Nesryn og prins Sartaq tager til Tavanbjergene hvor de håber at finde ud a fhvad rukhinerne ved om Valkernes historie. Imens fortsætter Chaol og Yrene healingen og kampen mod det mystiske mørke som lurer inden i ham. Men tiden er ved at rinde ud hvis de skal hjælpe deres venner derhjemme
Sarah J. Maas is the #1 bestselling author of the Throne of Glass, Court of Thorns and Roses, and Crescent City series. Her books have sold millions of copies and are published in thirty-eight languages. She lives in New York City with her family.
صد صفحه ی آخر خیلی خوب بود به نظرم اینکه نویسنده یک جلد رو به کیال و نسرین اختصاص بده خیلی جالب نبود بیشتر مثل یه کتاب فرعی بود اما در کل خوب یود و واقعا صد صفحه ی آخر کتاب رو نجات داد ترجمه هم که خب خوب بود اما بعضی از کلمات مثل ناپاک زاده که مترجم به جای حرومزاده به کار برده بود و خیلی جاها هم تکرار میشد واقعا اذیت می کرد . امتیازم ۴
بلاخره تمام شد. اگه اینکه من از کیال متنفرم ندید بگیریم باید بگم این جلد ادمای جالب زیاد داشت ولی در کل این داستان باید فرعی میبود نه اصلی🚶🏻♀️ پ.ن: میخواهم رو سرتاک کراش بزنم😂
I very much enjoyed the tandem read of this one. I know people find it boring, but I found it very nice to have a “chill” book to read some chapters from, when empire of storms got a bit too intense. This part was a bit slower for me than the first, but I did enjoy it. I also liked that it all ended with a bit of a “happy ending” because I got a feeling that the next book in the series will absolutely destroy me and not end so happy.
برج سپیده دم در مورد کیال و نسرین بوده و در حد فاصل پایان کتاب چهارم و پنجم و بهنوعی موازی با اون هست. کیال و نسرین به سرزمین آنتیکا میرن. جایی که خاقان با عدالت بر اونجا حکمرانی میکنه. باید دید چه ماجراهایی پیش روشونه...
از افراد زیادی شنیده بودم که از کیال بدشون میآد و خب الان واقعا درکشون میکنم. کیال تو این جلد بسی بیجنبه، جوگیر و رومخ بود. نویسنده سعی کرده کارهایی که کیال انجام داد رو عادی نشون بده ولی واقعا عادی نبودن.(چقدر بدون اسپویل حرف زدن سخته🥲) روند کتاب کُند بود. مخصوصا بخش اول. واقعا اتفاق خاصی نمیافتاد. به فضاسازی، جزئیات و... خیلی خوب پرداخته شده بود و البته همین موضوع باعث شده بود داستان چندان هیجانانگیز نباشه. بهنظرم شخصیتپردازی تو این جلد نسبتا ضعیف بود. خیلی ساده نظرشون نسبت به هم تغییر میکرد و نویسنده فقط میخواست همه رو با هم زوج کنه! فضاسازی واقعا خوب و با جزئیات بود و توصیفها هم عالی بودن. دیالوگهای چندان چشمگیری نداشت ولی خب بد هم نبودن. بهشخصه از جلد ۵ خیلی بیشتر خوشم اومد. جذابتر و خفنتر بود و آدم ترغیب به خوندنش میشد. اواخر کتاب رومنس نسبتا زیادی داشت. میشه گفت از پایانش خوشم اومد. هیجانانگیز و تقریبا غیرقابل پیشبینی بود. امتیاز من:۴ از ۵
تو ادامه ماجرای کیال و نسرین در جنوب به حقایق بسیار بسیار جالب و البته شگفت انگیزی پی میبریم به خصوص توی صد صفحه آخر اتفاقاتی میفته که مغز آدم رو میترکونه و من اصلا حتی فکرشم نمیکردم چنین حقیقتی وجود داشته باشه که برملا بشه ماجراجویی های نسرین با سرتاک و کلا قبیله راک سوار ها خیلی جالب بودن و از حضورشون لذت میبردم به خصوص بورته و راک های زیباشون بعضیا معتقدن این جلد باید یک جلد فرعی میبود ولی من مخافم چون اتفاقاتی که میفتاد توی این جلد در اتفاقات آینده و جلد بعدی بسیار تاثیر گذاره پس خوندن این جلد حتما واحبه و نمیشه نادیده اش گرفت شخصیتای جدید با اینکه تازه وارد داستان شدن اما خوب تونستن در دل داستان جا بگیرن و حس آشنایی و راحتی رو به مخاطب بدن مثل ایرن و سرتاک و هدر و.... رمنس کتاب هم دلنشین بود و روابطی که بین شخصیتا به وجود اومد رو خیلی دوست داشتم از نظر ترجمه و کیفیت هم کتاب عالی بود
خب از اول این ریویو میخوام احساسی وارد عمل بشم. سرتاک با گذشتن از فرصت وارث پادشاه شدن فقط بخاطر نسرین، خودشو از قعر طبقه بندی شخصیت های نفرت انگیز توی ذهنم کشید بیرون. با اینکه الان وارث خاقانه واقعا میخواست از خود گذشتگی عاشقانه ای انجام بده. این جلد برای من شکنجه کامل بود از لحظه اول شروعش هم همینو گفتم اما خب چه میشه کرد. خواندمش و الان فقط منتظرم ببینم ارتش موراث چی دربرابر این قدرت عظیم خاقان که دارن به سپاه ایلین میرسن داره! فهمیدن اینکه مایو رسما یه ملکه ی والگه نور الانور بود. کلا مجموعه ی شاهزاده ها و شاهدخت هاست. نبرد ملکه ها و پادشاه ها. ایروان که پادشاه تاریکیه. دوریان پادشاه ارادلن، ایلین ملکه ی تراسن، ایلاید که به نحویی وارثه، لیسندرا که الان ملکه ی یه منطقه بی نام و نشانه! ایدیان و روان و سرتاک و کاشین و هدر و دووا هم که ماشالا همه فرزندان شاه. منان که هم وارث دندان اهنی هاست هم اخرین ملکه کراچن زنده و...
This entire review has been hidden because of spoilers.
Endelig tog serien en drejning og rystede posen! Jeg sukkede først da jeg indså denne bog ville være fra Nesryns og Chaols perspektiver, da jeg ikke troede jeg havde savnet dem synderligt indtil nu. Men det tog jeg hurtigt i mig igen. Yrenes tilbagevenden gjorde vidunder, og jeg kan officielt erklære hende en af mine yndlingskaraktere i serien; sikke en genistreg. Glæder mig nu endnu mere til at læse færdiggørelsen, selvom jeg må indrømme jeg nu har svært ved tanken om at det er ved at være slut.
This entire review has been hidden because of spoilers.
من این کتاب رو یه روزه خوندم! فکر کنم همین نشون بده چقدر خوب بود اصلا بخش دوم کتاب ها خیلییی قوی تره چه رازهایی که برملا نشد چه اتفاقات عجیبی که نیفتاد چه گره هایی که باز نشد و چه گره های جدیدی که اضافه نشد هیچی نمیتونم بگم جز تحسین قدرت نویسنده برای ایجاد این خط داستانی قوی و پر از جزئیات یک ستاره کم کردم چون یه جاهایی خوندمش برام جذاب نبود یا داستان اونقدر هنوز پیش نرفته بود ولی انصافا آخرش از پنج ستاره هم بیشتر لیاقت داشت
The plot thickens as we pause from the queens story and hear about Chaols journey to another country with new interesting characters - I was really captivated and now just missing the story to be finished!
همین الان این جلد رو با چند ماه وقفه بین جلدهای دیگه تموم کردم. برام سواله داستان تمام رازهای پنهانش رو رو کرده یا هنوز مونده؟ به هر حال ارزشش رو داشت این همه خوندن و صبر کردن تا دوباره داستان برام هیجان انگیز بشه. از قسمت جنگ بدم میاد و امیدوارم جی ماس توی دو جلد آخر من رو راضی کنه.
Ej altså den rammer jo bare meget hårde denne gang, jeg kan ikke få armen ned over alle de tråde der bliver lagt og samlet op. Nogle der har kleenex?? 😰