Koos Gregory Bergmani humoorika ja kergesti jälgitava raamatuga reisid läbi filosoofia ajaloo, alates «Teadmine, et sa midagi ei tea, teeb su kõigist targemaks» ja lõpetades Sartre' «Ainult sel, kes ei aeruta, jääb aega paati kõigutada.» Teel kuuled «Teadus on hästi korrastatud teadmine. Tarkus on hästi korrastatud elu,» «Ühegi inimese usaldus pole sama kasulik kui ta raha,» ja veel kahekümne neljast suurest mõtlejast.
این کتاب مکمل خوبی هست بر دنیای سوفی، از این جهت که برخی از فیلسوفان متاخر که در دنیای سوفی اصلا بهشون پرداخته نشده (مثل شوپنهاور ، ویتگنشتاین و اِین راند)، اینجا مختصری از زندگینامه و آرائشون ، ارايه شده. اما ویژگی منفیش شاید اختصار بیش از حدشه! که بعضی مواقع به فهم درست مطلب لطمه میزد. این کتاب در کنار دنیای سوفی میتونه برای شروع مطالعات فلسفی و آشنایی کلی با تاریخ فلسفه مفید باشه.
قرار بود برم شب رو اتاق یکی از رفقا تو یه خوابگاه دیگه بمونم... سال اول دانشگاه بودم... رفتم و یکی دو تا از کتاباش چشممو گرفت که یکی هم این بود... همین رو برداشتم و تا صبح خوندمش... یه فلسفه هلوکن واقعی... ولی با نظر دوستی که گفته از دنیای سوفی بهتره رو قبول ندارم... دنیای سوفی یه دنیای دیگه س
برای کسی مثل من که نه حوصله درست حسابی داره نه از فلسفه خوشش میاد کتاب خیلی خوبی بود! مخصوصا quote هایی که میاره باعث اشنایی نسبی و مختصر با نحوه تفکر فلاسفه در مورد موضوعات مختلف (دین، جامعه، زندگی، حقوق زنان و … ) میشه خلاصه اینکه نمیتونم تصمیم بگیرم چند ستاره بدم ولی در کل راضی بودم 😊
گزیده گفتار هایش هیچ خوب نیست! ولی کتابِ خوبیه. خیلی مختصر نظر فلاسفه مختلف رو در اختیار میذاره. در جاهایی بیش از حد مختصر حتی! کاش به جای گزیدهگفتارها توضیحاتش رو بیشتر میکرد. × جلدِ کتاب هم هیچ مناسب نیست. :|
-در این کتاب با انداختن نگاهی به زندگی و اندیشه فیلسوفان بزرگ دو هزار سال گذشته، به پیشینهی ایدهها پی میبریم. هر فصل شامل شرح مختصری از زندگی یک فیلسوف و بحث مختصری درباره ایدههای اصلی اوست. /ص۱۰
■(-فصل اول: تالس و پیش سقراطیان(۶۴۰-۴۶۹ق.م) _برای تشریح ماهیت عالم تلاش کردند. _برای ادعاها و اظهارات خود برهان ارائه میکردند. _مسائل بنیادی فلسفه را مطرح کردند. /ص۱۱)
-تالس ادعا میکرد که اصل بنیادی حیات آب است، اما جانشینش آناکسیمن مدعی بود که منشاء همه چیز هواست. /ص۱۲
-سوفسطاییان میگفتند هر انسانی ادراکات خاص خود را دارد و هیچ شخص دیگری نمیتواند واقعا بفهمد که کدام یک از این ادراکها حقیقت دارد. /ص۱۴
-دموکریت: آدمی از بخت و اقبال بت ساخته است تا بیقیدی و بیتوجهی خود را توجیه کند. /ص۱۷
-هراکلیت: جنگ پدرِ همه و پادشاه همه است، بعضیها را خدا جلوه میدهد و بعضی را انسان؛ بعضی را برده میسازد و بعضی را آزاده. /ص۱۸
-هراکلیت: مسیر رو به بالا و مسیر رو به پایین دقیقا یکیاند. /ص۱۸
-آنتیفون: زمان یا اندیشه است یا معیار، نه واقعیت. /ص۱۸
■(-فصل دوم: سقراط (۴۶۹-۴۰۰ق.م) _انسان را موضوع فلسفه قرار داد. _تاکید ورزید که معرفت هدف حیات انسانی است. _بالاترین بها را بابت باورهای خود پرداخت. /ص۱۹)
-خود سقراط روشش را (تلنخوس) نامید که ترجمه لفظ به لفظ آن میشود (بازجویی). تنها موضع سقراط این بود که از جهل خویش اطمینان داشت. /ص۲۰
-سقراط: به فکر آنها نباش که به تو وفادارند و تمام سخنان و اعمالت را میستایند؛ به آنها بیندیش که با مهر عیبهایت را سرزنش میکنند. /ص۲۲
-سقراط: بیکارهها فقط آنها نیستند که کاری انجام نمیدهند؛ آنان نیز که باید به کار بهتری مشغول باشند اما نیستند، بیکارهاند. /ص۲۲
-سقراط: بعضیها در لذت بردن جسورند و برخی در درد کشیدن، بعضی در آرزو، بعضی در ترس؛ و بعضی در همین شرایط بزدلاند. /ص۲۲
■(-فصل سوم: افلاطون (۴۲۷-۳۴۷ق.م) _عقل و روح جاوداناند. _جهان مادی (طبیعت) واقعیت اصیل نیست. _مُثُل (صورتها) بدون تغییر و فناناپذیرند و در دنیای دیگری وجود دارند. /ص۲۵)
-افلاطون: خردمندان حرف میزنند چون چیزی برای گفتن دارند. احمقها حرف میزنند چون باید چیزی بگویند. /ص۲۹
■(-فصل چهارم: ارسطو (۳۸۴-۳۲۲ق.م) _بنیانگذار منطق علمی، علوم طبیعی و نقد ادبی کلاسیک. _مدافع مفهوم غایتشناختی طبیعت. _برای فهم ادراک ما نسبت به اشیائی خاص به خود آنها نگریست. /ص۳۱)
-ارسطو به مدت چند هزاره معرّف تفکر غرب بود. تمدن غربی دستکم تا قرن هفدهم (ارسطویی) بود. /ص۳۱
-ارسطو: نشان ذهن فرهیخته آن است که بتواند در اندیشهای تامل کند و آن را بسنجد، بدون آنکه بپذیردش. /ص۳۵
-ارسطو: سرشت هوای نفس آن است که هیچگاه ارضا نمیشود و چه بسیار مردمانی که فقط برای برآوردن هوای نفسشان زندگی میکنند. /ص۳۵
■(-فصل پنجم: آگوستین قدیس (۳۴۵-۴۳۰م) _نخستین (فلسفه تاریخ) را بیان کرد. _از تقدم ایمان بر عقل پشتیبانی کرد. _نوعی زندگینامهی خودنوشت دروننگرانه را ابداع کرد. /ص۳۷)
-آگوستین قدیس: ایمان، اعتقاد به چیزی است که نمیبینیم؛ پاداش این ایمان دیدن چیزی است که به آن اعتقاد داریم. /ص۴۰
-آگوستین قدیس: خدا این رنج را با انسان روا نمیدارد که نسبت به آیندهاش معرفت داشته باشد، چراکه اگر چیزی از آیندهاش میدانست، بیاحتیاط میشد و اگاهی از مصائب آینده او را به بیمعنایی سوق میداد. /ص۴۰
-آگوستین قدیس: اگر بدیها را زیر پا له کنیم از آنها برای خود نردبان ساختهایم. /ص۴۰
-آگوستین قدیس: معجزات مغایر طبیعت نیستند، مغایر چیزیاند که ما از طبیعت میدانیم. /ص۴۰
■(-فصل ششم: توماس آکویناس (۱۲۲۵-۱۲۷۲م) _الهیات مسیحی را با فلسفه درآمیخت. _براهین عقلی برای وجود خدا ارائه کرد. _ایمان را از عقل جدا کرد. /ص۴۳)
-آکویناس درصدد بود که مسیحیت و آرای ارسطو را باهم تلفیق کند. این ترکیب را غالبا سنت ارسطویی یا مَدرَسی مینامند، همانطور که آگوستین به افلاطون معنویت بخشید. /ص۴۳
-آکویناس: خیر اخلاقی در کمال خود شهوات را از بین نمیبرد، بلکه آنها را نظم میبخشد. /ص۴۵
-آکویناس: سه چیز برای رستگاری آدمی ضروری است: شناختن آنچه باید باورش کند، شناختن آنچه باید بخواهد؛ شناختن آنچه باید انجام دهد. /ص۴۶
-آکویناس: چیزی که همیشه پیرو چیز دیگر باشد، مرده است. /ص۴۶
-آکویناس: رستگاری انسان مستلزم افشای حقایق ورای عقل است. /ص۴۶
■(-فصل هفتم: رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰م) _پدر فلسفهی جدید. _بینش مکانیکی به طبیعت را ارائه کرد. _ماده و ذهن را از سرشت جدا دانست. /ص۴۹)
-دکارت: میاندیشم پس هستم. /ص۵۲
-دکارت: دو عملکرد قوهی فاهمهی ما عبارت است از شهود و استنتاج، که در کسب معرفت فقط باید به آنها متکی باشیم. /ص۵۲
-دکارت: مسافرت چیزی است تقریبا مثل حرف زدن با آدمیان قرنهای دیگر. /ص۵۴
-دکارت: اگر میخواهی جوینده واقعی حقیقت باشی، باید دست کم یکبار در عمرت تا جایی که ممکن است به همهچیز شک کنی. /ص۵۴
■(فصل هشتم: توماس هابز (۱۵۸۸-۱۶۷۹م) _سرشت آدمی بر شالودهی سودجویی و میل به قدرت استوار است. _ذهن آدمی فقط حرکتی در مغز است. _آدمیان جامعه را تشکیل میدهند تا آنان را دربرابر (وضع طبیعی) حفاظت کند. /ص۵۵)
-هابز نخستین بحثهای سکولار مدرن درباره مشروعیت حکومت را مطرح کرده است و در عین حال موفق شده به استبداد مطلق مشروعیت ببخشد. /ص۵۸
-هابز: در مرحلهی اول، میل دائم و ناآرام بشر به قدرت را مقدم بر همهی امیال دیگر او میدانم، میلی که فقط با مرگ زائل میشود. /ص۵۸
-هابز: سرشت آدمی چنین است. گرچه شاید اذعان کنند که بسیاری از مردم باهوشتر یا فهمیدهتر یا زبانآورترند، اما به سختی باور دارند که کسی داناتر از آنها یافت بشود. /ص۵۸
-هابز: خیر و شر چیزی نیستند مگر نامهایی که بر اشتیاقها و بیزاریهای ما دلالت میکنند: مطابق با مزاجهای متفاوت و دیدگاههای مختلف آدمیان، فرق میکنند. /ص۶۰
■(فصل نهم: بندیکت اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷م) _علت غایی را، هرچند که خداوند باشد، انکار کرد. _بر مفهوم منحصر به فرد آزادی انسانی پای فشرد. _خدا را یگانه جوهر دانست. /ص۶۱)
-اسپینوزا: اگر خدا نامتناهی و کامل است، چگونه اعمالش میتوانند هدفی داشته باشند؟
-از نظر اسپینوزا اگر خدا نامتناهی و کامل است، بنابراین:
۱_ خدا باید همه جا باشد و همهچیز باید به طریقی در وجود خدا باشد؛ چرا که اگر خدا جوهر نامتناهی است، پس هیچ جوهر دیگری جز او نباید وجود داشته باشد.
۲_خدا باید به ضرورت عمل کند نه به اختیار. بنابراین اعمال او نمیتوانند هدفی نهایی داشته باشند، زیرا اگر هر عملی هدفی داشته باشد، از فقدان چیزی حکایت میکند، اگر خدا فاقد چیزی باشد نمیتواند کامل باشد. /ص۶۲
-اسپینوزا: از ایدههای نو شگفتزده نشو؛ زیرا تو خود نیک میدانی که حقیقت چیزی، به آن علت که افراد بسیاری آن را نمیپذیرند، از بین نمیرود. /ص۶۴
-اسپینوزاذ ذهن آدمیان را نمیشود با سلاح فتح کرد، بلکه راهش عشق و بخشندگی است. /ص۶۵
■(فصل دهم: جان لاک (۱۶۳۲-۱۷۰۴م) _ایدههای فطری وجود ندارند. _آزادی عبارت است از توانایی (انتخاب کردن). _حقوق خداداد ما عبارتند از: حیات، آزادی و مالکیت. /ص۶۹)
-لاک را میتوان توماس هابز آسانگیر دانست. تاثیر او بر فلسفه و حکومت بسیار پر دامنه است. در اعلامیهی استقلال و قانون اساسی آمریکا، بیش از آنچه بتوانید تصور کنید، مفاهیم (لاک)یی یافت میشود. /ص۶۹
-از نظر لاک هر کدام از ما با یک لوح نانوشته (��فید) یعنی بدون هیچ اصل اخلاقی یا وجدانیِ فطری حیات خود را آغاز کردهایم. بنابراین از نظر او تمامی دانش انسان از تجربه حاصل میشود. (نظریهی تجربه باور). /ص۷۰
-لاک: مطالعه ذهن را به شناخت مجهز میکند و اندیشه است که آنچه را میخوانیم، از آن ما میکند. /ص۷۳
-لاک: والدین در شگفتاند که چرا جویبارها زهرآگین شدهاند، در حالی که خودشان سرچشمهها را زهرآگین کردهاند. /ص۷۳
-لاک: هراس از شر از در اعمال و کردار انسان اصلی بس موثرتر از تصور خیر است. /ص۷۳
-لاک: کردا انسان بهترین مفسر اندیشههای اوست. /ص۷۳
-لاک: حکومت هدفی ندارد جز حفظ مالکیت. /ص۷۴
■(فصل یازدهم: دیوید هیوم (۱۷۱۱-۱۷۷۶م) _تجربه باوری لاکی را به شک اندیشی هدایت کرد. _اساس عقلانی علت و معلول را انکار کرد. _اساس عقلانی دنیای بیرون را انکار کرد. /ص۷۵)
-هیوم: زیبایی چیزها در ذهنی است که در ذات آنها تامل میکند. /ص۷۹
-هیوم: تمام احساسات گرم و تعلقات را نسبت به نیکی، و تمام نفرت و بیزاری را نسبت به شر، فراموش و کاری کن که انسانها کاملا به این تمایزها بیاعتنا شوند. اخلاق دیگر پژوهشی علمی نیست و تمایلی به قاعدهمند کردن زندگی و اعمال ما ندارد. /ص۸۱
■(فصل دوازدهم: ایمانوئل کانت (۱۷۲۴-۱۸۰۴م) _تاثیرگذارترین فیلسوف دوران نو. _شالودهای کاملا جدید برای معرفت آدمی فراهم آورد. _بنیادی کاملا تازه برای عمل اخلاقی بیان کرد. /ص۸۳)
-کانت: هرچند کل معرفت با تجربه آغاز میشود، اما الزاما از تجربه ناشی نمیشود. /ص۸۷
-کانت: قلب آدمی اعتقاد به وجود جهان هستی بدون هدف را بر نمیتابد. /ص۸۷
-کانت: نقش دولت واقعی این است که حداقل محدودیت و صیانت را بر حداکثر آزادی افراد اعمال کند و هیچگاه آدمها را شیء نپندارد. /ص۸۷
-کانت: وقتی از ارزش اخلاقی حرف میزنیم، دغدغهی ما خود اعمال نیستند که دیده میشوند، بلکه دغدغهی ما درونه و بطن آنهاست که دیده نمیشود. /ص۸۸
برای آشنایی مقدماتی و به صورت خیلی کلی از فلاسفه و فلسفه ای که داشتند، مفیده. به عنوان یه هندبوک میشه ازش استفاده کرد ولی نمیشه این انتظار رو داشت که با توضیحات دو-سه صفحه ای متوجه کل فلسفه شد
Het heeft me een tijd geduurd, maar eindelijk heb ik dit boek uit!🎊🎉 Het was erg interessant om te lezen over een twintigtal filosofen, alhoewel de kans groot is dat ik een hoop alweer ben vergeten. De auteur is redelijk beknopt in de informatie over de ideeën van de filosofen, maar ik had het fijner gevonden als de de schrijfstijl wat toegankelijker was. Er waren veel lange zinnen met vrij lastige (filosofische) woorden en het was fijner geweest als het wat makkelijker was. Ik weet niet of dit ligt aan de stijl van de auteur of aan de vertaling. Mogelijk beide. Omdat de schrijfstijl zo lastig was, kwam ik maar moeilijk in het boek en duurde het me toch vrij lang om dit toch wel dunne boek uit te lezen. Ik ben blij dat ik hem eindelijk uit heb en het heeft me wat stof tot nadenken gegeven, maar ik weet niet of dit in lange termijn effect heeft. Ach, dan heb ik ten minste voor een korte tijd het idee gehad een amateur-filosoof te zijn.
I just found this book today in ... the bathroom of my friends :D It is really interesting as this small book gives you a brief overview of the life and philosophical principles of 24 philosophers a.o. Thales, Socrates, Plato, Benedictus de Spinoza, David Hume, Ayn Rand, W.V.O. Quine, etc... Besides the brief description of each philosopher the author lists some wonderful citations, such as :
"God is a circle whose center is everywhere and circumference nowhere." Empedocles
"Do not let your fire go out, spark by irreplaceable spark in the hopeless swaps of the not-quite, the not-yet, and the not-at-all. Do not let the hero in your soul perish in lonely frustration for the life you deserved and have never been able to reach. The world you desire can be won. It exists.. it is real.. it is possible.. it's yours." Ayn Rand
اولین کاری که باید واسه این کتاب انجام بدین اینه که جلدشو پاره کنید و بسوزونید! 😁 یه کتاب خیلی خلاصه و جمع جور واسه آشنایی ابتدایی با فلسفه و فیلسوف ها، که خوندنش هر از چندگاهی میتونه واسه یادآوری مفید باشه! اگه مثلا رابطه سقراط و افلاطون و ارسطو رو هی یادتون میره و قاطی میکنید کی شاگرد کی بوده و مثلا اگر جملات قصارِ متنسب به فلافسه رو میخواین تا باهاش تو جمع دوستاتون همه رو مجذوب خودتون کنید، واقعا کتاب بدرد بخوریه!
عالی بود. خیلی جامع و خلاصه تمام فیلسوفا رو معرفی کرده و به زبون ساده اصل حرفشونو زده. این جور کتابا که دید کلی راجع به یه حوزه ی خاص به آدم میدن خیلی خوبن. راضی ام ازش :)
This was a fine read. The chapters were very short, so most of the information about the philosophical ideas were very brief. I would've liked them a bit longer to get a better understanding of the ideas.
If you're interested in reading about some great, well-known thinkers, this book would be a good way to start.
شاید ایراد بزرگ این کتاب این باشد که بسیار مختصر توضیح دادهاست و در بسیاری مواقع حقّ مطلب را ادا نکردهاست.البته این مختصر بودن ، خود میتواند از نکات مثبت کتاب به حساب آید امّا وقتی مطلب را کامل متوجه نمیشوید اهمّیّتش را از دست میدهد. متن کتاب غیر داستانی و خشک است ، از این رو به کسانی که به دنبال متنی گیراتر برای شروع مطالعه فلسفه هستند ، کتاب "دنیای سوفی" را پیشنهاد میکنم. اگر با فلسفه آشنایی اوّلیه داشته باشید این کتاب میتواند کم و بیش به عنوان یک خلاصهی تاریخ فلسفه ، مؤثّر واقع شود.
این کتاب نظرات فیلسوفان رو از قبل از میلاد یعنی فلسفه ی پیش از سقراط و بعد از سقراط شامل می شه همین طور عقایدو جملاتی که از آنها به یادگار مونده... برای راحتی فهم موضوعات هم از شخصیتی به نام بسی گاوه کمک گرفته که از اون به عنوان مثالی برای رسوندن مفاهیم استفاده می کنه با این کتاب می شه یه قدم برای رشد فکری برداشت...
Shockingly good for a bathroom reader. Basically covers one major philospher at a time, his main ideas and then quotes from his works. From being very familiar with a few philosophers and then seeing the author's sumarization of these authors, I can say he's consise and balanced in his presentation of philosophy. Great book.
I read the Dutch Translation (Filosofie voor in bed ...). The writer makes a journey through the ages, from the great Greek to the great American philosophers. Every philosopher is characterized with three bullets, a short summary and many quotes. If you read two philosophers a day it is a great reading, and give you enough to think about for the rest of the day.
برای گرفتن سرنخ هایی اساسی درباره فلسفه غرب، واقعاً کتاب خوبی هست. نکته مثبت این کتاب سبک نگارش و ترتیب مطالب در آن است. خواندن آن را به علاقه مندان دنیای شیرین و ... فلسفه که در ابتدای راه هستند توصیه می کنم.
«فلسفه صرفاً نگرشی نسبت به زندگی نیست بلکه یکی از شاخههای خاص معارف بشری است، که از اشتیاق به کشف ماهیت چیزها ناشی شده است. فلسفه به ما یاد میدهد که چگونه فکر کنیم. فیلسوفان نه تنها به ما میگویندکه به چه چیزی فکر کنیم، بلکه به ما یاد میدهند که چگونه بیندیشیم.»