعی که شاعر از «مستی» و لوازم و حالات آن صحبت میکند با این حال، تکبیتها و بعضاً غزلهای خوبی هم در کتاب دیده میشود. نمونه:
با طناب مرگ بیرون آمد از گودال عمر
ماهی دلمرده از تنگ تماشایی گریخت
یا
راضی به عذاب دگران نیستم اما
گر عادلی ای چرخ، فلک کن دگران را
یک بیت عجیب هم توجه مرا به خودش جلب کرد که احتمالاً بیانگر ترجیحات شخصی شاعر است:
زینت ظاهر کجا حسن خدادادی کجا
زشترو زیبا نگردد هرچه آرایش کند
و البته غزل «سکهی صفوی» که حدس میزنم دچار تغییراتی شده باشد (جایگزینی «سکهی صفوی» با «پرچم اموی» در بیت دوم)
کتاب پراز ایرادات فاصلهگذاری، علامتگذاری و نگارشیست که در مواردی خواندن بیتها را مشکل میکنند یا مفهوم را عوض میکنند که خب توقع میرود سورهی مهر با آنهمه بودجه حداقل با یک ویراستار درستوحسابی همکاری کند تا این حجم ایراد تایپی و نگارشی به نسخهی نهایی راه پیدا نکند.
«وجود» جدیدترین کتاب شعر فاضل نظری است که به دلایل مشخصی دل خوشی از او ندارم اما به قول مهدی فرجی، «بسیاری از کسانی که فاضل را مسخره میکنند حتی یک غزل مانند او نمیتوانند بسرایند». باری، این کتاب با ۵۲ غزل با مضامین اغلب عاشقانه ارزش تورق و خواندن را قطعاً دارد.
نگاه فاضل به عشق و معشوق شاید در بسیاری موارد زمینی باشد اما قطعاً اروتیک یا تغزلی نیست و خلاف سنگین شاعر نهایتاً بوسیدن معشوق یا به آغوش کشیدن وی یا پیمودن بادهای با او باشد. مضامینی مانند بیوفایی عشق، فانی بودن دنیا و حتی ناپایداری ظلم در سرتاسر اشعار این کتاب بهچشم میخورد و گاهی آنقدر این تکرارملالآور است که آدم را از ادامهی خواندن کتاب منصرف میکند.
دایرهی واژگانی که شاعر برای بیان مضامین و احساساتش از آنها استفاده میکند ممکن است محدود بهنظر بیاید و اشعار تصنعی جلوه کنند، خصوصاً موقعی که شاعر از «مستی» و لوازم و حالات آن صحبت میکند با این حال، تکبیتها و بعضاً غزلهای خوبی هم در کتاب دیده میشود. نمونه:
با طناب مرگ بیرون آمد از گودال عمر
ماهی دلمرده از تنگ تماشایی گریخت
یا
راضی به عذاب دگران نیستم اما
گر عادلی ای چرخ، فلک کن دگران را
یک بیت عجیب هم توجه مرا به خودش جلب کرد که احتمالاً بیانگر ترجیحات شخصی شاعر است:
زینت ظاهر کجا حسن خدادادی کجا
زشترو زیبا نگردد هرچه آرایش کند
و البته غزل «سکهی صفوی» که حدس میزنم دچار تغییراتی شده باشد (جایگزینی «سکهی صفوی» با «پرچم اموی» در بیت دوم)
کتاب پراز ایرادات فاصلهگذاری، علامتگذاری و نگارشیست که در مواردی خواندن بیتها را مشکل میکنند یا مفهوم را عوض میکنند که خب توقع میرود سورهی مهر با آنهمه بودجه حداقل با یک ویراستار درستوحسابی همکاری کند تا این حجم ایراد تایپی و نگارشی به نسخهی نهایی راه پیدا نکند.
December 6, 2022
جهان درخت بدون جوانهای شده است
که طعمهٔ طمع موریانهای شده است
به گریه سنگ به هم میزنند و میخندند
بیا ببین که چه دیوانهخانهای شده است
«امیدواری بهبود» را چه توصیفی
جز اینکه دلخوشی کودکانهای شده است
به شیر در دل آتش نگاه کن که چه تلخ
مطیع شعبدهٔ تازیانهای شده است
دلی که در فلک سعد بال و پر میزد
کنون فلکزدهٔ آب و دانهای شده است
غمی که چشم جهانی بر آن گریسته بود
به گوش مردم بیغم ترانهای شده است
وفا خیال و محبت فریب و عشق دروغ
رفیق، گمشدهٔ بینشانهای شده است
گمان یافتن کیمیای خوشبختی
برای عهد شکستن بهانهای شده است
نه قدر لطف، نه رسم وفا، نه حق نمک
گلایه نیست ولی بد زمانهای شده است
که طعمهٔ طمع موریانهای شده است
به گریه سنگ به هم میزنند و میخندند
بیا ببین که چه دیوانهخانهای شده است
«امیدواری بهبود» را چه توصیفی
جز اینکه دلخوشی کودکانهای شده است
به شیر در دل آتش نگاه کن که چه تلخ
مطیع شعبدهٔ تازیانهای شده است
دلی که در فلک سعد بال و پر میزد
کنون فلکزدهٔ آب و دانهای شده است
غمی که چشم جهانی بر آن گریسته بود
به گوش مردم بیغم ترانهای شده است
وفا خیال و محبت فریب و عشق دروغ
رفیق، گمشدهٔ بینشانهای شده است
گمان یافتن کیمیای خوشبختی
برای عهد شکستن بهانهای شده است
نه قدر لطف، نه رسم وفا، نه حق نمک
گلایه نیست ولی بد زمانهای شده است
February 9, 2025
این کتاب رو هم یه دور از اول تا آخر خوندم که با همهی شعراش حداقل یکبار مواجه شده باشم و بعدا اگه خواستم بتونم بدون عذاب وجدان چندتا شعر رو اتفاقی بخونم.
یکی از شاعرهای همعصرمون که از نوجوونی به اشعارش علاقه داشتم همین فاضل نظریه. و هرچقدر شعرش رو دوست داشتم، خودش رو دوست نداشتم. علایق سیاسیش و نقشش واقعا منزجر کنندهست اما شعرش رو سعی میکنم بدون توجه به این مسائل بخونم.
--
وجود آخرین کتاب فاضله که ۵۲تا غزل رو شامل میشه.
شعرهایی که از نظر من ارزشمند باشن (یعنی فقط شامل یکیدوتا بیت خوب نباشن) کمتر از ۷ تاست.
به نظرم شکی نیست که فاضل واقعا شاعر خوبیه. واقعا ذوق داره. ولی تو این مجموعه چندتا ایراد هست.
اول اینکه ارتباطات طولی غزلها خیلی سسته. متوجهم که غزل شرایط خودش رو داره. اما تو بعضی از شعرهای این مجموعه دیگه واقعا هیچ نخی ابیات رو بههم متصل نکرده.
دوم اینکه مضامین خیلی تکراری شدن. فواره و آینه و زلیخا و اینارو واقعا توی ادبیات کلاسیک هزاربار دیدم، تو کارای قبلی فاضل هم زیاد بهش پرداخته شده.
سوم اینکه من نمیفهمم فاضل چرا باید شعر رندانه بگه. تورو کی تکفیر میکنه آخه؟ تو خودت تو جمع تکفیر کنندههایی برادر.
یا مثلا کنایه به سلطان دقیقا مسالهاش چیه؟
روزگاری اینا راههای انتقاد بوده. برای شاعرای معترض هنوز این زبان برای اعتراض استفاده میشه. تو به کی و چی داری اعتراض میکنی؟ به نظرم احمقانهست.
--
میدونی چرا این کتابو خریدم و خوندم؟ رفته بودم کتابفروشی و داشتم به تو فک میکردم. یادم اومد "کتاب" فاضل رو باهم خریدیم. احتمالا اونروز رو اصلا یادت نیست. ولی گفتم بگیرم بخونمش به یاد تو.
-------------
چندتا از بیتایی که دوست داشتم:
زور شراب گر به غم عشق میرسید
مارا چنین خراب نمیدید هیچکس
--
وقتی که قرار است نجنگیده ببازی
دیگر چه نبردی، چه جدالی، چه ستیزی
--
آنکس که نیست جز تو کسی در دلش منم
آنکس که برده است ز خاطر مرا تویی
--
من راضیام به مرگ، مرا زجرکش مکن
درد فراق بیشتر است از توان من
یکی از شاعرهای همعصرمون که از نوجوونی به اشعارش علاقه داشتم همین فاضل نظریه. و هرچقدر شعرش رو دوست داشتم، خودش رو دوست نداشتم. علایق سیاسیش و نقشش واقعا منزجر کنندهست اما شعرش رو سعی میکنم بدون توجه به این مسائل بخونم.
--
وجود آخرین کتاب فاضله که ۵۲تا غزل رو شامل میشه.
شعرهایی که از نظر من ارزشمند باشن (یعنی فقط شامل یکیدوتا بیت خوب نباشن) کمتر از ۷ تاست.
به نظرم شکی نیست که فاضل واقعا شاعر خوبیه. واقعا ذوق داره. ولی تو این مجموعه چندتا ایراد هست.
اول اینکه ارتباطات طولی غزلها خیلی سسته. متوجهم که غزل شرایط خودش رو داره. اما تو بعضی از شعرهای این مجموعه دیگه واقعا هیچ نخی ابیات رو بههم متصل نکرده.
دوم اینکه مضامین خیلی تکراری شدن. فواره و آینه و زلیخا و اینارو واقعا توی ادبیات کلاسیک هزاربار دیدم، تو کارای قبلی فاضل هم زیاد بهش پرداخته شده.
سوم اینکه من نمیفهمم فاضل چرا باید شعر رندانه بگه. تورو کی تکفیر میکنه آخه؟ تو خودت تو جمع تکفیر کنندههایی برادر.
یا مثلا کنایه به سلطان دقیقا مسالهاش چیه؟
روزگاری اینا راههای انتقاد بوده. برای شاعرای معترض هنوز این زبان برای اعتراض استفاده میشه. تو به کی و چی داری اعتراض میکنی؟ به نظرم احمقانهست.
--
میدونی چرا این کتابو خریدم و خوندم؟ رفته بودم کتابفروشی و داشتم به تو فک میکردم. یادم اومد "کتاب" فاضل رو باهم خریدیم. احتمالا اونروز رو اصلا یادت نیست. ولی گفتم بگیرم بخونمش به یاد تو.
-------------
چندتا از بیتایی که دوست داشتم:
زور شراب گر به غم عشق میرسید
مارا چنین خراب نمیدید هیچکس
--
وقتی که قرار است نجنگیده ببازی
دیگر چه نبردی، چه جدالی، چه ستیزی
--
آنکس که نیست جز تو کسی در دلش منم
آنکس که برده است ز خاطر مرا تویی
--
من راضیام به مرگ، مرا زجرکش مکن
درد فراق بیشتر است از توان من
November 5, 2024
جهان درخت بدون جوانهای شده است
که طعمهی طمع موریانهای شده است
به گریه سنگ به هم میزنند و میخندند
بیا ببین که دیوانهخانهای شده است
"امیدواری بهبود" را چه توصیفی
جز اینکه دلخوشی کودکانهای شده است
به شیر در دل آتش نگاه کن که چه تلخ
مطیع شعبدهی تازیانهای شده است
دلی که در فلک سعد بال و پر میزد
کنون فلکزدهی آب و دانهای شده است
غمی که چشم جهانی بر آن گریسته بود
به گوش مردم بیغم ترانهای شده است
وفا خیال و محبت فریب و عشق دروغ
رفیق، گمشدهی بینشانهای شده است
گمان یافتن کیمیای خوشبختی
برای عهد شکستن بهانهای شده است
نه قدر لطف، نه رسم وفا نه حق نمک
گلایه نیست ولی بد زمانهای شده است
که طعمهی طمع موریانهای شده است
به گریه سنگ به هم میزنند و میخندند
بیا ببین که دیوانهخانهای شده است
"امیدواری بهبود" را چه توصیفی
جز اینکه دلخوشی کودکانهای شده است
به شیر در دل آتش نگاه کن که چه تلخ
مطیع شعبدهی تازیانهای شده است
دلی که در فلک سعد بال و پر میزد
کنون فلکزدهی آب و دانهای شده است
غمی که چشم جهانی بر آن گریسته بود
به گوش مردم بیغم ترانهای شده است
وفا خیال و محبت فریب و عشق دروغ
رفیق، گمشدهی بینشانهای شده است
گمان یافتن کیمیای خوشبختی
برای عهد شکستن بهانهای شده است
نه قدر لطف، نه رسم وفا نه حق نمک
گلایه نیست ولی بد زمانهای شده است
May 4, 2024
این کتاب هم مثل دیگر کتاب های ایشون فوق العاده زیبا بود :)))
اکنون که از بیان غم عشق عاجزم
می بوسمت به اشک و به بر می فشارمت
پروانه ها به پیله خود خو نمی کنند
باشد تو هم برو به خدا می سپارمت
اکنون که از بیان غم عشق عاجزم
می بوسمت به اشک و به بر می فشارمت
پروانه ها به پیله خود خو نمی کنند
باشد تو هم برو به خدا می سپارمت
November 24, 2023
میتوان مثل دو رود از دو طرف رفت ولی
باز اگر بازرسیدیم به یکدیگر چه؟
.
نسبت به کتابهای قبلی، شعرها بهتر شده بودند. اما خب باز هم فاضل نظری اصرار شدیدی داره که بچه هیئتی بودن رو به رخ مخاطبش بکشونه و کلمات و تصاویر مذهبی رو به شعر تحمیل میکنه.
باز اگر بازرسیدیم به یکدیگر چه؟
.
نسبت به کتابهای قبلی، شعرها بهتر شده بودند. اما خب باز هم فاضل نظری اصرار شدیدی داره که بچه هیئتی بودن رو به رخ مخاطبش بکشونه و کلمات و تصاویر مذهبی رو به شعر تحمیل میکنه.
October 14, 2022
ویرانه است خانه من بی حضور تو
آشفته است بی سر زلفت جهان من
آشفته است بی سر زلفت جهان من
April 6, 2024
به اندازه ی ضد شعرهاش قوی نبود. ولی باز هم قشنگ و دلنشین بود.
December 26, 2024
گفت: اولین نشانه عاشق شدن غم است
بوسیدمش به گریه و گفتم: غمت مباد
روزی اگر قرار شد از هم جدا شویم
من میروم ز یاد تو کم کم، غمت مباد
بوسیدمش به گریه و گفتم: غمت مباد
روزی اگر قرار شد از هم جدا شویم
من میروم ز یاد تو کم کم، غمت مباد
October 4, 2025
ضعیفتر از باقی کتابهای ایشون
November 18, 2024
در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم
که سزاوار تو این خانهی ویرانه نبود.
که سزاوار تو این خانهی ویرانه نبود.
December 31, 2022
خریدن این کتاب با توجه به کمیت و کیفیت اشعار و قیمت کتاب اشتباه بزرگیه...صرف نظر از اینکه کتاب دست گرفتن حس خوبی به آدم میده همه شعر ها رو میشه توی اینترنت پیدا کرد و پول رو باید صرف اشعار پر محتوا تری کرد🙃
💫دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش! این رنج بی پایان به پایان می رسد
گرچه گاهی تندبادی شاخه ای را هم شکست
سرو می ماند ولی طوفان به پایان میرسد...
💫دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش! این رنج بی پایان به پایان می رسد
گرچه گاهی تندبادی شاخه ای را هم شکست
سرو می ماند ولی طوفان به پایان میرسد...
August 19, 2022
شاعر دل پری از عشق و معشوق دارد :)
بعد از چند دفتر شعر اخیرش، به نظرم فاضل نظری به گذشته اش نزدیک تر شده و اتفاق خوبی است.
بعد از چند دفتر شعر اخیرش، به نظرم فاضل نظری به گذشته اش نزدیک تر شده و اتفاق خوبی است.
December 23, 2023
به نظرم نسبت به کتابهای قبلی فاضل نظری، اشعار غمگینتری داشت
January 4, 2023
به شخصه فاضل نظری رو بسیار دوست میدارم و برایش احتارم قائلم.
کتاب وجود رو دوست داشتم ولی بنظرم یه لول از بقیه کارهاش پایین تر بود.
یک دم ز بیوفایی عالم غمت مباد
یک عمر عاشقی کن یک دم غمت مباد
مردم به هرکه آینه شد سنگ میزنند
از طعنههای عالم و آدم غمت مباد
گفت: اولین نشانۀ عاشق شدن غم است؟
بوسیدمش به گریه و گفتم: غمت مباد
روزی اگر قرار شد از هم جدا شویم
من میروم ز یاد تو کمکم، غکت کباد
دلشورۀ وصال و پریشانی فراق
از این غمت نبود، از آن هم غمت مباد
https://www.30book.com/book/132354/%D...
کتاب وجود رو دوست داشتم ولی بنظرم یه لول از بقیه کارهاش پایین تر بود.
یک دم ز بیوفایی عالم غمت مباد
یک عمر عاشقی کن یک دم غمت مباد
مردم به هرکه آینه شد سنگ میزنند
از طعنههای عالم و آدم غمت مباد
گفت: اولین نشانۀ عاشق شدن غم است؟
بوسیدمش به گریه و گفتم: غمت مباد
روزی اگر قرار شد از هم جدا شویم
من میروم ز یاد تو کمکم، غکت کباد
دلشورۀ وصال و پریشانی فراق
از این غمت نبود، از آن هم غمت مباد
https://www.30book.com/book/132354/%D...
July 17, 2026
در میان همهٔ کتابهای نظری، «وجود» شاید کمسر و صداترین باشد. نه آن غزلهای پرمخاطب «گریههای امپراتور» را دارد، نه آن صراحت «نیست» را. یک جای میانیایست که آدم اگر عجله داشته باشد، از کنارش میپرد. اما اگر بماند، میفهمد که شاعر درست همین جا دارد سختترین کار را میکند: دارد بیآنکه جوابی داشته باشد، میپرسد.
مثل آتش بیقرارم مثل توفان بیوطن
دیگران از من گریزانند و من از خویشتن!
بیجهت، بیهوده، بیخود، بیسبب، بیفایده
عشق وقتی نیست، معنایی ندارد زیستن
زندگی با همدم نااهل جان فرسودن است
من چنین زندانیام با خویش در یک پیرهن
دوستی پژواک تنهاییست اما همچنان
تا جوابی بشنوی از کوه فریادی بزن
عاقبت در خواب بوسیدم تو را، با این حساب
من به خوشبختی بدهکارم، نه خوشبختی به من
مثل آتش بیقرارم مثل توفان بیوطن
دیگران از من گریزانند و من از خویشتن!
بیجهت، بیهوده، بیخود، بیسبب، بیفایده
عشق وقتی نیست، معنایی ندارد زیستن
زندگی با همدم نااهل جان فرسودن است
من چنین زندانیام با خویش در یک پیرهن
دوستی پژواک تنهاییست اما همچنان
تا جوابی بشنوی از کوه فریادی بزن
عاقبت در خواب بوسیدم تو را، با این حساب
من به خوشبختی بدهکارم، نه خوشبختی به من
December 29, 2024
از تو وقتی خواستی با خود همآغوشم کنی
چشم پوشیدم؛که ترسیدم فراموشم کنی
سرو عریانی که با پاییز میآمیخت گفت:
کاش پیش از برف با آتش کفن پوشم کنی
باد روشن میکند خاکستر افسرده را
شعله ورتر میشوم هر قدر خاموشم کنی
تلخی و شیرینی دشنام و لبخندت یکیست
باز کن لب تا به سحر عشق مدهوشم کنی
من نمیمانم میان برزخ وصل و فراق
باید امشب یا ببوسی یا فراموشم کنی
چشم پوشیدم؛که ترسیدم فراموشم کنی
سرو عریانی که با پاییز میآمیخت گفت:
کاش پیش از برف با آتش کفن پوشم کنی
باد روشن میکند خاکستر افسرده را
شعله ورتر میشوم هر قدر خاموشم کنی
تلخی و شیرینی دشنام و لبخندت یکیست
باز کن لب تا به سحر عشق مدهوشم کنی
من نمیمانم میان برزخ وصل و فراق
باید امشب یا ببوسی یا فراموشم کنی
February 15, 2026
در دایرهی بستهی امیال غریزی
دنبال چه میگردی و دلخوش به چه چیزی
در حسرت دریایی و می بینمت ای رود
آن روز که چون موج ز دریا بگریزی
وقتی که قرار است نجنگیده ببازی
دیگر چه نبردی چه جدالی چه ستیزی
نزدیکی ام آموخت که از دیدهی معشوق
هر قدر شوی دور همان قدر عزیزی
مستی اگر این بود که ما تجربه کردیم
بهتر که در این جام تهی زهر بریزی
ص 71
دنبال چه میگردی و دلخوش به چه چیزی
در حسرت دریایی و می بینمت ای رود
آن روز که چون موج ز دریا بگریزی
وقتی که قرار است نجنگیده ببازی
دیگر چه نبردی چه جدالی چه ستیزی
نزدیکی ام آموخت که از دیدهی معشوق
هر قدر شوی دور همان قدر عزیزی
مستی اگر این بود که ما تجربه کردیم
بهتر که در این جام تهی زهر بریزی
ص 71
September 19, 2022
سوی عدم دری ز جهان وجود نیست
ما جاودانه ایم! بر این درد میتوان گریست
چیزی که مرگ نام گرفته ست بین ما
دروازه ای میان دو زندان زندگی ست
ای مرگ ای نجات موقت! شتاب کن
هرچند روشن است که آن روی سکه چیست
***
گرچه هشتاد درصد اشعار رو دوست نداشتم، اما سه ستاره برای درد جاودانگی!!
ما جاودانه ایم! بر این درد میتوان گریست
چیزی که مرگ نام گرفته ست بین ما
دروازه ای میان دو زندان زندگی ست
ای مرگ ای نجات موقت! شتاب کن
هرچند روشن است که آن روی سکه چیست
***
گرچه هشتاد درصد اشعار رو دوست نداشتم، اما سه ستاره برای درد جاودانگی!!
September 20, 2022
فاضل نظری خودش بی نظیره و مجموعه شعر وجود هم که جدید ترین اثر این شاعر عزیز دل هست فوق العاده و جذاب هست.نوشته های فاضل نظری رو نباید از دست داد.
«وجود» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/130082
«وجود» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/130082
Displaying 1 - 30 of 45 reviews





























