Jump to ratings and reviews
Rate this book

کوه مرا صدا زد

Rate this book
قصه های سبلان همه برفی و سرد هستندو البته به یاد می مانند .این کتاب به زبان آلمانی هم ترجمه شده توسط یوتا هیمل رایش

First published January 1, 1381

2 people are currently reading
45 people want to read

About the author

محمدرضا بایرامی

41 books38 followers
محمدرضا بایرامی متولد ۱۳۴۴ است. تا به حال سیزده کتاب داستان، که دو خاطره از دفاع مقدس در میان آنها دیده می‌شود به چاپ رسانده است. تعدادی از این آثار مربوط به نوجوانان و برخی از این آثار مربوط به بزرگسالان است. عمدۀ آثار بایرامی یا از روستا است یا از دفاع مقدس. علت این امر هم آن است که بایرامی از روستاست و در روستا بوده. در اواخر دورۀ دبستان خانواده‌اش روستا را ترک می‌کنند و به تهران می‌آیند. هنوز خاطرات کودکی در ذهنش وجود دارد و موجدِ آثار ارزشمندی از او شده است. آثار بایرامی تا به حال از ده مرجع، موفق به دریافت جایزه شده است. یک جایزه بین‌المللی هم در کارنامۀ خود دارد. جایزۀ کبرای آبی از سوئیس برای کتاب «کوه مرا صدازد».

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (37%)
4 stars
11 (34%)
3 stars
4 (12%)
2 stars
2 (6%)
1 star
3 (9%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Alireza Golrangian.
34 reviews11 followers
December 13, 2021
«کوه مرا صدا زد» داستانی از محمدرضا بایرامی است. بایرامی‌ را با موضوعاتی مانند «جنگ» و «روستا» می‌شناسند. از آثار شاخص وی می‌توان «هفت روز آخر» و «پل معلّق» را نام برد.
«جلال» قهرمان داستان است؛ نوجوانی سخت‌کوش و کاری. پدر جلال نفس‌های آخرش را می‌کشد و جلال باید به روستای مجاور بشتابد تا پزشکی خبر کند. برف و باد امان نمی‌دهد و گرگ‌های گرسنه در کمین‌اند امّا نجات جان پدر، از همه‌چیز مهم‌تر است.
جلال پسری نترس و مغرور است که بیش از سن و سالش می‌فهمد و مسؤولیت‌های سنگینی به دوش می‌کشد. او می‌خواهد به دیگران ثابت کند که بزرگ شده و از دوره نوجوانی گذر کرده است؛ امّا دیگران هنوز او را کودک می‌شمارند‌ و حاضر نیستند سرپرستی خانواده را به او بسپارند.
«کوه مرا صدا زد» برای نوجوان‌هاست و نثری دلنشین دارد. تشبیهات و آرایه‌های ادبی آن ساده‌ و کودکانه‌ است؛ مانند آنجا که راوی می‌گوید: «آسمان گرفته و اخموست و مِهی که دور قلّه حلقه زده، کم‌کم، دارد پایین می‌آید و همه‌چیز را می‌بلعد.»
توصیف‌های داستان کافی و به‌اندازه است و گفت‌وگوها به خوانش آن سرعت بخشیده‌ است. همچنین، ماجراهای ریزودرشتی که در داستان رخ می‌دهد، بر گیرایی و جذّابیت آن افزوده‌ است.
این کتاب، داستان نبرد با زندگی‌ست. در این سو جلال ایستاده است، پسری از دیار رنج و در آن سو، سرنوشت. پیرنگ داستان همینقدر ساده است و دیو سپید و اژدهای هفت‌سر هم ندارد.
«کوه مرا صدا زد» به زبان‌های خارجی ترجمه شده و جایزه‌ی «مار عینکی آبی» را هم گرفته است. در یکی از ترجمه‌ها نامش را گذاشته‌اند: «جلال برای زندگی می‌تازد.»
Profile Image for Amirreza Piw.
131 reviews1 follower
December 17, 2014
فوق العاده ! فقط میتونم بگم فوق العاده بخصوص برای ترک زبانی مثل من ! تداعی همه خاطرات زیبای دوران کودکی
Profile Image for Neda.
498 reviews82 followers
March 4, 2015
اینکه چطور شرایط زندگی از یه پسر بچه سیزده ساله مرد می سازه..
داستان رو دوست داشتم اگرچه بعضی از کلماتش رو بلد نبودم و زیرنویس هم نداشت..
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.