Jump to ratings and reviews
Rate this book

گداها هميشه با ما هستند

Rate this book
اصلاح عنوان نویسنده

First published January 1, 2008

70 people want to read

About the author

Tobias Wolff

155 books1,221 followers
Tobias Jonathan Ansell Wolff is a writer of fiction and nonfiction.

He is best known for his short stories and his memoirs, although he has written two novels.

Wolff is the Ward W. and Priscilla B. Woods Professor in the School of Humanities and Sciences at Stanford University, where he has taught classes in English and creative writing since 1997. He also served as the director of the Creative Writing Program at Stanford from 2000 to 2002.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (5%)
4 stars
21 (28%)
3 stars
29 (38%)
2 stars
18 (24%)
1 star
3 (4%)
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
March 28, 2016
کاشکی اشتباه‌های بیشتری کرده بودم٬ اشتباه‌های درست و حسابی٬ یعنی واقعن کارهایی که راست راستکی غلط باشه٬ ولی عوضش اجازه نمی‌دادم حوادث من رو جایی ببرن که دوست ندارم.
Profile Image for Roya.
757 reviews163 followers
June 18, 2025
صوتی این کتاب رو گوش دادم و سعی کردم با کتاب صوتی دوست بشم ولی باز هم ناموفق بودم و همچنان با کتاب‌های صوتی قهرم.
جدای از این، خودِ داستان‌های کوتاه هم چندان جالب نبود. منم مثل اون ناشر می‌نویسم: سر به سرم گذاشتی؟
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,179 followers
June 30, 2015
در برخورد با این کتاب باید به این سوالها جواب داد؛
آیا شخصیتها به خوبی پرداخت شدن؟
آیا انگیز‌ه‌های شخصیت در چینش وقایع داستان مشخص می‌شه؟
آیا ایده‌ی اصلی در داستان قابل تشخیص هست؟

به نظرم هر کدوم از داستانهای این مجموعه به یکی از سوالات بالا جواب مثبت می‌دن. داستانِ فروپاشی صحرا و گمشده از این نظر داستان‌های بهتری هستند.
اما... اما من پیش از این داستان جاذبه‌های پیش ‌رو رو با ترجمه دیگه‌ای خونده بودم و در حین خوندن دوباره‌اش فهمیدم که ترجمه این کتاب چندان خوب نیست.

برای مقایسه؛

ترجمه کتاب: تصمیم گرفته بود اینطور وانمود کند که روبه‌رویش کُت نیست بلکه زن مُرده‌ای است که کُت پوشیده.


ترجمه‌ی غیر کتاب از مرضیه ستوده
انگار آن ژاکت، ديگر ژاکت نبود که آن‌جا افتاده بود بلکه يک زن مرده بود که ژاکت تن‌اش بود.


به نظرم اولی از نظر جمله بندی سخت بود در صورتی که دومی خیلی ساده تصویر رو به ذهن منتقل می‌کرد.
و البته نمونه‌های دیگه‌ای هم هستند و من هم فقط یه داستان برای مقایسه داشتم.
Profile Image for SARAH.
245 reviews317 followers
May 17, 2014
این داستانها......توبیاس وولف معرکه است.وقتی داستان اول را خواندم داستانی که واقعا نمیشه گفت راچع به چیه با این حال با همان اولین کلمات ؛اولین سطور؛ خواننده رو محسور می کنه محسور و میخکوب.داستان اول رو تمام می کنی نمی دانی باید چه نتیجه ای بگیری نمی دانی اصلا نویسنده چه منظوری داشته......خدای من!نویسنده احتمالا همین هدف رو داشته میخکوب کردن خواننده یعنی تو!!!خب اقای وولف من از صمیم قلب بهت تبریک می گم شما موفق شدید!شیوه روایت،چیدمان کلمات، و همه وهمه مثل شنیدن صدای زنگ است. یک زنگ در فضای تاریک و سکوت مطلق ذهنت....طوری که تا مدتها صدای کوبش زنگ در گوش ادم باقی می مانه. ادم گوش ها رو تیز می کنه و حریصانه منتظر صدای بعدیه؛ اما سکوت مطلق.. سکوتی مطلقی که هر لحظه عمیق تر هم میشه؛ نصیبش میشه.و خدای من داستانهای وولف در این مجموعه درست مثل همان کوبش زنگه.... با شخصیت ها همراه میشی میتونی دقیقا بفهمی چرا؟ میتونی حتی خودت رو جای اونها تصور کنی... همه چیز بطرز اعجاب اوری قابل درکه و این یعنی تو بخشی از داستانی و این....
this was great... but great can not describe what u feel .... great is the weak adj when u face to such ... awesome .... story... just read that and u can start y unbelievable travel.. in the story......
Profile Image for Mohammad Mirzaali.
505 reviews115 followers
April 13, 2013
سبكِ توبياس وُلف معروفه به رئاليزمِ كثيف
نكته اينجاس كه رئاليزم هيچوخ تقسيم به تميز/ كثيف نشده اساساً، رئاليزم از بُن كثيف و دردناكه و توبياس وُلف اين حقيقتُ بعدِ هر داستانش ميكوبه تو سرت؛ حقيقتِ رئاليزم
Profile Image for Alborz Taheri.
198 reviews28 followers
April 12, 2013
مارک فکر کرد : نمیتونم این کارُ بکنم.
اما میدانست حقیقت ندارد. میتوانست آن ها را ترک کند. مردم همدیگر را ترک میکردندو هنوز هم این کار را میکنند . کار وحشتناکی است اما اتفاق می افتد و مردم هم جانِ سالم به در می برند.
از داستان فروپاشی صحرا،1968
Profile Image for Ava.
168 reviews223 followers
May 25, 2011
... هلن گفت: " چه داستان غم انگیزی. "
میچ گفت: " باید می کشتمش. شاید بعدا پشیمون می شدم، ولی اقلا می تونستم بگم یه کاری کردم. "
بلیس گفا: " تو خیلی مهربونی. "
میچ گفت: " می دونم. ولی به هر حال کاشکی یه کاری کرده بود، بعضی وقت ها بهتره آدم حتما یه کاری بکنه تا این که دست رو دست بذاره و همه چی رو همین طور ول کنه به حل خودش."
Profile Image for Monique .
148 reviews23 followers
September 18, 2024
این کتاب، از اونایی بود که هیچ تصمیمی برای خوندنش نداشتم
نویسنده‌اش رو نمیشناختم و تو گودریدز هم چیزی ازش به چشمم نخورده بود.
چرا خوندمش؟ فقط چون تو طاقچه بی‌نهایت بود و منم دلم میخواست چیزی گوش بدم جز موسیقی و پادکست🫠

سه تا ستاره به خاطر اینکه از فضای قصه‌هاش خوشم اومد، از شخصیتها و داستانهای تو در تو...و اینکه یهو وسط قصه‌ی یکی، قصه‌ی یکی دیگه باز میشه در حالی که آخر داستان میبینی اون قصه‌ی فرعی هیچ اهمیتی تو داستان اصلی نداشت...
حتی ممکنه از خودت بپرسی قصه‌ی اصلی کدوم بود؟
دو ستاره‌ی آخر رو هم به این دلیل ندادم چون تقریبا همه‌ی داستانهاش یه جوری تموم میشه که نمیفهمی چطور شد...پایان هر داستان به طرز گل و گشادی بازه یه جور که اصغر فرهادی از رو میره. خب من به عنوان خواننده/شنونده داستان واقعا کنجکاوم به یه نتیجه‌ای برسم تهش...یا حداقل بفهمم what was the point!
ولی انگار که توبیاس وولف یه پنجره باز کرده به زندگی این شخصیتها و بهمون اجازه میده چند دقیقه زندگیشون رو تماشا کنیم. فقط همین.
Profile Image for Fahime Zarei.
96 reviews54 followers
November 23, 2009
یا ترجمش خیلی مشکل داشت یا نویسندش. به هرحال پرداخت داستان‌ها ضعیف بود مثل این که من الان چند تا جمله‌ی خوش‌مزه دارم بیام برای اینا داستان بنویسم همه داستانا نه ولی یه سریش واقعن حرفی برای گفتن نداشت.
Profile Image for Ali.
21 reviews38 followers
July 21, 2011
توبیاس ولف خیلی خوبه. جدا از ترجمه‌ی سکته‌دار خانوم شاخساری کتاب خیلی‌ خوبیه
Profile Image for aMiR.
16 reviews
April 10, 2025
04/01/21
مجموعه داستانی که یک روزه و با لذت خواندم. توبیاس وولف برام ریموند کاروری بود که تمیزتر کارش رو انجام داد.
شاید فقط از یکی از داستان ها خوشم نیامد اونم فقط بخاطر اینکه شخصیت اصلی داستان هیچ حضور فعالی نداشت ، فقط توی داستان بود که ما از گوششاش برای شنیدن یک خاطره سواستفاده کنیم .
Profile Image for علی محمدی.
34 reviews
July 16, 2022
بعضی از داستانهاش شخصیت پردازی و فضا پردازی خوبی داشت ولی پلات نه
Profile Image for Marzie Bgl.
4 reviews
July 22, 2025
داستان‌ها شبیه خواب‌های شب‌های ناراحتی بود غالبا. کمی بی سر و ته، کمی ناراحت کننده.
Profile Image for Pardis.
707 reviews
October 28, 2014
در هفت داستان این مجموعه، که از سال‌های مختلف کاری توبیاس ولف انتخاب شده، همچون جهان داستان‌ های ریموند کارور، با روایت ‌هایی عینی از لحظاتی علی‌الظاهر ساده مواجهیم. داستان‌های کوتاهی که معمولا بدون حادثه‌ عجیب‌وغریب بیرونی خبر از فروپاشی ��های درونی شخصیت‌ ها می ‌دهند.
Profile Image for راحله پورآذر.
128 reviews28 followers
December 20, 2015
بعضی وقت‌ها زن ابروهایش را درهم می‌کشید٬ لب پایینش را می‌گزید و به چیزی خیره می‌شد. مرد وقتی او را با این قیافه می‌دید٬ می فهمید باید دهانش را ببندد٬ اما هیچ وقت این کار را نمی‌کرد.
Displaying 1 - 18 of 18 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.