داستان این رمان در شهر پاریس میگذرد. نادر، همسرش آیدا و پسرش پویا میهمانان شیانه فرازمند هستند؛ بازیگر تئاتری که سالهاست در پاریس زندگی و کار میکند. روابط شخصیتهای داستان زمانی جذاب میشود که پی به مناسباتهایشان میبریم: نادر و شیانه به دنبال دُرنا میگردند اما پیدایش نمیکنند؛ دُرنا دختر آنهاست، دختر آنها از ازدواج نافرجامشان …
بنفش مایل به لیمویی رمان به روابط انسانها در جامعۀ مدرن امروزی میپردازد، سه راوی دارد و پازل روایی داستان را هر سۀ این روایان به موازات هم تکمیل میکنند.
بنفش مایل به لیمویی رمانی است رئالیستی که همچون دیگر آثار داستانی یاسمن خلیلیفرد مایههایی روانشناسانه دارد.
به گفتۀ نویسنده، این رمان ادای دینی است به هنرمندان عرصۀ نمایش و سینما و تئاتر.
4.5/5 قلم یاسمن و خود یاسمن رو خیلی دوست دارم. یاسمن از اوناس که باعث شده من هنوزم ادبیات معاصر ایران بخونم. چون اصولا ادبیات معاصر ایران دوست ندارم اما هیچوقت از خوندن کتابهای یاسمن پشیمون نشدم و یه چیزی توش هست. دغدغهها، پیچیدگی روابط در دنیای امروزی، مهاجرت، عشق، خیانت اینبار در بستر بازیگران تئاتر که شیانه و موعظ ساکن پاریس هستن و داستان در پاریس میگذره و توصیفات پاریس اینقدر قشنگ و دقیقه که خودم رو توی پاریس حس کردم. یاسمن خلیلیفرد دغدغهمند مینویسه. توی کتاباش عشقهای آبکی نیست. تلخی داره، اما ملموس و قابلدرکه و سرگشتگی شخصیتها رو خیلی خوب توصیف میکنه. تهش من نتونستم عشق موعظ رو بپذیرم چون با رفتارش جوردرنمیومد اما در کل کتاب قشنگی بود و امیدوارم یاسمن جان همیشه موفق و پرکتاب باشه.
متاسفانه ارزش خوندن نداره. در تمام طول کتاب مدام از زاویه دید یک شخصیت می پریدیم به زاویه دید شخصیت بعدی و این طوری میون دو تا زن و یک مرد دست به دست می شدیم. حالا فکرهاشون چی بود؟ چرا فلانی حرف زد؟ چرا فلانی نگاه کرد؟ چرا فلانی نشست؟ چرا فلانی پا شد؟ یعنی فکر کنم بیشترین کلمه ای که توی این کتاب به کار رفته «چرا» باشه. اتفاق خاصی هم آخه نمی افتاد. هیچی! هیچ! کل ایده ی کتاب رو میشد شاید در یک داستان کوتاه جمع کرد و تمام.
ضعیف بودن پیرنگ و شخصیت پردازی و توصیفات یک طرف، اینکه یک جا وسط پاراگراف فارسی ناگهان نوشته بود:«های فایو» یک طرف دیگه. یعنی مثلا می نوشت فلانی زد قدش چی می شد؟ خیلی برام سواله بدونم چرا اون وسط باید می نوشت های فایو؟
قهوه ای متمایل به .... فاجعه حیف کاغذ نویسنده اش تراپی لازمه جه جوری روش میشه اینا رو چاپ کنه و اسم خودشو بذاره نویسنده خدایا خودت ادبیات فارسی رو نجات بده
بسیار این کتاب رو دوست داشتم. واقعی، شبیه زندگی تک تک ما. ۴/۵ دادم چون شاید دوست داشتم شیانه در آن سکانس پایانی میرفت آپارتمان شماره ۹۸ در خیابان سوفرن!
از متن : میدانم اینها متکی به گذشته نیستند. چه خوب که چیزهای تمام شده برای آنها واقعا تمام میشود. کاش میتوانستم مثل اینها باشم. اما خودم رو خوب میشناسم. من کوله باری از چیزهای تمام نشده را با خودم حمل میکنم. تمام کردن برای من سختترین کارِ دنیاست.
بنفش مایل به لیمویی،نوشتهی یاسمن خلیلی فرد؛ داستان جذابی که با شخصیت پردازی فوقالعاده و فضاسازی عالی من رو محصور خود کرد. فکر میکنم این داستان،به راحتی رنجِ حسرت ها رو به آدم انتقال میده! و رنجی که نشات گرفته از اتمام زمان جبران برای اون حسرت هست.. اینکه ممکنه با حرف نزدن در مورد واقعیت خودمون،به چه مشکلاتی دچار بشیم و البته که با سِیر کردن در گذشته چه بلایی به سر زندگی خودمون و اطرافیانمون میاریم. تجربهی جالبی بود و کمتر از بیست و چهار ساعت این کتلب فوقالعاده رو تمومش کردم،این نشون دهندهی قلمِ قوی نویسندهاس که خواننده رو چُنان به خودش جذب میکنه که نمیتونه دست از خوندن برداره. 🌱
فوقالعاده، واقعی و بینظیر. ماه قبل خوندم و تمومش کردم. نثر پختهای داره و شخصیتپردازی، فضاسازی پرداخت، منطق داستان خیلی عالی بود. نویسندهای جوان باشی و بتونی روحیات و شرایط افراد میانسال رو تحلیل کنی هنره. سنینی که خودت تجربه نکردی. من که کیف کردم. ممنونم از خانم خلیلیفرد عزیز.
این نویسنده بیان احساسات رو خیلی خوب بلده، طوری که داستان هر راوی رو که میخونی میتونی باهاش همذات پنداری کنی این حسی که همه ما یه روزی این احسای رو داشتیم که برای همه توی همه شرایط سنگ صبور بودیم و هیچکس برای ما نبوده ❤️