خرداد بود که خلیج یخ زد برای سلیقههای مختلف نوشته شده. و واقعا نمیدونم چجوری حسم رو نسبت به کل کتاب بگم. احساسهای مختلفی تو طول خوندنش داشتم. یه سری داستانا رو اصلا دوست نداشتم و یه سریا رو واقعا دوست داشتم. بیشترش بر میگرده به مدل داستانهایی که دوست دارم. خلاصه بریم سر وقت داستانا و به ترتیب علاقهام لیستشون میکنم. :)
1-سورچرانی پیرزن تنپرست در جنزار جادهٔ سرچاهان
سورچرانی محشر بود. از هر جهت که بهش نگاه کنی یه داستان عالی و خیلی خوبه. فرم رواییش زیباعه. نثر روی کار نشسته. با کارکتر همراه میشید. تعلیق کافی داره. پایان بندیش زیباعه. مسیری که طی میشه منطقیه. خرده روایتهای داخلش جذابه. و در نهایت مضمون کار یقتون رو میگیره و به درستی توی داستان پخش شده. شعاری نیست. مضمون بهتون نشون داده می شه. خلاصه به خاطر سورچرانی هم که شده این کتاب رو بخرید و بخونید. صد در صد ارزشش رو داره.
2- از زمین آمد
عجیبترین مدل روایت رو این داستان داره که دوسش داشتم حیقیقتا. ولی به نظرم مهمترین چیزی که توی این داستان نمود داشت... مضمونش بود. تنهایی و انزوا. یه سری جاها شعاری میشد... ولی در نهایت یه سری جاها قشنگ خود تنهایی رو به تصویر میکشید. و این برای من زیبا بود. میخوام بگم تنها چیزی نیست که بشه با کلمات ادبی و قلنبه سلمبه نشونش داد. تنهایی چیزیه که تو رفتار نمود پیدا می کنه. و هر دوی اینا رو توی داستان میشد دید. فاز سایفای این داستان رو هم دوست داشتم. خلاصه به پای سورچرانی نمیرسه ولی از داستانای خوبه.
3-حکایت حلول در حافظیه
پسر من سر این چه قدر فحش دادم. به خودم به نویسنده. اصلا دلم خون بود. داستان تا وسطش عالی بود. یعنی اینجوری بودم که خدای من چه قدر خوبههه. همه چیز سرجاشه. روایت. نثر. شخصیتا. شیمی. ولی از یه جایی به بعد همه چیز برای من خراب شد. روایت از چیزی که براش ذوق داشتم و توقع داشتم تبدیل به چیزی شد که اصلا دوست ندارم و تقریبا با روایت جور در نمیومد. خلاصه حلول برای من حیف شد... خیلی دوسش داشتم... ولی .. اه. :(
4- خرداد بود که خلیج یخ زد
دوسش داشتم. خوب بود. چیزی بیشتری ندارم بگم. اولش سر نثر یه خورده گیج شدم... ولی کمکم راه افتادم و دوسش داشتم.
5,6- خورآدمخور-نخستین سخنان شر
این دوتا داستان رو اصلا دوست نداشتم. نمیدونم بیشتر فکر کنم به خاطر اینکه وحشت کیهانی بودن و خیلی روی نثر و توصیف هیولاها و ستایششون تاکید شده بود... سر خور که اصلا خیلی وقتها نمی فهمیدم داره چه اتفاقی میوفته و فقط از روی سطور پیش میرفتم... نمیگم داستانای بدینها... ولی سلیقه من نیست. لااقل جذابیت اون سه تا داستان رو برای من نداشتن... و آره همین.
خلاصه خرداد بود که خلیج یخ زد هم جزو اون تالفیاست که ارزش خوندن داره. تقریبا برای هر خوانندهای با هر سلیقهای یه داستان خوب داره. امیدوارم بخونید و لذت ببرید . ^-^