مادمازل کتی و چند داستان دیگر نوشتهٔ میترا الیاتی مجموعه داستانی است با محوریت مهاجرت، مهاجرت از خانه، از شهر و یا از کشور. داستانها نثری جذاب، روان و شاعرانهای دارند و در مجموع مینمالیستی به نظر میرسند. نویسنده به طور هنرمندانهای و با دوری از زیاده گویی، در خلال دیالوگها و توصیفات محدود، شخصیتها را به خوبی پرداخت کرده است به گونهای که خواننده به راحتی با آنها همذات پنداری میکند. در هر داستان خواننده با انواع مختلف مهاجرت همراه میشود و به صورت خاص آنرا احساس و درک میکند. با اینکه داستانها کوتاهاند اما نویسنده با ایجازی دقیق و توصیفاتی کامل و به اندازه فضای منحصر به فرد هر داستان را خلق کرده است. این کتاب شامل هفت داستان است که عبارتند از مادمازل کتی، ماه منیر، پناهنده، شمعدانیها، مثل همیشه، میمانیم توی تاریکی، یوسف پلنگ کش. تفاوتی که خانم الیاتی با سایر نویسندگان زن ایرانی معاصر دارد این است که اکثر نویسندههای زن ایرانی به طبع زندگی در ایران و مشکلات موجود، بیشتر سراغ سوژههایی رفتهاند که در ارتباط با مشکلات زنان و از دید فمینیستی بوده است اما خانم الیاتی با توجه به زندگی شخصیاش، به موضوعی جهان شمول پرداخته و فارغ از جنسیت است. این کتاب در سال ۱۳۸۰ جایزهٔ بهترین مجموعه داستان نویسندگان کتاب اولی را از خانه داستان دریافت کرده و همچنین نایل به دریافت جایزه هوشنگ گلشیری نیز شده است.
میترا الیاتی، (۳ فروردین ۱۳۲۹ - ) نویسنده ایرانی. مادمازل کتی و چند داستان دیگر، اولین مجموعه داستان میترا الیاتی در سال 1380 توسط انتشارات چشمه منتشر شد. این کتاب از سوی منتقدین ادبی مورد توجه بسیاری قرار گرفت و جوایزی مختلفی همچون: جایزه اولین مجموعه داستان سال 81 «بنیاد گلشیری»، و جایزهی کتاب سال «خانهی داستان»، را از آن خود کرد.
مجموعه داستان مادمازل کتی شامل 7 داستان کوتاه است که به چاپ سوم رسیده.
میترا الیاتی علاوه بر داستان نویسی تاکنون داوری چندجشنوارهی داستانکوتاه کشوری از جمله: داوری داستانهای برتراصفهان/ مشهد/ خرم آباد/ گرگان... را بعهده داشته. همچنین داور مرحله اول چهارمین دورهی جایزهی بنیاد گلشیری در سال 83 و داور بخش نخست و بخش نهایی پنجمین دورهی جایزه ی بنیاد هوشنگ گلشیری در سال 84 ( در بخش مجموعه داستان) و داور اولین دورهی جایزه ادبی روزی روزگاری در سال 85، و داور نهایی برترین داستانهای علمی تخیلی و فانتزی سال 1385و همچنین داور نهایی ششمین دورهي جايزهی داستاننويسي صادق هدايت، در سال 86 است.
سخنرانی در بارهی مقوله «خودسانسوری در ادبیات زنان»، در کشورهای سوئد، آلمان و فرانسه از دیگر فعالیتهای این نویسنده است.
دومین مجموعه داستان او تحت عنوان« کافه پری دریایی»/ نشر چشمه/ سال 78، منتشر شد.
این نویسنده، در حال حاضر، سردبیر مجلهی ادبی اینترنتی «جن و پری» است.
مجموعۀ خیلی خوبیه که اوجش داستان مادمازل کتی هست، ولی بقیۀ داستان ها هم عالی هستن؛ به ویژه یه داستان خیلی کوتاه اون وسطا داره که غوغاست. فضای داستان ها اغلب سرد و غم انگیز و نوستالژیکه. مادمازل کتی داستان نسبتا بلندیه و کاملن پتانسیل تبدیل شدن به یه رمان زیبا رو داشت. آدم موقع خوندن مدام حس میکنه که نویسنده چقدر سریع از سر همه چیز گذشته. شخصیت های جالب و رخدادهای جالب و پیرنگ جالب، همه رو انگار از پنجرۀ یه قطار سریع السیر داری میبینی. ای کاش رمانش کرده بود.
نثر شیوا، جملات کوتاه و غیرمستقیم بیان کردن داستان، از ویژگیهای بارز کتاب است. بازی با زمان و تغییر زاویه دید از اول شخص به دانای کل و بالعکس نیز از مهارتهای نویسنده به حساب می آید. ولی به لحاظ محتوا و ایده ضعیف است. خواندن کتاب بسیار لذت بخش است ولی هیچ کدام از داستانها اثرگذار و به یاد ماندنی نیست.
هی مطمئنتر میشم که برخی جوایز ادبی و گاهی نقدهای ادبی، چیزی به جز زد و بند و رفیقبازی و ... نیست دو یا سه تا داستان، بقیه هم چند تا طرح اولیه کتاب رو که بستم، حتی یادم نبود چی خوندم! به جز داستان اول، مادمازل کتی البته که اون هم داستان خوبی نیست، اما از بقیه بهتره
برنده جایزه بنیاد گلشیری و برنده جایزه خانه داستان در سال هشتاد و ... هیچ! نخواندید هم نخواندید، چیزی از دست ندادهاید. - دو ستاره را به داستان مادمازل کتی دادم، بقیه داستانها فقط طرحی از داستان بود.
کتاب و داستانهاش از دید من ۳ ستاره بود ولی نقطه قوتش واسم اجرای عالی آرمان سلطانزاده و صداگذاری دلنشین نسخه صوتیش بود . سال ۸۰ جایزه هوشنگ گلشیری رو برده. داستانها واسم دلنشین بود. اصلیترین دغدعه کتاب در مورد مهاجرت و زندگی روزمره هست ولی همونطور که دوستان دیگه هم گفتند، بیشتر داستانها اونقدر خاص و متمایز نیستن که تو ذهن آدم بمونه.
داستان مادمازل کتی را چون بلندتر از بقیه بود گذاشتم آخر از همه بخوانم و چقدر خوب بود. هم روایت روانش را دوست داشتم، هم پرشها، و خود موضوع داستان. پ.ن: کتاب یادگار یک روز خوب است، با امضای خود خانم الیاتی، از طرف دوست خیلی عزیزم.
با احترام، بسیار ضعیف. شخصیتهای اصلی داستانها، هیچ کنشی در مواجهه با مسائل و شرایط و اتفاقات زندگیشون ندارن و صرفا راوی انفعالات خودشون هستن. داستان فضاسازی منحصر به فرد و تاثیرگذاری نداره و صرفاً یک سری کلیشههای سانتیمانتال رو در لباسی مندرس و با نثری فاقد ویژگیهای داستانی ارائه میده.
کتاب را دوست داشتم. نگارش قوی داشت و به اصول داستاننویسی پایبند بود. اما غم غریب تلخی در تمام داستانها موج میزد. غمی عمیق که به لطافت بیان شده است. انتخاب خوبی برای زمانی که حال خیلی خوب یا خیلی بد داریم، نیست.
در کنار داستان نخست، داستان "میمانیم در تاریکی" بسیار زیبا بود.