من به تاریخ ۱۳ دی ماه ۱۳۴۴ خورشیدی در تبریز متولد شدهام
اولین مقالهام در دی ماه ۱۳۶۹ منتشر شد؛ از آن زمان تاکنون که بیست و یک سال میشود، نوشتن را ادامه دادهام؛ از سال ۱۳۷۰ به کار ویراستاری هم پرداختهام و تاکنون ویرایش نزدیک به بیست کتاب را بر عهده داشتم
در این مدت من با به کارگیری آموزش فلسفیام، در حوزههای تحقیقاتی تاریخ اندیشه در ایران معاصر، مشروطه پژوهی و ادبیات مدرنیستی ایران به نوشتن و خواندن و تحقیق مشغولم
از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۳ در روزنامه انتخاب با سمت دبیر گروه آئین/نقد و عضو شورای سردبیری هم مشغول بودهام. حاصل عمرم بیش از ۴۰ عنوان کتاب و بیش از ۳۰۰ مقاله در زمینههای سیاسی-تاریخی-معرفی و نقد کتاب چاپ شده است
از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۹ جزو نویسندگان دائرة المعارف تشییع بوده و در آن مجموعه نگارش مدخلهای فلسفی-عرفانی-کلامی و تاریخی را بر عهده داشتم؛ مدخلهایی هم برای دائرة المعارف زنان نوشتهام
از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ سایتی به نام خودم در اینترنت داشتم و مقالات کوتاه اعم از معرفی و نقد کتاب و مصاحبه را نزدیک به ۵۰ عنوان در آن منتشر کردهام. این سایت با آشفتگی سیاسی، تن به تعطیل داد
من از سال ۱۳۸۲ مجموعه «اندیشههای ایرانی» در انتشارات کویر را پیشنهاد و دبیری آن را بر عهده گرفتم. در سال ۱۳۸۷ نیز دبیری مجموعه «اندیشه امروز ایران» را در نشر چشمه بر عهده داشتم
مجموعهای از نامههای سیاسی میرزا ملکم خان، نامههایی که او در زمان سفارتش در لندن و رم به مقامات سیاسی ایران ارسال کرده است. همانطور که در دیگر ریویوها گفته شده کتاب از فقدان یک مقدمهی کامل و صورتبندی نامهها رنج میبرد و میتوان گفت اگر انتخاب و بخشبندی نامهها با دقت و ظرافت بیشتری صورت میگرفت ارزش کتاب به مراتب بیشتر میشد. اما آنچه در اختیار داریم هم جذاب است. این کتاب را باید به دوستانی پیشنهاد کرد که با خود او و عقاید خاص سیاسی و اجتماعیاش و تفاوت او با همنسلانش آشنایی کامل دارند و حالا قرار است با مواجهه با زبان شیوا و گاها تند او بیشتر و مستقیمتر با او روبرو شوند. و با یادآوری تغییرات سیاسی او در زندگیاش حیرت کنند! در غیر اینصورت بسیاری از نامههای کتاب را اضافه خواهید یافت و شاید تنها بخش جذاب کتاب برایتان زبان جذاب اوست. زبانی که تغییر لحنهای زیادی را نشان میدهد و همانگونه که مانند یک بنده میشود میتواند یک مهاجم هم باشد. متاسفانه باید بگویم آن ذوقی که برای خواندنش داشتم در میانهی کتاب بابت همان فقدانها از بین رفت
خاطر دارم یک وقت لفظ پروتست در نظر اولیای دولت علیه یک جانور غریبی بود که خیال میکردند بهمحض ظهور، تمام اولیای دولت را خواهد خورد؛ وقتی این لفظ مهیب از قلم یک نایب کنسول خارجه جاری میشد زبان وزیر امور خارجه ما بند میآمد. خیال میکرد که در همان آن اعلام جنگ خواهد شد و بلافاصله هفت کرور غرامت خواهند گرفت؛ بعد به تدریج عقلای ما فهمیدند که لفظ پروتست یکی از الفاظ عادیه تجارت و به کلی خارج از تصورات مضحک ایشان بوده است. حالا عوض پروتست چند لفظ دیگر پیدا شدهاند که وقتی به زبان میآیند اولیای دولت از هول و اضطراب بیاختیار از مجلس فرار میکنند.ص۲۴ از نامهای به تاریخ ۲۰ شهر شعبانالمعظم ۱۲۹۱
متاسفانه نامه ها نظم و ترتیب حتی زمانی ندارند و بیشتر نامه ها معلوم نیست خطاب به چه کسی نوشته شده اند. بیشتر نامه ها ارزش تاریخی خاصی هم ندارند مثلا شکایت ملکم خان از عقب افتادن مواجبش یا چیزهایی از این دست بوده. نامه ها سرشار از چاپلوسی نسبت به شاه است. هیچ گزارش با ارزشی در کتاب نیست. در یک نامه که اواخر کتاب هست نامه ای هست که احتمالا به ناصرالدين شاه نوشته و راه حل بهبود وضعیت کشور را از دید خود شرح داده که بسیار کلی و بدون جزئیات است و چیزی است که به عقل هر کسی میرسد و در ادامه نبود دانش در میان وزرا و اعتماد بنفس کاذب آنها را به سخره میگیرد. نامه پایانی کتاب جالب بود و مربوط به شکایت رسمی دولت ایران که از طریق ملکم به اطلاع لرد میرسد با شرح خود ملکم آمده که به شدت حاوی عجز و لابه و از نقطه نظر ضعف بیان میشود.
این اثر ارزش تاریخی بالایی دارد. هرچند به عنوان گردآوری کتاب بسیار کم کاری شده است. نامه ها بسیار پراکنده اند، نه ترتیب تاریخی دارند و نه توالی موضوعی. به هر حال به دلیل ارزش تاریخی مجموعه مهم و قابل توجهی گرد آمده است.