این بنای خشت و گلی خانهی من است. با گنبد کوتاهش، چیزی چون دمل برآمده از سینهی بیابان. دورافتاده و تنگ. وقتی به قیلوله دراز میکشم باید خودم را کج کنم از بس این خانه تنگ و وقتی میایستم دود آتش که زیر گنبد کوتاهش جمع میشود خفهام میکند.
با دنیای عجیبی آشنا شدم..اولین کتابی است که از ادبیات عرب میخوندم و بسیار شگفت زده شدم! حتما توصیه میکنم...خصوصا اونهایی که تا حدودی با فضای فلسفه و حکمت آشنان...