آه از شدت مسخرگی نمیدونم چی باید بگم!!! درسته که من ادبیات نخوندم، ولی درک اینکه این اراجیف، شبیه هرچیزی هست جز شعر کار سختی نیست!
حیف از درختهایی که برای چاپ شدن همچین خزعبلاتی قطع میشن!
نویسنده یا شاعر، خیلی تلاش کرده بود خاص و روشنفکر و متفاوت به نظر بیاد، ولی به هیچ وجه موفق نشده بود!
من نمیفهمم چه اصراریه چاپ کنین خب؟! بذارین تو همون دفتر خاطراتتون به عنوان دلنوشت باقی بمونه!
هیچ کدوم از مثلا شعرهاش اونقد عمق یا معنی نداشت که آدم رو درگیر کنه… من یکی که مطلقا هیچ ارتباطی نتونستم با این کتاب برقرار کنم، به هیچکس هم توصیه نمیکنم خوندنش رو!