جلیل صفربیگی (متولد سوم بهمن سال ۱۳۵۳ در ایلام) شاعر معاصر اهل ایران است.
او دانشآموخته و دارای مدرک کارشناسی ریاضی است. وی هماکنون معلم و به تدریس ریاضی اشتغال دارد. اشعار او غالباً در قالبهای رباعی و شعر سپید است. از صفربیگی تا کنون بیش از ۳۰ عنوان کتاب شعر، ترجمه، گردآوری و تحقیق منتشر شدهاست.
کتاب را بعد از ده سال دوباره خواندم. بعضی رباعی هایی که آن موقع خیلی دوست داشتم این دفعه هیچ جذابیتی برایم نداشت. و البته بعضی هنوز همان لطف را داشت با چند تاش خاطره داشتم مثلا یکیش که توی مصرع سوم فقط پنج بار میگوید باران را یادم هست آن موقع که توی وبلاگش منتشر کرد چهار بار نوشته بود باران براش نظر گذاشتم که وزنش خراب است :) یکیش را خاطرم هست ساعت 9 شب از خوابگاه زدیم بیرون با هم اتاقیم که توی خیابان 60 متری خرم آباد یک کافی نت پیدا کنم و این رباعی را نشانش بدهم:
سردم شده است و از درون می سوزم حالا شده کار هر شب و هر روزم تو شعر مرا بپوش سرما نخوری من دکمه این قافیه را می دوزم
بالای این رباعی نوشته با الهام از شعری از ساغر شفیعی خانم ساغر شفیعی هم آن سالها که وبلاگ نویسی حیثیتی داشت یک وبلاگ داشت که گاهی سر میزدم اما هیچ وقت کتاب شعری از ایشان ندیدم
خیلی ضعیف. رباعیها و دوبیتیها نه تنها حرفی برای گفتن نداشتند، که حتی زیبایی شعری و آوایی هم در آن دیده نمیشد. خواندنش ابدا توصیه نمیشود. به زور توانستم یک دو بیت خوب پیدا کتم: جز عشق مگر چه میتواند باشد؟/ پیچیدن ساقه دو پیچک در هم